6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 خاطره عجیب شهید حاج قاسم سلیمانی از عملیات والفجر هشت...
🌷 #شهید_مهدی_زندی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۲۰ بهمن ۱۳۶۴ --- سالروز عملیات والفجر ۸ || فتح #فاو
🩸 #سجده_خونین
#سجادترین_شهید_اروند
.
🔖 سردار علیجان میرشکار :
قبل از عملیات والفجر ۸ (اروندکنار) فقط یک جاده با فاصله 5/1 کیلومتر از خود اروند وجود داشت،و برای رفتن به کناراروند باید از لبه نهرها و نخلستانها عبور میکردیم،چون در مرحله شناسایی بودیم تمام این تحرکات باید مخفیانه انجام میشد، پس لازم بود دیوارهای را در لبه اروند ایجاد کنیم،به دلیل جزر و مد اروند خاک منطقه به شدت باتلاقی بود و عبور و مرور کامیونها ممکن نبود، کامیونها، خاک را در همان جاده قدیم خالی میکردند و بچهها با دوش این خاک را برای احداث دیوار میبردند.
.
▫️یک روز حوالی ساعت 11:30 بود، دیدم کیسههای شن را روی دوش دارند و به سمت دیواره حرکت میکنند، تقریباً همه شان لباسهای شان از ناحیه کتف و شانه پاره بود. موقع نماز شده بود، دیدم هیچ کس رغبت به نماز جماعت خواندن از خود نشان نداد، تعجب کردم،متوجه شدم هر کس زیر نخلی میرود و طوری که دیگران مطلع نشوند لباسشان را که خونی است در میآورند و کمی آب میزنند و آویزان میکنند و مشغول عبادت میشوند.
.
▫️جوان خوشسیمایی بود که تعقیبات نمازش را از عمق جان میخواند و محو نیایش بود ،و بعضی وقتها تا نیم ساعت در سجده میماند،بچه ها بدون این که نامش را بدانند، سجاد صدایش میکردند، در یکی از شبهایی که مشغول حمل کیسه بود ترکش خمپارهای بهش اصابت کرد و سجاد با گونی خاک با حالت سجده بر زمین افتاد، بچهها دیدند یک نفر از خستگی گونیاش را انداخته. دقت کردند و دیدند سجاد در حالت سجود به شهادت رسیده و سر از این سجود بر نمیدارد.
روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در راهپمایی جلو شهربانی شیراز، نارنجک تفنگی مزدوران رژیم, کنارش منفجر شد. از پشت سر تا پشت پا زخمی شده بود، اما زخم و آسیب مچ پایش بدتر بود.
بعد از پیروزی انقلاب او را پیش بهترین و معتبرترین پزشک شیراز بردیم، بعد از معاینه و مشورت با اساتید دانشگاه گفت: به علت آسیبی که به استخوان مچ وارد شده، امکان درمان وجود ندارد و برای اینکه درد و سختی نکشد بهتر است پایش از مچ قطع شود!
غلامرضا وقتی نظر پزشک را شنید گفت: من نمی خواهم پایم قطع شود، درد و رنج مرا به یاد خدا می اندازد!
او را به تهران بردیم. در تهران هم پزشک بعد از معاینه گفت: این پا دیگر درمان ندارد، باید قطع شود تا عفونت نکند!
به غلامرضا گفتم چاره ای جز قطع پایت نیست، رضایت بده که بیشتر درد نکشی!
گفت: من برای خدا و در راه خدا قیام کردم و این پا را برای یاری دین خدا نیاز دارم، از جد امام خمینی می خواهم که پایم قطع نشود!
پیش پزشک دیگری رفتیم. این پزشک که مشخص بود پزشکی متعهدو انقلابی است، پس از معاینه و دیدن تصاویر رادیولوژی گفت: پای ایشان فقط نیاز به ورزش دارد. مدتی در زمین ناهموار ورزش کند تا اندام های آسیب دیده پا ترمیم و بازسازی شود!
یقیناً این موضوع با توسل و توکل غلامرضا پیش آمد. بعد از آن غلامرضا با کوهنوردی و دوچرخه سواری به مرور بهبود پیدا کرد.
وقتی جنگ شروع شد، گفتم تو که پایت آسیب دیده دیگه نیاز به جبهه بیای، گفت لذت آن وقت است که تیر به قلب آدم بخورد!
در عملیات ثامن الائمه تیری از پشت به قلبش نشست و به شهادت رسید🕊🕊
🌷طلبه شهید «غلامرضا زارعی»
🌿 از شهدای استان فارس
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرودی بسیار قدیمی و خاطره آور در محضر حضرت امام خمینی(ره)
یادت گرامی باد ای بنیانگذار جمهوری اسلامی .
ای امامِ شهدا .
در بهار آزادی جای امام و شهدا خاای
26.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 سرود با موضوع «سیر تاریخی کشور» از ابتدای انقلاب تا کنون
که در اصفهان زیبا اجرا شده است .
هدایت شده از دفاع مقدس
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | ایام دهۀ فجر در جبهه و توزیع هدیه های مردمی بین رزمندگان
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
محال است لبخند بزند
و حال دلمان عوض نشود..!!
ا🌱🌿🌱🌷🌿🌱🌿
🌴 خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعلهور است که اگر تکهتکهام کنند و یا زیر سختترین شکنجهها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت.
