eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
68.1هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
2.8هزار ویدیو
70 فایل
﷽ 🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر
مشاهده در ایتا
دانلود
#پیامبر خدا صلى الله عليه وآله: 💠إنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِیَامَةِ، إضَاعَةَ الصَّلَوةِ، وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ، وَ الْمَیْلَ مَعَ الاْ هْوَآءِ، وَ تَعْظِیمَ الْمَالِ، وَ بَیْعَ الدِّینِ بِالدُّنْیَا؛ فَعِنْدَهَا یُذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ وَ جَوْفُهُ کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَآءِ، مِمَّا یَرَی مِنَ الْمُنْکَرِ فَلاَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یُغَیِّرَهُ... ❇️ از نشانه‌هاى فرا رسيدن و نزديک شدن قيامت، تباه ساختن نماز، پيروى از شهوت‌ها، تمايل به هوس‌ها، بزرگداشت ثروت و فروختن دين به دنياست. در آن شرايط، همچنان كه نمک در آب حل مى‌شود، قلب مؤمن در درونش آب مى‌شود، به خاطر منكراتى كه مى‌بيند و توانِ تغيير دادن ندارد. 📚 بحارالانوار، ج ۶ ص ۳۰۵ #حدیث_روز #داستانهای_آموزنده •✾📚 @Dastan 📚✾•
#پيامبر صلي الله عليه و آله: يُغفَرُ لِصاحِبِ الأضحِيَّةِ عِندَ أوَّلِ قَطرَةٍ تَقطُرُ مِن دَمِها ؛ با ريختن اوّلين قطره خون قربانى [به زمين] ، صاحب قربانى آمرزيده مى شود. 📚كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 214 #داستانهای_آموزنده •✾📚 @Dastan 📚✾•
✨﷽✨ 🔴عفو بی نظیر ✍عبدالله بن عباس گوید: وقتی (ص)به جنگ بنی اَنمار می رفت،در محلی فرود آمد و سپاه اسلام نیز توقف کرد. در آنجا از لشکر دشمن کسی دیده نمی شد.پیامبر برای قضای حاجت از لشکر دور شد. در همان حال باران شروع به باریدن کرد.به طوری که آب زیادی بر زمین جاری شد و باعث شد تا برگشت پیامبر دشوار شده وبین او ولشکر فاصله بیفتد. پیامبر بدون هر وسیله دفاعی در زیر درختی نشست تا باران و جریان آب بند بیاید که در این هنگام حویرث بن حارث محاربی اورا مشاهده کرد. به یاران خود گفت:این محمد است که از اصحاب خود جا مانده است،خدا مرا بکش اگر او را نکشم! به طرف پیامبر حرکت کرد،چون نزدیک او رسید شمشیر کشید وحمله کردو گفت:چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ پیامبر درزیر لب این دعا را زمزمه کرد: «اللهُم اکفِنی شَرَّ حُویرث بنِ الحارِث بِما شِئتَ» خدایا!هرگونه که می خواهی مرا از شر حویرث حفظ فرما. همین که حویرث خواست شمشیر خود را با قدرت بر حضرت فرود آورد،لغزید و شمشیر از دست او افتاد. پیامبر به سرعت شمشیر را از زمین برداشت و فرمود: اکنون چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ عرض کرد: هیچ کس. حضرت فرمود: ایمان بیاور تا شمشیرت را به تو باز گردانم. گفت:ایمان نمی آورم ولی پیمان می بندم که با تو و پیروانت نجنگم و به کسی که بر علیه توست کمک نکنم. حضرت شمشیر را به او داد.حویرث سلاح خود را گرفت و گفت:والله!تو از من بهتری! حضرت فرمود:من باید از تو بهتر باشم! وقتی حویرث به طرف یاران خود برگشت،پرسیدند:چه شد که شمشیر کشیدی اما پیروز نگشتی؟ وچه شد که افتادی در حالی که کسی تو را نینداخت؟ گفت:همین که شمشیر کشیدم مثل این که کسی بر کتف من بزند بر زمین افتادم وشمشیر از دستم افتاد.محمد آن را برداشت و اگر می خواست مرا بکشد می توانست،ولی نکشت به من گفت:اسلام بیاور! قبول نکردم اما پیمان بستم با او نجنگم و کسی علیه او نشورانم. 📚 محجه البیضاء ، ج 4 ، صفحه 147. ✾📚 @Dastan 📚✾
✨﷽✨ 🔴 به دیگران حسادت نکنید ✍ اکرم صلی الله علیه وآله برای مردی از انصار شهادت داد، که او از اهل بهشت است. مردم می خواستند بدانند که علت بهشتی بودن او چیست؟ وقتی از احوال و اعمال او جست و جو کردند فهمیدند، عمل زیادی انجام نداده است. مگر این که وقتی از رختخواب خود بر می خیزد ذکر خدا می گوید و شب که می خوابد جز برای صبح برنمی خیزد. از او سؤال شد تو چه عمل خاصی انجام می دهی که بهشتی شده ای؟ او در جواب گفت: کاری جز آنچه می دانستید انجام نمی دهم، مگر این که نسبت به مسلمانی نمی کنم و بر کسی که خداوند نعمتی به او داده است نمی ورزم. 📚 محجه البیضاء ، ج 5 ص 325 🔅حضرت علیه السلام فرمود: خداوند فرموده است: دشمن نعمت من است و از قضای من، در خشم است و از آنچه قسمت بندگانم کرده ام ناراضی است. 📚 محجه البیضاء ، ج 8 ص 156 📚 قصه های تربیتی / محمد رضا اکبری ، ص 50 ✾📚 @Dastan 📚✾
🔴 به دیگران حسادت نکنید ✍ اکرم صلی الله علیه وآله برای مردی از انصار شهادت داد، که او از اهل بهشت است. مردم می خواستند بدانند که علت بهشتی بودن او چیست؟ وقتی از احوال و اعمال او جست و جو کردند فهمیدند، عمل زیادی انجام نداده است. مگر این که وقتی از رختخواب خود بر می خیزد ذکر خدا می گوید و شب که می خوابد جز برای صبح برنمی خیزد. از او سؤال شد تو چه عمل خاصی انجام می دهی که بهشتی شده ای؟ او در جواب گفت: کاری جز آنچه می دانستید انجام نمی دهم، مگر این که نسبت به مسلمانی نمی کنم و بر کسی که خداوند نعمتی به او داده است نمی ورزم. 📚 محجه البیضاء ، ج 5 ص 325 🔅حضرت علیه السلام فرمود: خداوند فرموده است: دشمن نعمت من است و از قضای من، در خشم است و از آنچه قسمت بندگانم کرده ام ناراضی است. 📚 محجه البیضاء ، ج 8 ص 156 📚 قصه های تربیتی / محمد رضا اکبری ، ص 50 ✾📚 @Dastan 📚✾
♥️ صلي الله عليه و آله: 🍃 بدانيد كه ترين مردم كسى است كه 👈 پروردگارش را بشناسد و از او پيروى كند، 👈 دشمنان خدا را بشناسد و از آنان نافرمانى كند، 👈 جايگاه ابدى خود را بشناسد و آن را آبادكند 👈 و بداند به زودى به آنجا سفر خواهد كرد و براى آن، توشه بردارد. 📚اعلام الدين، ص337، ح 15 ‌ ✾📚 @Dastan 📚✾
🔴 نابود کننده حسنات ✍ اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: روز فردى را مى آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى دارند و كارنامه اعمالش را به او مى دهند، اما خودرا در آن نمى بيند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من در آن طاعات خود را نمى بينم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطا مى كند و نه فراموش. عمل تو به سبب كردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد ديگرى را مى آورند و كارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى كند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من اين طاعات را بجا نياورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم. 📚جامع الأخبار، ص 412 ✾📚 @Dastan 📚✾
🔴 ریزش گناهان با نماز ✍بوعثمان مى گوید: من با سلمان فارسى زیر درختى نشسته بودم ، او شاخه خشكى را گرفت و تكان داد همه برگهایش فرو ریخت . آنگاه به من گفت: نمى پرسى چرا چنین كردم؟ گفتم: چرا این كار را كردى؟ در پاسخ گفت: یك وقت زیر درختى در محضر (ص) نشسته بودم، حضرت شاخه خشك درخت را گرفت و تكان داد تمام برگهایش فرو ریخت. سپس فرمود: سلمان ! سۆال نكردى چرا این كار را انجام دادم؟ گفتم: منظورتان از این كار چه بود؟ 🔺فرمود: وقتى كه مسلمان وضویش را به خوبى گرفت، سپس پنچگانه را بجا آورد، او فرو مى ریزد، همچنان كه برگهاى این درخت فرو ریخت. 📚‍ بحار ج82 ، ص319 ✾📚 @Dastan 📚✾
🔴 نابود کننده حسنات ✍ اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: روز فردى را مى آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى دارند و كارنامه اعمالش را به او مى دهند، اما خودرا در آن نمى بيند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من در آن طاعات خود را نمى بينم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطا مى كند و نه فراموش. عمل تو به سبب كردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد ديگرى را مى آورند و كارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى كند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من اين طاعات را بجا نياورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم. 📚جامع الأخبار، ص 412 ‌‌ ✾📚 @Dastan 📚✾
یه مقایسه بسیار عجیب ۱_ چون اون آقا اهل هست و فلان اشتباه رو کرد، پس من دیگه مسجد نمیرم!😶 ۲_ چون فلان کس که میخونه، فلان کار رو انجام داد، پس من دیگه نماز نمی‌خونم!😐 ۳_ چون فلان خانم که هست، فلان اشتباه رو انجام داد، پس من دیگه چادر نمی پوشم!😑 *یه سوال خیلی مهم:*⁉️ ۱_ چرا هیچ کس نمیگه (چون فلانی که چلوکباب می خوره، فلان اشتباه رو کرد من دیگه چلوکباب نمیخورم؟)😜🥙 ۲_ چرا هیچ کس نمیگه (چون فلانی که بنز آخرین سیستم رو سوار هست، دزدی کرد ، من دیگه بنز سوار نمی شم؟)🚖 ۳_ چرا هیچ کس نمیگه( چون فلان خانم ، فلان اشتباه رو کرد، من دیگه باحجاب میشم؟)😉 *چرا ما سریع از دین مایه میذاریم، نه از دنیا؟!*🤫 هیچ کس به غیر از اسلام صل الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم ‌السلام نیست. پس هر کسی ممکنه اشتباه کنه.(انسان ممکن الخطاست، جایز الخطا نیست) پس بخاطر دین و ایمان، سر خدا و خداپرستها منت نذاریم. انقدر هم سریع دین گریز نشیم. ✾📚 @Dastan 📚✾
✅شبیه_شویم! امام حسین علیه‌السّلام فرمود: از پدرم از وضع مجلس صلّی اللّٰه علیه و آله پرسیدم، فرمود: آن حضرت در هیچ مجلسی نمی‌نشست و بر نمی‌خاست مگر به یاد خدا. در مجالس جای مخصوصی برای خود انتخاب نمی‌کرد و از این کار نیز نهی می‌نمود. هر گاه به گروهی می‌پیوست هر جا که خالی بود می‌نشست و دیگران را نیز دستور می‌داد که چنین کنند. حق هر یک از اهل مجلس را ادا می‌کرد و کسی از آنان نمی‌پنداشت که دیگری نزد آن حضرت از او گرامی‌تر است. با هر کس می‌نشست به قدری صبر می‌کرد تا خود آن شخص بر خیزد و برود. هر کس از او حاجتی می‌خواست باز نمی‌گشت مگر آنکه یا به حاجت خود رسیده بود یا به بیان خوشی از آن حضرت دلخوش گشته بود. خوی نیکش شامل همه بود به حدّی که مردم او را پدری مهربان می‌دانستند و همه در حق، نزد او برابر بودند. مجلس او مجلس حلم و حیا و صداقت و امانت بود. در آن آوازها بلند نمی‌شد و عِرض و آبروی کسی نمی‌ریخت و اگر از کسی لغزشی سر می‌زد جای دیگر بازگو نمی‌شد. اهل مجلس با یک دگر عادلانه رفتار می‌کردند و بر اساس تقوا با هم رفاقت و دوستی می‌نمودند. با یک دگر فروتن بودند، مهتران را احترام می‌کردند و با کهتران مهربان بودند. • سنن‌النبی، علامه‌سیدمحمدحسین‌طباطبایی‌«ره»، صفحه۲۰ ✾📚 @Dastan 📚✾
🔰، سند حقانیت علیهم السلام ✨﷽✨ بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ . ( ۲۴ ذی الحجه سالروز مباهله ) 🔸️فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ. آل‏ عمران: آیه ۶۱ 🔸️(هر گاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسیح) به تو رسیده،[باز] کسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:” بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. 🔸️شان نزول: گفته‏ اند که این آیه و آیات قبل از آن در باره هیات نجرانى مرکب از عاقب و سید و گروهى که با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پیامبر رسیدند و عرض کردند: آیا هرگز دیده‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در این هنگام آیه” إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ …” نازل شد و هنگامى که صلی‌الله علیه و آله و سلّم آنها را به مباهله دعوت کرد، آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به‏ شخصیتهاى نجران، (روحانى بزرگشان) اسقف به آنها گفت: ” شما فردا به محمد نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزى در بساط ندارد، فردا که شد پیامبر آمد در حالى که دست على بن ابى طالب را گرفته بود و حسن و حسین در پیش روى او راه مى‏رفتند و فاطمه پشت سرش بود. 🔸️نصارى نیز بیرون آمدند در حالى که اسقف آنها پیشاپیش شان بود، هنگامى که نگاه کرد پیامبر با آن چند نفر آمدند، در باره آنها سؤال کرد، به او گفتند: 🔸️این پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از هستند و آن بانوى جوان دخترش است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک‏ترین افراد به قلب او است … 🔸️سید به اسقف گفت:” براى مباهله قدم پیش گذار”. گفت: نه، من مردى را مى‏بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام مى‏کند و من مى‏ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا یک سال بر ما نمى‏گذرد در حالى که در تمام دنیا یک نصرانى که آب بنوشد وجود نداشته باشد. 🔸️اسقف به پیامبر اسلام عرض کرد:” اى ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمى‏کنیم بلکه مصالحه مى‏کنیم، با ما مصالحه کن، پیامبر با آنها مصالحه کرد که دو هزار حله ( قواره پارچه خوب لباس) که حداقل قیمت هر حله‏اى چهل درهم باشد، و عاریت دادن سى دست زره، و سى شاخه نیزه، و سى رأس اسب، در صورتى که در سرزمین یمن، توطئه‏اى براى مسلمانان رخ دهد، و پیامبر ضامن این عاریتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‏اى در این زمینه نوشته شد. 🔸️و در روایتى آمده است اسقف مسیحیان به آنها گفت:” من صورتهایى را مى‏بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوه‏ها را از جا برکند چنین خواهد کرد، هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و یک نصرانى تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند. 📚منبع: تفسیر نمونه، جلد ‏۲، صفحه ۵۸۰ 🌺الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم🌺 ✾📚 @Dastan 📚✾