eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.1هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
✍ خاطره‌ای به نقل از «حسین گلستانی» برادرِ کوچکترِ «شهید محسن گلستانی»: ▫️سال ۶۴ خدمت وظیفه سربازی
👈ادامه از پست قبل ⚪️ پادگان، محل مناسبی برای برگزاری مانور یا تمرینات سنگین نبود. به همین خاطر اغلب اوقات بچه‌ها فرصت داشتند به درس و مشق خود برسند. موقع درس خواندن آنها، روی پتوها کف اتاق پر می‌شد از کتاب و دفتر و خودکار و مداد و ...؛ طوری که به سختی می‌توانستی از یک طرف اتاق به آن طرف بروی. در این مواقع از بالکن به اتاق دسته دو و به راهرو می‌رفتیم و از راهرو وارد آن سوی اتاق خودمان می‌شدیم.ساختمان مجتمع آموزشی رزمندگان در شمال زمین صبحگاه قرار داشت. بچه‌ها کتاب‌های درسی خود را از آنجا تهیه می‌کردند. همچنین چند معلم در مجتمع حاضر بودند و اشکالات درسی دانش‌آموزان را برطرف می‌کردند. البته دسته ما معلم سرخود هم داشت؛ سیروس مهدی‌پور، امدادگر دسته و دانشجوی تربیت معلم بود و تا می‌توانست، اشکالات بچه‌ها را رفع می‌کرد.اواخر آذرماه که شد، فصل امتحانات درسی فرا رسید و عده‌ای از بچه‌ها در پادگان ماندند تا در امتحان شرکت کنند. ما پیشتر به اردوگاه کرخه رفتیم تا با تمرین‌های نظامی آمادگی لازم را برای عملیات آینده پیدا کنیم. در اینجا دیگر در چادر بودیم و از ساختمان و اتاق خبری نبود. محمد‌امین شیرازی هفده سال داشت و سبزه‌رو بود. نخستین‌بار با دستکاری کپی شناسنامه به جبهه آمده و در عملیات بدر با برادرم محسن همرزم بود. در همین عملیات، دست چپش به سختی زخم می‌شود و به خاطر شدت جراحت، از سربازی هم معاف می‌شود. از بس پرجنب و جوش بود و همچنین به دلیل جراحت و ضعف دست چپش، محسن او را گذاشته بود پیک دسته. پس از چندی فهمیدم که برادرش مهران هم در همین عملیات بدر مفقود شده. خانه‌شان در محله نازی‌آباد تهران بود.در اردوگاه کرخه، تمرینات نظامی با جدیت دنبال شد. هر روز ساعت‌ها کار نظامی داشتیم. در این دوره متوجه تفاوت‌های ارتش و سپاه در موضوع آموزش شدم. در ارتش، مشق صف جمع بیشتر جنبه تشریفاتی و نمایشی داشت: دوش فنگ و پیش فنگ و ... در سپاه و بسیج اما جنبه عملیاتی و رزمی داشت.برادرم محسن هم سربازی‌اش را در ارتش گذرانده بوده؛ در لشکر ۲۸ سنندج. او در صحبت‌هایش بارها از فرماندهی به اسم سرهنگ شیرازی نام می‌برد که بچه‌های بسیج او را کمتر می‌شناختند. من چون سربازی‌ام را در ارتش گذرانده بودم، با نامش آشنا بودم؛ اما آنجا فهمیدم که او خدمت بزرگی در کردستان انجام داده است. او پس از آشنایی با محسن، به او علاقه پیدا کرده و او را در واحد عقدیتی سیاسی مشغول کرده بود. خدمت محسن در زمستان 1361 تمام شده اما او با عضویت در بسیج، در جبهه مانده و در این مدت، در چند عملیات والفجر مقدماتی، والفجر یک، ولفجر چهار، خیر و بدر شرکت کرده بود. محسن، پیش از خدمت، مشغله فراوانی داشت. او از دوازده سالگی روی پای خود ایستاده و همراه با درس خواندن، در تامین هزینه زندگی به خانواده کمک کرده بود. مدتی کارگر شرکت پشم بافی بود که پدر آنجا کار می‌کرد و مدتی هم صافکار و نقاش اتومبیل بود و چنان در این حرفه استاد بود که یک خودروی چپ کرده را مثل یک خودرو نو درست می‌کرد.او به درس خواندن هم علاقه زیادی داشت. معلمین او همیشه از تیزهوشی و پشتکارش حرف می‌زدند؛ اما سرنوشت‌اش طور دیگری رقم خورد و فرصتی برای ادامه تحصیل پیدا نکرد.