🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕋👆 مقدمه 🗓بیست و پنجم ذیقعده، همزمان با روز «دحوالارض» است. بر اساس روایات اسلامی، زمین کعبه🕋، #اول
📍نکاتی درباره اعتبار دینی و علمی این روز
👇
_ امام صادق(ع) فرمود: «همانا که خداوند زمین را از زیر کعبه🕋 تا #منا گسترش داد و سپس آن را از منا تا #عرفات گسترش داد و پس از آن از عرفات تا منا گسترده ساخت».
_همچنین امام رضا(ع) فرمودند: «در شب بیست و پنجم از ذیقعده زمین از زیر کعبه🕋 گسترش یافت».
_ روایات متعددی در این زمینه وجود دارد.
علامه طباطبایی پس از نقل این روایت میگوید: اولین #بقعهای که از زمین آفریده شد، #کعبه بود. پس از آن سایر نقاط زمین از آن گسترش یافت. سپس میافزاید: اخبار درباره «دحوالارض» و #گسترش یافتن زمین🌍 از زیر خانه کعبه، بسیار زیاد است و این روایات، نه مخالف قرآن📕 است و نه #برهان_عقلی آن را ردّ میکند.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۲۸ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۲۹ : 🔻
صدرا فکر🤔 کرد :
"معصومه هم اینقدر بیتابی کرد؟
اگر خودش بمیرد، #رویا
هم اینگونه بیتابی میکند؟
#رها چه؟
رها برایش اشک😢 میریزد؟
یا از آزادیاش غرق لذت😁 میشود و #مرگش برای او #نجات است؟"
_نگاهش روی 🖼 تابلوی «وَ إِن یَکاد» خانه ماند، خانهای🏚 که روزی زندگی در آن جریان داشت و امروز انگار خاک مرده بر آن پاشیدهاند...
📍صدرا قصد رفتن کرده بود.
با حاج علی خداحافظی 🖐کرد و خواست رها را صدا کند.
#رها، #آیه را به اتاقش برده بود تا اندکی استراحت کند. اینهمه فشار برای کودکش عجیب خطرناک است. حاج علی تقهای به در زد و با صدای بفرمایید رها، آن را گشود.
_پاشو دخترم، شوهرت👨 کارت داره؛ مثل اینکه میخواد بره.
دل❤️🩹 رها در سینهاش فرو ریخت؛
حتما میخواهد او را ببرد؛ کاش بگذارد بماند!
وقتی مقابل صدرا قرار گرفت، سرش را پایین انداخت و منتظر ماند تا او شروع کند . و انتظارش زیاد طولانی نشد:
_من دارم میرم، تو بمون پیش #آیه_خانم. هر روز بهت زنگ📞 میزنم، شماره موبایلت📱 رو بهم بده؛ شمارهی منم داشته باش، اگه اتفاقی افتاد بهم بگو. سعی میکنم هر روز یه سر بزنم که اگه کاری بود انجام بدم. خبری شد فوری بهم زنگ☎️ بزن، هر ساعتی ⏰هم که بود مهم نیست؛ متوجه شدی؟
_لبخند😊 بر لب رها آمد.چقدر خوب بود که میدانست رها چه میخواهد.
_چشم حتما...
_شمارهاش را گرفت و در گوشیاش📱 ذخیره کرد.
صدرا رفت... رها ماند و #آیهی_شکستهی حاج علی.
رها شام را زمانی که آیه خواب😴 بود آماده کرد. میدانست آیهی این روزها به خودش بیاعتناست. میدانست آیهی این روزها #گمشده دارد. میدانست #مادرانه میخواهد این آیهی شکسته؛ دلش💔 برای آن کودک در بطن مادر میسوخت؛ دلش برای تنهاییهای آیهاش میسوخت.
با اصرار فراوان اندکی غذا 🥘به آیه داد. حاج علی هم با غذایش بازی میکرد
آیه در پیچ و تاب مردش بود....
^کجایی مرد روزهای تنهاییام؟
کجایی هم نفس من؟ کجایی تمام قلبم❤️🩹؟
_ و سخت جای خالیاش درد داشت. و سخت بود نبود این روزها... سخت بود که کودکی👶 داشته باشی مردت نباشد برای پرستاری.
سخت بود سختی روزگار او.
سخت بود که مرد شود برای کودکش؛ سخت بود #مادر و #پدر شدن. جواب مادرشوهرش
را چه میداد...؟
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۲۹ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈قسمت ۳۰ : 🔻
💭به یاد آورد آن روز را:
فخر السادات: _من اجازه نمیدم بری! اون از پدرت اینم از تو... #آیه تو یه چیزی بگو!
