🌹 «سردار شهید هرمز محمدبیگلو»؛
پدر آموزش نظامی شمال کشور
متولد: 1337 در رشت --- فنون نظامی را زیر نظر محسن چریک {چریک در فلسطین ولبنان و..)آموخت ۰
در غائله بندر انزلی حضور فعال داشت .
در جنگ پاوه در کنار شهید چمران بود.
در طول جنگ تحمیلی بالغ بر 26 هزار نفر از نیروهای سپاه و بسیج تحت امر و مدیریت او آموزش دیدند.
این قهرمان ورزشی و مدال آور کشوری در رشته هندبال، مسئولیت و فرماندهی پادگان های آموزشی المهدی (عج،) چالوس و پایگاه های آموزشی ساری، رامسر و منجیل را بر عهده داشت.
سرباز و قهرمان وطن سرانجام در دیار #شلمچه بشهادت رسید🌷
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اعزام رزمندگان اسلام به سوی جبهه ها
🚩🚩 راهیان کربلای ۴ از استان یزد
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
898.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 صبحگاه جبهه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
⭕️ تو رو آدمات میکنم 😂
روحالله، زیاد شوخی میکرد و سر به سر بچهها میگذاشت. یادمه یه بار توی میدون صبحگاه، یکی از بچهها را اذیت کرده و داشت از دستش فرار میکرد. اون بندۀ خدا هم یه چوب برداشته بود و میدوید دنبال روحالله. همینطور که میدوید، داد میزد «من تو رو آدمات میکنم!»
سالها گذشته. روحالله شهید شده و اون بندۀ خدا هم که خیلی انسان شریف و با اخلاقی بود، به دلیلی فوت کرده ولی نام و نشان روحالله، زندهتر از همیشه باقی مانده و خواهد ماند.
📌به روایت یکی از همرزمان شهید
دفاع مقدس
⭕️ تو رو آدمات میکنم 😂 روحالله، زیاد شوخی میکرد و سر به سر بچهها میگذاشت. یادمه یه بار توی می
⭕️ صعودِ خطرناک
یکبار که ماموریت رفته بودیم شمالغرب، بحث بود میشه چند دستگاه زرهی را روی یکی از ارتفاعات منطقه برد یا نه. شرایط امنیتی خاصِ منطقه، ایجاب میکرد چنین کاری انجام شود.
برخی معتقد بودند مسیر ارتفاع به قدری باریک و شیبداره که حتی تانک و نفربر هم نمیتونه بره بالا. من و روحالله روی یه تانک بودیم؛ من راننده و اون فرمانده.
یه مشورتی با فرماندهانمان کردیم و گفتیم توکل به خدا، ما میریم بالا. افتادیم جلو و چند نفربر از بچههای شبستر، راه افتادند پشت سرمان. کل مسیر حدود هفدهکیلومتر بود و به قدری شیباش تند بود که فقط میشد با دنده یک حرکت کرد و خیلی جاها تانک بُکسوات میکرد و مجبور میشدیم باند بگیریم به چپ و راست تا بتونیم ادامۀ مسیر بدیم.
خودم چون رانندگی میکردم و نشسته بودم داخل تانک، خیلی بیرون را نمیدیدم و روحالله که تا کمر از دهلیزِ راننده آمده بود بیرون، توی بیسیمِ تانک مرتب فرمان میداد که چپ و راست برم یا همین فرمان را نگه دارم. یه جاهایی راه به قدری باریک میشد و روحالله میگفت باند بگیرم به سمت ارتفاع که یکی از شنیها از دیوارۀ کوه میرفت بالا و دستگاه کج میشد.
لابهلای صحبتهایمان توی بیسیم، گاهی میشنیدم روحالله با حالتِ خاصی داره ذکر میگه و استغاثه میکنه. رفتم توی فاز شوخی؛
- ها روحالله چی شده؟! نکنه ترسیدی؟!
- چیچی میگوی! بیا بیرون تا ببینی از کجا داریم میریم!
- طوری نیست بابا! داریم میریم دیگه!
در نقطهای در اواسط مسیر، راه مقداری عریض شد و قرار شد چند دقیقهای به خودمان و دستگاه استراحت بدیم. در همین حالت که کلاهگوشی به سر داشتیم و سر و گردنمان را بیرون آورده بودیم، چند عکس از ما گرفتند که بعضیشان، بعد از شهادت روحالله خیلی دیده یا چاپ شدند.
اینجا هم توجهی به پرتگاه و ارتفاعی که بالا آمده بودیم نکردم و هنوز کلهام داغ بود! دوباره راه افتادیم و با دردسر زیاد هر جوری بود رسیدیم بالای ارتفاع. همین که رسیدیم و از دستگاه خارج شدیم، یکی از فرماندهان تیپ شبستر با نگاهی تحسینآمیز آمد به استقبالمان و گفت: «اصلاً فهمیدید کجا اومدید یا نه؟!» هر کی اونجا بود، افسر جزء یا ارشد، به شکلی خوشحالی و تحسیناش را نشان میداد. حتی برخی احساساتی شده بودند؛ مثل یکی از فرمانده گردانهای لشکر که بغلمان کرد و نقداً تشویقمان کرد.
کمتر از یکساعت روی ارتفاع بودیم و بعدش اعلام کردند چون هنوز امکانات پشتیبانی کافی نیامده بالا، خدمۀ دستگاههای زرهی فعلاً برگردند پایین. با روحالله و چند نفر از بچههای شبستر نشستیم توی یه تویوتا و راه افتادیم به سمت پایین.
حالا تازه داشتم میدیدم چه مسیر خطرناکی را آمده بودیم بالا. دیگه حواسم جمعِ رانندگی تانک نبود و عمقِ پرتگاههای اطراف و باریکی مسیر که حتی تویوتا یه جاهایی کم میآورد، نفسام را بند آورده بود.
رو به روحالله گفتم: «پس تو اینا رو میدیدی که این همه سلام و صلوات میفرستادی؟!» جواب داد: «خب آره دیگه! پس فکر کردی واسه چی هِی میگفتم بگیر اینور، بگیر اونور!»
وقتی ما برگشتیم پایین، یک تانک دیگر هم بردند روی ارتفاع و چندروز بعد ماموریتمان تمام شد و برگشتیم خانه. از منطقه و مسیری که تانک را برده بودیم، چند فیلم گرفته بودم که به بچههای پادگان نشان دادم ولی خیلیها باور نمیکردند.
راوی: همرزم شهید
🌹زمان، ۲۲ تیرماه سال ۱۳۶۱ است...
🌹مردهایی در تصویرند، همگی با سربند قرمزِ «نصر من الله و فتح قریب» دو نفرِ پشتی کنجکاوند! تا حدی که زل زدهاند به دوربین، اما نوجوان کنارشان، نگاه به نقطهای دیگر دارد مظاهری (همان اسمی که روی لباسش نوشته شده) باید تویِ کوچهها و پسکوچهها درحال بازی باشد، چه چیـزی او را به دارخوین کشانـده ..!! جز جنگیدن برایِ وطن؟
اینجا بارها توسط دشمن
مورد حمله هوایی قرار گرفت...
عکاس: محمدرضا شرفالدین
#نوجوانان
#دفاع_مقدس
#عملیات_رمضان
#جنگ_به_روایت_تصویر
▫️ خطاب شهید محراب، آیت الله دستغیب به آن برادر بسیجی در جبهه :
💠 منِ دستغیب، حاضرم یکجا، ثواب هفتـاد سال نمازهای واجب، نوافـل،حد روزه هـا، تهجدها و شب زنده داری هایم را بدهم به تـو . . . .
در عـوض، ثواب آن دو رکعت نمـازت
که در میدان جنـگ، بدون وضـو، پشت به قبـله، با لباس خـونی و بدن نجـس خوانده ای را از تـو بگیـرم. !!!
◇ آیـا حـاضر به چنـین معـامله ای هستی؟!»
⌛️ روزشمار دفاع مقدس (۸ آبانماه)
• ولادت شهید علی خوشلفظ (استان همدان، شهرستان همدان) (۱۳۴۳ ه. ش)
• شهادت فریبرز کشوردوست مقدم نیا (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۸ ه. ش)
• نفوذ دشمن بعثی به جزیره آبادان در آغاز جنگ تحمیلی (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت محمدحسین فهمیده (استان قم، شهرستان قم، روستای سراجه) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت ابراهیم حسنی (استان اصفهان، شهرستان گلپایگان) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت نوروز علی حاج اکبری (استان سمنان، شهرستان شاهرود، روستای میغان) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت موسی خاکپور (استان لرستان، شهرستان بروجرد) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت محرم درستی (استان آذربایجان غربی، شهرستان خوی) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت حسین علی ودودی رستمی (استان مازندران، شهرستان بهشهر) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت عباس ابراهیمپور (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۵۹ ه. ش)
• شهادت علیرضا عربنژاد (استان کرمان، شهرستان زرند، دهستان خانوک) (۱۳۶۰ ه. ش)
• شهادت علی رحیمی رکنی (استان مازندران، شهرستان سیمرغ) (۱۳۶۰ ه. ش)
• شهادت خلبان محمد ابراهیم توکلی (استان فارس، شهرستان آباده) (۱۳۶۰ ه. ش)
• شهادت خلبان داود اکرادی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۰ ه. ش)
• شهادت حسین یکدلهپور (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۱ ه. ش)
• شهادت مهرزاد صنعتی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۱ ه. ش)
• شهادت سیامک نادری مقدم (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۱ ه. ش)
