eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
782 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 1⃣1⃣ قسمت ۱۱ :
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 2⃣1⃣ قسمت ۱۲:🔻 _ وارد اتاق شد: _از دکتر مرخصی گرفتم؛ البته بعد از برگشت دکتر از ! بعد اون ، من تا چند وقت بعدش نمیام، دارم میرم پیش بابام! آقامونم که باز داره میره ! دل و دماغ اینجا و کار رو ندارم. مراجعام رو هم گفتم بدن به تو، کارتو قبول دارم بانو! ابرویی😉 بالا انداخت و گفت: _حالا کی گفته من جور تو رو میکشم؟ تابی به گردنش داد: _باید جور بکشی! خل شد پسرم👶 از دست و تو و اون «سایه». اعتراض کرد: _مگه چیکارش کردیم؟ تو بذار اون بچه بشه، اون هنوز ! جنین! همچین دهنشو پر میکنه میگه 👶 که انگار چی هست! چشم غره‌ای😠 به سایه رفت: _با نی‌نی من درست حرف بزنا! بچه‌م شخصیت داره! دلش ضعف رفت برای این مادرانه‌های آیه! _صدایی را از جدا کرد.دقیقا وسط تمام بدبختی‌هایش فرود آمد. -خانم رها مرادی، فرزند شهاب... _گوشهایش👂 را بست! بست تا نشنود صدای که درد داشت کلامش! دیگر هیچ نشنید. شنیدنش فراتر از توان آدمی بود. -رها! این صدا را در هر حالی میشنید! مگر میشود صدای پدر را نشنود؟ مگر میشود نشنود 🛎 را که قبل از تمام کتک خوردنهایش میشنید؟ این را خوب میشناخت! باید بله میگفت؟ بله میگفت و تمام میشد؟ بله میگفت و به پایان می رسید؟ میگفت و میشد؟! -بله _اجازه نگرفت از پدری که رها را رهایی پسرش کرد. صدای ِکِل نیامد... کسی نقل نپاشید🍡... تبریک نگفتند... عسل نبود... حلقه💍 نبود... هیچ نبود! فقط گریه😢 بود و گریه... صدای را میشنید؛ سر بلند نکرد. سر به زیر بلند شد از جایش. _قصد خروج از در را داشت که کسی گفت: _هنوز نکردی که! کجا میری؟ را نمیشناخت؛ حتما یکی از خانواده‌ی بودند، یکی از خانواده‌ی شوهرش! به سمت میز رفت و خودکار 🖊را برداشت و تمام جاهایی را که مرد نشان میداد کرد. خودکار🖊 را که زمین گذاشت، دست مردانه ای جلو آمد و آن را برداشت؛ حتما دست بود. افکارش را پس زد. صدای پدر🗣 را شنید که درباره‌ی آزادی دردانه‌اش حرف میزد. _پوزخندی😏 زد و باز قصد بیرون رفتن از آن هوای خفه را داشت که صدایی مانع شد: _کجا خانم؟ کجا سرتو انداختی پایین و داری میری؟ دیگه خونه‌ی🏡 بابا نیستی که خودسر باشی مثل اون ! دنبال من بیا! _و مرد🕵‍♂ جلوتر رفت! صدایش جوان بود. مقتول بود؟ این صدا صدای همسرش بود؟ چشمش به کفشهای سیاه مرد بود و می رفت. مردی با لباسهای سیاه که از نویی برق میزد. لباسهای خودش را در ذهنش مرور کرد... _عجب زن و شوهری بودند! لباسهای مستعمل شده ی خودش کجا و لباسهای این مرد کجا! مرد مقابل ماشینی🚖 ایستاد و خطاب به رها گفت: _سوار شو! _و رها رسوار شد. بودن را بلد بود! از کودکی به او آموخته بودند اینگونه باشد؛ فقط بود که به او شخصیت میداد؛ فقط آیه بود که..... 💚ادامه دارد.... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
@Barrane_eshgh1_11678645259.mp3
زمان: حجم: 6.3M
♡♥️ 🎧مجنون‌عشقۍ دید؎دِلاشِیداشد؎..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
♡♥️ واجبِ شرعۍ ؏شق‌ست سَلامـ سرِ صُبح السَلامـ اِ؎ همہ‌؎ ؏شق و مسلمانۍ من.. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
صبح آمده، برخیز و بگو: بسم الله سرشار ز نعمتی تو ماشاءالله!🌤 بسپار به ، هرچه را می‌خواهی لا حول و لا قوه الا بالله!☺️ 🌷صبحتون شهدایی🌷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
امروز ؛ تنها چیزی که نیاز دارید ، راه و برای ادامه دادن به سمت هدف است. 🌴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا