eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
783 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۴۱ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۴۲ : 🔻 📍صدا گلزار شهدا 🥀را پر کرده بود: از شام بلا، شهید آوردند / با شور و نوا، شهید آوردند... جمعیت زیادی آمدند... شهید آورده بود. مارش 🎺که نواخته میشد قلبها 💓میلرزید. شهید روی به سمت جایگاه شهدا میرفت. _صدای ضجه‌های زنی می‌آمد... طاقت از کف داده بود، فقط چند سنگ قبر آن‌طرف مردش🧔‍♂ را به خاک سپرده بودند. حالا پسرش🧔 را، پاره‌ی تنش را کنار پدر میگذاشت! چه کسی توان دارد با فاصله‌ی چندسال، همسر و مادر شهید شود؟ سخت راه میرفت. تمام طول راه با بود. دلش💖 سبک شده بود، اما پاهایش👣 سنگین بود. تمام بار زندگی را روی احساس میکرد؛ " میشد همینطور هم شده، کنارم بمانی! توان در خاک گذاشتنت را ندارم!" سمت راستش بود و دست در بازوی داشت. دستی نزدیک شد و زیر بازوی دیگرش را گرفت. آیه نگاه گرداند. بود: _توئم اومدی؟ +تسلیت میگم! به محض اینکه فهمیدیم اومدیم، با دکتر و دکتر اومدیم. آیه لبخند غمگینی😕 روی لبانش نشست. "نگاه کن مرد من! هنوز مردم خوبی کردن را بلدند! ببین هنوز مردم دل❣ به دل هم میدهند و دل❤️‍🔥 میسوزانند!" 📍به قبر که رسیدند، پایین قبر بر زمین افتاد. به درون قبر و تاریک نگاه کرد. قبری که بود... قبری که بود... قبری که همه از سرازیری‌اش میگفتند و وحشت مُرده.. آیه به وحشت افتاد! 😵 "خدایا... مَردم را کجای این زمین بگذارم؟! خدایا... امان! خدایا... امانم بده! امانم بده! خدایا درد دارد این دانسته‌ها از قبر..." نماز📿 میت خواندند. جمعیت زیادی آمدند. و زیادتر میشدند. هرکس میشنید شهید آورده‌اند، خود را می‌رساند.می‌آمد تا کند! می‌آمد که بگوید قدر میدانم این از جان گذشتنت را! وقتی را درون قبر میگذاشتند، از حال رفت، رنگ باخت و نزدیک بود که درون قبر بیفتد. رها و سایه او را گرفتند. زمزمه میکرد : "یا حسین... یا حسین! به فریادش برس... تنهاش نذار! یا حسین!" _سرازیری قبر بود و رنگ پریده‌ی آیه، _سرازیری قبر بود و نگاه وحشتزده‌ی😲 ارمیا، _سرازیری قبر بود و صدرایی که معصومه را میدید که از حال رفت بود و آیه‌ای که زیر لب تلقین می‌خواند برای مردش... عشقش♡ فرق داشت یا مرگش؟! حاج علی خودش نماز📿 خواند بر جنازه‌ی دامادش. خودش درون قبر رفت و هم‌نفسِ دخترش را در قبر خواباند... خودش خواند، گذاشت و خاک ریخت... را که کشیدند، عکس روی قبر گذاشتند. آیه نگاه به عکس خیره ماند و به یاد آورد: 🕊_این عکسو امروز گرفتم، قشنگه؟ آیه نگاهی به عکس📸 انداخت: _این عکس وقتی شهید شدی به درد میخوره! خوب افتادی توش، اصلا تو لباس نظامی میپوشی خیلی میشی! سید مهدی خندید: 🕊_یعنی دادی شهید بشم؟ آیه اخم😠 کرد: _نخیرم! بعد از صد و بیست سال من خواستی شهید شو و پشت چشمی نازک کرد. آیه: "کاش زبانم لال میشد و نمیگفتم! کاش.... 💚ادامه دارد..... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
...سلام بر آن بدنی که لباس‌هایش به تاراج رفته...🥀👇
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
...سلام بر آن بدنی که لباس‌هایش به تاراج رفته...🥀👇
🥀 شهید آوینی: «درست برخلاف آنچه دشمن می پندارد، یکی از که مومنین را به می کشاند، لحظاتی این چنین است که او خود را در برابر آزمون های ایمانی پیروز می یابد و این احساس، همواره، همچون بهانه‌ای او را به خود می خواند.» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
...سلام بر آن بدنی که لباس‌هایش به تاراج رفته...🥀👇
🥀 شهید آوینی: «دشمنان انقلاب بدانند وقتی ما از گذشتیم دیگر هیچ راهی برای بر ما ندارند.» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#عروسی_خوبان #شهید_احمد_سوداگر👇🥀
در روز ازدواج به یاد شهدایی که لباسِ جهاد رختِ دامادی‌شان شد..!💌 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
☺️همینقدر عاشقانه...♥️🍃
🌹همسرش‌میگفت: توۍوصیت‌نامہ‌اش‌برایم‌نوشتہ‌بود:‌ - اگربھشت‌نصیبم‌شد؛ منتظر‌ت‌مۍمانم‌باهم‌برویم🎞🌿" همینقدر؏‌ـٰآشقانھ . . .!(:💝 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خط شڪن . . . معبری برای گذر باز ڪن ، تا امتحان عشق 💞را پس دهیم ..! حاشیه اروندرود / سال ۱۳۶۴ منطقه عملیاتی والفجر ۸ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
خط شڪن . . . معبری برای گذر باز ڪن ، تا امتحان عشق 💞را پس دهیم ..! حاشیه اروندرود / سال ۱۳۶۴ منطقه
🥀 این پلِ صراط است، همان پلی که راه، هموار کرد و خیلی‌ها را به بهشت بُرد..! 📸 اسفند ۱۳۶۳ - جزیره مجنون عکاس: مجید کریمیان 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید