«بلاخره جادوی سینما گریبان تورو هم گرفت.»
دیالوگِ مهرانمدیری به آرمانِبیانی ، هردو کارگردانِ سینما ی ایران ، هردو غیرقابل پیشبینی .
افعیِطهران ، قاتلی که همانندِ افعی طُعمه هایش را مسموم میکند و جون دادن آنها را تماشا؛ افعیِطهران یک موضوعِ شیرین که هر کارگردانی برای ساختن آن سرودشت میشکست،اما هیچکدام به اندازه ی آرمانبیانی پیگیر آن قاتل نبود.
سینما،سینمایایران،فیلم،نمایش ؛ همگی پیشامد های تلخ و شیرین را روایت میکنند.
حقیقتی که گوشخراش است ، مردم ترجیح میدهند دروغ بشنوند و همانند چند خیانتکارِدروغگو تظاهر به شادی و زیبای جهانیان کنند.
سینما،جایی که حقیقت پنهان نمیماند،جایی که حرف های دمِگوشی با صدای بلند فریاد زده میشوند .
ب.
خوشبختی دروغیه که به خودمون میگیم زندگی رو قابل تحمل کنیم ، هیچکس خوشبخت نیست فقط بعضیا بدبخت ترن.
-LOSER.
«من اگر دوباره زاده بشوم، باز هم بازیگر میشوم؛ چون سینما میتواند انسان را با مردم پیوند دهد.»
محمد علی فردین / گفتوگو با مجله ستاره سینما