💠 ماجرای قطع دست شهید موحد دانش
🔹 در همان شب بعد از عملیات، در اثر پاتکی که دشمن کرده بود، برخی سنگرهای رزمندگان اسلام به تصرف آنها درآمده بود، علیرضا این را نمیدانست.
علیرضا صبح که برای بیدار کردن بچهها به داخل سنگرها میرود، ناگهان خود را داخل سنگری میبیند که عراقیها شب قبل آن را تصرف کرده بودند. در این لحظه عراقیها که متوجه علیرضا میشوند، نارنجکی را به سوی ایشان پرتاب میکنند که نارنجک به گیجگاه شهید میخورد اما منفجر نمیشود. علیرضا به خودش میآید و میخواهد نارنجک را به سوی دشمن بیاندازد که نارنجک در دستش منفجر میشود و دست راستش قطع میشود. بچهها که متوجه سر و صدا میشوند، به کمک میآیند. اما در وهله اول متوجه دست زخمی علیرضا نمیشوند. علیرضا هم برای حفظ روحیه بچهها در کمال آرامش دستش را داخل اورکت میکند تا بچهها متوجه نشوند.
اما بعد از مدتی بچهها متوجه میشوند از داخل اورکت علیرضا خون میچکد که در این جا قضیه را میفهمند. قبل از انتقال به بیمارستان، عراقیها توسط رزمندگان اسلام اسیر شده و در جایی جمع میشوند. همرزمان علیرضا تعریف میکنند که دیدم در بین اسرا یکی دارد به شدت به خود میپیچد و نگران است. علیرضا از بچهها میخواهد که از وی دلیل نگرانیش را بپرسند. وقتی علت را میپرسند آن عراقی اعتراف میکند که نارنجک را او به سمت علیرضا پرت کرده و میگوید: «آن گاه که برخورد خوب شما را با خود دیدم، از این کار پشیمان شدم.»
وقتی علیرضا قضیه را میشنود به سراغ اسیر میرود. قمقمه آبش را به او میدهد، میگوید: «بخور تا آرامش خود را بیابی»
📚کتاب اسطورهها، ص 10-100
@Defa_Moqaddas
🗓امروز ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ [ ۲۲ ذیالقعده ۱۴۳۹ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۸۴۸ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۱۷۰ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۷۴🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔹شهادت دکتر شهید حسن آیت (۱۳۶۰ ه.ش)
🔸شهادت حسین عسگری ابوزیدآبادی، یوسف دمیرچلی، حسین زارع نیستانک، علی محمد رضاخانی بیدگلی (۱۳۶۲ ه.ش)
🔹شهادت حسین شاطریان (۱۳۶۵ ه.ش)
🔸اجرای عملیات نصر ۷ در ارتفاعات دوپازا و سلیمانیه توسط سپاه (۱۳۶۶ ه.ش)
🔹شهادت علیرضا باجلان، سیدمهدی قادری، منصور عابدی (۱۳۶۶ ه.ش)
🔸شهادت سید حسین حسینی رهبر شیعیان پاکستان توسط گروهک سپاه صحابه (۱۳۶۷ ه.ش)
🔹شهادت مصطفی مازح در راه اعدام سلمان رشدی (لبنان) (۱۳۶۸ ه.ش)
🔸شهادت حشمت الله کریمی (۱۳۷۲ ه.ش)
🔹شهادت شهید حاج رجب محمود زاده جانباز ۷۰ درصد (۱۳۹۵ ه.ش)
@Defa_Moqaddas
🌴 #دفاع_مقدس
▫️رهبر انقلاب:
🔹 ما مدت هشت سال از حيثيت، ناموس، دين، تماميت ارضی ، مردم، انقلاب، حکومت، نظام اسلامی و قرآن دفاع کردیم و چنين دفاعی ، مقدس است
@Defa_Moqaddas
#طنز_جبهه 😂
😊به سلامتی فرمانده
🚖 دستور بود هیچ کس بالای ٨٠ کیلومتر سرعت، حق ندارد رانندگی کند!
یک شب داشتم میآمدم كه یکی کنار جاده، دست تکان داد. نگه داشتم.
#سوار كه شد، گاز دادم و راه افتادم
من با #سرعت میراندم و با هم حرف میزديم!
گفت: میگن #فرمانده لشکرتون دستور داده تند نرید! راست میگن؟!
