eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷عید قربان ۶۷ -- -- سالروز شهادت رزمنده تخریبچی، اسماعیل خوش سیر 🌱متولد فروردین ۱۳۴۶ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ☝️📷 شهید خوش سیر، بر سر مزار فرمانده شهید تخریب و مهندسی لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) 🔹 امامزاده علی اکبر (ع) - چیذر تهران 🌴 دوران ▫️ا▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 💠 شهید اسماعیل خوش سیر ▫️ در شهرستان ری دیده به جهان گشود. پدرش، فروشنده دوره گرد بود. او در نهم مرداد 1367 (پایان جنگ) (ایام عید قربان سال 67) به شهادت رسید و پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. برادرش ابراهیم نیز در عملیات کربلای پنج به شهادت رسیده بود. 👇👇👇
🌷 شهادت، کمترین پاداش غیرتمندی رزمنده بسیجی، شد کاوه ذاکری از رزمندگان تخریب‌چی لشکر ۱۰ درباره "شهید خوش سیر" روایت کرد: 👇 ⚪️ روز‌های قبل از پذیرش قطعنامه، اسماعیل خدمت سربازیش در گردان تخریب لشکر ۱۰ تمام شد، تسویه حساب کرد و به تهران آمد. (در آن زمان، سرباز وظیفه ای که در سپاه خدمت می کرد را "پاسدار وظیفه" می گفتند) ◽️ چند روزی نگذشته بود ایران قطعنامه را پذیرفت و بعد هم هجوم مجدد عراق به خاک کشورمان آغاز شد. اسماعیل تا خبردار شد بدون اینکه برگه اعزام بگیرد و از طریق مراجع رسمی اعزام بشود، بلادرنگ خودش را به جبهه رساند. آن زمان گردان تخریب خیلی نیازمند به بچه‌های با تجربه‌ای مثل او بود وقتی برای ماموریت مین‌گذاری بمنظور مقابله با پاتک‌های دشمن به سمت پاسگاه زید می‌رفتیم در مسیر به او گفتم: اسماعیل، خیلی مواظب خودت باش که چیزیت نشه، اما او فقط می‌خندید. . . . در حین حرکت، به ناگهان ترکش بزرگی به پهلوش اصابت کرد که بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید🕊🕊🕊 او جزء آخرین شهدای تخریب لشکر ۱۰ بود. برادرش ابراهیم نیز در کربلای ۵ به شهادت رسیده بود.طوبی لهم و حسن مآب پیکر مطهر اسماعیل را تحویل معراج شهدا دادیم و به سمت مقرمان برمی‌گشتیم که وسط راه یادم آمد که او بدون "برگه اعزام" به جبهه آمده بود، پلاک جنگی نگرفته بود و هیچ اوراق هویتی نیز همراهش نیست زود ماشین را سر و ته کردیم و برگشتیم معراج شهدا و به مسوولین آنجا قضیه را گفتیم. آن‌ها هم سردخانه را باز کردندو مجددا سراغ اسماعیل رفتیم، مشخصاتش را روی کاغذ نوشتیم تا مبادا مجهول الهویه به عقب برگردد کانال دفاع مقدس
🌷عید قربان ۶۶ -- سالروز شهادت محسن دین شعاری،جانشین واحد تخریب لشکر ۲۷ 🔹در حین خنثی سازی مین ضد تانک در منطقه سردشت 🌴مزار مطهر شهید: قطعه ۲۹ تهران
www.313mehran.tksardar.fake93.mp3
زمان: حجم: 8.3M
🔷 امروز همه باید نفس اماره و همه تعلقات پست را قربانی کنیم. 🔸روایتگری بسیار اثرگذار از حاج حسین یکتا در خصوص قربانیان راه خدا
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 آن روزها ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آخرین جلسه فرماندهان تیپ محمدرسول‌الله (ص) قبل از عملیات آزادسازی خرمشهر به فرماندهی حاج احمد متوسلیان 🎞 سکانسی از فیلم «ایستاده در غبار» ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
سخنرانی_#حاج_احمد_متوسلیان_بعد_از (2).mp3
زمان: حجم: 3M
👆👆 📢 | سخنرانی منتشر نشده 🔹بعد از نبرد بیت‌المقدس 💠(پایان عملیات آزادسازی خرمشهر) - در دارخوین، انرژی اتمی (مقر تیپ ۲۷ محمد رسول الله-ص) ا🌿🌴🌿🌴🌿🌴🌿🌴🌿 ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس اینجا بیت شهداست☝️☝️ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مصاحبه با حاج احمد متوسلیان بعد از عملیات الی بیت المقدس ، آزادسازی خرمشهر ——————————-—— 📡 کانال "دفاع مقدس" اینجا بیت شهداست☝️☝️
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 یک صوت نایاب از حاج احمد متوسلیان؛ ⌛️ روزهای سخت آزادسازی خرمشهر 🌴 حوالی خرمشهر
دفاع مقدس
📢 یک صوت نایاب از حاج احمد متوسلیان؛ ⌛️ روزهای سخت آزادسازی خرمشهر 🌴 حوالی خرمشهر
💠 خاطره ای شنیدنی از حاج احمد متوسلیان: 🔹 "... شب چهارم خرداد سال 1361، از فرط خستگی و بی خوابی، چشم هایمان را به ضرب گذاشتن کبریت لای پلک ها باز نگه داشته بودیم. کل ایران جشن گرفته بودند و صدای تکبیر ملت به شکرانه فتح خرمشهر، ار رادیو و بلندگوهای سیار تبلیغات بلند بود. همان طور که داشتم تلو تلو خوران و خواب آلود، از کنار خاکریز جاده اصلی شلمچه می گذشتم، زیر نور منورها دیدم حاج احمد با چند نفر از بچه بسیجی های واحد تبلیغات، که پرچم تیپ متن را به دست داشتند، کنار خاکریز مشغول صحبت است. جلوتر رفتم شنیدم یکی از بچه ها به حاج احمد می گفت: حاج آقا! بی خوابی این چندین شب، امان ما را بریده.ان شاءالله امشب با یک خواب ناز و پرملاط تلافی می کنیم. 🔸حاجی دستش را روی دوش او انداخت و او را با خودش از سینه کش خاکریز بالا برد، جایی را در روبروی ما، در آسمان سمت غرب نشان داد و گفت : ببینم بسیجی! می دانی آنجا کجاست؟ آن برادر کمی گیج شده بود گفت: نمی فهمم حاج آقا! حاج احمد گفت: یعنی چی مومن! نمی فهمم چیه؟! آنجا انتهای افق... هر وقت آنجا رسیدی و پرچم خودت را کوبیدی، بعد برو بگیر بخواب ولی تا ان وقت، نه! 🔺خدا می داند سال ها بعد از آن شب، هر بار جمله حاج احمد به یادم می آمد، کلافه می شدم که آخر خدایا! افق که انتها ندارد! پس مقصود حاج احمد چه بود؟...." ─ (رای: همرزم حاج احمد) ------------- ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas