17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 مرجع عالیقدر عالم تشیع، حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی رحمةالله علیه
💦 وضو گرفتن و به جای آوردن نماز توسط ایشان
#ببینید 👆
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم دیده نشده از صیاد دلها
امیر سپهبد شهید #صیاد شیرازی
چقدر عاشقانه، خالصانه و بسیجی گونه
در بین رزمندگان در حال وضو گرفتن است
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📷 تصویر سمت چپ👆:
🌴 اقامه نماز جماعت به امامت یک ارتشی
🔹️ نماز یک نجوای عاشقانه با محبوب /// #شهید_صیادشیرازی
🔹 مکان: ارتفاعات مرزی بین منطقه پاوه و مریوان / تابستان ۱۳۶۰
🌼🌸🍀در صف نماز، جاویدالاثر حاج احمد #متوسلیان ، شهید #ناصر_کاظمی و #شهید_همت نیز دیده میشوند
ا🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱
💠 خاطرهای از شهید #صیاد_شیرازی
🔸 در آسمان کردستان بودیم و سوار بر هلیکوپتر. ایشان مدام به ساعتشان نگاه میکرد. علت را پرسیدم، گفت: موقع اذان است. به خلبان اشاره کرد و گفت: همین جا فرود بیا تا نمازمان را اول وقت بخوانیم.
🔹 خلبان پاسخ داد: این منطقه امن نیست و اگر صلاح میدانید تا رسیدن به مقصد صبر کنیم.
🌿 شهید صیاد گفت: اشکالی ندارد، ما باید همین جا نماز بخوانیم.
🌸🍀 خلبان اطاعت کرد و هلیکوپتر همانجا نشست. از آب قمقمهای که داشت وضو گرفتیم و نماز خواندیم.
(راوی: از همراهان شهید)
📡
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆🌴 نماز جماعت نیروهای سپاه بر روی ارتفاعات مرزی تَته // احمد متوسلیان نیز در بین آنها دیده میشود
🎥 در ابتدای فیلم, متوسلیان، فرمانده سپاه مریوان در حال صحبت در مورد وضعیت منطقه است...// سالهای ۶۰--۵۹
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
کانال صدای ماندگار شهید كافےjazb javanan dar mah ramazan be masajed.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
#جذب_جوانان_در_ماه_رمضان_به_مساجد
با صدای شهيد حاج شيخ احمد كافی
💠 خاطرات رمضانی یک اسیر ۱۳ ساله
تا قبل از این هم ماه رمضانها با تمام غرزدنهای مادر، یک خط درمیان روزه میگرفتم. عاشق حال و هوای افطار بودم. روزه که نمیگرفتم به خوبی میفهمیدم حس افطار امشب با افطار شبی که روزه بودم، زمین تا آسمان فرق میکند. مادر که میدید روزه میبَرَدَم و تمام توانم را میگیرد، سحر بیدارم نمیکرد.
به گزارش ایسنا، کتاب «سرباز کوچک امام (ره)»، خاطرات آزاده ۱۳ ساله مهدی طحانیان است که به همت فاطمه دوستکامی به نگارش درآمد و توسط انتشارات پیام آزادگان وارد بازار نشر شد. در صفحات ۲۶۴ تا ۲۷۱ این کتاب، خاطراتی از ماه مبارک رمضان و اولین ماه رمضان و عید فطر در اسارت از زبان این آزاده روایت شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.
«ماه رمضان سال ۶۱ از راه رسیده بود. هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم، اما دلم میخواست مثل بقیه روزه بگیرم. بچهها میگفتند، آخر مگر کسی مجبورت کرده؟ روزه که بهت واجب نیست، چرا خودت را دردسر میدهی؟ گوشم بدهکار این حرفها نبود. تا قبل از این هم ماه رمضانها با تمام غرزدنهای مادر، یک خط درمیان روزه میگرفتم. عاشق حال و هوای افطار بودم. روزه که نمیگرفتم به خوبی میفهمیدم حس افطار امشب با افطار شبی که روزه بودم، زمین تا آسمان فرق میکند. مادر که میدید روزه میبَرَدَم و تمام توانم را میگیرد، سحر بیدارم نمیکرد. فکر میکرد اینطوری کوتاه میآیم و بیسحری روزه نمیگیرم. اما من کلهشقتر از این حرفها بودم، بدون سحری روزه میگرفتم. با اینکه تا اذان کلی این این طرف و آنطرف بالا و پایین میزدم و رُسَم حسابی کشیده میشد، اما باز از رو نمیرفتم و کار خودم را میکردم.