• شهادت محمدحسین آستین (استان مازندران، شهرستان سوادکوه) (۱۳۶۱ ه. ش)
• شهادت عبدالعلی حاج حسنی (استان سمنان، شهر بسطام) (۱۳۶۱ ه. ش)
• شهادت روحانی مبارز و انقلابی ملا حیدر فهیم (استان کردستان، شهرستان مریوان، روستای آویهنگ) (۱۳۶۲ ه. ش)
• شهادت شعبان علی خدابخشی (استان مازندران، شهرستان تنکابن) (۱۳۶۲ ه. ش)
• شهادت حسین زارعی (استان تهران، شهرستان شمیرانات) (۱۳۶۲ ه. ش)
• شهادت امیرمختار محمدحسینی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه. ش)
• شهادت احمد ابراهیمی (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۳ ه. ش)
• شهادت نعمتالله ذکریایی (استان مازندران، شهرستان جویبار) (۱۳۶۴ ه. ش)
• شهادت حمیدرضا زارعی بنه کهل (استان آذربایجان شرقی، شهرستان بستان آباد) (۱۳۶۴ ه. ش)
• اجرای عملیات نامنظم فتح ۲ در منطقه دوکان در شمال شرقی عراق توسط سپاه پاسداران (۱۳۶۵ ه. ش)
• شهادت کرمالله احمدینژاد (استان ایلام، شهرستان مهران) (۱۳۶۵ ه. ش)
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌 بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
🎙👆مدیحه سرایی حاج اکبر خمسه (مداح اهلبیت) در جمع رزمندگان اصفهانی در جبهه
دوران جنگ تحمیلی
💠 جاده ساخته شدۀ جهادسازندگی نجفآباد در عملیات والفجر ۴ --- اواخر مهر تا آبانماه ۱۳۶۲
در فیلم ها و کلیپ های زیر که در مهر62 توسط مرحوم محمود اصفهانی (باهنر) در جریان عملیات والفجر4 در حوالی بانه ضبط شده، بخشهایی از جاده احداث شده در منطقه، با مشارکت جهادسازندگی نجفآباد، نشان داده میشود.
اصفهانی که ترکِ یک موتور نشسته، ضمن نشان دادن بخشهایی از این جاده راهبردی و مهم، توضیح میدهد که این مسیر حدوداً سیکیلومتری، قبلاً حدود یکمتر عرض و حالت مالرو داشته ولی با مشارکت جهاد سازندگی نجفآباد، شهرکرد و مهندسی سپاه، به وضعیت فعلی درآمده است
در بخش دیگر هم توضیح داده میشود که احداث چنین جادهای، حداقل دو سال طول میکشد ولی با تلاش شبانهروزی نیروهای جهاد، در بازۀ زمانی کمتر از ششماه آماده شده است !!
این مسیر که بخشهایی از آن در دید و تیر عراق و نیروهای ضدانقلاب بوده، در سه بخش ایجاد شده. ده کیلومتر اول آنرا جهادسازندگی نجفآباد و شهرکرد ساختهاند، ده کیلومتر دوم را جهادسازندگی نجفآباد به تنهایی آماده کرده و دهکیلومتر سوم با مشارکت جهادسازندگی نجفآباد و مهندسی سپاه، تعریض و تسطیح شده.
احداث حداقل بیست دهنۀ پل در مسیر جاده، شرایط خطرناک فعالیت روی جاده به دلیل حضور ضدانقلاب و عناصر تجزیه طلب در حمنطقه، تقدیم چندین شهید در جریان آمادهسازی جاده، تداوم جاده تا بخشی از ارتفاع و ادامۀ آن به شکل مالرو و استفاده از قاطر برای جابهجایی امکانات در قسمت انتهایی جاده، دیگر توضیحات ارائه شده در این فیلم هستند.
در بخش دیگری از فیلم، فیلمبردار جادۀ دیگری را نشان میدهد و بدون ارائه توضیحات بیشتر به دلیل مسائل حفاظتی و امنیتی، از آمادهسازی این مسیر راهبردی توسط جهادسازندگی نجفآباد سخن میگوید.
اصفهانی، با نشان دادن سنگری بر روی ارتفاع، آنرا سنگر سابق ضدانقلاب خوانده و در ادامه، از شهادت شهید قدمعلی عباسی از جوزدان، طی روز گذشته در همین محدوده خبر میدهد.
در ادامه، دوربین دو رزمنده را نشان میدهد که گویا یکیشان از جهادسازندگی نجفآباد و دیگری از مسئولان قرارگاه است. نیروی جهاد توضیح میدهد که محدودۀ جاده، حدود هفت ماه است که پاکسازی و تامین شده.
در قسمت دیگری از فیلم نیز عبور چند مرد و زن کرد از اهالی روستاهای منطقه و تردد تعدادی از خودروهای ارتشی دیده میشود.
👇👇👇
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️جاده ساخته شدۀ جهادسازندگی نجفآباد در عملیات والفجر 4 ،،---- محور مربوان- دست شیلر
قسمت اول،
توضیحات مرحوم اصفهانی در مورد روند احداث جاده.