1_980748085.mp3
زمان:
حجم:
783.4K
📻 نوحه سرایی بعد از حمله موشکی به دزفول
🎤 با نوای حاج صادق آهنگران
❤️😭 یک اجرای دردآلود و خاطره انگیز از حاج صادق آهنگران
ای عزیزان بار دیگر
شد به پا غوغای محشر
باشد اینجا کربلا یا
شهر دزفول است یاران
┄═❁๑🍃๑🌷๑🍃๑❁═┄
خلبان ناکام عراقی در دزفول
از صبح روز شنبه ۱۴ آذر ماه ۱۳۶۰ تا نزدیکی ظهر ، حدود ۹ فروند از هواپیماهای عراقی و از نوع میگ، سوخو و میراژ در آسمان شهر دزفول به پرواز در آمده بودند و بعضی از مناطق مسکونی را بمباران می کردند تا اینکه بین ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر بود که در ساختمان رادیو دزفول نزدیک مصلای جمعه نشسته بودیم؛ ناگهان با شنیدن صدای مهیب هواپیما از داخل ساختمان بیرون آمدیم. هواپیمای عراقی باز هم در حال پرواز بر فراز شهر بود به آسمان که نگاه کردیم دیدیم که هواپیمای عراقی مورد اصابت موشک های زمین به هوای یکی از سایت های دزفول قرار گرفته و در جنوب غربی آسمان دزفول در حال سقوط کردن است. من(محمدحسین درچین) که آن موقع نویسنده، گزارشگر و گوینده رادیو بودم به همراه علی اکبربامشاد(مسئول بخش عربی رادیو دزفول) و پرویز جدید زاده(صدابردار و مسئول پخش) و فکر می کنم محمد علی کشتزاد(مسئول پشتیبانی) سوار جیپ شهباز آبی رنگ رادیو شدیم. از مسیر پل قدیم به طرف پل گاومیش آباد رفتیم ما از یک سمتِ کانال بزرگ آب در حال رفتن به محل سقوط هواپیما بودیم و اتفاقا جیپ شهباز آبی رنگ فرمانداری هم از آن طرفِ کانال به سمت محل سقوط هواپیمای عراقی می رفت. از داخل جیپ که به آسمان نگاه می کردیم دیدیم که خلبان هواپیما با استفاده از چتر نجات به قول معروف اِجِکت کرده و در حال پایین آمدن است. موقعی که به محل سقوط خلبان عراقی در نزدیکی روستای سنجر رسیدیم تعدادی از مردم که آنجا بودند می گفتند: که خلبان عراقی در حال سقوط با چتر نجات ازارتفاع ۵۰-۶۰ متری بالاتر از سطح زمین به طرف ما تیراندازی کرده و حتی موقعی که روی زمین رسیده بود شروع کرده و با چاقویی که از توی جیب شلوارش در آورده بود به ما حمله و از خودش دفاع می کرد. به هر صورتی که بود خلبان را دستگیر کرده، او را گرفتند و سوار جیپ فرمانداری کردند. برای برگشت جیپ فرمانداری از آن طرف کانال و ما هم از طرف دیگر کانال به سوی شهر حرکت کردیم. موقع برگشت جمعیت زیادی در نزدیکی سدّ تنظیمی گاومیش آباد منتظر بودند و فکر می کردند که خلبان عراقی در ماشین ماست. دیدیم که مردم مرتّب به ماشین ما آب دهن می اندازند. بالاخره موقعی که هر دو جیپ با هم به شهر رسیدیم باز هم مردم فکر می کردند که خلبان عراقی در ماشین ما است و باز هم شروع کردند به پرتاب آب دهان به ماشین؛ بله همه ی شیشه و پنجره ها پر شده بود از آب دهانِ جمعیتی که مثلاً به استقبال آمده بودند. بالاخره خلبان عراقی توسط بچه های فرمانداری به پایگاه چهارم شکاری دزفول برده شد.
