چیفتن نوعی تانک اصلی میدان نبرد بریتانیایی است که از سال ۱۹۶۵ وارد ارتش بریتانیا شد چیفتن در زمان ورود خود قویترین توپ و مقاومترین زره را در بین تمامی تانکهای دنیا در اختیار داشت
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️
این تانک بازار خوبی در منطقه خاورمیانه به دست آورد و کشورهای ایران ، کویت ، عمان و اردن این تانک را به خدمت خود در آورند.این تانک در دوران دفاع مقدس به طور گسترده ای توسط ارتش بر علیه عراق به کار گرفته شد و این تانک ها در عملیات های زیادی شرکت کردند ولی با وجود تانک های مدرنی همچون T72 و همینطور برتری عددی عراق نتوانست آن طور که باید و شاید کاری از پیش ببرد. این تانک همینطور در جنگ های عراق و کویت نیز حضور داشت.
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عملکرد هویتزر M-110 در جنگ خلیج سال 1991
هویتزر M-110 با کالیبر 203 م.م و 13 نفر خدمه که سوار بر شاسی شنی دار M-548 با قدرت 405 اسب بخار جایگزین M-115 شده بود.
آخرین بروزرسانی این توپ M-110A2 است که لوله قویتر برای پرتاب مهمات راکتی تا برد 30 کیلومتر را دارا شد.
ایران 38 عراده از این توپ در 1972 خریداری کرد که در 8 سال دفاع مقدس خوش درخشید و تاثیرش در تخریب روحیه نیروهای عراق به دلیل کالیبر سنگین بسیار بالا بود.
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هویتزر M777 و نصب کیت هدایت PGK روی گلوله 155 م.م
دفاع مقدس
برشی از کتاب توپخانه در دفاع مقدس نوشته سرتیپ ناصر آراسته و سرتیپ 2 مسعود بختیاری
در سال های اولیه جنگ، به علت شدت تیراندازی و کارکرد زیاد، بخشی از جنگ افزارهای توپخانه دچار فرسودگی گردیده و نیاز به تعویض لوله، عاید و دافع و . . . پیدا کردند که به ویژه لوله های این جنگ افزارها، صدمه شدیدتری را متحمل می شدند. از جمله توپ های 130 م م روسی که دچار فرسودگی لوله شده بودند و بایستی
تعویض لوله انجام می شد.
اگرچه در انبارهای قطعات یدکی آمادگاه ها، تعدادی لوله نو برای تعویض وجود داشت، اما شعله پوش دهانه را نداشتند و تهیه آنها از
کشور سازنده نیز مقدور نبود لذا از کشورهای کره شمالی و چین تعدادی شعله پوش لوله توپ 130 م م خریداری و لوله و شعله پوش های فرسوده تعویض گردیدند. اما شعله پوش های خریداری جدید در همان چند تیراندازی اولیه دچار ترکیدگی گردیده و غیرقابل
استفاده شدند. شعله پوش دهانه از لحاظ جنس، مانند آلیاژ لوله بوده و سوراخ هایی با زاویه خاصی روی آنها تعبیه شده است. به این ترتیب با عدم امکان تهیه و خرید شعله پوش مناسب و مقاوم، مشکل اساسی و حتی حادتري از کمبود مهمات را به وجود آورد و
گردان های 130 م م روز به روز دارای تعداد قبضه های
کمتری می شدند.
لوله های فرسوده (دائمی) بایستی برابر روش جاری به کارخانجات صنایع دفاع تخلیه می شدند. کارشناسان، متخصصان و افزارمندان فنی مدیریت تعمیر و نگهداری نزاجا در کارخانجات بابک نزاجا، پس
از مدت ها بررسی، به این نتیجه رسیدند چنانچه یک لوله فرسوده را به صورت عرضی بریده شود می توان از آن برای ساخت مبنایی 3 شعله پوش استفاده کرد، که در واقع راه حل مشکل جنس آلیاژی مورد نیاز بود. در این راستا و برای آزمایش یک بار از تحویل یک لوله
فرسوده به وزارت دفاع خودداری نمودند. اما مشکل اصلی بعدی چگونگی بریدن لوله بود که ابزار برشی خاصی را طلب می کرد.
