🌴 راحلان طریق عشق
🔹 آماده شوید برادران! حسین بن علی (ع) هنوز در صحرای پُربلای کربلا انتظار میکشد تا یارانش در پهنهٔ قرنها ندای "هل من ناصر" او را لبیک گویند و با کاروان تاریخ به سویش بشتابند.
🔸آماده شو برادر! وقت رفتن فرا رسیده است حسین بن علی (ع) انتظار میکشد تا شما راحلان طریق عشق با کاروان تاریخ به او ملحق شوید. بگذار اهل ظاهر در جنگ جز ترس و مرگ را نبینند.
🌷ما این جنگ را دری از درهای بهشت میدانیم که خداوند جز بر خاصهٔ اولیای خویش نمیگشاید و این چنین حال ما اکنون حال عاشقی است که به سوی معشوق می رود.
🆔 @Defa_Moqaddas
🗓 ۲۹ آذر سال ۱۳۹۶ خورشیدی
🔹 سالروز درگذشت آیتالله محیالدین حائری شیرازی نماینده سابق شیراز در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز
🆔 @Defa_Moqaddas
👇👇👇
🌴در جریان مرحله اول عملیات بیت المقدس محمدرضا موحددانش، برادر کوچکتر علیرضا موحددانش که عهدهدار جانشینی فرماندهی گردان سلمان فارسی بود(جانشین شهید حسین قجه ای) به شهادت رسید. وی تنها به دستور اکید حاج احمد متوسلیان حاضر شد به مدت ۴۸ ساعت به همراه پیکر مطهر برادرش به تهران بازگردد و در مراسم او شرکت کند
@Defa_Moqaddas
💠 خاطرهای از شب یلدا در جبهه!
😊 #شوخ_طبعی | #زمان_جنگ
🌸 بچهها را بيدار كرديم و به ستون يك در حالى كه بيسیمچى در جلو و عقب و من كه آن شب به عنوان بَلَدچى گردان بودم در كنار فرمانده گردان براى شناسائى منطقه به حركت افتاديم و تا صبح پياده روى كرديم.
🍀 در ميان افراد نوجوان چهارده ساله تا پيرمرد هفتادوپنج ساله به چشم ميخورد كه همگى از روحيهاى برخوردار بودند كه انسان در كنار آنها اصلأ احساس خستگى نميكرد.
🌼 وقتى از مناطق شناسائى بازگشتيم دقيقأ صبح شده بود كه نماز صبح را به جماعت خوانديم و به چادرها رفتيم و همه خوابيديم. ميتوانم بگويم كه آن شب يكى از بهترين شبيلداهايم بود كه از خواندن شاهنامه خبرى نبود و هيچكس براى كسى فال حافظ باز نكرد، در آن شب از انار و هندوانه خبرى نبود، از آجيل و تخمهای که مردم فهيم ما برايمان فرستاده بودند نيز خبرى نبود، چون بچههای باقی مانده در چادرها، ترتیب همه را داده بودند😄
🌺🌿 ولى نامههاي لابلاى آجيلها که مردم فرستاده بودند، ما را سخت سرگرم كرده بود!
🆔 @Defa_Moqaddas
هدایت شده از دفاع مقدس
💠آجیل مخصوص شب یلدا !!
🌸شوخطبعیاش باز گل کرده بود. همۀ بچهها دنبالش میدویدند و اصرار که به ما هم آجیل بده؛ اما او سریع دست تو دهانش میکرد و میگفت: نمیدم که نمیدم.
🍀آخر یکی از بچهها پتویی آورد و روی سرش انداخت و همگی شروع کردند به زدن. حالا نزدن کی بزن. آجیل میخوری؟ بگیر، تنها میخوری؟ بگیر
🌼و بالاخره در این گیر و دار، یکی از بچهها در آرزوی رسیدن به آجیل دست توی جیبش کرد...
🆔 @Defa_Moqaddas ✔️