eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
🌴 گریه های همت ✍ روایتی از سردار، دکتر سید محمد ابوترابی در کنار سردار شهید حاج ابراهیم همت و سر
🔹نزدیک غروب، از سرکشی به گردان زهیر بر گشتم. کنار سنگر فرماندهی تیپ که رسیدم با صدای موتور، حاج کاظم رستگار بیرون آمد و در حالی که داشت پوتینش را میپوشید :گفت «سید موتور رو خاموش نکن کار داریم دیگر از موتور پیاده نشدم و منتظر بودم حاج کاظم ترکم بنشیند که ناگهان دیدم «حاج همت» هم از سنگر بیرون آمد با سلام و احوال پرسی جلوتر رفتم تا جا برای دو نفر روی ترک موتور باز شود حاج کاظم مقصد را خط لشکر عاشورا اعلام کرد هر دو سفت مرا چسبیدند و حرکت کردم باید بیشتر دقت میکردم همراهان عزیزی روی ترک موتورم داشتم و مسیر هم پر از چاله خمپاره بود. هر آن امکان داشت کنترل موتور از دستم خارج شود هوا هم حوالی غروب، گرگ و میش شده و احتیاط بیشتری می طلبید پشه ها غوغا می کردند. بعضی جاها باید به میان ابری از پشه میزدم و عبور میکردم چفیه ام را یک لایه روی صورتم کشیده بودم تا حداقل داخل چشم هایم نروند و رانندگی را مختل نکنند تا حرکت کردیم حرفهای «حاج همت» و «حاج کاظم شروع شد. راحت متوجه شدم که داخل سنگر بحث شان به جایی رسیده که دیگر نباید جلوی بچه ها ادامه میدادند بیشتر حاج همت صحبت هم مدام می می کرد. بعضی جاها صدای گریه با صحبتش آمیخته میشد. حاج کاظم گفت: همینه دیگه به خدا توکل کن اونا کی میفهمیدن چی میکشیم که حالا بفهمن؟ مهم خداست که شاهد و ناظر کارای ماست  ما هم به همین دلخوشیم» «همت» در حرف هایش روی یک موضوع خیلی تأکید میکرد آن هم این که بالاییها تصور میکنند کوتاهی میکنم و توقع دارند بعد از پنج شش بار زدن به پل طلائیه و شکست خوردن کماکان ادامه بدهم در حالی که شدنی نیست حاج همت می گفت: «من باید بچه ها رو از روی بدن شهدای شب قبل حرکت بدم عملا فضایی واسه تحرک و مانور باقی نمونده از اون طرف دشمن هم دست ما روخونده و خیلی خوب از آتیش تیربار تانک و چهارلول واسه دفاع استفاده میکنه این طرف هم پایینیها فکر میکنن من مطالب رو به بالا منتقل نمی کنم و گردان به گردان رو واسه یه هدف دست نیافتنی هزینه می کنم هم احترامم پیش نیروهام از بین رفته، هم اعتبارم پیش بالاییها کم رنگ شده باکی نیست اما دیگه خسته شدم. توی بد مخمصه ای گیر افتادم. خدا خودش نجاتم بده. و «کاظم» به او امید میداد و دلداری که وضع همه همین طوریه حاجی! همه به مشکل خوردن ان شاء الله خدا خودش کمک کنه...» آنها را رساندم به خط «لشکر عاشورا و دیدم که «همت» بعد از دیده بوسی با «حاج کاظم» از سینه کش خاک ریزی بالا رفت و به سمت نیروهایش حرکت کرد که آماده ی عمل بودند. من مات و مبهوت مانده بودم از این مکالمه با خود فکر می کردم کسانی که با همت این طور تا میکنند در رابطه با ما چه تصوری دارند ما که به قول قرارگاهیها داش مشتیهای خودمختار جنگ بودیم. این جا بود که باوری بیش از پیش به دوراندیشی شهید سلمان طرقی پیدا کردم؛ او که در جزیره مجنون با مظلومیت تمام به شهادت رسید؛ او که قبل از عملیات گفت باید برای تصرف پل طلائیه نیروی بیشتری تخصیص داد نیروهایی با کیفیت و استخوان خرد کرده که اگر پل طلائیه باز نشود همه ی عملیات دچار مشکل خواهد شد. این تخصیص نیرو از سوی قرارگاه دیر انجام شد و زمانی «لشکر امام حسین (صلوات الله علیه)» را به کمک لشکر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله)فرستادند که دیگر کار از کار گذشته بود . دشمن از گیجی اولیه خارج شده و همه ی توانش را برای نابود کردن نیروهای ما هماهنگ کرده بود. در نهایت «همت» به آرزویش رسید و از «مجنون با سر بریده بیرون آمد و رفت و خیبری شد و شرمنده گی کم آوردن را برای آنهایی گذاشت که با سماجت و عدم مدیریت صحیح منابع و نیروی انسانی، روز به روز عرصه را بر مردان جنگ تنگ تر کردند و کار را به جایی رساندند که بسته بودن فکر و ذهن خود را به بسته شدن راه ادامه ی جنگ، تعمیم دادند و آن را رقم زدند که دیدیم و شنیدیم. آه که آن روزها چه قدر سخت گذشت، رفتن یارانی چون «همت»، سلمان طرقی»، «حمزه دولابی»، «ساربان «نژاد و ... کافی بود تا کمر لشکرهای تهران شکسته شود و شیرازه ی توان جنگی ما را از هم بپاشد.
