eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.2هزار عکس
16.7هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
تا به حال دیده اید: یک بسیجی در یک بیل جا شود؟! ۱۵ مهر ۱۳۶۱ بمباران منطقه سومار همه اندام بدن یک بسیجی در یک بیل! من از همان روز تا الان - یعنی حدود چهل سال - فکر اینم که اون عزیز رو از روی چی شناسایی کردند؟! و هنگامی که پدر و مادرش درخواست کردند روی فرزندشان را بهشون نشون بدن، چه فاجعه ای پیش آمده؟! تا حالا فکر میکردم: اربا اربا یعنی چی؟! قربونت برم آقا چی کشیدی وقتی علی اکبرت رو جلوت اربا اربا کردند! و از اون شدیدتر وقتی خواهرت زینب بهت‌ گفت: میخوام روی علی اکبرم رو ببینم! واسه همین بود وقتی بالای بدن پسرت رسیدی، دست به کمر گرفتی و گفتی: علی جان، بعد از تو اوف بر دنیا همچین که هزار و چهارصد ساله آدم ‌و عالم‌ دارند صدات رو میشنوند! ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
۱۵ مهر ۱۳۶۱ بمباران منطقه سومار
معرفی رزمندگان گردان فجر از لشکر المهدی /» استان فارس
!! 🌷همیشه با شنیدن روضه محسن (ع) و لحظاتی که بانو فاطمه زهرا (س) فرزند داخل شکمش را از دست داد، بسیار منقلب می‌شدم. شاید خواست خدا بود که یک جورهایی این روضه را تجربه کنم. باردار بودم. همسرم برای کاری اعزام شده بود به تهران و من آبادان تنها مانده بودم. حدود ظهر از بیمارستان برای استراحت به خانه آمدم ولی دیدم بمباران شدت گرفته و حمله زیاد شده است. 🌷از خانه بیرون آمدم تا ببینم اگر بمباران طرف‌های بیمارستان است سریع خودم را به آن‌جا برسانم و کمک کنم. دلم شور می‌زد. همین که از خانه به حیاط آمدم، صدای مهیبی شنیدم و پرت شدم به سمت دیوار. دیگر هیچ چیز نفهمیدم. چند ساعتی بیهوش افتاده بودم گوشه حیاط. بعد از چند ساعت به هوش آمدم و به سختی از جا بلند شدم و داخل خانه رفتم و لباس‌های خونی‌ام را عوض کردم. 🌷درست نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده ولی می‌دانستم خون زیادی از دست می‌دهم. دوباره آمدم توی حیاط و همان‌جا بیهوش شدم. گویا کاتیوشا خورده بود توی کوچه و بخش وسیعی را خراب کرده بود و موجش هم به من اصابت کرده بود. یکی از دوستان همسرم که بعدها شهید هم شد به همراه خانم همسایه آمده بودند پشت در خانه و چون می‌دانستند من داخل خانه هستم و در را باز نمی‌کنم، نگران شده بودند. از دیوار بالا آمدند و مرا به بیمارستان بردند. آن جا بود که متوجه شدم بچه ام از بین رفته است.... ﴿راوی: سرکار خانم موسوی یکی از امدادگران دوران دفاع مقدس﴾
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 آبادان زیر آتش 🔥 دوران جنگ تحمیلی
مقاومت در آبادان
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 آرامش رزمندگان در خط مقدم نشانی از طمئنینه قلبی و ایمان راسخی است در ادامه راهی روشن ...و چه زیبا روایتی‌ست از زبان هنرمند دفاع مقدس، شهید آوینی
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ دفاع از شهر روزهای مقاومت 🔅 باید مقاوم ماند
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ رگبار مینی‌کاتیوشا 🎞 🎙با گفتاری از شهید آوینی.