مسئول دسته یک گروهان یک گردان حمزه، در لشکر به «برادر صباحنا» شهرت داشت دعای صبحگاهی را که در مراسم صبحگاه لشکر می‌خواندند: اَللّهُمُّ اجعَل صَباحَنَا صَباحَ الاَبرار پروردگارا ،قراربده صبح مان را صبح خوبان وَ لَا تَجعَل صَباحَنا صَباحَ الاَشرار وقرارنده صبح مان رو صبح بدان. اَللّهُمُّ اجعَل صَباحَنَا صَباحَ المَقبولین پروردگارا،قراربده صبح مان را صبح آنهایی که قبولشان داری وَ لَا تَجعَل صَباحَنا صَباحَ المَردوُدین وقرارنده ،صبح مان راصبح آنهایی که ردشان کردی. اَللّهُمُّ اجعَل صَباحَنَا صَباحَ الصّالِحین پروردگارا،قراربده صبح مان راصبح صالحان. وَ لَا تَجعَل صَباحَنا صَباحَ الطّالِحین اَللّهُمُّ اجعَل صَباحَنَا صَباحَ الخَیرِ وَ السَّعادَه وَ لَا تَجعَل صَباحَنا صَباحَ الشَّرِّ و الشَّقاوَه ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📗کتاب صوتی به قلم شهید دکتر مصطفی چمران 🎤گوینده : 🎵موسیقی تیتراژ: سیمرغ 🎵موسیقی متن : قطعاتی از موسیقی متن فیلم های سینمایی؛ از کرخه تا راین/ بوی پیراهن یوسف / آژانس شیشه ای / خداحافظ رفیق ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 📗📗 یکی از جذاب ترین کتب نوشته شده در وصف شهید چمران، کتابی است با عنوان «رقصی چنین، میانه ی میدانم آرزوست» این کتاب حاوی نیایش ها و خاطرات شهید چمران است و با مقدمه برادر ایشان آغاز می شود. ماجرای کتاب مربوط میشود به عملیات آزادسازی سوسنگرد و آنچه میخوانید در واقع شرح و توصیف یک نیمروز از صبح روز ۲۶ آبان ۱۳۵۹ تا غروب آنروز است که شهید چمران به اصرار دوستان به قلم خویش نگاشته است. مناجات های بسیار زیبا و قلم عرفانی شهید چمران در کنار شرح واقعه جنگ دو جنبه شخصیتی شهید چمران را بسیار خوب به تصویر کشیده است ؛ در این کتاب شما با "چمران چریک" و در عین حال با "چمران عارف" به خوبی آشنا خواهید شد ؛ چمرانی که در میدان مبارزه و نبرد سخت و در هم شکننده است و در عین حال آنقدر روح بلندی دارد که راضی به قربانی نمودن گوسفندی برای خود نمیشود و برای آن حیوان قلم بدست گرفته و عجز و لابه می کند. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇👇👇
@audio_ketabPart01_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 11.3M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت اول : مقدمه به قلم "مهدی چمران"
@audio_ketabPart02_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 2.8M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت دوم : نیایش
@audio_ketabPart03_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 23.8M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت سوم : معرکه شرف و افتخار
@audio_ketabPart04_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 4.8M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت چهارم : انسان بازیافته
@audio_ketabPart05_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 12.8M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت پنجم : انسان های آزاده
@audio_ketabPart06_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 5.3M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت ششم : آخر ای انسانها
@audio_ketabPart07_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 4.9M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت هفتم : عبور از خط
@audio_ketabPart08_رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.mp3
زمان: حجم: 5.1M
کتاب صوتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست قسمت هشتم (پایان) : حرف آخر
🌴 اجر و پاداش صبر در برابر مشکلات ▫️سخن رهبر انقلاب خطاب به جانبازان: زحمات شما و اجر شما پیش خدای متعال، هم محفوظ است و هم ان‌شاءالله روزبه‌روز رو به افزایش است؛ چون کار شما یکسره تمام نشد؛ بتدریج این ابتلاء و این امتحان بر شما حاکم است.. ... خدای متعال میداند در دل‌های شما‌ها که شما‌ها صبر میکنید؛ امّا هر دقیقه، هر ساعت، هر روزِ همین صبرتان یک اجر مضاعفی است؛ بنابراین این حرف دقیق است که اجر جانبازان روزبه‌روز رو به افزایش است. .... در روایات داریم که گاهی انسان یک چیزی را -یک درهمی یا مثلاً یک پول کمی را- در راه خدا میدهد، خدای متعال در قیامت آن را مثل کوه اُحد به او برمیگرداند ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