eitaa logo
داستان آموزنده 📝
16.4هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
12 فایل
تبلیغات و ارتباط👇👇 @ad_noor1 داستانهای مذهبی و اخلاقی درسی برای زندگی روزمره را اینجا بخوانید👆👆 ☆مشاوره اخلاقی=> @Alnafs_almotmaenah . .
مشاهده در ایتا
دانلود
👈 از برنامه های طولانی آشپزی خسته شدی؟😱 ⭕️بیا اینجا تا بهت تو 1 دقیقه آشپزی یاد بدم😍 اینجا 1 دقیقه ایی یاد میگیری🔰🔰 ‎‌‌‌‌‌‌https://eitaa.com/joinchat/2769682510C6805f24c5e
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
😒تا کی میخوای مثل مامان بزرگا با و و۰۰۰ از مهمونات پذیرایی کنی 😏😕 دیگه آدم خودشم میکشه😞😖 بیا اینجا تو 1دقیقه کلی چیزایی خوشگل و آموزش ببین 👇 و نداشته باشی اشکال نداره ❌❌ https://eitaa.com/joinchat/2769682510C6805f24c5e کلی ایده فقط تو 1 دقیقه😍
✨﷽✨ # پندانه ✅شیطان در پی پرتاب تیر خلاص است ✍فردی کیسه‌ای طلا در باغ خود دفن کرده بود و بعد از مدتی یادش رفت کجا دفنش کرده. پس نزد مرد فهیم و فقیهی رفت. مرد فقیه گفت: نیمه‌شب برخیز و تا صبح نماز بخوان. اما باید مواظب باشی که لحظه‌ای ذهنت نزد گمشده‌ات نرود و نیت عبادت تو مادی نشود.نیمه‌شب به نماز ایستاد و نزدیک صبح یادش افتاد کیسه را کجای باغ دفن کرده است. سریع نماز خود را به‌هم زد و بیل برداشت و به سمت باغ روانه شد. محل را کند و کیسه‌ها را در آغوش کشید.صبح شادمان نزد مرد فقیه آمد و بابت راهنمایی‌اش تشکر کرد. مرد فقیه گفت: می‌دانی چه کسی محل سکه را به تو نشان داد؟ مرد گفت: نه.فقیه گفت: کار شیطان بود که دماغش بر سینه‌ات کشید و یادت افتاد. مرد تعجب کرد و گفت: به خدا برای شیطان نمی‌خواندم. مرد فقیه گفت: می‌دانم، خالص برای خدا بود. شیطان دید اگر چنین پیش بروی و لذت عبادت و راز و نیاز و سجده شبانه را بدانی، دیگر او را رها می‌کنی. نزدیک صبح بود، لذت عبادت شبانه را ملائک می‌خواستند بر کام تو بچشانند که شیطان محل طلاها را یاد تو انداخت تا محروم شوی.اگر یک شب این لذت را درک می‌کردی، برای همیشه سراغ عبادت نیمه‌شب می‌رفتی. شیطان یادت انداخت تا نمازت را قطع کنی. چنانچه وقتی قطع کردی و رفتی طلاها را پیدا کردی، دیگر نمازت را نخواندی و خوابیدی.و اینجا بود که شیطان تیر خلاص خود را به سمت تو رها کرد. اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande
✍️با توجه به تخریب رهبر انقلاب و دولت سید ابراهیم رئیسی در روزهای اخیر توسط رسانه‌های ضدانقلاب و جریان اصلاح‌طلب، کانال رسمی «فصل بیداری» جهت روشنگری و پاسخ به شبهات سیاسی تاسیس شد. جهت عضویت کلیک کنید👇 https://eitaa.com/joinchat/1635647570C3725f53a3d
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
🔴قیمت‌ جدید مرغ، تخم‌مرغ، روغن و لبنیات اعلام شد برای مشاهده قیمت‌ها کلیک کنید👇 http://eitaa.com/joinchat/1684144128C592f3e217d
✍در کتاب من لایحضره الفقیه آمده است: مردی نزد نبی مکرم اسلام (ص) آمد و گفت: هلاک شدم و هلاک کردم. حضرت از او پرسیدند: چه اتفاقی افتاده است؟! مرد گفت: روزۀ خود و همسرم را در ماه رمضان باطل کردم. حضرت فرمودند: ناراحت نباش! بنده‌ای را کفارۀ آن گناه خود آزاد نما! گفت: نمی‌توانم. حضرت فرمودند: دو ماه پی در پی روزه بگیر. گفت: طاقت آن ندارم. فرمودند: شصت مسکین اطعام کن. گفت: چیزی ندارم. 🍀نبی مکرم اسلام (ص) خوشۀ خرمایی آن گاه هدیه آوردند و آن را به او بخشیدند و گفتند: این را بگیر و صدقه بده! مرد گریست و گفت: به خدا قسم در مدینه از خانوادۀ من محتاج‌تر کسی نیست. حضرت فرمودند: خرما را بردار و برای خانواده خود ببر که کفارۀ گناهان توست. مرد از این که در اسلام این همه بخشش و درک مراعات مسلمان است زار زار گریست و گفت: چه دینِ مهربان و رئوفی که گناه مرا بخشید و بخاطر گناهی که کرده بودم به کفارۀ آن حتی مرا طعام رساند. 📌از این روایت کاملا واضح است هر کجا حق تعالی انسان را امر به انجام امری نموده است برای رفاه حال مسلمانان بوده ولاغیر، زیرا حق تعالی از هر چیزی بی‌نیاز است. ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌ اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande
