eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشمن به طرف جبهه خودی💦💦 خبر پیدا شدن آنها را یکی دو روزه قبل, شهید یوسف الهی به حاج قاسم می‌گوید!!! این رزمنده جوان توانسته بود بر اثر مراقبه و رعایت تقوایی الهی به عوالم غیب و ملکوت، راه یافته و نظاره‌گر و شاهد آنسوی عالم ماده باشد... 👆🎞 سخنان حاج قاسم سلیمانی و رهبر انقلاب در مورد عارفِ شهید، رزمنده دوران دفاع مقدس، حسین یوسف‌ الهی 🌷شهیدی که سردار سلیمانی وصیت کرده بود تا در کنار آن دفن شود. ■ چرا حاج قاسم عزیز، با وجود همه تجربیات و جهادهایش، چنین علاقه‌ای به شهید حسین یوسف‌ الهی داشت؟ ■ چه ویژگی در این شهید بود که سردار بزرگ اسلام، خواست تا در جوار او به خاک سپرده شود؟ ⚪️ برای شنیدن سخنان حاج قاسم سلیمانی در مورد این شهید بزرگوار، که به شدت شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد، همین حالا صحبت‌ها را دانلود کنید! ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
#ببینید 🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشم
🌴 کرامات شهید یوسف اللهی 🌷شهید، چنان روح ملکوتی و عرفانی داشت که هر کس او را می دید عاشق سکنات و رفتارش می شد. بعضی از خلق و خوی های وی که همه اطرافیان آن ها را تایید می کردند به روایت زیر است: ▫️▪️از ۱۹ سالگی تا ۲۴ سالگی که شهید شد تمام سالها بغیر از ۴ روز حرام را روزه بود ▫️▪️نماز شب ایشان ۲ تا ۳ ساعت طول می کشید ▫️▪️دائما ذکر خدا می گفت ▫️▪️قبل از جبهه تمام هم و غمش کمک به فقرای محل بود ▫️▪️هیچگاه دل کسی را نشکست و بسیار مهربان بود ▫️▪️چشمان برزخی ایشان سالهای سال باز شده بود و به هیچکس نمی گفت ▫️▪️خبرهای غیبی را فقط به حاج قاسم و برای پیروزی در عملیات ها می گفت ▫️▪️روزهای آخر عمرش به بعضی بسیجی ها و پاسدارها عاقبت کارشان را گفته بود 💢 یکی از خاطراتی که نشان دهنده این کمالات در این جوان عرفانی و خدایی بود، این گونه است: مادر شهید: با مجروح شدن پسرم محمّدحسین برای ملاقاتش به بیمارستان رفته بودم؛ نمی دانستم در کدام اتاق بستری است. در حال عبور از سالن بودم که یک دفعه صدایم کرد: مادر! بیا اینجا. وارد اتاق شدم. خودش بود؛ محمّدحسین من! امّا به خاطر مجروح شدن، هر دو چشمش را بسته بودند! بعد از کمی صحبت گفتم: مادر! چطور مرا دیدی؟! مگر چشمانت بسته نبود؟ امّا هر چه اصرار کردم، بحث را عوض کرد! 🟣 🔷همرزم شهید: زمستان سال 64 بود. با بچّه های واحد اطّلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد سنگر شد و بعد از کلّی خنده و شوخی گفت: در این عملیّات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند. بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم. حسین به همه اشاره کرد به جز من! چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیّات والفجر 8 محقّق شد! 🔷برادر شهید: برای پنجمین بار که مجروح و شیمیایی شد سال 62 بود. او را به بیمارستان شهید لبّافی نژاد تهران آوردند. من و برادر دیگرم با اتوبوس راهی تهران شدیم.از کرمان. ساعت ده شب به بیمارستان رسیدیم. با اِصرار وارد ساختمان بیمارستان شدیم. نمی‌دانستیم کجا برویم. جوانی جلو آمد و گفت: شما برادران محمّدحسین یوسف الهی هستید؟ با تعجّب گفتیم: بله! جوان ادامه داد: حسین گفته: برادران من الآن وارد بیمارستان شدند. برو آنها را بیاور اینجا! وارد اتاق که شدیم، دیدیم بدن حسین تمام سوخته ولی می‌تواند صحبت کند. اوّلین سؤال ما این بود: از کجا میدانستی که ما آمدیم؟ لبخندی زد و گفت: چیزی نپرسید؛ من از همان لحظه که از کرمان راه افتادید، شما را می دیدم! محمّدحسین حتّی رنگ ماشین و ساعت حرکت و... را گفت! 🔷همرزم شهید: دو تا از بچّه های واحد شناسایی از ما جدا شدند. آنهم با لباس غوّاصی در آبها فرو رفتند. هر چه معطّل شدیم باز نگشتند. به ناچار قبل از روشن شدن هوا به مقرّ برگشتیم. محمّدحسین که مسؤول اطّلاعات لشکر41 ثارالله کرمان بود، موضوع را با قاسم سلیمانی- فرمانده لشکر ـدر میان گذاشت حاج قاسم گفت: باید به قرارگاه خبر بدهم. اگر اسیر شده باشند، حتماً دشمن از عملیّات ما با خبر می‌شود. امّا حسین گفت: تا فردا صبر کنید. من امشب تکلیف این دو نفر را مشخّص می‌کنم. صبح روز بعد حسین را دیدم. خوشحال بود. گفتم: چه شده؟ به قرارگاه خبر دادید؟ گفت: نه. پرسیدم: چرا؟ حسین مکثی کرد و گفت: دیشب هر دوی آنها را دیدم. هم اکبر موسایی پور هم حسین صادقی را. با خوشحالی گفتم: الآن کجا هستند؟ گفت: در خواب آنها را دیدم. اکبر جلو بود و حسین پشت سرش. چهره اکبر نور بود! خیلی نورانی بود. می دانی چرا؟ اکبر اگر درون آب هم بود، نماز شبش ترک نمی‌شد. در ثانی اکبر نامزد هم داشت. او تکلیفش را که نصف دینش بود انجام داده بود، امّا صادقی مجرّد بود. اکبر در خواب گفت: که ناراحت نباشید؛ عراقی ها ما را نگرفته اند، ما بر می‌گردیم. پرسیدم: چه طور؟! گفت: شهید شده اند. جنازه های شان را امشب آب می آورد لب ساحل من به حرف حسین مطمئنّ بودم. شب نزدیک ساحل ماندم. آخر شب نگهبان ساحل از کمی جلوتر تماس گرفت و گفت: یک چیزی روی آب پیداست وقتی رفتم، دیدم پیکر شهید صادقی به کنار ساحل آمده! بعد هم پیکر اکبر پیدا شد! 🔷همرزم شهید: حسین به من گفته بود در کنار اروند بمان و درجه جذر و مدّ آب که روی میله ثبت می‌شود را بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد. نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه. بعداً برای این فاصله زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم تا کسی متوجه خوابیدن من نشود وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه بمن خیره شد و گفت: "تو شهید نمی‌شوی" با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و باز بمن گفت: چرا آن 25دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر می‌نوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود. خدا گواه است که در آنشب و در آن جا، هیچ کس جز خدا همراه من نبود!!! او از کجا میدانست!؟ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
#ببینید 🌴 بازگشت پیکر دو تن از نیروهای لشگر ثارالله (ع) پس از شهادت، بر روی آب رودخانه, از سمت دشم
👆📽 تنها فیلم به جا مانده از شهید حسین آقا یوسف الهی که حاج قاسم آرزو داشت در کنار او آرام گیرد... ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2 ▪️ واتساپ https://chat.whatsapp.com/E3ZShaBJWD05JkCjQwGh7Y اینجا بیت شهداست👆 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
🌷 دوم بهمن 1366 🌷 پایان عملیات بیت المقدس ۲ این عملیات با رمز یا زهرا( س) در ۲۵ دی ماه ۶۶ در منطقه و ماووت عراق اغاز شد ♻️ رزمندگان در عملیات بیت المقدس 2 با همت والا و رشادت های بی نظیر خود در بیش از حد هوا، غرور کاذب «صدام ؛ حامیان عراق و رژیم حزب بعث» را در ارتفاعات ماووت در استان سلیمانیه عراق شکستند. این عملیات که تا دوم بهمن همان سال به طول انجامید درمنطقه عمومی ارتفاعات قمیش وسلیمانیه آغاز شده بود . در عملیات بیت المقدس 2 بیش از 2500 نفر از افراد دشمن کشته و یا زخمی شدند . همچنین در این میان 785 نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای خودی در آمدند . بر اثر این عملیات تعداد 15 تانک و نفربر دشمن منهدم و بیش از سی تانک و نفربر و همچنین ادوات سنگین و سبک و مهندسی دشمن نیز به غنیمت نیروهای اسلام در آمد . دوران
📷 جانباز شهید حاج علی اصغر صادقی، فرمانده جوان گردان و تیپ از لشگر 10 سیدالشهدا(ع) در فیلم و تصاویر بر جای مانده از جانباز شهید، دست قطع شده اش دیده نمی شود. او همواره جانبازی خود را کتمان و پنهان می کرد!! . . . . که این مرام مردان خداست که اجر و پاداش حقیقی را تنها از حضرت حق طلب می کنند و از ریب و ریا تظاهر دورند. ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 فرازی از وصیتنامه شهید: ✍️ اگر جسد یا قسمتی از جسدم به دستتان رسید هر کجا خواستید دفنم کنید ولی بهتر است در بهشت زهرا باشد زیرا دوستانم در آنجا هستند. به کسی بدهکار نیستم و از کسی نیز طلبی ندارم ولی اگر کسی ادعا کرد بدهکاریم را بپردازید. این را هم بگویم که ما راه کربلا را جارو کرده ایم و با خون خود راه را جارو کرده ایم تا بتوانید به راحتی از این راه ها به زیارت قبر سیدالشهدا(ع) بروید ولی در آنجا نیز این حقیر را از دعای خیر خود فراموش نکنید و از مولا بخواهید که این حقیر را در راه خودش بپذیرد انشاءالله.» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار 🌱 شما هم در نشر مطالب شریک باشید (با لینک یا بودن لینک)
زمستان ۱۳۶۶ قبل از عملیات بیت المقدس ۲ مقر شهید چمران دسته سه گروهان یک گردان حمزه سید الشهدا (ع) لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) یاد و خاطره: ایستاده از راست: ۱. شهید علیرضا حاج ابوالحسن ۲.جانباز سرفراز اصغر خندان ۳. جانباز سرفراز حسین طوسی ۴. جانباز سرفراز محسن فکور ۵. ناشناس ۶. رزمنده محمود خاتمی نشسته از راست: ۱. رزمنده محسن ضرغام ۲.رزمنده حمید کاظم بیگی ۳. جانباز سرفراز عبدالله شیخیان ۴.جانباز سرفراز میرمحسن حسینی ۵. جانباز سرفراز محمد شهریاری دوران دفاع مقدس
✍️🌹ما راه کربلا را با خون خود جارو کرده ایم تا شما بتوانید به راحتی از این راه به زیارت قبر سیدالشهداء(ع) بروید. یاد و خاطره فرمانده دلاور تیپ ثارالله و گردان زهیر 🇮🇷لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) سردار شهید علی اصغر صادقی اخوی شهید علی اکبر صادقی شهادت: ماووت ،عملیات بیت المقدس ۲
دفاع مقدس
✍️🌹ما راه کربلا را با خون خود جارو کرده ایم تا شما بتوانید به راحتی از این راه به زیارت قبر سیدالشهد
دی ۱۳۶۶ - سالروز شهادت سردار رشید، علی اصغر صادقی فرمانده تیپ ثارالله لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) 🌿 سلیمانیه عراق، عملیات بیت المقدس ۲ 🌱 ولادت: ۱۳۴۵ 💠 مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۹، ردیف ۴، شماره ۸ 🔹 شهید در سال های اول جنگ وقتی در حال خنثی کردن مین بود، یک دستش را از دست داد. فرماندهی گردان زهیر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)، فرماندهی تیپ یکم ثارالله لشکر . . . و فرماندهى تیپ الزهرا (س) از جمله مسئولیت های این جوان بیست ساله در دوران جنگ بود. ◾️ علی اکبر، برادر او نیز در شمال سلیمانیه عراق به شهادت رسید، همو که در قبر به خواست و تقاضاى مادرش به روی او لبخند زد!!