🕊_آیه رو راضی کردم مادر من، چرا اذیت میکنی؟ خب من میخوام برم!
دل در سینهی آیه بیقراری میکرد.
دلش❤️🩹 راضی نمیشد؛ اما مانع رفتن مردش نبود. مردش برای #دین_خدا میجنگید.
مردش گفته بود اگر در #کربلا بودی چه میکردی؟ جزو #زنان_کوفی بودی یا نه؟ مردش گفته بود الان وقت #انتخاب است آیه. آیه سکوت کرد و مردش #سکوت علامت #رضایت دانست.
حال #مادرت چه میگوید مرد من؟
من #مانعت شوم؟ من #زنجیر پایت شوم؟مگر قول و قرار اول زندگیمان #بال_پرواز🕊 بودن نیست؟ مگر قول و قرار ما نبود که زنجیر⛓ پای هم نشویم؟
زیر لب زمزمه کرد:
" یا زینب کبری (سلاماللهعلیها)..."
+مردش زمزمهاش را شنید.
لبخند☺️ به تمام اضطرابهایش زد، قلبش💖 آرام گرفت.
دستهای لرزانش را مشت✊ کرد؛ مردش #حمایت خواست:
_مامان! اجازه بدید بره! میگن بهترین محافظ آدم، اجلشه، اگه برسه، #ایران و #سوریه نداره!
لبخند😀 مردش عمیقتر شد
"راضی شدی مرد من..!؟ "
مادرشوهرش ابرو 😠در هم کشید:
_اگه بلایی سرش بیاد تقصیر توئه! من که راضی نیستم.
چقدر آنروز تلاش کردی برای رضایت مادرت مرد!
_مادرش چرا نیومده؟
حاج علی قاشق را درون بشقاب 🍽رها کرد، حرف را در دهانش مزمزه کرد:
_حاج خانم که فهمید، #سکته کرد. الان حالش خوبه ها، بیمارستانه🏥؛ به «محمد» گفتم نیاد تهران، مادرش واجبتره! گفتم کارای #قم رو انجام بده که برای #تدفین مهمون زیاد داریم.
#آیه آهی کشید.
میدانست این دیدار چقدر سخت است. دست بر روی شکمش گذاشت :
"طاقت بیار طفلکم! طاقت بیار حاصل عشقم💔! ما از پسش بر میایم! ما از پس این روزا برمیایم! به خاطر پدرت، به خاطر من، طاقت بیار!"
-آیه!
پدر صدایش میکرد.
نگاهش را به پدر دوخت:
+جانم؟
_تو از پسش بر میای!
+برمیام؛ باید بربیام!
_به خاطر من..به خاطر اون بچه👶... به خاطر همه چیزایی که برات مونده از پسش بربیا! تو تکیهگاه خیلی ها هستی. یه عالمه آدم اون بیرون، توی اون مرکز به تو نیاز دارن! دخترت🧒 بهت نیاز داره!
+شما هم میگید دختره؟
_باباش میگفت دختره! اونم مثل من دختر دوست بود.🧒
+بود... چقدر زود فعل هست به بود تغییر میکنه!
_تو از پس تغییرات بر میای، من کنارتم!
رها: _منم هستم آیه! من مثل تو قوی نیستم اما هستم، مطمئن باش!
آیه لبخندی☺️ زد به دخترک شکستهای که تازه سر پا شده بود. دختری که.....
⏪ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎼سلام امام حسین...🤚💔
👆😭
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
یادی از صحن و سرایت نکنم میمیرم
وضع من را به خدا روضه ی تو سامان داد
من اگر گریه برایت نکنم می میرم
#شب_زیارتی_ارباب
السَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ❤️
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
@Barrane_eshghمنم و هوای تو_۲۰۲۵_۰۵_۲۲_۰۹_۴۰_۳۱_۵۹۳.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
😭💔
🎧حسینخلجی
منوهواےتُـو..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🍃
از صدا؎ گذرِ
آب چنان فھمیدم
تندتر از آبِ روان
عمرِ گران مۍگذرد
زندگۍ را نفسۍ
ارزشِ غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند؎
کھ ندانۍ غم چیست...☺️
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌺🍃 از صدا؎ گذرِ آب چنان فھمیدم تندتر از آبِ روان عمرِ گران مۍگذرد زندگۍ را نفسۍ ارزشِ غم خوردن نیس
سلاااام دوستان ،
عصرتون بخیر و شادی،
جمعه تون امام زمانی...💞
...فقط تُ...🌺🍃♥️
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید