دلمهوایتوراڪرد.
هوایدلمرابیهواداشتهباش💔!"
#سیدالشهدای_دلم
#عزیزمحسین
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
دلمهوایتوراڪرد. هوایدلمرابیهواداشتهباش💔!" #سیدالشهدای_دلم #عزیزمحسین 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دع
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽دلت که گرفت با کسی درد دل کن که آسمونی باشه...💔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽دلت که گرفت با کسی درد دل کن که آسمونی باشه...💔🍃 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید .آنها شما را نزد ابا عبدالله الحسین علیه السلام یاد میکنند☺️🍃
#شهیدمهدیزینالدین
#یادشهداباصلوات
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💔به یاد شهدای تنگهی ابوقریب...👇
کاش میشد بچهها را جمع کرد
سنگر آن روزها را گرم کرد،
کاش میشد بار دیگر جبهه رفت
جنگ عشقی کرد و تیری خورد و رفت...
💔😔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♡••
جُـز در "صفاے اشـڪ" دلَـمـ وا نمۍشود
"بــــــــاران" بہ دامَـن است هواے گرفتہرا..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♡•• جُـز در "صفاے اشـڪ" دلَـمـ وا نمۍشود "بــــــــاران" بہ دامَـن است هواے گرفتہرا.. 👈🌹کوچههای آ
♡••
خُـدا دیوانِ شعرش را
نشان دادهست با زینب
ألم نَشـــــــرَح لڪَ زِینَب
و مــــــٰا ادراڪَ ما زِینَب..👌🖤
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💔به یاد شهدای تنگهی ابوقریب...👇
▫️آن روزها که دشمن به "جانمان" حمله کرد، شهدا ما را شرمندہ خود کردند.
▫️ نکند این روزها که دشمن به "نانمان" حمله کردہ است شرمندہ شهدا شویم.
#شادی_روح_شهدا_صلوات
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
▫️آن روزها که دشمن به "جانمان" حمله کرد، شهدا ما را شرمندہ خود کردند. ▫️ نکند این روزها که دشمن به
#27دی_ماه_سالروزشهادت #شهیدنواب_صفوی
🔰اسلام درسخوان زیاد دارد، سگ ندارد که پای دشمنان را بگیرد!!🤔🐕🦺
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#27دی_ماه_سالروزشهادت #شهیدنواب_صفوی 🔰اسلام درسخوان زیاد دارد، سگ ندارد که پای دشمنان را بگیرد!!
♦️قرار شد با شهید نواب برای ناهار و دیدن علامه امینی به منزل ایشان برویم.
♦️در آن دیدار علامه به نواب گفتند : من حیفم میاید شما در ایران بمانید ، شما را می کشند ، بیایید بروید نجف درس بخوانید با استعدادی که شما دارید مرجع خواهید شد.
♦️ شهید نواب به علامه گفت:اسلام درسخوان زیاد دارد، سگ ندارد که پای دشمنان را بگیرد.
♦️علامه امينی چشمهايش پر از اشك شد، سرش را انداخت پايين و از اتاق بيرون رفت و ديگر صحبتي نشد.
😭🖤🍃
📚 خاطرات محمدمهدی عبدخدایی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید