eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
💢 یکی از نادرترین اتفاقات دوران دفاع مقدس ✍🏻 روایتی ویژه از شهادتی خاص 🕊شهادت دو برادر، بطور هم
🔴 یک اتفاق نادر در هشت سال دفاع مقدس روایت شهادت همزمان دو برادر یکی سپاهی یکی ارتشی یک اتفاق تلخ و نادر بهمن۶۱ چند روزی مانده به شروع عملیات والفجر مقدماتی، واحد تدارکات و پشتیبانی لشکر۷ ولیعصر(عج)، در دو نقطه،  بُنه های تدارکات را جهت پشتیبانی عملیات سرپا کرده بود؛ یکی در منطقه ای بعد از تنگه ذلیجان و دومی در منطقه ای نزدیک بمحور عملیات و در جنگل امقر چند کیلومتری بعد از تنگه ذلیجان،زمین منطقه از جنس رمل بود و زمین رملی هم که تکلیفش مشخص است. هر گونه حرکت و جابجایی نفر و ادوات در آن سخت و نفس گیر است.دشواری زمانی به اوج خود می رسید که باد شروع به وزیدن می کرد و رفته رفته،شدید و شدیدتر میشد. در چنین وضعیتی تپه های رملی و ماسه ای نرم را ، در کمترین زمان جابجا می کرد و فرم منطقه را تغییر میداد بُنه های تدارکات، لابلای بوته زارهای جنگل امقر و در زمین های رملی سرپا شده بودند و واحد مهندسی رزمی، برای حفاظت از این بنه ها مشغول ساخت سنگر و خاکریز بود و اولویت با بنه های مهمات بود تا از دید و تیر دشمن محفوظ بمانند کار زاغه های مهمات که بپایان رسید، «نعمت الله کلول» که مسئولیت تسلیحات لشکر را بعهده داشت،از بچه های مهندسی ـ رزمی خواست تا برای نیروهای مستقر درمنطقه یک سنگر تجمعی هم ایجاد کنند،چون از روز گذشته عراق منطقه را زیر آتش گرفته بود و نیاز بود که برای محافظت از نیروها یک سنگر تجمعی سرپوشیده ایجادشود نیروهای تازه نفس بسیجی گونی های مخصوص را با استفاده از ماسه های بادی پرکردند و دیواره های سنگر با استفاده از گونی های پرشده،در دل زمین رملی چیده شد.با استفاده از ابزار و ادوات و ماشین آلات موجود،کار ساخت سنگر و پوشاندن سقف آن با تراورس ها (قطعات چوبی که ریل راه آهن روی آن بسته میشود)و نیز با استفاده از ورقهای گالوانیزه موجدار و ریختن ماسه روی ورقهای گالوانیزه در کوتاه ترین زمان ممکن انجام گرفت حوالی غروب بود که کار ساخت سنگر به پایان رسید و تعدادی از نیروها، وسایل خود را بدرون سنگر منتقل کرده و در آن مستقر شدند بسیاری از نیروهای واحد تدارکات شب را در چادر بسر می بردند و هنوز واحد مهندسی فرصت ساخت سنگر را برای نیروهای دیگر بدست نیاورده بود آنشب بجهت حساسیت و اهمیت منطقه و وجود بنه های مهمات، نعمت دستور داده بود که از ساعت ۱۰شب تا صبح تیمهای دونفره مشغول گشت و نگهبانی شوند حوالی۱/۵شب بود که سروصدایی منطقه را پرکرد.بهمراه تعدادی از بچه ها،از چادر بیرون آمدیم تا ببینیم چه اتفاقی رخ داده نگهبان زاغه مهمات میگفت:«یک ساعت از پست من گذشته و نفر بعدی نیومده! عجیب اینجاست که هرچی میگردم سنگر تجمعی را پیدا نمیکنم بلافاصله بسراغ محل سنگر رفتیم. چنگهبان راست میگفت.خبری از سنگر نبود.چند ساعت پیش بچه ها درهمین محل سنگر را ساخته بودند سر و صداها بیشتر شد و اکثر نیروها از خواب بیدار شدند.دویدیم سمت بنه مهمات.سنگر تجمعی در کنار همین بنه بود، اما حالا در آن تاریکی شب،اثری از آثارش بچشم دیده نمیشد.عجیب بود.مگر می شد سنگری به آن بزرگی از روی زمین محو شده باشد.قدری ماسه ها را که کنار زدیم تازه متوجه اتفاق پیش آمده شدیم. دلمان ریخت و اضطراب سرتاپای بچه ها را فرا گرفت بدلیل ماسه ای و سست بودن زمین، دیوارها و سقف سنگر فرو ریخته و سنگر فروریخته بود.باد هم هرچه توانسته بود، ماسه ریخته بود روی سنگر و دیگر اثری از سنگر نمیشد پیدا کرد بچه ها زیر کوهی از ماسه های بادی دفن شده بودند.با سرعت دست بکار شدیم. یک بیل ماسه را که برمی داشتیم، دو برابر ماسه جایگزینش میشد.کار بشدت سخت بود و فاجعه ای در پیش رو.فاجعه ای که تصورش هم داشت حال و روزمان را بهم می ریخت.فقط خداخدا میکردیم دیر نشده و اتفاق تلخی رقم نخورده باشد کار بکندی پیش میرفت و امیدمان هر لحظه بیشتر به ناامیدی پیوند میخورد. وضعیت زمین بسیار بد بود و برداشتن آن همه ماسه بادی کاری دشوار.یک جورهایی آب در هاون کوبیدن بود.بچه ها را صدا میزدیم،اما پاسخی شنیده نمیشد و همین بیشتر آزارمان میداد در اوج ناامیدی در حال کنارزدن آن حجم بزرگ از ماسه بادی بودیم. در آن هوای سرد بهمن ماه انگار وجود همه مان آتش گرفته بود. اشک امانمان نمی داد.آفتاب هم کم کم داشت خودش را نشان میداد و که پیکر یکی از بچه ها آفتابگونه خودش را نشان داد.تا آخرین پیکر را از زیر ماسه ها بیرون بکشیم ساعت حوالی ۸صبح شده بود ماتم مثل نسیمی سرد و دردآلود در منطقه پیچیده بود.نعمت کلول بهمراه حدود ۹ -- ۸نفر دیگر از نیروهای بسیجی بشهادت رسیده بودند.هنوز عملیات آغاز نشده بود که روحیه همه بچه ها با این اتفاق به هم ریخت.بدون اینکه هنوز نبردی رخ داده باشد، ما تعدادی از بهترین نیروهایمان را در یک اتفاق تلخ و ناگوار از دست دادیم. بچه ها هرکدام کنجی زانوی غم بغل کرده بودند راوی:مهدی لبابیان https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ادامه👇👇👇
دفاع مقدس
🛑 خبری تلخ ▫️بار رساندن خبر را انداختند به دوش من.  با خانواده شان ارتباط داشتم. لذا قبل از ظهر راه افتادم به سمت دزفول. هرچه با خودم کلنجار رفتم، نتوانستم بار سنگین خبردادن به خانواده ی نعمت را به شانه بکشم. لذا دایی ام را مأمور این کار کردم و بلافاصله به منطقه برگشتم. دایی ام همسایه رو به رویشان بود و خودش بالاخره راهی پیدا می کرد که چگونه خبر را به خانواده اش بدهد. غروب بود که رسیدم به منطقه و فردای آن روز از من خواستند با خانواده ام تماس بگیرم. صدای دایی ام غمگین و پر از بغض بود. پرسیدم: «چی شده؟» گفت: «رفتیم سردخونه برای شناسایی پیکر نعمت! اما گفتن ما نعمت کلول نداریم. یه شهید داریم به نام محمدرضا کلول که دیشب آوردنش. تو گفتی نعمت شهید شده یا محمدرضا؟» گفتم: « نعمت شهید شده دایی جان! نعمت! مگه محمد رضا هم جبهه است؟» دایی ام گفت: «آره! آخه اونم سربازه و تو منطقه بوده!» گفتم: «من خبر ندارم! اما مطمئن هستم نعمت شهید شده! خودم پیکرش رو از زیر ماسه ها آوردم بیرون! حتماً اشتباهی شده. دوباره برید و یه پرس و جویی بکنین! » دایی ام برای بار دوم که پیگیر ماجرا می شود، یکی از تلخ ترین و نادرترین اتفاقات دوران ۸ سال دفاع مقدس رقم می خورد. مسئول سردخانه به او می گوید که همین حالا پیکر نعمت کلول را هم به ما تحویل داده اند.  «محمدرضا» که سرباز ارتش بوده است، هفتم بهمن ماه در منطقه عین خوش به شهادت رسیده و «نعمت» دو روز بعد در سپاه و در منطقه چذابه  شهید شده است و حالا سخت ترین کار عالم خبردادن به مادر این دو شهید است که باید همزمان خبر شهادت دو فرزندش را آن هم در دو منطقه متفاوت بشنود. (راوی: مهدی لبابیان) https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ادامه👇👇
دفاع مقدس
🛑 خبری تلخ ▫️بار رساندن خبر را انداختند به دوش من.  با خانواده شان ارتباط داشتم. لذا قبل از ظهر راه
سرباز شهید « محمدرضا کلول» متولد۱۳۴۵ ، مورخ ۷ بهمن ماه ۱۳۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی و در منطقه عین خوش  و پاسدار شهید «نعمت کلول» متولد ۱۳۴۲ ، در مورخ  ۹ بهمن ماه ۱۳۶۱ در همان عملیات و در منطقه چزابه به شهادت می رسند و مزار مطهر این دو برادر شهید در گلزار شهدای بهشت علی دزفول ، زیارتگاه عاشقان است. https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🛑 خبری تلخ ▫️بار رساندن خبر را انداختند به دوش من.  با خانواده شان ارتباط داشتم. لذا قبل از ظهر راه
تلخ تر از تلخ 😭😭 خبر شهادت نعمت را که شنیدم، به همراه یکی از رفقا رفتم سردخانه. به مسئول آنجا گفتم: «برای شناسایی شهید کلول آمده ایم» گفت: «کدام کلول؟» گفتم: «مگر چندتا کلول هست؟» در کمال ناباوری گفت: «دوتا! نعمت که پاسدار بوده و محمدرضا که سرباز!» حیرت زده پرسیدم: «یعنی هر دوتا شهید شدن؟!» گفت:  «آره!» دلم ریخت. با خودم گفتم حتماً اشتباه می کند، اما وقتی چشمم به دو برادر افتاد که آرام تر از همیشه کنار هم خوابیده بودند، تمام وجودم گُر گرفت. حالا چطور باید خبر را می دادم به مادرش؟ کل مسیر فقط جملاتم را پس و پیش می کردم. کار سختی بود. شاید سخت ترین کار دنیا رساندن این جنس خبرها باشد، آن هم حالا که باید خبر پرواز دو شاخ شمشادش را با هم به او می دادیم. بالاخره رسیدیم خانه شان.  پس از مقدمه چینی های مختلف گفتم که باید موضوعی را خدمت شما عرض کنم. مادرش خیلی آرام گفت : «پسرم؟! چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟» گفتم: «حقیقت ماجرا اینه که نعمت شهید شده!» منتظر واکنشش بودم. نمی دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد. سرش را انداخت پایین و دو دستش را گرفت رو به آسمان و فقط یک کلمه گفت : «شکر!» مبهوت مانده بودم. حالا مانده بود خبر دوم. زبانم به سقف دهانم چسبیده بود. به سختی تکانش دادم و گفتم: «یه موضوع دیگه هم آخه هست که باید بگم.» باز هم مادرش خیلی آرام گفت: «بگو پسرم!» گفتم: «خیلی برام سخته و واقعاً نمی دونم چطوری بگم خدمت شما. . .  حقیقتش اینه که . . .  واقعیتش . . .  آخه . . . خدا صبرتون بده . . .  باید بگم که محمد رضا هم  . . .  محمدرضا هم شهید شده! » اینبار انتظار داشتم همه چیز به هم بریزد. اما باز هم در نهایت حیرت تصویری دیدم که برای همیشه نه در ذهن من در تاریخ عالم ماندگار شد. مادرش باز هم آرام گفت: «خدا خودش داد . . .  خودش هم برد» اشک امانم را برید. (راوی: علی فاضل) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حماسه پایداری مصاحبه با برادران ارتش و سپاه
