eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
این ها که فراموش بشوند مردم می‌روند سراغ کانال‌های دیگر... مرداد سال ۱۳٦٦ سلیمانیه عراق / عملیات نصر۷ عکاس : یونس ذاکری
سربازان خدا ؛ شکست نمی‌خورند آنها پیروز می‌ شوند با "فتح" یا "شهادت" ...
- ناشناس.mp3
زمان: حجم: 393.2K
🔷 صوت آسمانی شهید آوینی در برنامه «روایت فتح» 🔸سِرُ الاَسرار شهدا چیست؟
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 اعزام کاروان راهیان کوی حسین از شهرستان مهریز یزد سال 1365 دوران جنگ تحمیلی
❂○° کربلا میزان عشق است °○❂ 💠 کربلا ما را به سوی خود فرا می‌خواند و ارواح مشتاق ما بی‌تابانه، همچون کبوتران حرم، به‌ سوی کربلا بال می‌گشایند. بار دیگر صدای «هل من ناصر» امام عشق در دل تاریخ بلند است و این بار حضور امت به‌راستی شگفت‌آور است. هر آن‌کس در هر زمان و در هر جا به این صلا لبیک گوید کربلایی است و کربلا میزان عشق است و اهل الله را از اغیار جدا می‌کند. 🌷شهید ا🚩🌴🚩🌴🚩🌴🚩🌴🚩 🕌 ایام حسینی 🚩🚩 🚩 از زائران و راهیان حریم یار، التماس دعا داریم 🤲 ------------------------------------------- 🔹ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🌱 کانال "دفاع مقدس"
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 کلیپ شوق وصف‌نشدنی رزمندگان دفاع مقدس و زائران پیاده اربعین 💠 آرزوهایی که محقق شد... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
1_4034380842.mp3
زمان: حجم: 6.5M
نوای: صادق آهنگران
صبح آمد و دوباره خورشید از نگاه شما بیرون زد ...
من آن اَبرم که در گرمای مُرداد ؛ اگر باران ندارم سایه دارم ... (ع)
زمین را صدا می‌زند من را ... مرداد ۱۳٦٦ کردستان عراق عملیات نصر هفت عکاس : سیدمسعود شجاعی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ✍یادداشت عکاس: بچه های رزمنده در کردستان و در حالیکه باران به شدت می بارید ، دراعماق خاک عراق، برای عملیات نصر هفت آماده می شوند ، حالا که درست می‌نگرم، عزمی شگرف در چهره تک تک این عاشقان طریقت خدا می‌بینم، واقعا این بچه‌ها چه کردند که راه صدساله را یک شبه طی کردند و بر معراجی از نور قدم گذاشتند که بسیاری از سالکان معرفت با دهها سال شب زنده‌داری و عبادت حسرت آن را می‌خورند. اینجا شهد حضور در آوارگی برای خدا معنا می‌شود، صورت تک تک آنان شمس آسمان را تداعی می‌کند ، اینان لشگر حقند که به سادگی از تعلقات گذشته و در دنیای دلتنگی به دنبال گشودن معابری از نورند ، به قول شهید آوینی : " جاذبه ی خاڪ به ماندن می‌خواند و آن عهد باطنی به رفتن، عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن، و این هردو را خداوند آفریده است تا وجود انسان، در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود" 📎 جنگ به روایت تصویر سیدمسعود شجاعی طباطبایی
🌷 نهم مرداد -- سالروز شهادت رزمنده تخریبچی، اسماعیل خوش سیر 🌱 متولد فروردین ۱۳۴۶ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ☝️📷 شهید خوش سیر، بر سر مزار فرمانده شهید تخریب و مهندسی لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) 🔹 امامزاده علی اکبر (ع) - چیذر تهران 🌴 دوران ▫️ا▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 💠 شهید اسماعیل خوش سیر ▫️ در شهرستان ری دیده به جهان گشود. پدرش، فروشنده دوره گرد بود. او در نهم مرداد ۱۳۶۷ (پایان جنگ) به شهادت رسید و پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. برادرش ابراهیم نیز در عملیات کربلای پنج به شهادت رسیده بود. 👇👇👇
دفاع مقدس
🌷 نهم مرداد -- سالروز شهادت رزمنده تخریبچی، اسماعیل خوش سیر 🌱 متولد فروردین ۱۳۴۶ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ☝
🌷 شهادت، کمترین پاداش غیرتمندی رزمنده بسیجی، شد کاوه ذاکری از رزمندگان تخریب‌چی لشکر ۱۰ درباره "شهید خوش سیر" روایت کرد: 👇 ⚪️ روز‌های قبل از پذیرش قطعنامه، اسماعیل خدمت سربازیش در گردان تخریب لشکر ۱۰ تمام شد، تسویه حساب کرد و به تهران آمد. (در آن زمان، سرباز وظیفه ای که در سپاه خدمت می کرد را "پاسدار وظیفه" می گفتند) ◽️ چند روزی نگذشته بود ایران قطعنامه را پذیرفت و بعد هم هجوم مجدد عراق به خاک کشورمان آغاز شد. اسماعیل تا خبردار شد بدون اینکه برگه اعزام بگیرد و از طریق مراجع رسمی اعزام بشود، بلادرنگ خودش را به جبهه رساند. آن زمان گردان تخریب خیلی نیازمند به بچه‌های با تجربه‌ای مثل او بود وقتی برای ماموریت مین‌گذاری بمنظور مقابله با پاتک‌های دشمن به سمت پاسگاه زید می‌رفتیم در مسیر به او گفتم: اسماعیل، خیلی مواظب خودت باش که چیزیت نشه، اما او فقط می‌خندید. . . . در حین حرکت، به ناگهان ترکش بزرگی به پهلوش اصابت کرد که بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید🕊🕊🕊 او جزء آخرین شهدای تخریب لشکر ۱۰ بود. برادرش ابراهیم نیز در کربلای ۵ به شهادت رسیده بود.طوبی لهم و حسن مآب پیکر مطهر اسماعیل را تحویل معراج شهدا دادیم و به سمت مقرمان برمی‌گشتیم که وسط راه یادم آمد که او بدون "برگه اعزام" به جبهه آمده بود، پلاک جنگی نگرفته بود و هیچ اوراق هویتی نیز همراهش نیست زود ماشین را سر و ته کردیم و برگشتیم معراج شهدا و به مسوولین آنجا قضیه را گفتیم. آن‌ها هم سردخانه را باز کردندو مجددا سراغ اسماعیل رفتیم، مشخصاتش را روی کاغذ نوشتیم تا مبادا مجهول الهویه به عقب برگردد کانال دفاع مقدس