eitaa logo
‹ انجمنِ‌شاعران‌مرده ›
163 دنبال‌کننده
50 عکس
0 ویدیو
1 فایل
- بشنوید نجواهای شاعراني را ك از ورای ِ زمان ، سخن می‌گویند : ) فضایي برای تأمل در گنجینه‌های پنهان شعـر و عرفان🤍“ راه ارتباطی : https://abzarek.ir/service-p/msg/3454039
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میخوام برم. فقط میخوام برم. این جمله اونقدری کامل و کافی هست که کل زندگیم و خواسته هام رو توش خلاصه کنم. نمیدونم اصلا طبیعیه انقدر از شهرم و مردمش متنفرم باشم یا نه،نمیدونم یروزی میتونم ازین شهر برم یا نه. ولی قول میدم،اگه اونروز برسه،اونروز که من ازین شهر لعنتی برم بیرون،دیگه هیچوقت پامو اینجا نمیذارم هیچوقت.
خسته از چرخش پی‌درپی و تکرار دانه دانه، عمر من می‌گردد آوار در سکوتی مطلق، در میان غبار ساعت‌شنیِ من، مانده است در انتظار گویی زمان ایستاده بر لبه‌ی دیوار من، آن دانه‌ی آخرم، دور از قرار که هراس دارد از افتادن، از انتحار اما در این خلوت سرد و بی‌شمار با تمام توانی که دارم در اختیار می‌شکنم شیشه را، می‌شوم بی‌مهار تا که جاری شوم، فراتر از این حصار ؛ - بهارك .
-پنآه چو پرنده‌ای که گم کرده آشیانه را؛ تنها و بی صدا در ورای آسمان؛ سر میدهد آواز در آن سوی جهان؛ دور از خانه در جهان مردگان؛ ندید آنجا نیلوفر و مرداب و خانه را؛ به این سو و آن سو کرد او نگاه؛ ولی باز هم ندید او پناه؛ در بزرگی این سرا؛ او کرد خود را فدا؛ -ملینآ
هدایت شده از һ᥆ᥣᥱ ‌ ‌ ‌
The StranglersGolden Brown The Stranglers.mp3
زمان: حجم: 3.3M
‌ 1:47 2:50 never a frown with golden brown
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
-Golden fields At the edge of the golden fields The branches of barley seem to reach the heavens I lie down under the bright sun When the heat has penetrated me Maybe our time was less than we thought Maybe I should have given you less promises Let me see you through the sun Let the mountains bow to us Let the volcanoes erupt Even if lightning struck us We'll get up -Melina
در کشتزارهای طلایی، من آنجا خواهم بود..