🌷 به روایت شهید آوینی:
☀️ صبح روز عملیات كربلای پنج در محور دریاچهی پرورش ماهی، برادر شهید ناظمپور خود را به دژ تسخیرشدهی دشمن ميرساند تا به شهید خلیل مطهرنیا، مسئول طرح و عملیات لشكر المهدی ملحق شود. آب كه با عقل تسبیحی خود اهل حق را خوب ميشناسد، بر قایقها آغوش ميگشاید و آنان را بر سینهی نیلگون خویش سبكبار ميلغزاند و به ساحل ميسپارد. آسمان نیز نظاره ميكند و هیچ مرز و حجابی فی ما بین عالم خلق و امر باقی نمانده است. طوفان رعب ميپیچد و به قلب مضطرب دشمن حمله ميبرد. ابر، حجاب خورشید ميشود و چشم پرندگان آهنین را كور ميكند. زمین زیر پای دشمن بيتاب ميشود و از خدا اذن ميخواهد كه دهان بگشاید و سپاه كفر را ببلعد، اما از عالم امر سروش ميرسد: «فمهل الكافرین امهلهم رویدآ.»( فرشتگان به صفوف ما ميپیوندند و سواد سپاه حق در چشم دشمن دوچندان ميگردد.
🌴 دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
www.Aviny.comشهید آوینی-صبح روز عملیات کربلای5.mp3
زمان:
حجم:
521.1K
#روایت_فتح
"شهید خلیل مطهرنیا"
📢 صوت | شهید مرتضی آوینی :
🌈 صبح روز عملیات كربلای پنج در محور دریاچهی پرورش ماهی، برادر شهید ناظمپور خود را به دژ تسخیرشدهی دشمن ميرساند تا به شهید خلیل مطهرنیا، مسئول طرح و عملیات لشكر المهدی ملحق شود. آب كه با عقل تسبیحی خود اهل حق را خوب ميشناسد، بر قایقها آغوش ميگشاید و آنان را بر سینهی نیلگون خویش سبكبار ميلغزاند و به ساحل ميسپارد. آسمان نیز نظاره ميكند و هیچ مرز و حجابی فی ما بین عالم خلق و امر باقی نمانده است. طوفان رعب ميپیچد و به قلب مضطرب دشمن حمله ميبرد. ابر، حجاب خورشید ميشود و چشم پرندگان آهنین را كور ميكند. زمین زیر پای دشمن بيتاب ميشود و از خدا اذن ميخواهد كه دهان بگشاید و سپاه كفر را ببلعد، اما از عالم امر سروش ميرسد: «فمهل الكافرین امهلهم رویدآ.»( فرشتگان به صفوف ما ميپیوندند و سواد سپاه حق در چشم دشمن دوچندان ميگردد.
🌴 دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
دفاع مقدس
🌷 به روایت شهید آوینی: ☀️ صبح روز عملیات كربلای پنج در محور دریاچهی پرورش ماهی، برادر شهید ناظمپو
🌷 شهید علی اکبر رحمانیان
معاون طرح و عملیات
لشگر ۳۳ حضرت المهدی {عجل اللّه تعالی فرجه الشریف}
.
شهادت = بهمن ۶۴
فاو / عملیات والفجر ۸
.
💠 سخن شهید رحمانیان :
.
« برادرم نمی دانی چقدر لذت می برم
از سوختن در گلوله های دشمن
که مثل باران بر زمین می ریزد
چقدر دوست دارم که با قطعه قطعه شدن بدنم
و حتی باقی نماندن خاکستری از پیکرم
گمنام به دیدار دوست بشتابم »
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
سخنان شهید آوینی
درباره شهید رحمانیان
« باطن مصفای حاج علی اکبر در چهره مردانهاش تجلی داشت
و ما را اگر چشم باطن بخشیده بودند
تقدیر شهادت را در عمق چشمانش
در شکوفههای خنده و در وسعت ناصیهاش می خواندیم
همه یک یک او را در آغوش گرفتند
و نشان خاک را بر پیشانیاش بوسیدند
و او را به امان خدا سپردند
اما هیچ یک از ما آن تقدیر نزدیک را در نیافت
.
صبح روز عملیات، در سنگرهای تازه تسخیر شده دشمن
بار دیگر حاج علی اکبر رحمانیان را ملاقات کردیم
آنها قصد داشتند که از همین محور رأس البیشه
حاشیه اروند را تا خور به تصرف در بیاورند
امروز که بار دیگر به این صحنهها مینگرم
گفتههای مادرش را به خاطر میآورم
که آرام و مطمئن میگفت :
.
کاش که من بیشتر (از یک) پسر داشتم که در راه خدا
صدقه سر علی اکبر امام حسین {ع} میدادم
روزی که برای رفتن به سپاه خداحافظی کرد، گفتم
اول صدقه سر علی اکبر امام حسین {ع} تو را دادم
دوم هر چه خدا قابلمان دانست
خدا این قربانی را قبول کند
هدیه ناقابلی که دادم
امانت خودش بود »
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
arahmniann (2).mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🎞 سردار شهید علی اکبر رحمانیان
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
دفاع مقدس
🌷 به روایت شهید آوینی: ☀️ صبح روز عملیات كربلای پنج در محور دریاچهی پرورش ماهی، برادر شهید ناظمپو
👆📷 عکس بالا: سردار محمد جعفر اسدی، فرمانده لشگر المهدی ... در کنار این الله خامنه ای، رییس جمهور وقت
▫️▫️▫️▫️🚩🚩
متولدسال۱۳۲۷ در روستای مهدیآباد شیراز-- قبل از انقلاب برای امرار معاش به کشور کویت رفت و در اوج مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی بکشور بازگشت وهمراه با خانواده خود به نورآباد ممسنی مهاجرت کرد و در آنجا با آیت الله مدنی (شهید محراب) که به آن شهر تبعید شده بود، آشنا شد
با پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه،پیش از آنکه سپاه استان فارس تشکیل شود، حکم تأسیس سپاه نورآباد را از جواد منصوری (اولین فرمانده سپاه) دریافت کرد و با شروع جنگ تحمیلی همراه با گروهی از جوانان نورآباد عازم خوزستان شد، ابتدا به پادگان گلف رفت و سپس مسئول محور فارسیات و پس از آن مسئول محور آبادان شد. با تشکیل تیپهای سپاه، تیپ امام حسن مجتبی(ع) بفرماندهی وی تشکیل شد و پس از آن به قرارگاه فتح رفت
در سال۶۱ با سازماندهی تیپها بر اساس تقسیمات جغرافیایی (استانی)، فرماندهی تیپ ۳۳ المهدی(عج) ﴿و سپس لشگر﴾ به وی سپرده شد و تا پایان جنگ فرمانده این یگان بود و در عملیاتهایی همچون رمضان، محرم، والفجر مقدماتی، والفجر 1 و 2، خیبر، بدر، والفجر8، کربلای 4 و 5 و عملیات مرصاد یگان خود را فرماندهی میکرد.
⚪️ او پس از جنگ مسئولیت های مختلف داشت:
فرمانده لشکر 31 عاشورا
سپاه پنجم باقرالعلوم(ع)
معاون بازرسی سپاه
فرمانده لشکر 19 فجر استان فارس
جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه
جانشین بازرسی ستاد کل
فرماندهی نیروی زمینی سپاه
معاونت بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 ۲۷ رجب المرجب ، عید بزرگ مبعث مبارکباد
🌴ومَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ
و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم ...
(سوره مبارکه انبیاء،آیه ۱۰۷)
🌷پيامبر اعظم صلی الله عليه و آله:
«إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ ؛
من مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را كامل و تمام كنم».
(بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰)
امام خمینی: بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر؛ «مِنَ الازَلِ الَی الابَد»، روزی شریفتر از آن نیست. ۲۱خرداد۵۹
.✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
✅ واتساپ دفاع مقدس۲
🌖 شب مبعث سال ۶۵
🔹 خاطره ای از شهید مجید رضایی
😊 #طنز_جبهه
از مقرمان برای ماموریت به سمت شهر #فاو حرکت کردیم
نزدیکی های غروب آفتاب بود که به آنجا رسیدیم
هنوز مقر ثابتی در شهر فاو نداشتیم اون شب رفتیم مقر بچه های اطلاعات عملیات لشگر و مهمان اونها شدیم
شب مبعث بود و قرار بود در مقر اطلاعات مراسمی برگزار شود
از اونجائیکه بچه های اطلاعات عملیات ارادت خاصی به بچه های تخریب داشتند از ما خواستند که اگر در بین بچه های تخریب کسی مداحی میکنه، شب مبعث در خدمت باشند
برادر کسبی، شهید مجید رضایی رو نشون داد و گفت که ایشون میخونند و مجید هم به روی خودش نیاورد که اینکاره نیست و گفت چشم ما در خدمتیم. بچه های تخریب همه تعجب کردند از این کار مجید. ولی چیزی نگفتند.
🌓 شب شد و همه ی بچه ها جمع شدند برای مراسم عید مبعث و منتظر مجید شدند تا براشون مدح پیامبر بخونه.
او با گفتن بسم الله شروع کرد... اول در حدود ده دقیقه ای توضیح می داد که چطور باید دو انگشتی دست بزنند بعد هم گفت آنچه که من میگویم شما با دقت گوش بدید و بعد جواب بدید.
با این جمله شروع کرد...
امشب شب مبعث
گوش کن برادر بعد جواب بده ...
همین جمله را پنج شش دقیقه ادامه داد
بچه های تخریب چون او را میشناختند همه شروع کردند به خندیدن، ولی بچه های اطلاعات ناراحت بودند و با تعجب نگاه میکردند. یکی از بچه های اطلاعات یک پوز خندی زد و گفت برادر اگه نمی تونی بخونی مگه مجبوری بگی من مداحم ...😊
مجید برگشت گفت برادر بشین و ساکت باش و گوش بده و دوباره شروع کرد.
امشب شب مبعث
کمپوت میخوایم دربست...
گوش کن برادر درست جواب بده
و خلاصه نیم ساعت مجلس را به همین طریق ادامه داد
و شور گرفت
تدارکات یالا
تدارکات یالا
بعد از نیم ساعت بچه های اطلاعات فهمیدند که رو دست خوردند😂 و اصلا مجید مداح نبوده و این کار رو برای شاد شدن بچه ها در شب مبعث انجام داده🌈
و خلاصه شب مبعث سال ۶۵ در فاو با شیرین کاری های شهید مجید رضایی پایان یافت 🌿
🌱دوران جنگ تحمیلی
▫️ کانال "دفاع مقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
یک روزی در یک جمعی بودیم
بحث بر سر چگونگی شهادت بود.
هر کسی حرفی می زد. شهید مجید رضایی گفت:
من اصلا دوست ندارم با یه #ترکش کوچیک و یا یه تیر شهید بشوم. برایم افت دارد. مثل این می ماند که توی خیابان یک دوچرخه به آدم بخورد و آدم بمیرد!
من دوست دارم نحوه شهادتم در شأن خودم باشد.
دوست دارم با یک گلوله مستقیم تانک و یا یک #انفجار_مهیب تیکه تیکه شوم.
وقتی در #شهر_فاو خبر و نحوه شهادت عزیزان هفت تن را دریافت کردیم من بی اختیار یاد حرف های مجید افتادم ..
مجید با یه انفجار مهیب به معراج رفت و همانطور که میخواست تیکه تیکه شد!
(راوی: اسدالله سلیمانی)
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌷شهید مجید رضایی، تخریبچی لشگر ۱۰ و ۲۷
او به اتفاق شش تن از همرزمانش در بهار ۶۵ هنگام مینگذاری در پدافندی #فاو پرکشیدند. در دوران جنگ، این هفت تن یاران صمیمی و با وفا را "هفت تن آل صفا" نامیدند💕