eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ دست نوشتهٔ زیبای شهید مسعود ملّا درباره : «با سلام بر ایام الله با سلام بر کسانی که ایام الله را به وجود آوردند با سلام بر امام زمان(عج) سلام بر امام عزیزمان که جانم فدایش باد سلام بر که در این ماه جایشان بر سر سفره های افطار خالی است سلام بر جانبازان و مجروحینی که سحر و افطارشان را روی تخت های بیمارستان می گذرانند سلام بر مادران شهدایی که جای خالی فرزندانشان را در سر سفره افطار می بینند... عجب صفایی دارد ماه رمضان ماهی که همه به میهمانی خدا می روند ماهی که در رحمت، بر روی تمام بندگان خدا باز می شود ماهی که خدا در دل ها نفوذ می کند در ماه رمضان خدا در چشم های بصیرت مردمان پاکدل نفوذ می کند سعی کنید از این ماه به حول و قوه الهی بیشترین استفاده ها را ببرید در این ماه دل ها همه جلا پیدا می کند و دلی که به یاد خدا پاک شود نگرانی هم ندارد» 🌷شهید مسعود ملا 🌿بسیجی با اخلاص و مداح گردان عمار - لشکر 27 محمد رسول الله (ص) 🌴 دوران جنگ تحمیلی ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱 🤲
🌙 رمضان آمد .... دست‌های خالی‌مان 🤲 دستاویز دل‌های پاکتان ... 💕 🌴 ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💠 فرصت کسب نورانیت نفْس 🌗 ماه رمضان, در بین ایام و ماههای سال، حکم اوقات نماز را دارد در شبانه‌روز. همان‌طوری که ساعات نماز در شبانه‌روز برای این است که از اسارت ماده یک لحظه‌ای بیرون بیائیم، در دوره‌ی سال هم ماه رمضان فرصتی است که با این ریاضت طولانی یک‌ماهه، نفس از عوامل مادی خلاصی پیدا کند؛ یک نفسی بکشد، نورانیتی پیدا کند. 🌙 | ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶ در دعاهاتان هنگام افطار، حقیر را هم فراموش نفرمایید🙏 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 مناجات عارفانه امام امت ... در آستانه ماه مبارک رمضان 🌙 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 اول ماه رمضان -- سالروز تولد شهید رمضان علینقی زاده 🌷 شهیدی که اول رمضان پر کشید🕊🕊🕊 -- فاو عراق — بر اثر اصابت گلوله پاسدار رسمی بود و دیده بان توپخانه ۶۳ خاتم الانبیاء (ص) مداح و حافظ قرآن، متأهل و دارای یک فرزند دختر بود. 🌴 مزار : بهشت زهرای تهران: قطعه ۵۳ - ردیف ۱۴۶ - شماره ۵ ▫️اسم: ▫️تاریخ ولادت: ماه ▫️تاریخ شهادت: ماه ا🚩🌱🚩🌱🚩🌱🚩 ادمین کانال در عملیات بیت المقدس (آزادسازی خزمشهر) با این شهید عزیز، همرزم بود. فرمانده گروهانمان: شهید میرعلی رئیسی اسکویی و فرمانده گردان نیز: شهید علی موحد دانش (گردان حبیب - لشگر ۲۷) دوران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۱۱ اسفند ۶۲ -- شهادت حسن غازی ▫️عملیات خیبر -- محور طلائیه 💠 ایستادگی همراه با جاودانگی: ✍... با خودشان گفته بودند که اگر ما ول کنیم و برویم، روحیه نیروهای لشکر خراب می‌شود؛ پس باید بایستیم. حسن غازی آنجا ماند و تا امروز هم هنوز پیکر مطهرش مفقود است. بعدها هم آنجا تفحص کردند ولی پیکر شهید غازی پیدا نشد... ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ شهید حسن غازی -- بنیانگذار توپخانه ۱۵ خرداد نیروی زمینی سپاه//کاپیتان اسبق سپاهان اصفهان 🌱 متولد سال ۱۳۳۸ در اصفهان-- به دلیل علاقه و استعدادی که به فوتبال داشت، در سن ۱۶ سالگی کاپیتان تیم جوانان سپاهان شد. پس از پایان دوره دبیرستان، در رشته پزشکی دانشگاه اصفهان پذیرفته و مشغول به تحصیل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع تحرکات ضدانقلاب در غرب کشور، پس از طی یک دوره امداد پزشکی در بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان، برای ستیز با گروه‌های منحرف ضدانقلاب به کردستان رفت. با شروع جنگ تحمیلی، به جبهه رفت. ابتدا مسئولیت یکی از آتش‌بارهای توپخانه را عهده‌دار شد و بعد از مدتی فرماندهی گروه توپخانه ۱۵ خرداد را پذیرفت. سرانجام یازدهم اسفند ۱۳۶۲، در عملیات خیبر در منطقه طلائیه هدف تیر مستقیم تانک دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید...پیکر مطهر ایشان هنوز باز نگشته است.