پسرکی دو سیب در دست داشت🍎🍃 مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی؟ پسرک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب ! لبخند روی لبان مادر خشکید! سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بیا مامان! این یکی ، شیرین تره! مادر ، خشکش زد چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود. هر قدر هم که با تجربه باشید قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد . اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande
👌 مردی نزد پیامبر(ص) آمده و گفت: در پنهان به گناهانی چهارگانه مبتلا هستم؛ زنا، شرابخواری، سرقت و دروغ. هر کدام را تو بگویی به خاطرت ترک می‌کنم. پیامبر (ص) فرمود: دروغ را ترک کن. مرد رفت و هنگامی که قصد زنا کرد با خود گفت: اگر پیامبر (ص) از گناه من پرسید، باید انکار کنم و این نقض عهد من است (یعنی دروغ گفته‌ام) و اگر اقرار به گناه کنم، حدّ بر من جاری می شود. دوباره نیّت دزدی کرد و همین اندیشه را نمود و درباره کارهای دیگر نیز به همین نتیجه رسید. به نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: یا رسول‌الله! تو همه راه‌ها را بر من بستی، من همه را ترک نمودم. 📚میزان الحکمه، جلد 8، صفحه344 💥در چنین موقعیتی حساس است که بینش دینی ما دستور می‌دهد دروغ شوخی و جدی، هر دو باید ترک شود. و دروغ‌های کوچک نیز همچنین. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande
⚜ ذکر صالحین ⚜ 🔹شخصی آمد نزد رسول خدا صلوات الله علیه و آله شکایت از فقر و نداری کرد 🔸حضرت فرمودند مگر نماز نمی خوانی 🔹عرض کرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می کنم 🔸حضرت فرمودند مگر روزه نمی گیری 🔹عرض کرد سه ماه روزه می گیرم 🔸حضرت فرمودند امر خدا را نهی و نهی خدا را امر می کنی ? یا به کدام معصیت گرفتاری 🔹عرض کرد یارسول لله حاشا و کلا که من خلاف فرموده خدا را بکنم ! 🔸حضرت متفکرانه سر به زیرفرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض کرد 🔸یارسول الله حق تعالی سلام می رساند و می فرماید در همسایگی این شخص باغی هست و در آن باغ گنجشکی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص برکت برداشته شده است و او را فقر گرفته است 🔸حضرت به او فرمودند برو آن استخوان را از آنجا بردار بینداز دور آن مرد به فرموده آن حضرت عمل کرد بعد از آن توانگر شد. 📚تحفه الواعظین ج 1 صفحه 119 اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande
🔴 ادعای عجیب شبنم فرشادجو درباره ۵ مرد چهره سینمای ایران 😳 ⛔️ در پی فساد اخلاقی در سینما 🔺شبنم فرشادجو با انتشار پستی در اینستاگرامش تصاویر ۵ مرد سینمای ایران را منتشر کرده او با انتشار عکس این افراد نوشت: «هرکسی این اشخاص رو دنبال میکنه در اینستاگرام لطفا من رو آنفـالو کنه» ❌ مشخصات این پنج نفر 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/691208313Ce043051afa
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
🔴 |قابل توجه مقلدان رهبری با توجه به اینکه مبلغ کمک معیشتی واریز شده ماه اول از دیشب قابل برداشت شد بهتر است نظر مقام معظم رهبری را درباره استفاده از یارانه فرزندان خود را بدانید.... ⭕️ مقلدان رهبری حتما بخوانید 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/809893908C41692f55d2
✨﷽✨ خدای مهربانتر از مادر!❤ ✍در زمان حضرت موسی(علیه السلام) جوانی بسیار مغرور زندگی می کرد. او همواره مادر پیرش را رنج می داد. بی مهری او به مادر به جایی رسید که روزی مادرش را به کول گرفت و بالای کوه برد و در آنجا نهاد تا طعمه درندگان بیابان شود! هنگامی که مادرش را در آنجا نهاد و از آن کوه پایین آمد تا به خانه بازگردد، مادرش در این فکر افتاد که مبادا پسرم در مسیر پرتگاه کوه بیفتد و بدنش خراش بردارد و یا طعمه درندگان گردد! لذا برای پسرش چنین دعا کرد: خدایا! پسرم را از طعمه درندگان و از گزند حوادث حفظ کن تا به سلامت به خانه اش بازگردد.از سوی خداوند به موسی(ع) خطاب شد: ای موسی! به آن کوه برو و منظره مهر مادری را ببین. ببین مهر مادری چه ها می کند؟ جفا دیده اما دعا می کند. موسی(ع) به آنجا رفت، وقتی مهر مادری را دریافت، احساساتش به جوش و خروش درآمد، که به راستی مادر چقدر مهربان است. خداوند به موسی(ع) وحی کرد: «ای موسی! من به بندگانم مهربانتر از مادر هستم» 📚سرگذشتهای عبرت انگیز، محمدی اشتهاردی ‌‌‌‌ اموزنده🎐 📚 @Dastane_amozande