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیایید ای رفیقان دوستانه ز کوی دوستی گیریم آشیانه...‌ با نوای برادر بزرگوار شکری اواخر اسفند ۱۳۶۶ اردوگاه شهید باهنر (شهرک آناهیتا) رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) قبل از عملیات بیت المقدس ۴ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 سالروز شهادت فرمانده گردان امام حسین لشگر کربلا شهید منصور کلبادی نژاد 🌱متولد ۱۳۴۴ گلوگاه مازندران مادرش میگفت :«وقتی راهی جبهه شد، خیلی دلتنگش می‌شدم.شب‌ها بحیاط می‌آمدم و با ستاره‌ها حرف می‌زدم.هربار که بمنطقه می‌رفت،نمی‌گذاشت بدرقه‌اش کنم.می‌گفت:مادر همین دم در بایست.من می‌روم،تو ازهمین‌جا بمن نگاه کن.من هم از همان دم در نگاهش می‌کردم و با گریه،پشت‌سرش آب می‌ریختم.»پسرم تابع محض رهبر بود. بارها به او می‌گفتند:«تا کی می‌خواهی بجنگ بروی؟»می‌گفت: «تازمانیکه جنگ است؛چون امام امرکرده است» . 🔖در عملیات والفجر ۶ در معبری که نیروهای عمل کننده می بایست از آن پیش می‌رفتند(چیلات)،تخریبچی ها نتواستند کارشان را انجام دهند و سیم خاردارهای حلقوی پایان مسیر را در آن تاریکی شب، جمع کنند.عملیات شروع شد.تیربارهای دشمن،روی معبرها شروع کردند به تیراندازی تا بلکه جلوی پیشروی نیروها را بگیرند یا اگر شده، کُند کنند.شهید کلبادی نژاد که اوضاع را بنفع دشمن دید،بدنش را بصورت پلی روی سیم خاردارها قرار داد و به نیروهای گروهان تحت امرش دستور داد از او عبور کنند . بچه ها شروع کردند به عبور از بدن منصور.نفرات آخر گروهان، تازه متوجه شدند، رزمنده ای که روی سیم خاردارها خوابیده و دارند از روی بدنش خون می‌چکد،فرمانده شان کلبادی نژاد است.این کار منصور روحیه نیروهای رزمنده را دوچندان کرد و باعث شد رزمی جانانه ای را در مقابل دشمن انجام دهند 💢سه بار درجبهه مجروح شد.سرانجام، منصور در ۲۸ اسفند ۶۶ در سن ۲۲ سالگی طی عملیات کربلای ۱۰ در منطقه خُرمال براثربمباران شیمیایی شهیدشد 👇👇👇
💢چقدر زیبا گفت آیت الله مجتهدی تهرانی: . 🕌 در کربلا، داش مشتی ها رفتن به یاری امام حسین(ع) و شهید شدند، مقدس ها استخاره کردند، استخاره شان بد آمد!! ✍ : دقیقا هشت سال دفاع مقدس ما هم همین بود ! خیلی ها دم از امام و انقلاب می‌زدند، اما .... 👆 📷 رزمنده های لشکر ویژه کربلا سردار شهید علیرضا رودسر ابراهیمی(تصویرمیانی) سردار شهید منصور کلبادی نژاد(نشسته در جلوی قایق)
🌷شهید قربانعلی کلبادی نژاد // از گلوگاه مازندران . ▪️شجاع و بود و نترس.امکان نداشت در عملیات ها و موارد سخت و خطرناک داوطلبی بخواهند و قربانعلی یکی از آن داوطلب ها نباشد.در عملیات کربلای 5 کمک آرپی جی زن بود.آن جا یک راهی داشت به نام سه راه مرگ که دشمن تمام تجهیزات خود اعم از تانک و غیره را در آن جا مستقر کرده و به سپاه اسلام حمله ور می شد. سردار منصور به آرپی جی زن ها گفته بود تمام تانک های دشمن را منهدم کنید اما بدلیل آتیش سنگین دشمن بچه ها ترسیده بودند و کسی جلو نمی رفت در این بین قربانعلی آرپی جی را گرفت به قلب تانکها حمله ور شد و با زدن 3 تانک از تانک های دشمن بچه ها روحیه گرفتند و تمام تانک ها را فراری دادند . دقایقی بعد هم در شلمچه بشهادت رسید.
