خاطرات علم_شماره 1.docx
22.9K
{📓-🖋.🖇
گزيدهاي ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
🎬| قسمت1⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
سهشنبه ۱۳۵۵/۲/۲۱ :
فعلاً ما در تهران، همدان، تبريز، وحدتي (دزفول)، اميديه (خوزستان)، شيراز، بندرعباس و بندر چابهار، پايگاههاي مهم هوايي شكاري داريم كه ارزش دفاعي همهي آنها 2-C يعني در سطح بالاي دفاعي آمريكا قرار دارد. خدا به شاه عمر بدهد. امر فرمودند بايد 1-C بشويد و از آمريكا هم جلو بيفتيد. فعلاً بهترين هواپيماي ما f-4 است ولي به زودي f-14 جاي آن را ميگيرد كه خيلي از لحاظ كيفيت عالي است و هر عدد 17مليون دلار ارزش دارد.
....
همه چيز به موازات يكديگر پيشرفت دارد. اين يعني كشوري
كه واقعاً پيشرفت ميكند و من درقلبم افسوس ميخورم براي غفلتهاي كوچك دولت كه مردم را ناراضي ميكنند. مثلاً يك روز پياز نيست، يك روز گوشت نيست، يك روز تخم مرغ نيست. چرا بايد اين مسائل جزئي در مسير يك پيشرفت بزرگ كلي و ملي، مردم را ناراضي نگاه دارد؟ يا مثلاً رفتار مأمورين با مردم؟ واقعاً گاهي همان اندازه كه از صميم قلب به شاه دعا ميكنم، به دولت نفرين ميفرستم.(ص91)
🎬| قسمت2⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
➖➖➖➖➖➖
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
دوشنبه 31/3/1355: ...قبل از حركت كه در باغ كاخ مرمر رامسر منتظر بوديم كه ساعت 11 شاهنشاه به هتل تشريف ببرند و آنها را بردارند، علياحضرت شهبانو غفلتاً فرمودند كه به نظر من مردم از ما خسته شدهاند و ديگر احساس نميكنم كه با حرارت و عشق دست ميزنند. خيلي باعث تعجب شد... من ديدم شاهنشاه خيلي ناراحت شدند و ميخواهند يك حرف تند بزنند، ناچار مداخله كردم و به عرض مبارك رساندم كه چون خودتان چنين محاسباتي پيش خود ميفرماييد، تصور ميكنيد كه مردم هم بايد همينطور فكر بكنند.(ص162-161)
🎬| قسمت3️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
پنجشنبه 21/5/1355: دو ساعتي با [محمدجعفر] بهبهانيان، معاون مالي دربار به امور مالي و اداري دربار رسيدگي كردم. من هميشه ذخيرهاي در دربار دارم. حال هم حدود صد مليون توماني پول براي مخارج غيرمترقبه و غيراداري شاهنشاه در ذخيره و گردش نگاه ميدارم، ولي موضوع را فقط بهبهانيان و خودم ميدانيم، چون اگر به عرض شاهنشاه دريادل كه پول در نظر او با خاك برابر است برسد، يك روزه تمام ميشود.(ص199)
🎬| قسمت4️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
دوشنبه 25/5/1355: عرض كردم، پريروز در نوشهر صحبت از صرفهجويي شد. بعد غلام به اين فكر افتادم كه امسال براي تولد والاحضرت همايوني يك عدد رولزرويس تقديم ميكنم، نكند احياناً علياحضرت شهبانو بفرمايند والاحضرت را به اسراف و تبذير آشنا ميكنم، لازم نيست. آن وقت آبرويي پيش نوكرها براي غلام باقي نميماند. اين است كه از حالا خاطر مبارك را آگاه ميكنم و جسارتاً اجازه ميخواهم. فرمودند، اين يك مطلب خصوصي است، به كسي چه ربطي دارد؟ عرض كردم، زير سايهي اعليحضرت همايوني خيلي پول دارم. پارسال امر فرموديد پنجاه مليون تومان زمين به دولت فروختم. وقتي پول دارم نميتوانم خودم را به گدايي و ننه من غريبم كه معمول به ايران است، بزنم.(صص205-204)
🎬| قسمت5️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
[In reply to صبح اُمید]
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
شنبه 6/6/1355: ... سفير انگليس را پذيرفتم قدري كارهاي تجارتي، منجمله ساختن كارخانهي اسلحهسازي اصفهان كه [هزينهاش] سر به جهنم خواهد زد، با من مذاكره كرد. به او گفتم در مورد كار اصفهان بايد ما مطمئن شويم كه شما كلاه سر ما نميگذاريد. اين صورت مخارجي كه ميدهيد، وحشتناك است. چه طور يك عملهي فيليپيني كه آوردهايد در روز يك كيلو گوشت ميخورد، كاري كه هفتصد هشتصد مليون پوند خرج برميدارد، چه طور ممكن است اين قدر بيمحابا خرج كرد؟(ص218)
🎬| قسمت6️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
سهشنبه 30/6/1355: عرض كردم، خانم [فريده] ديبا ميخواهند به روماني بروند، اجازه مرحمت ميفرماييد مخارج سفر و هدايا و غيره حاضر كنيم؟ خنديدند و فرمودند، البته، درويش خانم حالا ميخواهند بروند پيش خانم اصلان كه جوان بشوند! (خانم اصلان خانمي است در روماني كه ادعا ميكند دواهايي ميدهد كه شخص را جوان ميكند).(ص262)
🎬| قسمت7️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
دوشنبه 15/6/1355: عرض كردم، هرچه محصول خوب باشد، پول هم زياد است، مردم ميخرند و ميخورند و لازم است يك نكته[اي] را به عرض مبارك برسانم كه در اين ماه رمضان در شهر، نه گوشت، نه مرغ، نه تخممرغ، پيدا ميشود و اين بسيار بد است. فرمودند، آخر ميخرند و احتكار ميكنند. عرض كردم، اگر برنامهاي باشد و مردم اطمينان پيدا كنند كه آنچه به دستشان ميرسد، دنباله دارد، هيچكس احتكار نميكند.(ص235)
🎬| قسمت8️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
شنبه 6/9/1355: صحبتهاي ديروز ژوزف كرافت را عرض كردم كه ميگفت قطعاً دستگاه كارتر با شما مخالف خواهد بود، زيرا كه دستگاه شما درست برخلاف آمال انتخاباتي او عمل ميكند. اولاً خريد اسلحه اينقدر در يك كشور خاورميانه مصلحت نيست. ثانياً شما پيشواي گران كردن قيمت نفت هستيد. ثالثاً در كشور شما آزادي نيست. رابعاً [حقوق بشر] human rights رعايت نميشود و غيره و غيره. از او پرسيدم خوب، راهحلي كه شما براي رفع اين عيب پيشنهاد ميكنيد چيست؟ گفت،[يكي] اينكه شاهنشاه فوري به ديدن كارتر تشريف ببرند و با او مذاكره نمايند.(ص346)
شاهنشاه فرمودند، بسيار خوب جواب دادي. مگر اينها ميتوانند از موقعيت كشور من يا از خريدهاي ما ساليانه با مخلفات 4 ميليارد دلار و ظرف ده سال حدود پنجاه ميليارد دلار بگذرند؟... فرمودند، همين الان مشغول مذاكره با وزير تجارت خارجي شوروي براي خريد توپهاي دورزن روسي و ساير انواع اسلحهها هستيم. تانك را هم از اروپا و هواپيما را هم از فرانسه ميخريم تا ببينم آقايان آن وقت به چه روزي خواهند افتاد.(ص348)
🎬| قسمت9️⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
➖➖➖➖➖➖➖
@memelat
{📓-🖋.🖇
گزيدهای ازجلدششم«يادداشتهاي علم»
[خاطرات وي از ابتداي سال 1355 تا هنگام كنارهگيري از مقام وزارت دربار در اواسط مرداد 1356]
از يكشنبه 12/11/1355 تا پنجشنبه 30/11/1355: تمام در منزل بستري بودم... دلخوشي من در اين مدت صحبت كردن با شاهنشاه، هر روز يا يك در ميان، وسيله تلفن بود. ولي براي كارهاي مختلف، روزي يك يا دو عريضه هم عرض ميكردم كه بعضي كه سري نبود برميگرداندند و بقيه را نگه ميداشتند. يعني البته پاره ميفرمودند... تب من خيلي خفيف بود، ولي يك روز خيلي شديد شد كه شاهنشاه امر فرمودند ديگر فوري حركت كن و به اروپا برو. خواستم با پرواز مستقيم ارفرانس به اروپا بيايم، معلوم شد شب به علت برف شديد نخواهد توانست از خاور دور كه ميآيد، تهران بنشيند. اين بود كه امر فرمودند ظرف چند ساعت يك هواپيماي بوئينگ 707 ايراناير حاضر كردند و خانم علم و من و پرويز [خزيمه علم]، پسر خواهرم، حركت كرديم و همان شب ساعت 9 وارد پاريس شدم.(صص397-396)
اما در تمام اين مدت بيكاري در منزل، فكر بسيار ناراحتي داشتم. از ناراحتي و عدم رضايت مردم و شكستي كه در كار نفت خورديم و تاريكي افق سياست با آمريكا كه در اين زمينه ناچار عريضه عرض كردم و خلاصهاش را در يادداشتهاي يكي از اين روزهاي بستري نوشتهام كه البته پاره فرمودند و برنگرداندند.(ص397)
🎬| قسمت0⃣1⃣
#پهلوی_بدون_روتوش🎭
#خاطرات_علم📔
#صبح_امید🌤
➖➖➖➖➖➖➖
@memelat
📍 #پوستر_نمایشگاهی
🔰 پنجمین مجموعه از پوسترهای نمایشگاهی باعنوان
#خاطرات_علم
🔻 مناسب برای نصب در اماکن عمومی و تابلوهای مساجد در دهه فجر
➖➖➖➖➖➖➖
@memelat
🇮🇷
🖼 #پوستر | مجموعه از پوسترهای نمایشگاهی باعنوان
#خاطرات_علم
❄️🌹❄️
🌐 فایل با کیفیت👇👇
https://b2n.ir/g86091