eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
💢 (بر اساس خاطره جواد صحرایی از سردار شهید احمد کاظمی) 📞 اسم او را سال ۱۳۷۳ از پشت بی سیم روزهایی که پدر از منزل مان در بوکان با ایشان تماس می گرفت، شنیده بودم؛ فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدای شمال غرب. . ▪️پدر ( شهید رمضانعلی صحرایی)، من را به خاطر رعایت بیت المال، از خوردن غذای تیپ منع کرده بود اما بی توجه به حرف او موقع ناهار در مهمانسرا آفتابی می شدم و ناخنکی به غذا می زدم.سابقه اشتیاقم به غذای پادگان که هنوز در من باقیست، برمی گردد به روزهای جنگ که از لشکر برای خانواده های فرماندهان مستقر در شهرک شهید بهشتی اهواز غذا می آوردند. برگردیم به خاطره بوکان. ظهر یکی از همان روزها دور از چشم پدر به مهمان سرا رفتم. مرد چارشانه ای وارد مهمان سرا شد. سلامی با تبسم هدیه ام کرد. وقتی فهمید فرزند فرمانده تیپ ۳ لشکر۱۶ قدس گیلان هستم، محکم دستم را فشرد. نماز ظهرش را گوشه اتاق خواند و سپس با ماشین به طرف ستاد تیپ رفت. با خودم گفتم، لابد یکی از پاسدارهایی است که از قرارگاه آمده و جلسه ای در تیپ دارد. مرد که خارج شد، یکی از پاسدارها با عجله وارد مهمانسرا شد و رو به ابوالفضل، سرباز تیپ گفت، شناختیش؟ ابوالفضل گفت: نه. پاسدار گفت: چطور نشناختی، او سردار احمد کاظمی بود، فرمانده قرارگاه. ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 🎞 کلیپ // تصاویر غواصان لشکر ویژه ۲۵ کربلا در عملیات والفجر هشت در غروب بیستم بهمن ۱۳۶۴ ...🌊🌊🌊 . ▪️(( رزمندگان غیور لشکر ۲۵ در اصلی ترین نقطه رودخانه اروند دقیقا در جبهه ی روبرویی ؛ به خط دشمن زدند و نذر کرده بودند ، صبح عملیات در صورت فتح فاو پرچم امام رضا را بر مناره مسجد فاو نصب کنند ، که این امر محقق شد و پرچم آقا صبح عملیات توسط سردار مرتضی قربانی فرمانده لشکر ویژه ۲۵ کربلا به اهتزاز درآمد... .‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2 ▪️ واتساپ https://chat.whatsapp.com/E3ZShaBJWD05JkCjQwGh7Y
32.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 . ▫️ از مرتضی قربانی و تصاویری از ویژه ۲۵ در پنج 📆 ماه ۱۳۶۵ ⚪️ دوران جنگ تحمیلی ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2 ▪️ واتساپ https://chat.whatsapp.com/E3ZShaBJWD05JkCjQwGh7Y
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشمن به طرف جبهه خودی💦💦 خبر پیدا شدن آنها را یکی دو روزه قبل, شهید یوسف الهی به حاج قاسم می‌گوید!!! این رزمنده جوان توانسته بود بر اثر مراقبه و رعایت تقوایی الهی به عوالم غیب و ملکوت، راه یافته و نظاره‌گر و شاهد آنسوی عالم ماده باشد... 👆🎞 سخنان حاج قاسم سلیمانی و رهبر انقلاب در مورد عارفِ شهید، رزمنده دوران دفاع مقدس، حسین یوسف‌ الهی 🌷شهیدی که سردار سلیمانی وصیت کرده بود تا در کنار آن دفن شود. ■ چرا حاج قاسم عزیز، با وجود همه تجربیات و جهادهایش، چنین علاقه‌ای به شهید حسین یوسف‌ الهی داشت؟ ■ چه ویژگی در این شهید بود که سردار بزرگ اسلام، خواست تا در جوار او به خاک سپرده شود؟ ⚪️ برای شنیدن سخنان حاج قاسم سلیمانی در مورد این شهید بزرگوار، که به شدت شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد، همین حالا صحبت‌ها را دانلود کنید! ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