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 روایت فتح | در اطراف پل | ساختن جاده و پل تدارکاتی در عملیات والفجر ۱۰ دوران جنگ تحمیلی ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 عملیات والفجر ۱۰ - منطقه عمومی حلبچه عراق 📆 ۲۵ تا ۲۹ اسفندماه ۱۳۶۶ 🎥 فیلم | روایت شهید آوینی از روزهای سخت والفجر ده 💠 جدال رزمندگان با کوه و برف و بذر حیاتی که در دل دانه‌های برف است❄️ ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
36.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعزام نیرو به منطقه عملیاتی والفجر ۱۰ اسفند ۱۳۶۶ دوران دفاع مقدس
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عملیات والفجر ۱۰ — (که در زمستانی سخت در ۲۴ اسفند ۱۳۶۶ در منطقه حلبچه و دشت خرمال عراق انجام شد) ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🎙 شرح سختی ها و دشواری های طاقت فرسای رزمندگان اسلام در عملیات والفجر ده، به روایت سید مرتضی آوینی: راه حق ، محفوف در بلایا و دشواریهاست و اگر نه اینچنین بود ، کربلا را ، کرب و بلا ، نام نمی نهادند. آن که با پای اختیار ، قدم در طریق کربلا نهاده است ، میداند که اسرار ، جز بر سرهای بریده ، فاش نخواهد شد. آنکه با پای اختیار ، قدم در طریق بلا نهاده است می داند که خون ، حرمِ سرِّ سیّدالشّهداست ... واین نه رازی است که بر اغیار فاش شود.... 🌴 دفاع مقدس ❄️ عملیات والفجر ۱۰ 🌿 رزمندگان اسلام 🌷نام شهدا فراموش ناشدنیست ✊ما تا آخر ایستاده ایم✊ ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ------------------------------------------- 🔵 کانال دفاع مقدس (ایتا، تلگرام، روبیکا، واتساپ) ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عملیات والفجر ۱۰ — (که در زمستانی سخت در ۲۴ اسفند ۱۳۶۶ در منطقه حلبچه و دشت خرمال عراق انجام شد) ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🎙 شرح سختی ها و دشواری های طاقت فرسای رزمندگان اسلام در عملیات والفجر ده، به روایت سید مرتضی آوینی: راه حق ، محفوف در بلایا و دشواریهاست و اگر نه اینچنین بود ، کربلا را ، کرب و بلا ، نام نمی نهادند. آن که با پای اختیار ، قدم در طریق کربلا نهاده است ، میداند که اسرار ، جز بر سرهای بریده ، فاش نخواهد شد. آنکه با پای اختیار ، قدم در طریق بلا نهاده است می داند که خون ، حرمِ سرِّ سیّدالشّهداست ... واین نه رازی است که بر اغیار فاش شود.... 🌴 دفاع مقدس ❄️ عملیات والفجر ۱۰ 🌿 رزمندگان اسلام 🌷نام شهدا فراموش ناشدنیست ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ------------------------------------------- 🔵 کانال دفاع مقدس 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