20.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎥 موشن گرافیک؛ «فصل پیروزی» 🇮🇷 نقش ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس ● ثامن الائمه علیه السلام ● عملیات بیت المقدس ● ........................................ 🔹 دفاع مقدس تنها جنگی که در طی ۲۰۰ سال گذشته با پیروزی ایران و از دست ندادن یک وجب خاک به دشمن همراه بود. 📆 ۲۹ فروردین ماه؛ روز ارتش جمهوری اسلامی گرامی باد. .
آتش عشقِ خدایی را نشاید باد بُرد شعله، می گیرد از این کردارتان، جان بیشتر خون پاکِ عاشقان هربار می ریزد زمین عطر گلها می شود در زیر باران بیشتر به نام خدا، صبحتون زیبا ، یاد کنیم از شهدا🌹 🌿 سربازان تیپ تکاور ذوالفقار ارتش جمهوری اسلامی ایران که یکبار به محاصره نیروهای عراقی در آمده و توانسته بودند نجات پیدا کنند 👆📷 این عکس صفحه اول یکی از مجلات ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 بوده است.
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📆 ٢٩ فروردین – گرامیداشت روز ارتش 🌸🌼☘️به یاد دلامردی‌های ارتشیان غیور میهن اسلامی ایران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
🌷۲۹ فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران بر همه ارتشیان غیور و ایثارگر مبارک 🔹 امروز ۲۹ فروردین، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران است شاید برای برخی جای این پرسش باشد که چرا این روز به عنوان روز ارتش نام گذاری شده و در این روز چه اتفاقی افتاده است؟ 🔹با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن, وضعیت ارتش به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان حکومت شاهنشاهی در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. 🔹نخستین گروه اعدامی‌ها در ۲۶ بهمن ۵۷ نیز چهار ژنرال ارتش دوران پهلوی بودند: ارتشبد نصیری، سپهبد رحیمی، سرلشگر خسروداد و سرلشگر ناجی. 🔹یک دیدگاه، ارتش را غیر قابل اعتماد می‌دانست و خواستار انحلال و برچیدن آن و تأسیس یک ارتش جدید بود. این دیدگاه را مسعود رجوی رسماً در اولین میتینگ سازمان مجاهدین خلق در دانشگاه تهران اعلام کرد و تیتر نخست روزنامۀ کیهان هم شد. 🔹دیدگاه دوم به تصفیۀ ارتش و بها دادن به نیروهای میانی و در عین حال تأسیس یک نهاد جدید برای مقابله با احتمال کودتا و جلوگیری از تکرار ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ باور داشت. 🔹دولت موقت اعلام کرد به دیدگاه دوم باور دارد و بر همین اساس سرلشکر ولی قرنی به عنوان رییس ستاد ارتش انتخاب شد. شورای انقلاب و شخص امام نیز همین نظر را داشتند. 🔹در همین زمان تحرکاتی در غرب کشور صورت پذیرفت و خصوصاً شهرستان نقده به کانون درگیری تبدیل شد. 