eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 اولین تصویر کلیپ // در شهید ‏حاج احمد ساربان‌نژاد سالروز شهادت 🕊🕊
دفاع مقدس
🎞 اولین تصویر کلیپ // در شهید ‏حاج احمد ساربان‌نژاد سالروز شهادت 🕊🕊
فرمانده گردان حضرت قمر بنی هاشم(ع) نام: احمد | نام خانوادگی: ساربان نژاد | نام پدر: علی اکبر تاریخ ولادت: ۱۳۴۰/۷/۲۷ | محل ولادت: تهران | سن: ۲۲ تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۸ | شهادت: جزیره مجنون – عملیات خیبر مزار: تهران – بهشت زهرا(س)، قطعه ۲۷، ردیف ۲، شماره ۱۴ سمت: فرمانده گردان قمر بنی هاشم لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام
دفاع مقدس
هوالشاهد 💠‍ راز ِ سرِ ساربان ❇️ به روایت سردار سید محمد ابوترابی عملیات خیبر تانک های عراقی توانسته بودند وارد جزیره جنوبی شوند آرایش بچه های ما روی پد شرقی به گونه ای بود که داشتند دور می خوردند و عقبه شان با آتش مستقیم تانک ها بسته شده و این حلقه محاصره هر لحظه تنگ تر میشد. گردان حضرت  قمر بنی هاشم (ع)  از تیپ ۱۰ سید الشهدا (ع)  به سمت غرب که دشمن از آن محور در حال پیشروی بود، آرایش دفاعی به خود گرفت تا از دور خوردن گردان حضرت قاسم (ع) جلوگیری کند. تانک ها میان دشت جولان میدادند و ما هم موشک هایمان به آن ها نمی رسید. آتش توپخانه هم نداشتیم از هوانیروز و جنگنده های نیروی هوایی هم خبری نبود. بازهم داستان نبرد تن با تانک! باز هم حرف های حاج حسین اسکندرلو به آقا عزیز در گوشمان زنگ میزد: "قول آتش پشتیبانی بیخود ندید! نه آتیش پشتیبانی داریم، نه احتیاط هایی که بتونن وضعیت رو عوض کنند و .." بوی ناکامی مشام مان را آزار میداد .. نزدیک بهداری بودم که دیدم علی هاشمی یکی از همرزمان و دوستان صمیمی احمد ساربان نژاد فرمانده گردان حضرت قمر بنی هاشم (ع) با ماشین سر رسید و تا مرا دید پیاده شد و با گریه دیده بوسی کرد. تعجب کردم از نگاهم خواند که چرا گریه میکنی؟ با اشاره به پشت وانت گفت: احمد هم رفت.. بهت زده گفتم: ساربان؟؟ وقتی جواب مثبت داد اولین چیزی که به ذهنم رسید پرسیدم: سرش سالمه؟؟ با صدایی لرزان گفت: نه نصف سرش با تیر مستقیم تانک رفته .. رفتم پشت وانت آرام آرام پتو را از روی رفیقم کنار زدم، گریه امانم را بریده بود احمد! احمد! تو راست میگفتی! تو هم شهیدی هم صدیق! شما همه صدیق هستین پسر! شما کی هستین دیگه!! چرا ما شما رو نمی شناسیم! اونقدر بصیرت دارید که می دونین چه شکلی شهید میشید!  ... کم کم دیگر دوستان احمد از راه رسیدند تا آخرین دیدارشان را با او داشته باشند. ستار صفری(شهید) که حاج احمد غلامی(شهید) را آورده بود با تعجب از من پرسید: سید ! چرا همه یه سوال رو می پرسین؟ هرکس میاد با اینکه میدونه احمد شهید شده سراغ سرش را میگیره!! قصه چیه؟ منکه نمیتوانستم جلوی گریه ام رو بگیرم بریده بریده گفتم: چند شب پیش احمد خودش گفت:    "بچه ها ! این سر رو خوب نگاه کنید!      که فردا تو راه خدا قطع میشه!     ما حرفش رو به شوخی گرفتیم ولی احمد با     اصرار میگفت باور کنید. من خوابش را دیدم. دیدم که سرم تو راه دفاع از دین و انقلابم از تن جدا میشه." حالا امروز واسه همه تعجب داره که این آدم ها کی هستند که هم راه شون رو خودشون انتخاب میکنند و هم چه جور مردن خودشون رو می دونند! شایدم خودشون تعیین میکنند که چطور به دیدار خدا بروند. نثار روح شهدا صلوات
دفاع مقدس
هوالشاهد 💠‍ راز ِ سرِ ساربان ❇️ به روایت سردار سید محمد ابوترابی عملیات خیبر تانک های عراقی توا
✍️راوی : حاج داوود فرخزاد ✅ بچه های تیپ10 دو تا تانک در داخل دهکده که نقطه درگیری تیپ بود غنیمت گرفتند. ما ماموریت داد که بریم و تانک ها رو عقب بیاریم وقتی به منطقه درگیری رسیدیم برادر احمد ساربان اونجا بود. احمد که از ماموریت ما با خبر شد گفت : نمیگذارم تانک ها رو عقب ببرید چون این تانک ها آرم ارتش عراق داره و در مسیر عقب بردن امکان داره رزمنده ها به حساب تانک دشمن شما رو با آرپی جی بزنند. هر کاری کردیم احمد راضی نشد که تانک ها رو ما ببریم و ما هم به عقب برگشتیم. ده دقیقه نشد که خبر دادند احمد ساربان با اصابت گلوله مستقیم تانک به سرش به شهادت رسیده. احمد آرزوش بود که مثل اربابش امام حسین علیه السلام بی سر بشه. که به آرزوش رسید. پیکر مطهر شهید احمد ساربان نژاد را جلوی قرارگاه تاکتیکی تیپ سیدالشهداء(ع) داخل جزیره آوردند. تا نگاه که به پیکر بی سر احمد ساربان نژاد افتاد زار زار گریه کرد.من تا آن موقع گریه حاج کاظم را بالای سر شهید ندیده بودم. ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
25.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 فیلمی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از لحظات مسلح شدن و اعزام رزمندگان دلاور لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) برای آغاز عملیات غرورآفرین 👆رزمندگان حماسه ساز هم در این فیلم حضور دارند. ⏳ اسفندماه ۱۳۶۲ ، انرژی اتمی اهواز ، مقر لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) 🌺 یاد باد یاد مردان مرد... 🇮🇷 عملیات غرورآفرین در سوم اسفند ماه ۱۳۶۲ با رمز مبارک یا رسول‌الله (ص) در منطقه شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه آغاز گرديد که به انهدام گسترده نیروهای سپاه سوم عراق و تصرف جزایر مجنون شمالی و جنوبی عراق منجر گردید.
🌷 ۸ اسفند ۱۳۶۲ — سالروز شهادت پهلوات شهید مرتضی حمزه دولابی - عملیات جاوید الاثر، شهید حمزه دولابی خفته در خاک فرمانده دلاور گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) دوران دفاع_مقدس ⚪️ : 💠 از خداوند می خواهیم که آن قدر به ما قدرت و توانایی بدهد تا بتوانیم شبانه روز در خط ولایت برای مردم زحمت بکشیم ...💕 ا▪️⚪️▪️⚪️▪️⚪️▪️ سردار حاج علی درویش:👇👇 در عملیات خیبر ، روز ۹ اسفند ۱۳۶۲ در جزیره جنوبی مجنون ، گردان حضرت قاسم (ع) به فرماندهی شهید بزرگوار و دلاور مرتضی حمزه دولابی، پس از پاتک سنگین دشمن که از ساعت ۸ صبح تا ۴ عصر ادامه داشت، نهایتا تا آخرین لحظات با بیسیم در تماس بودیم که به من دستور دادند نیروها را ۵۰۰ متر به عقب بکشم ...‌ ساعتی بعد دیگر صدایی از بیسیم مرتضی و بهرام نوری شنیده نشد... روحشان شاد ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌿 پهلوان مرتضی 🌷 سردار شهید مرتضی حمزه دولابی فرمانده گردان حضرت قاسم علیه السلام، لشکر۱۰ ولادت: ۱۳۳۷ شهادت: ۸ اسفند ۱۳۶۲ عملیات خیبر - جزیره مجنون مزار: جاوید الاثر ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 دستور بود که مرتضی با گردانش به عقب برگرده. من رفتم که به مرتضی این دستور رو برسونم . وقتی مرتضی را دیدم داخل یک سنگر حفره روباهی بود و زانویش را با سیم محکم بسته بود. گفتم پاهات رو برای چی بستی؟!! گفت یعنی این که نشسته ام! یعنی این که من اینجا هستم، تا زنده هستم ، اینجا هستم. به مرتضی گفتم : دستور را باید اجرا کنی. اون گفت: دستور امام (ره) این است که جزایر باید حفظ بشه پس حکم ولی بالاتر از حکم فرمانده است. می دونم فرمانده درست می گه اما تا این شهدا اینجا هستند من هم اینجام و از این جا تکان نمی خورم. هر وقت نیروهای من عقب اومدن من هم عقب میام💕 (راوی: حاج محسن سوهانی) ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
💠 دو شهید هم‌نام، هم‎محله و هم‌سن : 🌷شهید "مرتضی زارع دولابی" در سال ۱۳۳۷ در محله دولاب تهران چشم به جهان گشود. 🌷شهید "مرتضی حمزه دولابی" در سال ۱۳۳۷ در محله دولاب تهران چشم به جهان گشود. ⚪️ مرتضی زارع دولابی فرمانده گردان حضرت قاسم(ع) لشگر ۱۰ حضرت سیدالشهدا (ع) 🕊🕊 شهادت: ۱۲ مرداد ۱۳۶۲ — عملیات والفجر ۲ - منطقه حاج عمران- بر روی قله ۲۵۱۹ ⚪️ مرتضی حمزه دولابی فرمانده گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) 🕊🕊شهادت: ۸ اسفند ۱۳۶۲ — عملیات خیبر- جزیره مجنون آنها هر دو در اوایل و اواخر سال ۶۲ ، فرمانده گردان حضرت قاسم (ع) - لشگر ۱۰ بودند . . . اما تفاوتشان در اینست که شهید حمزه دولابی، تا کنون مفقود الاثر و گمنام بوده ... و شهید زارع دولابی ، آرمیده در بهشت زهرا (س) تهران است: قطعه ۲۸، ردیف ۱۳۴، شماره ۱۱ ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🌱انتشار مطالب کانال ، بدون ذکر منبع نیز آزاد است🌱
🍁 پاییز سال ۶۲ ارتفاعات لَری کردستان عراق - دشت شیلر تیپ سیدالشهدا (ع) گردان حضرت قاسم (ع) پس از عملیات والفجر چهار ایستاده از راست : شهید عبدی بیسیم چی گروهان هجرت ، شهید رسول رستمی پیک گروهان ، حاج علی درویش فرمانده گروهان ، حاج محمدرضا کلهر معاون گروهان. و برادر سید میرشفیعی از فرماندهان دسته نشسته : یکی از بسیجیان که بعدا در عملیات خیبر به شهادت رسید ، حاج عباس قهرودی معاون گردان حضرت قاسم (ع) ، شهید مرتضی حمزه دولابی فرمانده دلاور گردان حضرت قاسم و یکی دیگر از بسیجیان عزیز که اهل ورامین بودند... ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡گروه واتساپ دفاع مقدس
شب از راه رسید. نام و پلاک شهدای باقی مانده را به عقب فرستاد. مجروحین را هم با بقیه بچه ها راهی کرد. خودش آخرین نفر بود. همان موقع تیر به پای او اصابت کرد. با این حال و با آن بدن قوی یکی از مجروحین را برداشت و به سمت ساحل هور حرکت کرد. در کنار ساحل بدنش از سرما می لرزید. خون زیادی از او رفته بود. همان لحظه گلوله تیربار دشمن به سینه اش اصابت نمود. مرتضی همانجا کنار آب بر زمین افتاد و روحش به سوی کربلا پر کشید🕊🕊🕊 دیگر از این فرمانده شجاع هیچ خبری نشد. فراموش نمی کنم مرتضی همیشه عاشق زیارت عاشورا بود. به خصوص وقتی به عبارت انی سلم لمن سالمکم و ... می رسید چند بار تکرار می کرد و در فکر فرو می رفت. چند ماه بعد از شهادت، تنها دختر مرتضی به دنیا آمد. سردار جاویدنشان شهید مرتضی حمزه دولابی متولد تهران و محله دولاب بود که در ۲۵ سالگی آسمانی شد ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas