eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.1هزار عکس
16.7هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 آرایشگاه صلواتی - حمام صلواتی در 💠 وسایل حمام و آب گرم موجود است! 😊 رزمندۀ عزیز، رودرواسی نکنید!! 🌿 دوران ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 ، آنجایی که همه چیزش صلواتی بود🌴 ... حتی آرایش، حمام ... و نظافت اصلا حضور در آن ، خود، تطهیر بود و پاکسازی از هر نوع کبر و غرور و پلشتی... در سرزمین نور، تاریکی رنگ می‌باخت، آلودگی‌های روحی و نفسانیِ آدم‌ها شسته می‌شد ... و عطر اخلاص، معنویت و تقوی، فضا را آکنده می‌ساخت.🌸🌼🌿 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
... و 🌷 ⚪️ ▫️ به  نام  نامیِ  رَبّ  شهیدان به نام  خالقِ  مردانِ میدان به  نام  سرزمین نور و ایمان تجلی گاه عشق و مهد عرفان به یاد جبهه های هشت ساله به یاد  دشت های  پُر زِ  لاله به  یاد  آن  شهیدان  خدایی همان    دلدادگان   کربلایی دلم تنگ است و باران می نگارم ز  دلتنگی ِ  یاران   می نگارم قلم  می لرزد  از  نام  شهیدان دلم خون می شود از داغ ایران دلم  خون  از  گل سرخ  شقایق حکایت دارد  از  گلهای  عاشق کنون منظومه ای از اشک و آهم غم  حسرت ، نشسته  در نگاهم دلی  دارم  رفیقان !  نینوایی چو نِی می نالد از داغ جدایی دلم  ، یاران ! هوای جبهه دارد بگو  ، باران  دلتنگی  ببارد  به دل ، خون و به چشمم گریه دارم به  یاد  همرهانم   بی قرارم به هر باغی ، ببینم  لاله ی  سرخ ز  سوز دل  بر آرم  ناله ی  سرخ نشد تکلیف من روشن ، چه سازم؟ که یک  جامانده در سوز و گدازم خوشا بر حال  آن  جاماندگانی که آخر  ، پر زدند از  دارِ  فانی مثالِ حاج قاسم ، مرد  میدان نصیبش عاقبت شد وصل جانان سلیمانی رها شد از دل  خاک شده  مأوای او  دامان افلاک سعادت یار او شد در دل شب فدا شد در  رکاب  عمه زینب سپاه حاج قاسم ، نسل جنگند همه ، یادآورانِ  فصل  جنگند شهادت را  دگرگونه   سرودند مدافع  از حریم  عشق  بودند از این دنیای خاکی پر کشیدند به  عرش و عالمِ  بالا  رسیدند شهیدان نقطه ی پرگار عشقند شهیدان مطلع الانوار  عشقند شهیدان اقتدا بر عشق  کردند شهیدان عشقبازان ، در نبردند شهیدان جلوه ی نور  خدا یند شهیدان با غم  عشق  آشنایند  همانهایی  که   مظلومانه  رفتند به سوی جنّت از این خانه رفتند میانِ  سجده ها ، ذکرِ  شبانه شهادتنامه خواندند  عاشقانه زِ بحر عشق ، تا معراج رفتند سوارِ  زورقِ  امواج  رفتند نماز  عشق را در  سنگر خون اَدا  کردند روی خاک مجنون پرستوهای  عاشق پر کشیدند مِیِ وارستگی را سر  کشیدند دلم  شد  راهیِ کوی ِ شلمچه به عشق کربلا ، سوی شلمچه شلمچه مرز صحرای جنون است شلمچه مظهر  دریای خون است شلمچه  عطر ناب یاس دارد خبر  از مادر  احساس  دارد قدمگاه  خود  زهراست آنجا شکوه  فاطمه پیداست آنجا به قول راویان فتح و سنگر چه یارانی که مثل شاه بی سر دل یک دشت را در خون کشیدند به  سمت کربلا ، بی سر  دویدند به آن جان بر کفان خفته در خون به حق  لاله های  دشت  مجنون الهی ! جامه ی ســرخ شــهادت نصیـــبم کن زِ دریای  شفــاعت من آن جامانده از این کاروانم حدیث  جبهه ، دائم  بر  زبانم همه رفتند و حسرت بر دلم ماند چه داغــی بر  دل ناقــابلم  ماند! نصیب من نشـــد  کام  شهـــادت ننوشیــدم  مِی از جام  شهـــادت 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ✍رقیه سعیدی(کیمیا) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆 ، ... ... و 😭😭 🌴 مرثیه ای جانسوز ... 🎥👆 فیلم / دلتنگی بازماندگانِ از قافله شهدا 🌷 💦 ... و ریختن سرشک غم در فراق یاران سفرکرده😭 🔹 دیدار رزمنده‌ها از سرزمین مقدس جبهه- پس از پایان جنگ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 🌿 ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
BEHTARIN ASAR4_5879458848359584957.mp3
زمان: حجم: 3.5M
🌴توصیف شلمچه و لاله‌های پرپر آن😭 🕊🕊معراج شهیدان کربلای۴ ، کربلای۵🌷 بوی خون می آید از این سرزمین بوی شبنم های مدفون در زمین بوی هجران ،بوی غم، بوی فراق از سوی یک قبر بی شمع و چراغ ای زمین بوی غریبی می‌دهی بوی قران های جیبی می‌دهی 🎙نوای حاج صادق آهنگران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👆اینجا بیت شهداست☝️ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
26.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷مصطفای جبهه‌ها 🎙به روایت رزمندگان
دفاع مقدس
🌷مصطفای جبهه‌ها 🎙به روایت رزمندگان
🕊 مرغ بهشتی که ره صد ساله را یک شبه طی کرد! 🌷 شهید ردانی‌پور در کنار صداقت و ساده‌زیستی مثال زدنی خود، ارادت ویژه‌ای به حضرت زهرا (س) داشتند، به طوری که آخرین بار که از جبهه به شهرشان آمدند، مقداری پول قرض کرده و به آرزوی محرمیت با حضرت زهرا (س) با دختری سیده ازدواج کردند و پس از چند روز نیز به شهادت رسیدند. 💐 او یک مرغ بهشتی بود که در این عالم بیگانه بود. با چیزی انس نمی‌گرفت و منتظر بود وقتش بشود و پرواز کند.🕊🕊 🌴 این از همان مصادیق کسانی است که ره صد ساله را یک شبه طی می‌کنند. ۹۰/۱۲/۲۰ علامه مصباح یزدی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 📷 👆شهید شاگرد آیت‌الله بهاء الدینی و بهجت و دلاورمرد جبهه ‌های جنگ، جانشین شهید خرازی، فرمانده لشکر مقدس امام حسین (ع) و فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح
دفاع مقدس
🕊 مرغ بهشتی که ره صد ساله را یک شبه طی کرد! 🌷 شهید ردانی‌پور در کنار صداقت و ساده‌زیستی مثال زدنی خ
452K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله مصباح یزدی از شاگردشان می‌گویند: اگر در قیامت مرا به عنوان نوکر آقای ردانی پور حاضر کنند و بگویند به صدقه سر آقای ردانی‌پور تو را آمرزیدیم، افتخار خواهم کرد.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞😭 بغض و ناله‌های شهید در شب قدر ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 ▫️از احوالات شهید ردانی پور نقل شده: در آخرین ماه رمضان عمرش بسیار گریه و انابه می کرد و تنها آرزویش شهادت در راه خدا بوذ. هر سی شب رمضان به دعای ابوحمزه می‌رفت. وقتی دعا را می خواندند، توی حال خودش نبود، ناله می زد، داد می کشید ، استغفار می کرد ، از حال می رفت. از دعا که بر می گشت، گوشه ی حیاط، می ایستاد نماز شب می خواند. زیر انداز هم نمی انداخت، هنوز دستش خوب نشده بود؛ نمی توانست خوب قنوت بگیرد، با همان حال، العفو می گفت، گریه می کرد، می‌گفت: « ماه رمضون که تموم بشه، من هم تموم می شم ...» 🌷یک ماه از رمضان نگذشته بود که دعایش مستجاب شد و در تیرماه ۶۲ در عملیات واالفجر ۲ در منطقه "حاج عمران" به شهادت رسید.
هق هق گريه می‌كرد؛ نفسش بالا نمی‌آمد. تا آن روز بچه‌ها حاج حسين خرازی را آن طور نديده بودند. همه می‌دانستند كه سينة مصطفی ردانی پور مأمني بوده براي دلتنگی‌های حاج حسين. زمانی كه قلب حسين از آماج تير هجران ياران و دوستان شهيدش فشرده می‌شد، تنها آغوش مصطفی می‌توانست آرام بخش لحظه‌های سرد و سنگينش باشد. آن شب همه گريه می‌كردند. بچه‌ها ياد شب‌هايی افتاده بودند كه مصطفی برايشان دعا می‌خواند. هركس يك گوشه‌ای را گيرآورده بود، برايش زيارت عاشورا يا دعای توسل می‌خواند. ❣️حاج حسين بچه‌ها را فرستاد بروند جنازه‌ها را بياورند. سری اول صد و پانزده شهيد آوردند. مصطفي نبود. فردا صبح بيست و پنج شهيد ديگر آوردند باز هم نبود. منطقه دست عراقی‌ها بود. چند بار ديگر هم عمليات شد اما از او خبري نشد. جنگ هم كه تمام شد دوستانش رفتند دنبالش روی تپه‌های برهانی؛ توي همان شيار. همه جاي تپه را گشتند، نبود! سه نفر همراهش را پيدا كردند اما از خودش خبري نشد. مصطفی برنگشت كه نگشت.