🔹با اعزام نیرو به نقده اعتماد نیروهای انقلابی به ارتش بیش از پیش جلب شد و امام خمینی در حالی که هنوز قانون اساسی جدید تدوین نشده بود تا مشخص شود فرماندهی کل قوا با کدام مقام است روز سه شنبه ۲۸ فروردین ۵۸ با صدور اطلاعیه‌ای بر بخشودگی «گناهان صغیره» ارتشی‌ها تأکید کردند و با اعلام روز چهارشنبه ۲۹ فروردین به عنوان روز ارتش بر نمایش عمومی ساز و برگ نظامی و اعلام پیوند با مردم تأکید کردند. 🔹این در حالی بود که سرلشکر ناصر فربد جایگزین سرلشکر قرنی در ریاست ستاد ارتش شده و به جای او رشتۀ کار را در دست گرفته بود. 🔹از این رو این تصور که مناسبت روز ارتش سالروز ترور و شهادت سرلشگر قرنی است درست نیست زیرا چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۵۸ روز ارتش برگزار شد اما سپهبد قرنی روز دوشنبه سوم اردیبهشت و کمتر از یک هفتۀ بعد ترور شد در حالی که دیگر رییس ستاد ارتش هم نبود. 🔹قاعدتاً ۱۹ بهمن که روز همبستگی همافرهای نیروهای هوایی با انقلاب و حضور آنان در مدرسۀ رفاه بود، برای نام گذاری به عنوان روز ارتش مناسب تر بود اما رهبر انقلاب نمی‌خواست تا ۱۹ بهمن صبر کند و تصمیم داشت در همان فروردین تکلیف ارتش روشن شود و پس از آن ۱۹ بهمن اختصاصا روز نیروی هوایی شد. 🔹اعلام ۲۹ فروردین به عنوان و نمایش ساز و برگ نظامی حاوی و حامل سه پیام بود: 🔹نخست این که اعدام و مجازات سران و فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی به منزلۀ تسری به تمام لایه‌ها نیست, خاصه این که به صراحت در پیام مکتوب بر عفو گناهان صغیره یا خطاهای کوچک نیروهای ارتش تأکید شده بود.منظور از گناهان صغیره هم همکاری های ارتشی ها در حدی بود که در چارچوب امنیت کشور قابل توجیه باشد و نه همکاری با ساواک یا شهربانی در سرکوب مردم... 🔹دوم این که قرار نیست ارتش منحل شود و خواست گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، رسماً رد شد. 🔹پیام سوم هم این بود که دشمنان خارجی و گروه های داخلی گمان نبرند ارتش ضعیف شده و ساز و برگی در اختیار ندارد و به خیال حمله بیافتند. 🔹از این رو بر حضور ارتش در خیابان ها تأکید شد و در قم از مقابل خانۀ امام خمینی گذشتند و رهبری انقلاب هم در جمع آنان حاضر شده و عملا سان دیدند و در واقع در جایگاه فرماندۀ کل قوا ظاهر شدند و تصور خلأ قدرت و فرماندهی کل در ارتش زدوده شد. 🔹در تهران و دیگر شهرها مردم استقبال گرمی به عمل آوردند و شعار خودجوش «ارتش فدای ملت» همه جا سر داده شد و گاه این گونه پاسخ می گرفت: ملت فدای ارتش و انگار نه انگار این همان ارتشی است که ده ها سال برای اطاعت از شخص پادشاه تربیت و تجهیز و تسلیح شده بود و سوگند وفاداری به سلطنت یاد کرده بودند و با سقوط سلطنت، فرماندهان ارشد آن یک به یک در برابر جوخۀ آتش قرار می‌گرفتند. 🔹از آن زمان به بعد هر سال ۲۹ فروردین به عنوان روز ارتش گرامی داشته می‌شود. 🔹 ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس ۴۸ هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی نموده است 🔹مناسبت بیست و نهم فروردین در واقع سالروز پیام عفو «گناهان صغیره» نیروهای ارتش شاهنشاهی و فعالیت جدید آنان با عنوان «ارتش جمهوری اسلامی ایران» است. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