عراقیها با اینکه مثلا مسلمان بودند و خبر داشتند که ماه رمضان آمده، اما هیچ تغییری در برنامه غذاییمان ندادند. از سحری و افطاری خبری نبود. همان شام و ناهار و صبحانه همیشگیمان را داشتیم. صبحانه همان شوربا بود و ناهار هم همان چند قاشق برنج و آب جوش رنگیای که اسمش را خدایی نمیشد گذاشت خورش. شام را هم که عراقیها هیچوقت جدی نمیگرفتند. مجبور بودیم غذاهایمان را همانطوری در آسایشگاه نگه داریم برای سحر و افطار. آش صبح و شام برای افطار و ناهار را برای سحر نگه میداشتیم. در گرمای خرماپزان جنوب، ده دوزاده ساعت نگه داشتن آش در محیط آسایشگاه، مسخره بود. گرما پدر صاحب همهچیز را درمیآورد. عصر نشده، آش کف میکرد و ترش میشد. وقت افطار در ظرفش را که برمیداشتیم بوی ترشیدگی بدجوری میزد زیر بینیمان، اما وقتی بعد از پانزده شانزده ساعت گرسنگی چیز دیگری نداشتیم که بخوریم، مجبور بودیم به روی خودمان نیاوریم چه بلایی سر آش آمده! گرما بیداد میکرد. اردوگاه عنبر در استان الانبار قرار داشت؛ یکی از جنوبی و کویریترین استانهای عراق که هممرز با اردن و عربستان بود. آب و هوای گرم و خشکش چیز استثنائیای بود. به هر مصیبتی که میشد گرسنگی روزهای بلند و کشدار تیرماه را تحمل میکردیم، اما تشنگی بیچارهمان کرده بود. صبح تا شب، چشم به میخ «حبّانه» آسایشگاه داشتیم. برای افطار و دو لیوان آب خنک از حبّانه که سهم هر کداممان بود، لهله میزدیم.
مناجاتهای شبانه ماه رمضان، با همه سختیها، ترک نشد. شیرینی این مناجاتها و اشک ریختنها آنقدر زیاد بود که پیه همهچیزش را به تن میمالیدیم. با هزار استرس برای مراسممان نگهبان میگذاشتیم اما حاضر نبودیم یک شب - بیدلیل - بیخیالش شویم... شبهای قدر، با شور و حال خوبی گذشت. در حد بضاعتمان احیا گرفتیم. شبهای قشنگی بود. مطمئنیم در و دیوار آسایشگاه و اردوگاه تا عمر دارد صدای «بک یا الله» بچه ها و گریههایشان را فراموش نمیکند.
اولین عید فطر اسارت آمد و رفت. از اینکه تمام روزههایم را گرفته بودم، خیلی خوشحال بودم. چهره بچهها هم تکیده شده بود، هم نورانی. خداحافظی با ماه رمضان در اسارت سختتر از شرایط عادی بود. با همه سختیهایی که داشتیم، خیلی به روزها و شبهای باصفایش انس گرفته بودیم. در آموزش عربی پیشرفت خوبی داشتم. جملهسازیام خیلی بهتر از قبل شده بود. از نظر حفظ قرآن هم خیلی راه افتاده بودم. هم حفظ میکردم هم ترجمه. حیفم میآمد معنای لغتهایی را که در آیاتش بود، ندانم. جدای این، جملههای امام (ره) را برای خودم ترجمه میکردم و برای میر سید میخواندم. او هم با حوصله ایرادم را میگرفت.»
راوی : مهدی طحانیان
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از کالیگرافی "جوانه🌱"
.
میگم تا حالا فکر کردین اجر روزه دار فقط محدود به اون موقع که گرسنه و تشنه هست نمیشه
اون لحظات نزدیک به اذان صبح از همه اجرش بیشتره
وقتی هر کی به یه سمتی میدوه که بخورد و بیاشامد😁
خدا با ذوق به ملائکه میگه بیاین نگاه کنید چجوری دارن میدوند و میخورن بهم، فقط برای اینکه تسلیم امر من باشند و یک ثانیه از امر من تخطی نکنند
بنظرم تصاویر ما از اون بالا خیلی خنده داره و خدا هم میخنده😅
اصلا ماه مبارک رمضان ماه گرفتن ثواب مفته
یعنی آدم تف میکنه ثواب داره 😳😅نخند جدی میگم شما یه نصف برنج مونده لایه دندونت میری تف میکنی خدا میگه ببینید حال کنید اندازه ی یه نصف برنجم از فرمان من سرپیچی نکرد برای این تف براش ثواب بنویسید.
