eitaa logo
‹ انجمنِ‌شاعران‌مرده ›
163 دنبال‌کننده
50 عکس
0 ویدیو
1 فایل
- بشنوید نجواهای شاعراني را ك از ورای ِ زمان ، سخن می‌گویند : ) فضایي برای تأمل در گنجینه‌های پنهان شعـر و عرفان🤍“ راه ارتباطی : https://abzarek.ir/service-p/msg/3454039
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_راهنمایی که بودم،معلم هنرمون گفت یه پاکت شیر بکِشیم.از بین سی تا دانش آموز؛فقط یه نفر پاکت شیر له شده کشید.معلممون توی تمام سال تحصیلیش این تکلیف رو به همه داده بود.ولی این اولین بار بود که یه نفر پاکت شیر له شده می‌کِشه واسه همین کلی ازش تعریف کرد. +چه معلم باحالی. _اوهوم. معلم هنر باحالی بود.اون نقاشی رو به دیوار اویزون کرد و بارها ازش تعریف کرد. +اون بچه احتمالا الان هنرمند شده. _نه،همه طردش کردن. مدام کمدشو با شیر های فاسد پر میکردن..تا اینکه اخرش ترک تحصیل کرد... همیشه همینطوریه،ادما...کسای متفاوت‌تر از خودشون رو پست میدونن،فقط بخاطر اینکه احساس آرامش داشته باشند.نمیدونن که همش از احساس حقارتشون میاد... دیالوگ/عشق در شهر بزرگ.
باران‌همیشه‌می‌بارد ولی‌مردم‌ستاره‌هارا‌بیشتردوست‌دارند، نامردی‌است. آن‌همه‌اشک‌رابه‌یک‌چشمک‌فروختن...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میخوام برم. فقط میخوام برم. این جمله اونقدری کامل و کافی هست که کل زندگیم و خواسته هام رو توش خلاصه کنم. نمیدونم اصلا طبیعیه انقدر از شهرم و مردمش متنفرم باشم یا نه،نمیدونم یروزی میتونم ازین شهر برم یا نه. ولی قول میدم،اگه اونروز برسه،اونروز که من ازین شهر لعنتی برم بیرون،دیگه هیچوقت پامو اینجا نمیذارم هیچوقت.
خسته از چرخش پی‌درپی و تکرار دانه دانه، عمر من می‌گردد آوار در سکوتی مطلق، در میان غبار ساعت‌شنیِ من، مانده است در انتظار گویی زمان ایستاده بر لبه‌ی دیوار من، آن دانه‌ی آخرم، دور از قرار که هراس دارد از افتادن، از انتحار اما در این خلوت سرد و بی‌شمار با تمام توانی که دارم در اختیار می‌شکنم شیشه را، می‌شوم بی‌مهار تا که جاری شوم، فراتر از این حصار ؛ - بهارك .
-پنآه چو پرنده‌ای که گم کرده آشیانه را؛ تنها و بی صدا در ورای آسمان؛ سر میدهد آواز در آن سوی جهان؛ دور از خانه در جهان مردگان؛ ندید آنجا نیلوفر و مرداب و خانه را؛ به این سو و آن سو کرد او نگاه؛ ولی باز هم ندید او پناه؛ در بزرگی این سرا؛ او کرد خود را فدا؛ -ملینآ
هدایت شده از һ᥆ᥣᥱ ‌ ‌ ‌
The StranglersGolden Brown The Stranglers.mp3
زمان: حجم: 3.3M
‌ 1:47 2:50 never a frown with golden brown