eitaa logo
کانال 📚داستان یا پند📚
943 دنبال‌کننده
17.3هزار عکس
34هزار ویدیو
117 فایل
کارکانال:رمان و داستانک،سلام و صبح بخیر،پیامهای امام زمانی عج، کلیپ طنز،سخنان پندی،سیاسی، هنری و مداحی پیامها به مناسبتها بستگی دارد. مطالبی که با لینک کانال دیگران است با همان لینک آزاده بقیه مطالب آزاده @Dastanyapand
مشاهده در ایتا
دانلود
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد توصیه های پیرمرد 100 ساله که تمام دنیا را گشت: 1-هرچه قدرکمتر حرف بزنی کلماتت ارزش بیشتری پیدا می کنند. 2-وقتی روی مشکلات تمرکز کنی مشکلات بیشتری نصیبت میشه وقتی روی احتمالات تمرکزکنی موقعیت های بیشتری نصیبت میشه. 3-هرچه قدر پیرتر میشی به آدم های کمتری اعتماد میکنی. 4-مهم نیست که الان چه قدر زندگی سخته روزی به عقب نگاه میکنی و میفهمی تمام اون دست و پا زدن های زجرآور باعث بهتر شدن زندگیت شدن. 5-سعی نکن همه کارها رو به تنهایی انجام بدی و خودت رو خسته کنی و درآخربگی تنهایی انجامش دادم مهم انجام دادن کاره چه تنهایی چه گروهی. 6-بعضی از مسیرهای زندگی رو باید تنها بری بدون خانواده، بدون دوست، بدون شریک گاهی اوقات مجبوری، گاهی اوقت نیازه! 7-تا انرژی و انگیزه داری برای خودت وقت صرف کن آموزش ببین، مهارت کسب کن مادیات به سمت کسی میره که براش آماده شده. @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد باید قوی بود،  باید از سخت ترین ضربه ها، پله ساخت و بالاتر رفت،  باید از بی انصافی ها درس انصاف گرفت و رویِ تمامِ بی مهری ها، چشم بست!  نمی توان جلوی سازهای ناکوک زمانه را گرفت  اما می توان مسیر درست را ادامه داد و نگران هیچ چیز نبود...  می توان انعطاف پذیر شد و با هر ضربه حالت بهتری گرفت  نه اینکه دلسرد و نا امید شد،  نه اینکه جا زد و کنار کشید...  تا بوده همین بوده  هرچه بالاتر بروی و نزدیک تر به قله باشی، باد و طوفان و زمین و زمانه، سخت تر می گیرد!  من برایِ عبور، منتظر نمی نشینم تا تمامِ آب هایِ جهان خشک شود...  دل را به دریا می زنم و شنا می کنم!  و برایِ پرواز در انتظارِ اثباتِ نظریه ی تکاملی داروین نمی مانم ...  آسمان را به خانه ام می برم!  کامل نیستم اما کامل می شوم... @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره‌مند بود، هیچـگاه شاد نبود. او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج میزد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت: "ارباب ... آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از به دنیا آمدن شما، جهان را اداره می‌کرد؟" او پاسخ داد: "بله" خدمتکار پرسید: .... "آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید هم، آن را همچنان اداره می‌کند؟" ارباب دوباره پاسخ داد: "بله" خدمتکار گفت: "پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی هم که شما در این دنیا هستید، او آن را اداره کند.. @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد به من میگفتن دیوونه، ولی من دیوونه نیستم! قضیه برمیگرده به چند سال پیش، بعد از اینکه مادرم فوت کرد واسه اینکه از خاطرات خونه خلاص بشم یه آپارتمان توی ساختمونی چند طبقه اجاره کردم، اما خیلی زود فهمیدم توی همسایگیم یه مادر و پسر زندگی میکنن که از شانس من پسر هم اسم من بود! مادرش هم دائم اون رو صدا میزد، لحن صداش طوری بود که حس میکردم مادرم داره صدام میزنه، روزهای اول کلی کلافه میشدم اما بعدش سعی کردم از این اتفاق لذت ببرم، شروع کردم به جواب دادن! مادر اون ور دیوار به پسرش میگفت شام حاضره، من این ور دیوار جواب میدادم الان میام، خیلی احمقانه بود ولی خوب من صداش رو واضح میشنیدم، فکر میکردم مادرمه! میگفت شال گردن چه رنگی واست ببافم، میگفتم آبی، حتی وقتی صبح ها پسرش رو بیدار میکرد بهش التماس میکردم بذاره پنج دقیقه بیشتر بخوابم! راستش من هیچوقت پسرش رو ندیدم، فقط چندبار خودش رو یواشکی از پنجره