اصلا ماه مبارک رمضان یه جوریه شما بخاطر اینکه ماه شعبان روزه نگرفتی هم بهت جایزه میدن
جدی میگم
خدا میگه نگاه کنین این بنده ای که کل شعبان خواست روزه بگیره نتونست از خواب پاشه سحری بخوره ببین از اول ماه مبارک رمضان چجوری سر وقت پا میشه اینو تا دیروز با لگد میزدی نمیتونست پاشه ولی توی این ماه چون من دستور دادم ساعت ۴ صبح پا میشه دو پرس قرمه سبزی و هشت لیوان آب میخوره لذا بخاطر اون نتونستن و این تونستنش براش ثواب بنویسید😜
حتی طرف روزه نگرفته چون مریض بوده، دم افطار روزه دارا افطار میکنن این حسرت میخوره خدا میگه آخی ببینین بنده ام حسرت خورد به اینم یه چیزی بدید بره.
خلاصه در این ماه ما بخوایم و نخوایم مورد رحمت و مغفرت هستیم فقط کافیه لج نکنیم همین
اصلا طرف دلش درد میگیره خدا میگه بنویس
ملائکه میگن خداجان چی رو بنویسیم یارو دلش خب درد میکنه
میگه وردار قلمتو بنویس این طفلک انقدر سحری خورد دلش درد گرفت
ملائکه میگن بابا خب کمتر میخورد
خدا میگه خب حالا نمیدونسته آپشن ذخیره ی آب فقط مال شتره 🐫😂
ولی در هر صورت چون برای اطاعت از امر من خورده بنویس.
مورد داشتیم طرف داشته با خودش شکلک در میآورده خدا گفته بنویس فرشته ها گفتن انصافا دیگه این ثواب نداره😳
خدا گفته این چون از شدت گرسنگی رد داده براش حسنه بنویسید 🤣
جدی میگم رحمت خدا بی انتهاست توی ماه مبارک چون انسان با یک فریضه ی طولانی ۲۴ساعته مواجه میشه لایق رحمت دائم میشه.
به فرشته ها هم میگه اینقدرم سر روزه دار جماعت با من چونه نزنید روزه دار جماعت خط قرمز منن ،عزیز دل منن
حواستونو جمع کنین اینا تکون خوردن شما فقط بنویسین بعدا خودم یه دلیلی پیدا میکنم که بهشون پاداش بدم.
و واکنش بندههای روزهدار خدا 😌😎
بندههای خوب خدا...
التماس دعا
آی خندیدم😂😂😂😂
#طنز
#حال_خوش_رمضان
#روزه_به_سبك_اسرا
دوران جنگ تحمیلی
🌗 ماه رمضان شروع شده بود. عراقی ها به اُسَرا خیلی سخت میگرفتند. نماز خوندن و روزه گرفتن جرم محسوب میشد. بارها بعثیهای عراقی میریختند و نمازمون رو خراب میکردند.
برا اینکه روزه بگیریم نقشه های زیادی میکشیدیم!! بچه ها غذای ظهر رو توی نایلون میریختند و زیر پیرهنشون پنهان میکردند، این میشد غذای افطار.
...وای به حال اونکه لو میرفت، حسابی شکنجه اش میکردند. بعضیها هم ته موندهی غذای شب، برا سحری نگه میداشتند. ماه رمضان با تمام سختیهاش خیلی باصفا بود....
🌴 اُسرا، ولى نعمتان ما
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌖 سحرهای جبهه
💕 فدای آن نجواهای عاشقانه که خریدارش خدا بود 🌿🌸
🌴 نماز شهید علی ماهانی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🤲 دعای روز هشتم ماه رمضان
🌴 اللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَهَ الاْیتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَهَ الْکِرامِ بِطَوْلِکَ یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ
🔸خدایا ! در این روز مهربانی به یتیمان را روزیم کن
🔸و خوراندن طعام و آشکار کردن سلام
🔸و همنشینی خوبان را با منت خود به من ده ! ای پناه آرزومندان!
🔰پیامهای دعا
1- نوازش یتیمان
2- اطعام فقرا
3- سلامکردن آشکار
4- دوستی و همنشینی با کریمان.
🔰پیام منتخب
✍️ افشای سلام، بهمعنای بلند سلامكردن نيست؛ بلكه بهمعنای آن است كه انسان با هر كسی روبهرو شد، سلام كند.
📗 جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۱۰۵
امام صادق(ع) میفرمايد: «افشای سلام، اين است كه انسان به هر مسلمانی برخورد میكند، در سلام كردن بُخل نورزد.
رسول خدا(ص) نیز فرمود: «لایُستَکمِلُ عَبدٌ الایمانِ حَتّی یَکوُنَ فیهِ ثَلاثُ خُصالٍ، الاِنفَاقُ مِنَ الاِقتَارِ وَالاِنصَافُ مِن نَفسِكَ وَ بَذلُ السَّلامِ لِجَمِيعِ العَالَم
ايمان بنده كامل نشود، تا در او سه خصلت باشد؛ انفاق در راه خدا، با وجود تنگدستى، انصاف دربارۀ خود و سلامكردن به همه.»
📗 جزایری، سيد عبدالله،التحفة السنية، ص۶۵
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