با جستجو و بررسی های فراوان معلوم شد، یک نوع اره برشی، مناسب این نوع آلیاژهای سخت در آلمان ساخته می شود که به نام اره لنگی موسوم است.
با زحمت و تلاش، یک دستگاه از ابزار یاد شده توسط واسطه ها خریداری و به ایران حمل گردید و کار برش لوله ها که تخصص و توانایی و حوصله خاصی هم نیاز داشت، توسط یکی از کارمندان متعهد و سخت کوش معاونت تعمیر و نگهداری نزاجا انجام شد.
علاوه بر شکل دادن آن ها، جهت نصب روی دهانه لوله،
ایجاد سوراخ هایی جهت کنترل گاز پرتاب در لحظه خروج گلوله از دهانه لوله بود که هر یک از آنها باید زاویه خاصی را دارا باشند انجام این کار موفقیت فنی بزرگی بود.
به این ترتیب یک قطعه ظاهرا بسیار ساده، اما در واقع بسیار پیچیده با تلاش و کوشش و خلاقیت مدیران، کارشناسان و افزارمندان معاونت تعمیر و نگهداری نزاجا ساخته شد. با نصب آنها روی لوله های یدکی، توپ های 130 م م غیر قابل استفاده به خط
عملیاتی بازگشتند.
دفاع مقدس
در عملیات والفجر 8 که در تاریخ 20 بهمن 1364 در سه محور آبادان، شلمچه و کوشک آغاز شد، مهمترین هدف، تصرف شبهجزیره فاو و حرکت از بقیه محورها جنبه پشتیبانی از تک اصلی و به اشتباه انداختن دشمن بود. بچههای هوانیروز در این عملیات واقعا یک پشتیبانی آتش بینظیر از واحدهای زمینی انجام دادند. در یکی از ماموریتهای محوله، یکی از بالگردها حین عملیات مورد اصابت قرار گرفته و مجبور میشود در همان شبهجزیره فاو نزدیک ساحل فرود اضطراری انجام دهد. بلافاصله یک گروه فنی زبده برای راهاندازی و عملیاتی کردن کبرای سانحه دیده به منطقه اعزام گردید و نفرات دست به کار شدند. عراقیها با اطلاع از اینکه یک بالگرد در فاو سالم به زمین نشسته و نفرات فنی بر روی آن مشغول به کار هستند وارد عمل شدند.
در آن زمان جزیره «بوبیان» ـ که حدود 6 کیلومتر با فاو فاصله داشت و متعلق به کویت بود ـ در اختیار عراق قرار داده شده بود. عراقیها ماموریت از بین بردن نفرات فنی و بالگرد ما را به یک ناوچه جنگی «اوزا» متعلق به نیروی دریایی ارتش بعث واگذار کرده بودند. این ناوچه با لنگر انداختن در ساحل بوبیان بر روی بچههای فنی ما آتش مستقیم گشوده بود. ما به صورت تک فروندی عازم ماموریتی در «دریاچه نمک» بودیم که نفرات فنی با توجه به حمله ناوچه عراقی، از ما درخواست کمک کردند.
در این طرف میدان من و کمکخلبانم جناب «محمد صحرایی» با رسیدن به شبهجزیره فاو و مشاهده ناوچه عراقی بلافاصله در موقعیت شلیک قرار گرفته و دو تیرموشک تاو به سمت آنها شلیک کردیم که توقف تیراندازی از جانب عراقیها را به دنبال داشت.
به دنبال شلیک دومین موشک به سمت ناوچه عراقی، من متوجه شدم آب سطح رودخانه «اروندرود» که زیر پای ما بود انگار هر لحظه چندمتر بالا و پایین میرود. به کمکخلبان گفتم: «محمد! آب چرا این جوری میشه؟!» پس از مکثی گفت: «سه تا میگ دارن به سمت ما تیراندازی میکنند!!». با مشاهده برخورد موفقیتآمیز دومین تاو به هدف، به سرعت گردش کرده و از اینجا تعقیب و گریز سه فروند جنگنده میگ MiG-21 با بالگرد ما آغاز شد.
من همچنان با مانورهای مختلف سعی میکردم خود را از تیررس میگها کنار بکشم و به قولی تصمیم داشتم آنقدر این کار را تکرار کنم تا آنها خسته شده و دست از سر ما و نفرات فنی مشغول به کار بردارند. خلبانان میگ به ترتیب گردش کرده و با رسیدن به موقعیت، سرعت و زاویه مناسب، از پهلو ـ که احتمال مورد اصابت قرار دادن ما بسیار بیشتر بود ـ به بالگرد ما حملهور شدند. این جنگندهها که برای از بین بردن کبرای زمینگیر آمده بودند و اصلا انتظار نداشتند که ما موی دماغ آنها شویم، در حالی که هیچ موشکی با خود حمل نمیکردند، تا میتوانستند به خود راکت بسته بودند. این کشمکش بین ما ادامه داشت تا اینکه ناگهان متوجه شدم یکی از جنگندههای بعثی گردش بسیار تندی انجام داد و شاخ به شاخ از روبهرو به سمت ما شیرجه زد.
کاملا مشخص بود که تا ثانیههایی دیگر هرچه گلوله و راکت دارد روی سر ما خالی کرده و به چشم به هم زدنی بالگرد ما را خاکستر خواهد کرد. کمتر از چند ثانیه پیش از اینکه در موقعیت شلیک راکت قرار گیرد، من به سرعت سر مسلسل 20 میلیمتری را به طرف جنگنده مزبور گرفته و رگباری از گلوله به سمتش شلیک کردم. صحنهای شگفتانگیز رقم خورد! جنگنده عراقی از کمر نصف شد و در حالی که از لاشه دو نیمشدهاش آتش مهیبی زبانه میکشید، از روی سر ما رد شد و خلبان نگونبخت آن حتی فرصت خروج اضطراری را به دلیل ارتفاع کم پیدا نکرد. در همین حین دومین جنگنده عراقی نیز به وسیله پدافند بچههای سپاه منهدم گردید که خلبان آن خروج اضطراری کرد و به اسارت نیروهای خودی درآمد.
میگ سومی با مشاهده وقایع، بلافاصله صحنه را ترک کرد و ما نیز با توجه به کمبود سوخت و اینکه شر مزاحمان را از سر کبرا و نفرات خودی کم کرده بودیم، به پایگاه بازگشتیم.
هنوز از بالگرد پیاده نشده بودیم که دیدیم نفراتی از سپاه به همراه خلبان به اسارت درآمده با تایید اینکه ما با موفقیت توانستهایم یکی از جنگندههای دشمن را ساقط کنیم از ما تشکر و سپاسگزاری نمودند. مصاحبه و بازجویی از خلبان اسیر آغاز شد؛ در جواب این سوال ما که «چطور شد دوست خلبانت برخلاف شما ناگهان از روبهرو به بالگرد ما حمله کرد؟!» گفت: «با توجه به اینکه بالگرد شما در طول تعقیب و گریز و در تمامی شیرجههای هجومی، پرندههای ما را ناکام گذاشته بود، آن خلبان در حالی که بسیار عصبانی بود به ما اعلام کرد که این بالگرد خیلی سمج و پرروست و من خودم به خدمتش میرسم! لذا شیرجه زد تا علاوه بر توپ، راکتهایش را نیز به سمت بالگرد شما شلیک کند ولی در نهایت خودش مورد اصابت قرار گرفت!»
تامکت ایرانی و 2 تیر موشک اسپارو زیر بدنه و 2 تیر سایدوایندر زیر بالها.
ایران در فاصله سالهای 1346 تا 1357 بیش از 2300 تیر موشک سایدوایندر خریداری کرد که در 8 سال دفاع مقدس نقش تعیین کننده ای در ایجاد برتری هوایی برای جنگنده های ایران بازی کرد.بر اساس آمارهای موجود از حدود 130 پیروزی هوایی ثبت شده حدود 95 پیروزی به وسیله این موشک بدست آمده است و نمونه های پیشرفته تر و گران قیمت تر اسپارو و فونیکس روی هم کمتر از 30 درصد از شکارها را به نام خود ثبت کردند.