گفتم: #فرمانده گفته! زدم دنده چهار و ادامه دادم: اینم به سلامتی #فرمانده باحالمان!!!
مسیرمان تا نزدیکی واحد ما، یکی بود؛ پیاده که شد، دیدم خیلی تحویلش میگيرند!!😟
پرسيدم: کی هستی تو مگه؟!
گفت: همون که به افتخارش زدی دنده چهار...‼️
#فرمانده_مهدےباکری♡
—-(راوی: رزمنده لشکر 31 عاشورا)
@Defa_Moqaddas
#طنز_جبهه 😂
🔹تعارف، اومد نیومد داره
آن قدر از بدنم خون رفته بود كه به سختى مى توانستم به خودم حركتى بدهم.
تیر و تركش هم مثل زنبور ویز ویزكنان از بغل و بالاى سرم مى گذشت.
هر چند لحظه آسمان شبزده با نور منورها روشن مى شد.
دور و بریهام همه شهید شده بودند جز من.
خلاصه كلام جز من جاندارى در اطراف نبود.
تا اینكه منورى روشن شد و من شبح دو نفر را دیدم كه برانكارد به دست میان شهدا به دنبال مجروح مى گردند.
با آخرین رمق شروع كردم به یاحسین و یامهدى كردن. آن دو متوجه من شدند رسیدند بالاى سرم.
اولى خم شد و گفت: «حالت چطوره برادر؟» سعى كردم دردم را بروز ندهم و گفتم: «خوبم ، الحمدلله».رو كرد به دومى و گفت: «خب مثل اینكه این بنده خدا زیاد چیزیش نشده. برویم سراغ كس دیگر» جا خوردم.😶
اول فكر كردم كه مى خواهند بهم روحیه بدهند و بعد با برانكارد ببرندم عقب.
اما حالا مى دیدم كه بى خیال من شده اند و مى خواهند بروند.☹️
زدم به كولى بازى:
«اى واى ننه مُردم! كمكم كنید دارم مى سوزم! یا امام حسین به فریادم برس!» و حسابى مایه گذاشتم.
آن دو سریع برگشتند و مرا انداختند رو برانكارد.
براى اینكه خداى نكرده از تصمیم شان صرف نظر نكنند به داد و هوارم ادامه دادم.
امدادگر اولى گفت:
«مى گم خوب شد بَرَش داشتیم ، این وضعش از همه بدتر بود. ببین چه داد و فریادى مى كنه!»
دومى تأیید مى كرد و من ، هم درد مى كشیدم ، هم خنده ام گرفته بود كه كم مانده بود با یك تعارف شاه عبدالعظیمى از دست بروم!😂😂😁
(منبع: 📚کتاب "رفاقت به سبک تانک")
🆔 @Defa_Moqaddas
🗓امروز ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ [ ۲۳ ذیالقعده ۱۴۳۹ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۸۴۹ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۱۷۱ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۷۳🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔹اجرای عملیات ثارالله در قصر شیرین توسط سپاه (۱۳۶۱ ه.ش)
🔸شهادت فتحالله نظری (۱۳۶۱ ه.ش)
🔹شهادت حسن مقیمیان خرانق، احمدرضا اسود مروستی، احمدعلی یاوری، اسدالله برزگرخانقاه، حسین میغ، حمزهعلی بابائی، عباسعلی مدعی حجهآبادی، علی کاردی، غلامرضا فتاحی بافقی، محمد جهاندوست، #مصطفی_ردانیپور فرمانده قرارگاه فتح، محمدتقی بقائیان گرمسیر، محمدحسن درخشان، محمدحسین جوکار، محمدحسین زارع شحنه، محمدرضا حسننیا، ناصر میرجلیلی، محمدرضا سفیدابی، محمدرضا عسکری باجگانی، محمدطاهر قیصرحافظی، محمدمهدی قصاب خراسانی، محمود پادپر، محمود شایق، محمود شمسالدینی زارچ، محمود نقی (۱۳۶۲ ه.ش)
🔸شهادت حسین رشیدیفر (۱۳۶۴ ه.ش)
🔹آغاز عملیات قدس ۵ (۱۳۶۴ ه.ش)
🔸شهادت علی مهرابی بهرمان (۱۳۶۵ ه.ش)
🔹شهادت حاج روحالله اصلدهقان، علیرضا گلمحمد، #محسن_دینشعاری فرمانده واحد تخریب لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)، #عباس_بابایی معاون عملیاتی نیروی هوایی ارتش، محمدعلی آسایش جاوید (۱۳۶۶ ه.ش)
🔸پذیرش آتشبس پس از ۱۵ روز کارشکنی توسط عراق (۱۳۶۷ ه.ش)
🔹شهادت سید عبدالرضا سادات شریف (۱۳۶۷ ه.ش)
🔸شهادت شهید مدافع حرم علیرضا خاوری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه.ش)
@Defa_Moqaddas
هدایت شده از دفاع مقدس
🔹روز مخصوص زیارتی امام رضا(ع)
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ
💠تشرّف رزمندگان به مشهد مقدس - دوران #دفاع_مقدس
@Defa_Moqaddas
صلوات خاصه امام رضا-ع.mp3
1.21M
📢صوت| صلوات خاصه امام رضا علیه السلام ☘🌼🌸
@Defa_Moqaddas
📆 ۱۵ تیر ۱۳۶۲ - سالروز شهادت شهید #مصطفی_ردانیپور شاگرد آیت الله بهاء الدینی، بهجت و جانشین شهید خرازی و فرمانده قرارگاه فتح سپاه
متولد اصفهان(1337)- پدرش كارگر و مادرش از طریق قالیبافی مخارج فرزندان را میكردند. عشق و محبت سرشار نسبت به ائمه اطهارو حضرت زهرا در این خانه موج می زد تا آنجا كه با همان درآمد ناچیز جلسات روضهخوانی ماهانه در منزلشان برگزار میشد. مصطفی از 6سالگی به مغازه كفاشی میرفت و در ایام تحصیل نیز نیمی از روز را به كار مشغول بود. او تحصیل در هنرستان را به دلیل جو طاغوتی و فاسد آن زمان تحمل نكرد و به تحصیل علوم دینی پرداخت. مدت 6سال در مدرسه حقانی قم که طلبه های آن از تدین، اخلاق حسنه، بینش و همت والایی برخوردار بودند تحصیل کرد.
او از فرصتها برای تبلیغ به مناطق محروم كهكیلویه و بویراحمد و یاسوج سفر كرد و در سازماندهی و هدایت حركت خروشان مردم مسلمان آن خطه، تلاش نمود. پس از پیروزی نیز در حفظ و حراست از انقلاب می کوشید و با جریانات ضدانقلاب مبارزه می کرد.
با شروع جنگ تحمیلی لباس رزم پوشید و در کسوت سپاهیان درآمد و تا رده جانشینی لشکر امام حسین-ع(شهید خرازی) و نیز فرماندهی قرارگاه فتح سپاه پیش رفت. او حلقه اتصالی بود بین نیروهای رزمنده با حوزه علمیه. در جبهه شجاعت های فراوانی از خود نشان داد و حتی پایمردی او در فتح المبین، عملیات را از شکست نجات داد.
این روحانی عارف و فرمانده شجاع سپاه اسلام در عملیات والفجر ۲(منطقه حاج عمران ) به وصال محبوب نایل شد و پیکر پاکش نیز هرگز بازنگشت!
وی همواره در پی شهادت بود. این جمله از او خطاب به شاگردانش به یادگار ماند که: "عمامه من کفن من است"
فرازی از وصیت نامه شهید:
سپاس خداوندی را که دوستانش را از دلبستگی به دنیای فریب کار رهانید!
...و شما ای روحانیون و طلاب عزیز! کار شما بهترین کارهاست - هدایت و ارشاد و اداره جامعه اسلامی و پیاده کردن احکام نورانی اسلام.
در راه خدا حرکت کردن، سختی و رنج دارد، موانع زیاد است و با صبر و استقامت راه انبیا را ادامه دهید که امروز جوانان ما با ریختن خونشان موانع راه را برداشتند و بر می دارند و ما در قیامت در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی عذری نداریم.
...و شما ای پاسدار عزیز و جوان برومند که در راه مقدسی گام بر می دارید ...خون سرختان پیام آور هدفتان و سرهای بریده و بدن های قطعه قطعه شده شما نشانگر مظلومیت تان است. هیچ گاه دست از دامان امام زمان(عج) و نایب بر حق او برندارید.
@Defa_Moqaddas