eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
🔷 از بهترین برش های مستند انسان ساز «روایت فتح» 🔸جملات گهربار شهید آوینی و صدای بهشتی اش، به همراه
🔷 سید مرتضی آوینی روزی از حاج صادق آهنگران خواست تا برای مجموعه جدید روایت فتح اشعاری بخواند. روزی که برای بازدید و فیلمبرداری از شهر هویزه می رفتند، آهنگران مثنوی هایی خواند و آنها را برای فیلم هایش انتخاب کرد. از جمله: مرا اسب سپیدی بود روزی، شهادت را امیدی بود روزی. خدا اسب سپیدم را که دزدید؟ شهادت را، امیدم را، که دزدید؟ 🔹وقتی آهنگران این اشعار را با صدای سوزناک خود خواند، سید در ماشین کنار او نشسته بود و گریه می کرد. بچه های گروه که سید را خوب می شناختند، می دانستند که ناله ها و گریه هایش بخاطر جا ماندنش از قافله شهداست! 🔹سرانجام سید در بهار ۱۳۷۲ در منطقه فکه و در دشتی پر از گل های لاله و شقایق دنیای فانی تر از فانی را ترک و به قافله عاشورا رسید. 👇👇
@ahangaran_حاج صادق آهنگران4_5845928824658723834.mp3
زمان: حجم: 20.9M
📢صوت| حاج 🌸سبکباران، خَرامیدند و رفتند! 🍀مرا بیچاره نامیدند و رفتند! 🌼درِ باغِ شهادت را نبندید ☘️به ما بیچارگان، زان سو نخندید! .......................................... مرا اسب سپیدی بود روزی شهادت را امیدی بود روزی در این اطراف، دوش ای دل تو بودی نگهبان دیشب ای غافل تو بودی بگو اسب سفیدم را که دزدید امیدم را، امیدم را که دزدید
دفاع مقدس
📢صوت| حاج #صادق_آهنگران 🌸سبکباران، خَرامیدند و رفتند! 🍀مرا بیچاره نامیدند و رفتند! 🌼درِ باغِ
سبکبالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند ترحم بر من مسکین نکردند سواران از سر نعشم گذشتند فغان ها کردم، اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان، این چه سودا بود با من رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت جوان مردان، جوان مردی کجا رفت مرا این پشت، مگذارید بی تاب گناهم چیست، پایم بود در خاک اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بست روح بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخندید رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم شهادت نردبان آسمان بود شهادت آسمان را نردبان بود چرا برداشتند این نردبان را چرا بستند راه آسمان را مرا پایی به دست نردبان بود مرا دستی به بام آسمان بود شهید تو بالا رفته ای من در زمینم برادر، روسیاهم، شرمگینم مرا اسب سپیدی بود روزی شهادت را امیدی بود روزی در این اطراف، دوش ای دل تو بودی نگهبان دیشب ای غافل تو بودی بگو اسب سفیدم را که دزدید امیدم را، امیدم را که دزدید مرا اسب چموشی بود روزی شهادت می فروشی بود روزی شبی چون باد بر یالش خزیدم به سوی خانه ی ساقی دویدم چهل شب راه را بی وقفه راندم چهل تسبیح ساقی نامه خواندم ببین ای دل، چقدر این قصر زیباست گمانم خانه ی ساقی همین جاست دلم تا دست بر دامان در زد دو دستی سنگ شیون را به سر زد امیدم مشت نومیدی به در کوفت نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت چه درد است این که در فصل اقاقی به روی عاشقان در بسته ساقی بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است بجوش ای اشک هنگام خروج است در میخانه را گیرم که بستند کلیدش را چرا یا رب شکستند من آخر طاقت ماندن ندارم خدایا تاب جان کندن ندارم دلم تا چند یا رب خسته باشد در لطف تو تا کی بسته باشد بیا باز امشب ای دل در بکوبیم بیا این بار محکم تر بکوبیم مکوب ای دل به تلخی دست بر دست در این قصر بلور آخر کسی هست بکوب ای دل که این جا قصر نور است بکوب ای دل مرا شرم حضور است بکوب ای دل که غفار است یارم من از کوبیدن در شرم دارم بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست مرا هر چند روی در زدن نیست کریمان گر چه ستار العیوب اند گدایانی که محبوبند خوبند بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در بکوب ای دل هزاران بار دیگر دلا پیش آی تا داغت بگویم به گوشت، قصه ای شیرین بگویم برون آیی اگر از حفره ی ناز به رویت می گشایم سفره ی راز نمی دانم بگویم یا نگویم دلا بگذار، تا حالا نگویم ببخش ای خوب امشب، ناتوانم خطا در رفته از دست زبانم لطیفا رحمت آور، من ضعیفم قوی تر از من است، امشب حریفم شبی ترک محبت گفته بودم میان دره ی شب خفته بودم نی ام از ناله ی شیرین تهی بود سرم بر خاک طاقت سر نمی سود زبانم حرف با حرفی نمی زد سکوتم ظرف بر ظرفی نمی زد نگاهم خال، در جایی نمی کوفت به چشمم اشک غم، تایی نمی کوفت دلم در سینه قفلی بود، محکم کلیدش بود در دریاچه ی غم امیدم، گرد امیدی نمی گشت شبم دنبال خورشیدی نمی گشت حبیبم قاصدی از پی فرستاد پیامی با بلوری می فرستاد که می دانم تو را شرم حضور است مشو نومید، این جا قصر نور است الا! ای عاشق اندوهگینم نمی خواهم تو را غمگین ببینم اگر آه تو از جنس نیاز است در باغ شهادت باز، باز است نمی دانم که در سر، این چه سوداست همین اندازه می دانم که زیبا ست خداوندا چه درد است این چه درد است که فولاد دلم را آب کرده است مرا ای دوست، شرم بندگی کشت چه لطف است این، مرا شرمندگی کشت شاعر: قادر طهماسبی (فرید)
نه عمرمان بخیر است با یادِ شما خاکی‌پوشانِ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپی از تصاویر شهید عباس کریمی، فرمانده لشکر 27 محمدرسول‌الله(ص) و بخشی از سخنرانی او در جمع رزمندگان ⏳ ۱ اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص) 🌷 شهادت: 23 اسفند 1363- عملیات بدر، در کنار دجله و بر اثر اصابت ترکش به سر ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ ۱ اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص) متولد قهرود کاشان- دیپلمه در رشته نساجی همراهی با انقلاب در سال57 در بهار ٥٨ به عضویت سپاه درآمد و در قسمت اطلاعات مشغول کارشد. در تابستان ٥٩ داوطلبانه برای مبارزه با ضدانقلاب عازم کردستان شد و در سپاه پیرانشهر با واحد اطلاعات – عملیات همکاری نمود.سپس به نیروهای احمد متوسلیان در مریوان پیوست و در انجام شناسایی عملیات و آزادسازی منطقه دزلی نقش مؤثری ایفانمود. همراه جاویدالاثر متوسلیان، همت، چراغی و ... به جبهه جنوب رفت و بعنوان مسئول اطلاعات – عملیات تیپ محمد رسول الله(ص) فعالیت نمود. پس از شهادت ابراهیم همت، فرمانده لشگر 27 شد. او در ٢٣ اسفند ١٣٦٣ در حالی که آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می کرد (و در حالیکه لبخندی متین بر لب داشت) بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به فیض شهادت نائل آمد ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکالمه بی‌سیمی شهید عباس کریمی با شهید محمدرضا دستواره در حین اجرای عملیات بدر
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای بیسیم حاج عباس کریمی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان دو فرمانده شهید لشکر 27 محمد رسول الله ص// شهید عباس کریمی، شهید همت اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستند فرماندهان || حاج عباس کریمی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 اول اردیبهشت سال ۱۳۲۵ - سالروز تولد امیر سرافراز ارتش، شهید حسن اقارب پرست شهید تیمسار حسن اقارب پرست به همراه شهید تیمسار یوسف کلاهدوز (قائم مقام سپاه در زمان تأسیس)، شهید نامجو، نماینده امام در شورای عالی دفاع پس از شهید چمران و ... ، جزء شبکه انقلابی و مخفی در ارتش زمان شاه بودند که در دهه 40 و 50 شکل گرفت. این شبکه از جهت اطلاعاتی خدمات مؤثری در دوران مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی انجام داد. آنها از جمله تشکل‌های ضد رژیم بودندکه با انگیزه مبارزه سری و با هدف نفوذ در سیستم نظامی اطلاعاتی تأسیس شد و بنا به دلایل امنیتی هیچ اسمی برای آن انتخاب نشد، لذا «گروه بی‌نام » لقب گرفت. قرار آنها این بود که هیچ سند مکتوبی نداشته باشند، چون این کار، بسیار خطرناک بود و چنانچه نوشته‌ای از جلسات آنها به دست ساواک می‌افتاد می‌توانست ضربه‌ای کاری به گروه بزند!! با سرنگونی رژیم شاه، شاکله مدیریتی نیروهای مسلح، به دست افرادی از این شبکه افسران جوان مسلمان افتاد که منشأ خدمات مؤثر و ارزشمندی در دوران پرالتهاب اوایل پیروزی انقلاب و سپس جنگ کردستان و دفاع مقدس شدند