🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۹۹ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈قسمت ۱۰۰ : 🔻
📍زینب از روی #تاب به زمین افتاد...
گریهاش🥺 گرفت... از تاب دور شد و زد زیر گریه! 😢
آیه رفته بود برایش بستنی🍦 بخرد.
بستنی نمیخواست! دلش♡ تاب میخواست و پسرکی 👦که جایش را گرفته بود و او را زمین زده بود.
پسرکی که با #پدرش بود...
گریهاش شدیدتر😭 شد! او هم از این #پدرها میخواست که #هوایش را داشته باشد. #تابش دهد و کسی به او #زور نگوید!
+مردی مقابلش روی زمین زانو زد. دست پیش برد و اشکهایش را پاک کرد.
-چی شده عزیزم؟
زینب سادات: _اون پسره👦 منو از تاب انداخت پایین و خودش نشست! من کوچولوئم، #بابا ندارم!
زینب سادات هقهق🙁 میکرد و حرفهایش بریده بریده بود. دلش💔 شکسته بود.
دخترک🧒 #پدر میخواست...
تاب میخواست! شاید دلش♡ مردی به نام #پدر میخواست که او را تاب بدهد... که کسی او را از #تاب به زمین نیندازد!
ارمیا دلش💗 لرزید...دخترک را در آغوش کشید و بوسید😘.
زینب گریهاش بند آمد:
_تاب بازی؟
ارمیا 🧔به سمت تاب رفت و به پسرک👦 گفت:
_چرا از روی تاب انداختیش؟
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
مرا گردرتمنایتـُــــــوآیدصدبلابرسر؛
زِسربیروننخواهمکردهرگزاینتمنارا..
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مۍخوامـ برمـ "ڪربَلا" ولۍ نمیدونمـ
تحمل گرماے "ڪربَلا" را دارمـ یا نھ..!؟
#بشنوید
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
😔😭
منطقھے مَحرومـ
یعنۍ همین چِشمھاےِ مَنـ (:
ڪھ از دیدنِ ڪربلا مَحرومـ اسٺ..💔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
@Barrane_eshgh1_13136968633.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
🖤💔
🎧امیرڪرمانشاهۍ
چشماتوببندخیالڪن..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
☺️🌤
بالاخرھیڪروزصُبــــح
چشمبازمۍڪنمـ روبھحرمٺ..!
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♥️
ڪربلاهرڪسنرفتہبارضامطرحڪند
از میانِ پنجره فـولاد امضا مۍرسد..!
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید