دفاع مقدس
💢 #حلال_مشكلات
مدتى بود كه از برادر عليمرادى، كارمند بنياد ١۵ خرداد كه براى انتقال تعدادى از شهدا به شهرهايشان رفته بود، خبرى نبود. حاج حسين مرا صدا زد و گفت: برادر عليمرادى در جاده همدان تصادف كرده و به علت كشته شدن همراهانش در زندان باختران بسر میبرد. شما پيگيرى كنيد تا مسئله ایشان حل شود. درصدد تأمين دیه مورد نظر بودیم كه حاج حسين به شهادت رسيد.
پس از شهادت حاج حسين مبلغ دیه به چهارصد و پنجاه هزار تومان رسيده بود و به علت عدم پرداخت دیه، او در زندان بسر میبرد. یك سال و نيم از شهادت حاج حسين میگذشت و كار آزاد كردن ایشان به نتيجه نمیرسيد. یك روز توسط یكى از فرماندهان سپاه، نامهاى به برادر رضايى، فرمانده كل سپاه نوشته شد و با تشریح خدمات حاج حسين براى مردم و رزمندگان، موضوع دیه نيز مطرح شد.
وقتى سردار رضایى نامه را خوانده بودند، طىِّ نامه اى به حاج محسن رفيقدوست دستور تأمين دیه مورد نظر را داده بودند كه ایشان پس از مدتى طولانى از زندان آزاد شد و این درحالى بود كه اگر حاج حسين زنده بود كار او مدتها قبل فيصله یافته بود.
🌹خاطره اى به ياد فرمانده شهيد سيد حسين روح الامين
دفاع مقدس
⚪️ #از_او_خجالت_میکشیدم ....
با شنیدن خبر تجمع نیروهای ضدانقلاب در روستا، خود را به محل رساندیم. پس از محاصره منتظر شروع درگیری شدیم. با تدبیر حاج حسین توپ ۷۵ را جهت انهدام محل تجمع دشمن آماده کردم. پس از دو بار شلیک، خانه بر سر آنها خراب شد.... ناگهان تیری به طرف صورتم شلیک شد و مرا به زمین پرتاب کرد. پس از چند لحظه گیجی و سکوت، احساس کردم در حال جا به جا شدن هستم.
....چشمم را باز کردم. حاج حسین روح الامین فرماندهی عملیات را دیدم. مرا روی دوش خود گذاشته بود و در حال دویدن به طرف آمبولانس بود. خون صورتم به داخل یقه حاج حسین میرفت و او بیتوجه مرا به سمت آمبولانس میبرد. از او خجالت میکشیدم، اما ناگزیر باید این شرایط سخت را تحمل میکردیم.
🌹خاطره ای به یاد سردار شهید حاج سید حسین روح الامین
📚 کتاب "قاف عشق"
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 سردار شهید سید حسین روح الامین ، فرمانده عملیات سپاه کردستان
دوران جنگ تحمیلی