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚽️ کاپیتانی که معمولی نبود 📝 روایت زندگی شهید حسن غازی کاپیتان اسبق سپاهان و همبازی احمدرضا عابدزاده، داستان شنیدنی مردمان شهر را از زبان محمود فروزبخش پژوهشگر اصفهانی بشنوید. 🌷سالروز شهادت
⚪️ درباره شهید حسن غازی👇 ▫️یعقوب زهدی؛ سومین فرمانده توپخانه سپاه در دوران دفاع مقدس، در کتاب تاریخ شفاهی خود به بیان نحوه شهادت این شهید بزرگوار اشاره کرده است: ✍ در عملیات خیبر، یک روز آمدند و به ما گفتند که واحد خودکفایی ارتش، یک موشکی به نام موشک عقاب ساخته که سر جنگیش پانصد کیلو وزن دارد، منتها بردش، دو-سه کیلومتر بیشتر نیست. بعد من و آقای حسن طهرانی مقدم گفتیم که دو-سه کیلومتر برد، حداقل این است که از خط خودمان به خط دشمن می‌رسد. یک‌بار طرف‌های پاسگاه برزگری به سمت جاده هویزه، آن موشک را امتحان کردند، اما موشک بلند شده و بعد مثل فشفشه برمی‌گردد و چند صد متری‌شان می‌افتد! فکر کنم آقای رحیم صفوی و آقای محسن رفیق‌دوست هم در موقع آزمایش موشک آنجا بودند. آقای طهرانی مقدم گفت که ما این موشک را ببریم در خط طلائیه آزمایش کنیم، چون پانصد کیلو تی.ان.تی است و خیلی اثر دارد. ایشان سه-چهار نفر از بچه‌های توپخانه را که همه‌شان هم فرمانده بودند، با خود همراه کرد. آقای حسن غازی، آقای محمد آقایی، آقای زین‌العابدین احمدی و آقای سید حبیب‌الله اعتصامی که آن موقع فرمانده توپخانه لشکر ۱۴ امام حسین (ع) بود، همراهش بودند. ایشان از زمانی که عملیات خیبر شروع شده بود، در جزیره مجنون بود و تنها همان روز به طلائیه آمده بود. چون آقای غازی خیلی گرد و خاکی شده بود، حمام رفته و موهایش را از ته تراشیده و یک پیراهن با آرم سپاه پوشیده بود. ایشان هنوز پاسدار نبود، قراردادی بود. حالا بین خودش و خدایش چه داستانی بود و چه شده بود که موهایش را تراشیده و یک پیراهن با آرم سپاه پوشیده بود، نمی‌دانم! شلوارش هم خاکی بود. من در پاسگاه شهابی، مسئولیت تطبیق آتش قرارگاه حنین را به عهده داشتم که حسن غازی به آنجا آمد، احوال‌پرسی کردیم و همدیگر را در آغوش گرفتیم. من دیدم که آن آدم همیشگی نیست، یک‌جوری داشت خداحافظی می‌کرد! اصلاً تعجب کردم! چند مورد این‌گونه تجربه کردم و متوجه شدم که طرف می‌خواهد شهید شود! خلاصه با حسن طهرانی مقدم، سوار یک تویوتا وانت شدند و موشک را برداشتند و رفتند. از طلائیه جدید به سمت طلائیه قدیم، جاده‌ای بود که اصلاً نمی‌شد ماشین از آن عبور کند. آتش خیلی سنگین بود، یک گلوله می‌آمد و جای دودش گلوله دیگر می‌آمد. به‌هرحال خودشان را به طلائیه قدیم رساندند و در کار آزمایش موشک بودند که دشمن پاتک کرد. تقریباً در خط خودی رخنه شده و خط شکسته شده بود. تعدادی از نیروها دنبال عقب‌نشینی بودند. وضع آشفته‌ای بود و از نظر روحی وضع به‌هم‌ریخته‌ای به وجود آمده بود. حسن طهرانی مقدم که این وضعیت را دیدند، از نیروها خواستند به عقب برگردند. ایشان با محمد آقایی و حاج‌آقا احمدی پشت تویوتا پریده و به سمت عقب آمده بودند، ولی آقای اعتصامی و حسن غازی مانده بودند؛ چون همشهری‌هایشان در لشکر ۱۴ امام حسین (ع) آنجا عمل می‌کردند. تعدادی از آن‌ها را می‌شناختند، خیلی از آن‌ها هم این دو نفر را می‌شناختند. با خودشان گفته بودند که اگر ما ول کنیم و برویم، روحیه نیروهای لشکر خراب می‌شود؛ پس باید بایستیم. دیگر رگ غیرتشان جوشیده بود. رفته بودند پشت خاکریز و آر.پی.جی و تیربار برداشته بودند که با دشمن بجنگند و آزمایش موشک و اینکه مثلاً من فرمانده توپخانه هستم را ول کرده بودند. آقای اعتصامی، که الآن جانباز است، فقط همین یادش مانده که یک گلوله تانک به سینه خاکریز خورد، دیگر هیچ‌چیز در یاد و خاطره‌اش نیست. اعتصامی یک ترکشی به سرش خورده بود. در همین حادثه تقریباً کل بدنش فلج شده بود که طی مرور زمان، یک مقدار حرکت‌هایش را با ممارست و تمرین و با اراده خیلی قوی برگرداند. الآن هم با دو عصا و خیلی سخت راه می‌رود. حسن غازی هم آنجا شهید شد! احتمالاً گلوله تانک، او را پرت می‌کند و جای دیگر می‌افتد، ولی اعتصامی را برمی‌دارند و به عقب می‌آورند. خود آوردن اعتصامی به عقب هم کار عجیبی است. آمبولانس و ماشین هم ازآنجا نمی‌آمد ولی چطور ایشان را به عقب آوردند، من نمی‌دانم. شهید حسن غازی آنجا ماند و تا امروز هم هنوز پیکر مطهرش مفقود است. بعدها هم آنجا تفحص کردند و خیلی از آنجا پیکر مطهر آوردند، ولی پیکر شهید غازی پیدا نشد.
▫️روایت شهید طهرانی مقدم از سلوک شهید «غازی»؛ 🌷شهید «غازی»؛ گوهری که روی زمین می‌درخشید 🔶«حسن غازی» در عملیات خیبر که برای سامان بخشی به آتش پشتیبانی به خط مقدم محاصره شده به طلائیه رفته بود و تیر بار بدست، همپای بسیجیان عاشق، ساعت‌ها جنگید و نهایتاً هدف تیر مستقیم تانک دشمن قرار گرفته و به لقاء ا... پیوست. پیکر وی در طلائیه ماند و زیر آب رفت و هرگز بازنگشت.... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک هفته مانده به شهادت سردار خیبر، حاج محمد ابراهیم همت ببینیم مجموعه سه قسمتی را از شهید همت، فرمانده لشکر محمد رسول الله ( ص ) قسمت اول ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر محمد رسول الله ( ص ) قسمت دوم ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
24.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر محمد رسول الله ( ص ) قسمت سوم ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💠 خاطرات آزادگان (روزه‌داری در اسارت) بعثی‌ها آمار برخی از اسرای ایرانی را به نمایندگان صلیب سرخ جهانی اعلام نمی‌کردند و به همین جهت هر آزاری که می‌خواستند به اسرای ایرانی می‌رساندند. در ماه مبارک رمضان هم اگر متوجه این می‌شدند که رزمند‌ه‌ای رزوه گرفته است، بدترین رفتار‌ها را با او انجام می‌دادند و از همان اول ورود به اردوگاه به ما اعلام کردند که نماز خواندن و روزه گرفتن جرم است؛ بنابراین اسرا به‌طور مخفیانه روزه می‌گرفتند و اندک غذایی هم که به ما می‌دادند را برای افطار نگه می‌داشتیم و بعضاً پیش می‌آمد که بچه‌ها بدون افطار کردن، روز بعد را نیز روزه می‌گرفتند. مشکلات و سختی‌های بسیاری در اردوگاه بود، اما هیچ کدام از مشکلات منجر به این نمی‌شد که بچه‌ها از یاد خدا و روزه گرفتن غافل شوند. یادم می‌آید که یک روز در سرشماری که همه روزه صورت می‌گرفت، از یکی از بچه‌ها غذایی را که برای افطار در زیر لباس مخفی کرده بود، پیدا کردند و این رزمنده را یک شبانه روز شکنجه کردند. : آزاده‌ی جانباز "علی سیفی‌کار" ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