#ببینید 🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشم
🌴 کرامات شهید یوسف اللهی 🌷شهید، چنان روح ملکوتی و عرفانی داشت که هر کس او را می دید عاشق سکنات و رفتارش می شد. بعضی از خلق و خوی های وی که همه اطرافیان آن ها را تایید می کردند به روایت زیر است: ▫️▪️از ۱۹ سالگی تا ۲۴ سالگی که شهید شد تمام سالها بغیر از ۴ روز حرام را روزه بود ▫️▪️نماز شب ایشان ۲ تا ۳ ساعت طول می کشید ▫️▪️دائما ذکر خدا می گفت ▫️▪️قبل از جبهه تمام هم و غمش کمک به فقرای محل بود ▫️▪️هیچگاه دل کسی را نشکست و بسیار مهربان بود ▫️▪️چشمان برزخی ایشان سالهای سال باز شده بود و به هیچکس نمی گفت ▫️▪️خبرهای غیبی را فقط به حاج قاسم و برای پیروزی در عملیات ها می گفت ▫️▪️روزهای آخر عمرش به بعضی بسیجی ها و پاسدارها عاقبت کارشان را گفته بود 💢 یکی از خاطراتی که نشان دهنده این کمالات در این جوان عرفانی و خدایی بود، این گونه است: مادر شهید: با مجروح شدن پسرم محمّدحسین برای ملاقاتش به بیمارستان رفته بودم؛ نمی دانستم در کدام اتاق بستری است. در حال عبور از سالن بودم که یک دفعه صدایم کرد: مادر! بیا اینجا. وارد اتاق شدم. خودش بود؛ محمّدحسین من! امّا به خاطر مجروح شدن، هر دو چشمش را بسته بودند! بعد از کمی صحبت گفتم: مادر! چطور مرا دیدی؟! مگر چشمانت بسته نبود؟ امّا هر چه اصرار کردم، بحث را عوض کرد! 🟣 🔷همرزم شهید: زمستان سال 64 بود. با بچّه های واحد اطّلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد سنگر شد و بعد از کلّی خنده و شوخی گفت: در این عملیّات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند. بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم. حسین به همه اشاره کرد به جز من! چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیّات والفجر 8 محقّق شد! 🔷برادر شهید: برای پنجمین بار که مجروح و شیمیایی شد سال 62 بود. او را به بیمارستان شهید لبّافی نژاد تهران آوردند. من و برادر دیگرم با اتوبوس راهی تهران شدیم.از کرمان. ساعت ده شب به بیمارستان رسیدیم. با اِصرار وارد ساختمان بیمارستان شدیم. نمی‌دانستیم کجا برویم. جوانی جلو آمد و گفت: شما برادران محمّدحسین یوسف الهی هستید؟ با تعجّب گفتیم: بله! جوان ادامه داد: حسین گفته: برادران من الآن وارد بیمارستان شدند. برو آنها را بیاور اینجا! وارد اتاق که شدیم، دیدیم بدن حسین تمام سوخته ولی می‌تواند صحبت کند. اوّلین سؤال ما این بود: از کجا میدانستی که ما آمدیم؟ لبخندی زد و گفت: چیزی نپرسید؛ من از همان لحظه که از کرمان راه افتادید، شما را می دیدم! محمّدحسین حتّی رنگ ماشین و ساعت حرکت و... را گفت! 🔷همرزم شهید: دو تا از بچّه های واحد شناسایی از ما جدا شدند. آنهم با لباس غوّاصی در آبها فرو رفتند. هر چه معطّل شدیم باز نگشتند. به ناچار قبل از روشن شدن هوا به مقرّ برگشتیم. محمّدحسین که مسؤول اطّلاعات لشکر41 ثارالله کرمان بود، موضوع را با قاسم سلیمانی- فرمانده لشکر ـدر میان گذاشت حاج قاسم گفت: باید به قرارگاه خبر بدهم. اگر اسیر شده باشند، حتماً دشمن از عملیّات ما با خبر می‌شود. امّا حسین گفت: تا فردا صبر کنید. من امشب تکلیف این دو نفر را مشخّص می‌کنم. صبح روز بعد حسین را دیدم. خوشحال بود. گفتم: چه شده؟ به قرارگاه خبر دادید؟ گفت: نه. پرسیدم: چرا؟ حسین مکثی کرد و گفت: دیشب هر دوی آنها را دیدم. هم اکبر موسایی پور هم حسین صادقی را. با خوشحالی گفتم: الآن کجا هستند؟ گفت: در خواب آنها را دیدم. اکبر جلو بود و حسین پشت سرش. چهره اکبر نور بود! خیلی نورانی بود. می دانی چرا؟ اکبر اگر درون آب هم بود، نماز شبش ترک نمی‌شد. در ثانی اکبر نامزد هم داشت. او تکلیفش را که نصف دینش بود انجام داده بود، امّا صادقی مجرّد بود. اکبر در خواب گفت: که ناراحت نباشید؛ عراقی ها ما را نگرفته اند، ما بر می‌گردیم. پرسیدم: چه طور؟! گفت: شهید شده اند. جنازه های شان را امشب آب می آورد لب ساحل من به حرف حسین مطمئنّ بودم. شب نزدیک ساحل ماندم. آخر شب نگهبان ساحل از کمی جلوتر تماس گرفت و گفت: یک چیزی روی آب پیداست وقتی رفتم، دیدم پیکر شهید صادقی به کنار ساحل آمده! بعد هم پیکر اکبر پیدا شد! 🔷همرزم شهید: حسین به من گفته بود در کنار اروند بمان و درجه جذر و مدّ آب که روی میله ثبت می‌شود را بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد. نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه. بعداً برای این فاصله زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم تا کسی متوجه خوابیدن من نشود وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه بمن خیره شد و گفت: "تو شهید نمی‌شوی" با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و باز بمن گفت: چرا آن 25دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر می‌نوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود. خدا گواه است که در آنشب و در آن جا، هیچ کس جز خدا همراه من نبود!!! او از کجا میدانست!؟ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
#ببینید 🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشم
👆📽 تنها فیلم به جا مانده از شهید حسین آقا یوسف الهی که حاج قاسم آرزو داشت در کنار او آرام گیرد... ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2 ▪️ واتساپ https://chat.whatsapp.com/E3ZShaBJWD05JkCjQwGh7Y اینجا بیت شهداست👆 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
🌷 دوم بهمن 1366 🌷 پایان عملیات بیت المقدس ۲ این عملیات با رمز یا زهرا( س) در ۲۵ دی ماه ۶۶ در منطقه و ماووت عراق اغاز شد ♻️ رزمندگان در عملیات بیت المقدس 2 با همت والا و رشادت های بی نظیر خود در بیش از حد هوا، غرور کاذب «صدام ؛ حامیان عراق و رژیم حزب بعث» را در ارتفاعات ماووت در استان سلیمانیه عراق شکستند. این عملیات که تا دوم بهمن همان سال به طول انجامید درمنطقه عمومی ارتفاعات قمیش وسلیمانیه آغاز شده بود . در عملیات بیت المقدس 2 بیش از 2500 نفر از افراد دشمن کشته و یا زخمی شدند . همچنین در این میان 785 نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای خودی در آمدند . بر اثر این عملیات تعداد 15 تانک و نفربر دشمن منهدم و بیش از سی تانک و نفربر و همچنین ادوات سنگین و سبک و مهندسی دشمن نیز به غنیمت نیروهای اسلام در آمد . دوران