نگاه کردم که میرفت بیرون، موهاش خاکستری بود، همیشه با کلی خرید برمیگشت. یه بار هم جرات کردم و واسش یه نامه نوشتم "من هم اسم پسر شما هستم و شما رو مثل مادرم دوست دارم!" تا اینکه یک روز داستان بدجور بیخ پیدا کرد، یکی از دوستام فهمید توی خونه دارم با خودم حرف میزنم، اونم دلسوزیش گل کرد و تا به خودم اومدم دیدم به زور بردنم تیمارستان، میگفتن اسکیزوفرنی دارم!! توی تیمارستان کلی داروی حال بهم زن به خوردم دادن و واسم پرونده تشکیل دادن، من چند هفته ای بین بیمارهای اسکیزوفرنی زندگی کردم که یکیشون فکر میکرد "استیون اسپیلبرگ" شده، یکی دیگه هم فکر میکرد تونسته با روح "بتهوون" ارتباط برقرار کنه، حالا این وسط من باید ثابت میکردم که فقط جواب زن همسایه رو دادم، اما هر بار داستان رو برای دکترها تعریف میکردم دکترها میگفتن همسایه ات اصلا کسی رو نداره، تنها زندگی میکنه!!! دیگه کم کم داشت باورم میشد که دیوونه شدم! تا اینکه یه روز به سرم زد و لباس دکتر رو پیچوندم و پوشیدم و از تیمارستان فرار کردم، صاف رفتم سراغ زن همسایه، اما از اون خونه رفته بود. فقط یه نامه واسم گذاشته بود: "من هم شما رو مثل پسرم دوست دارم، پسرم اگه زنده بود، الان هم سن شما بود!" @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد ⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی مواظب باش حق مردم به گردنت نباشه... یک روز قرار شد والیبال بازی کنیم، من کتانی نداشتم. به یکی از رفقای ابراهیم که کتانی چینی قدیمی پایش بود گفتم: کتانی ات را بده من برم توی زمین. دمپایی خودم را به او دادم و کتانی اش را گرفتم. مشغول بازی شدیم. بعد از بازی دیدم که او رفته. من هم به خانه برگشتم. هنوز ساعتی نگذشته بود که دیدم ابراهیم به درب منزل ما آمد. با خوشحالی به استقبالش رفتم. گفتم: چه خبر از این طرفا؟! بی مقدمه گفت: سعید، خدا توی قیامت از هر چی بگذرد از حق الناس نمی گذرد. برای همین توی زندگی مواظب باش حق مردم به گردنت نباشه. بعد ادامه داد: تا می تونی به وسیله ای که مال خودت نیست نزدیک نشو. خیلی مراقب باش! گفتم: آقا ابرام من نوکرتم. چشم. راستی این رفیقت که کتونی ازش گرفتم، نمی دونم کجاست. قبل از پایان بازی رفت.... (شهید ابراهیم هادی خیلی روی حق الناس حساس بودند) @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد 📚 مایڪل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن ڪرد و در مسیر همیشگی شروع به ڪار ڪرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده میشدند و چند نفر هم سوار میشدند. در ایستگاه بعدی، یڪ مرد با هیڪل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد او در حالی ڪه به مایڪل زل زده بود گفت: «تام هیڪل پولی نمی ده!» و رفت و نشست. مایڪل ڪه تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیڪلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد.... این اتفاق ڪه به ڪابوسی برای مایڪل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایڪل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل ڪند و باید با او برخورد میڪرد. اما چطوری از پس آن هیڪل بر میآمد؟ بنابراین در چند ڪلاس بدنسازی، ڪاراته و جودو و ... ثبت نام ڪرد. در پایان تابستان، مایڪل به اندازه ڪافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا ڪرده بود. بنابراین روز بعدی ڪه مرد هیڪلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایڪل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «بـــــرای چـــــّّی؟» مرد هیڪلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیڪل ڪارت استفاده رایگان داره.» ❥❦••• پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید ڪه آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر! @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد طلاق ناگهانی زنی با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد. شوهرش می گوید: «چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.» از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را: «تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریه‌ات را باید ببخشی.» زن با کمال میل می‌پذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می‌گوید: «حال که جدا شدیم ولی تنها به یک سوالم جواب بده.» زن می‌پذیرد. مرد می‌پرسد: «چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه‌ات، که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن، را بزنی‌.؟» زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد: «طاقت شنیدن داری؟» مرد با آرامی گفت: «آری.» زن با اعتماد به نفس گفت: «دو ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.» مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامه‌ای در کیفش بود. با تعجب بازش کرد. خط همسر سابقش بود. نوشته بود: «فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر.» نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت. منتظر بود که تلفنش زنگ زد. برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شماره همسر جدیدش بود. تماس را پاسخ گفت: «سلام، کجایی؟ پس چرا دیر کردی؟» پاسخ آنطرف خط، تمام عالم را بر سرش ویران کرد. صدا، صدای همسر سابقش بود که می‌گفت: «باور نکردی؟ گفتم فکر نمی‌کردم اینقدر احمق باشی‌. این روزها می‌توان با یک میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار، از شر زنان با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
53.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ دروغگویی در کودکان و نگرانی والدین در تربیت آن ها 🗣 استاد @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
📖⃟﷽჻ᭂ࿐🌺 داستـ📚ـان یا پنـ👌🏻ـد 🔴 شیطانی که در کمین توست پیرمردی به نام «مشهدی غفار» حدود 120 سال پیش، در بالای مناره مسجد ملاحسن خان، سال‌ها اذان می‌گفت.  پسر جوانی داشت که به پدرش می‌گفت: ای پدر! صدای من از تو سوزناک‌تر و دلنشین‌تر و رساتر است، اجازه بده من نیز بالای مناره بروم و اذان بگویم. پدر پیر می‌گفت: فرزندم تو در پایین مناره بایست و اذان بگو. بدان در بالای مناره چیزی نیست. من می‌ترسم از آن بالا سقوط کنی، می‌خواهم همیشه زنده بمانی و اذان بگویی. تو جوان هستی، بگذار عمری از تو بگذرد و سپس بالای مناره برو. از پسر اصرار بود و از پدر انکار! روزی نزدیک ظهر، پدر پسر خود را بالای مناره برای گفتن اذان فرستاد. مشهدی غفار تیز بود و از پایین پسرش را کنترل می‌کرد. دید پسرش هنگام اذان گاهی چشمش خطا رفته و در خانه مردم نظر می‌کند. وقتی پایین آمد، به پسر جوانش گفت: فرزندم من می‌دانم صدای تو بلندتر از صدای پدر پیر توست. می‌دانم صدای تو دلنشین‌تر از صدای من است. هیچ پدری نیست بر کمالات و هنر فرزندش فخر نکند. من امروز به خواسته تو تسلیم شدم تا بر خودت نیز ثابت شود، آن بالا جای جوانی چون تو نیست و برای تو خیلی زود است. آن بالا فقط صدای خوش جواب نمی‌دهد، نفسی کشته و پیر می‌خواهد که رام مؤذن باشد. تو جوانی و نفست هنوز سرکش است و طغیان‌گر، برای تو زود است این بالارفتن. به پایین مناره کفایت کن! بدان همیشه همهٔ بالارفتن‌ها به‌سوی خدا نیست. چه‌بسا شیطان در بالاها کمین تو کرده است که در پایین اگر باشی، کاری با تو ندارد. @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
💠العبد محمدتقی بهجت: 🔸خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میّتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت اینها متوجه باشد. 📚به‌سوی محبوب، ص١١٣ @Dastanyapand 📚⃟✍჻ᭂ࿐☆🌺
@madahi - حاج امیر کرمانشاهی.mp3
10.22M
بریم نجف... قدیمیای کانال با این مداحی خیییییلییییی خاطره دارن 🥺😭 اگه دلت پیاده روی میخواد حالا وقتشه که با تمام وجودت اینو گوش بدی و از خودش بخوای...