«شهیدابراهیم هادی»
🌹 ۲۲ بهمن ( ۱۳۶۱ ) - سالروز شهادت عارف وارسته شهید ابراهیم هادی
📡 رسانه #دفاع_مقدس
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
محال است لبخند بزند و حال دلمان عوض نشود..!! ا🌱🌿🌱🌷🌿🌱🌿 🌴 خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر ان
💠 #خاطرات دوران انقلاب
🌷شهید ابراهیم هادی
✍️ ابراهیم از همان دوران کودکی به امام خمینی(ره) عشق و ارادت خاصی داشت، و هر چه بزرگتر میشد این علاقه نیز بیشتر میشد. تا این که در سال های قبل از انقلاب به اوج خود رسید.
🔸صبح یک روز جمعه در سال ۱۳۵۶ که هنوز خبری از درگیری ها و مسائل انقلاب نبود. از جلسهای مذهبی در میدان ژاله ( شهدا ) به سمت خونه میرفتيم. هنوز از میدان دور نشده بودیم که چند نفر از دوستان هم به ما ملحق شدند و ابراهیم هم شروع کرد برای ما از امام خمینی (ره) تعریف کردن.
🔸بعد هم با صدای بلند فریاد زد:
«درود بر خمینی»
و ما هم به دنبال او ادامه دادیم. چند نفر دیگر هم با ما همراهی کردن تا نزدیک چهار راه شمس شعار داديم و حركت كرديم. دقايقی بعد سر و کله چند ماشین پلیس از دور پیدا شد. ابراهیم سریع بچهها را متفرق کرد و در کوچهها پخش شدیم.
🔸 یکی دو هفته بعد وقتی از همان جلسهِ صبحِ جمعه بیرون آمدیم. ابراهیم درگوشه میدان جلوی سینما فریاد درود بر خمینی سَر داد و ما ادامه دادیم. جمعیت هم که از جلسه خارج میشد همراه ما تکرار میکرد. صحنه خیلی جالبی ایجاد شده بود. دقایقی بعد، قبل از اینکه مأمورها سر برسند ابراهیم جمعیت رو متفرق کرد. بعد با هم سوار یک تاکسی شدیم و به سمت میدان خراسان حرکت کردیم.
🔸 دو تا چهار راه جلوتر یک دفعه متوجه شدم جلوی ماشینها رو میگیرن و مسافرها رو تک تک بررسی میکنن.
چند تا ماشین ساواک و حدود ده تا مأمور هم اطراف خیابان ایستاده بودن چهره مأموری که توی ماشینها رو نگاه میکرد آشنا بود اون توی میدان همراه مردم بود.
🔸 به ابراهیم اشاره کردم. تا متوجه ماجرا شد قبل از اینکه به تاکسی ما برسن در رو باز کرد و خیلی سریع به سمت پیاده رو دوید. مأمور وسط خیابان وقتی سرش را بالا گرفت، ابراهیم رو دید و فریاد زد:«خودشه خودشه!»
🔸مأمورها به دنبال ابراهیم دویدن. ابراهیم رفت توی کوچه و آنها هم به دنبالش بودن. حواس مأمورها که حسابی پرت شد کرایه را دادم و از درب دیگر ماشین خارج شدم و از طرف دیگر خیابان راهم را ادامه دادم.
🔸ظهر بود که اومدم خونه. از ابراهیم خبری نداشتم. تا شب هم هیچ خبری از ابراهیم نبود. به چند تا از رفقا هم زنگ زدم ولی اونها هم خبري نداشتن.
خیلی نگران بودم ساعت حدود يازده شب بود. توی حیاط نشسته بودم كه یکدفعه صدائی از توی کوچه شنيدم .
🔸پریدم دم در، با تعجب دیدم ابراهیم با همان چهره و لبخند همیشگی پشتِ در ایستاده، من هم پریدم تو بغلش، خیلی خوشحال بودم و نمیدانستم خوشحالی خودم رو چه جوری ابراز کنم. بعد گفتم: «داش ابرام چه خبر ؟»
یک نفس عمیق کشید و گفت:
«خدا رو شکر می بینی که سالم و سر حال در خدمتیم.»
🔸گفتم: «شام خوردی؟»
گفت:«مهم نیست»
من هم سریع رفتم تو خونه و سفره نان و مقداری از غذای شام رو براش آوردم.
🔸رفتیم تو میدان غیاثی( شهید سعیدی ) و بعد از خوردن چند لقمه گفت:
«بدن قوی همین جاها به درد میخوره با این که اون ها چند نفر بودن اما تونستم از دستشون فرار کنم!»
خلاصه آن شب خیلی صحبت کردیم از انقلاب، از امام. بعد هم قرار گذاشتیم شب ها با هم برویم مسجد لرزاده پای صحبت حاج آقا چاووشی (از روحانیون انقلابی که پس از انقلاب به دست منافقین به شهادت رسید.)
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نماهنگ| انقلاب ما انفجار نور بود🌸🌼☘️
ا🇮🇷✌️🇮🇷✌️🇮🇷✌️🇮🇷✌️🇮🇷
🌿 چهل و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر آزادی خواهان جهان و عاشقان ظهور منجی عالم بشریت، حضرت حجت (عج) مبارک باد💐💐🌸🌺🌸💐💐
📡 رسانه #دفاع_مقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | سرود انقلابی - الله اکبر خمینی رهبر
🌿 پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، مبارک 💐💐