شهیدی که دهان خود را پر از گِل کرد تا مبادا صدای ناله‌اش موجب لو رفتن مَعبر شود: ✍🏻برای شروع عملیات کربلای ۴ به آبادان منتقل شدیم و به عنوان غوّاصان خط ‌شکن به خط دشمن زدیم؛ به هر ترتیبی بود خط دشمن را شکستیم و پاکسازی کردیم. وقتی برای آوردن مجروحان و شهدا وارد معبر شدیم، دیدیم 🌷شهیدحمیدی‌اصیل هر دو پایش قطع شده و پیکر مطهرش در گوشه‌ای از معبر افتاده است. اما آنچه که ما را به تعجب وا داشت، این بود که *دهان شهید پر از گِل شده بود.* بعدها متوجه شدیم که وقتی به پاهای سعید ترکش خورد و قطع شد، برای اینکه صدای ناله‌اش بلند نشود و باعث لو رفتن معبر نشود، دهان خود را پر از گِل کرده بود. چقدر فرق است بین کسی که دهانش را از گِل پر میکنه تا به دشمن گرا نده، با کسی که دهانش را باید گل گرفت تا دشمن صدایش را نشنود. 🌷 شهید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨قرار شبانه ✨ بخوان دعای فرج به امید فرج ╭┅ঊঈ🌹🍃🌸🍃🌹ঊঈ┅╮ ╰┅ঊঈ🌹🍃🌸🍃🌹ঊঈ┅╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رحمت خدا بر همه کسایی که پرچم مظلومیت بچه های غزه رو در بهشتی ترین مسیر کره خاکی بالا میبرند
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️مرتضی امینی تبار بازیگر افغانی الاصل: تعداد افغانها در ایران خیلی زیاد شده
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رکوردهای کم نظیر کابینه پزشکیان 🔹رای اعتماد نمایندگان مجلس به ۱۹ وزیر پیشنهادی پزشکیان، چند رکورد تازه برجا گذاشت و دولت او را منحصر به فرد تر از سایر دولت ها کرد. 🔹رکوردهایی که در این ویدئو می بینید باعث حیرت سیاسیون شده است.
خبر فوری! 2500 گوشی سرقتی در مرز کشف شد!🔥 گوشی شما هم به تازگی یا در ایام اربعین گم شده؟ فرصتی برای بازگشت گوشی تان!!! ⬇️ 🔸هنوز هویت مالکان تعدادی از کشفیات مشخص نشده! مالباختگان ظرف 48 ساعت آینده، برای شناسایی به سامانه همیاب24 به آدرس زیر مراجعه و مشخصات گوشی خود را ثبت نمایند: https://hamyab24.ir/l/zhz https://hamyab24.ir/l/zhz کانال: 🆔 @hamyab_24
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
همستر سرکارمان گذاشت؟! 🔹کسانی که آمال و آرزوی خود را به همستر گره زده بودند این روزها خبرهای خوبی را دریافت نمی‌کنند و دچار شوک شده‌اند! 🔹آیا همستر به پایان خودش رسیده و سرکارمان گذاشته بود؟ ماجرا را در این ویدئو ببینید.
28.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ‌های یک زائر اربعینی به صدای آمریکا 🔹آیا جمهوری اسلامی ایران از اعتقادات مردم سوءاستفاده می‌کند 🔹آیا جمهوری اسلامی ایران صرفا برای اربعین هزینه می‌کند؟ 🔹آیا پایه گذار راهپیمایی اربعین صرفاً ایران است؟ 🔹پاسخ این سوال‌ها و بیشتر در این ویدئو
موش کور! الکس، مالک پروژه Simple، خبر از احتمال شکست پروژه همستر کامبت را داد، خبری که بیش از ۱۵۰ میلیون کاربر آن را در شوک فرو برد. گویا دو تن از مدیران ارشد این مجموعه با یکدیگر به اختلاف خورده‌اند که رسانه‌ای شدن آن باعث شده تعداد کاربران همستر ریزش شدید داشته باشد. ایرانی‌ها مشتریان پروپا قرص همستر بودند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شرمنده مردم عراق شدیم! 🔹حرف های جدی زائران امام حسین(ع) درباره مردم عراق، بعد از شوخی گزارشگر
26.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥  روایتی شنیده نشده از حضور شهید رئیسی در راهپیمایی اربعین حسینی/ واکنش موکب‌داران عراقی به حضور خادم‌الرضا در زیارت اربعین