درحال برگشت به محل رادیو من به آقای بامشاد مسئول بخش عربی رادیو دزفول گفتم که خوبه برای مصاحبه با خلبان عراقی به پایگاه برویم. فردای آن روز من و آقای بامشاد و یکی از گویندگان بخش عربی به نام خالد احمد سیفی به همراه گروه فیلم برداری به طرف پایگاه دزفول رفتیم. آقای بامشاد به عنوان گزارشگر و من هم به عنوان صدا بردار رادیو دزفول وارد پایگاه چهارم شکاری دزفول شدیم. ابتدا به اتاقی وارد شدیم که محل مراقبت از خلبان عراقی بود. در آنجا چند خلبان ایرانی و همچنین خلبان عراقی که روز گذشته هواپیمایش سقوط کرده بود نشسته بودند. در ضمنِ پذیرایی، آقای بامشاد به زبان عربی شروع کرد به سؤال کردن و من هم صدایشان را ضبط می کردم. ابتدا خودش را معرفی کرد. گفت: که اسمش “محمد طاهر فتاح” است و هواپیمایش از نوع سوخو ۲۰ می باشد. البته این گزارش تصویری و رادیویی بعداً هم از شبکه های رادیویی و تلویزیونی پخش شد موقعی که آقای بامشاد با او صحبت می کرد او گفت: که مراسم عقد من چند روز پیش بوده و قرار بود که پس از برگشت از این مأموریت پروازی مراسم ازدواجم را برگزار کنم بعد از این صحبتها از طرف خلبانان ایرانی سوالاتی تخصصی به زبان انگلیسی می شد و آقای بامشاد هم به زبان عربی سؤال و ترجمه می کرد خلبان عراقی یعنی “محمد طاهر فتاح” هم ضمن تشریح مأموریت خودش با کمال آرامش صحبت می کرد و از برخورد خوب و اسلامی حکومت و حاضران در جلسه حفاظتی تشکر می کرد …
این بود یکی از خاطراتم از دوران جنگ و هشت سال دفاع مقدس و همچنین حضور در رادیو دزفول(محمدحسین دُرچین)
دفاع مقدس
🌷 شهید احمد ایزدی، 🌱 فرزند روحانی مبارز، آیتالله عباس ایزدی
🌿 مرحوم حاج شیخ عباس ایزدی امام جمعه محبوب نجف آباد
بر سر جنازه فرزند رشیدش،
شهید احمد ایزدی
دفاع مقدس
🌿 مرحوم حاج شیخ عباس ایزدی امام جمعه محبوب نجف آباد بر سر جنازه فرزند رشیدش، شهید احمد ایزدی
گواهی صادر شده برای انتقال پیکر شهید احمد ایزدی فرزند عباس
توی سنگر هر کس مسئول کاری بود
یکبار خمپارهای آمدو خورد کنار سنگر
به خودمان که آمدیم دیدیم رسول،
پای راستش را با چفیه بسته است
نمیتوانست درست راه برود.
از آن به بعد کارهای رسول را هم
بقیه بچهها انجام دادند ...
کم کم بچهها به رسول شک کردند
یکشب چفیه را از پای راستش باز کردند
و بستند به پای چپش :)
صبح بلند شد؛ راه افتاد؛ پای چپش لنگید!
سنگر از خندهی بچهها رفت روی هوا
تا میخورد زدنش و مجبورش کردن
تا یکهفته کارای سنگر رو انجام بده
خیلی شوخ بود ...
همیشه به بچه ها روحیه می داد
اصلا بدون رسول خوش نمیگذشت :)
#شوخ_طبعی
#لبخندها_خاکی
#شهید_رسول_خالقی
۱۹ مهر -- سالروز شهادت سیداکبر میرمحمدی🌷
این شهید عزیز در ۵ مهر ۱۳۳۸، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش میرجلال، کارگر چیت سازی بود و مادرش،صفورا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته علوم اقتصادی درس خواند و دیپلم گرفت. سپس راهی جبهه شد. ۱۹ مهر ۱۳۶۱، با سمت آر پی جی زن در عملیات مسلم بن عقیل-ع(جبهه سومار) بر اثر اصابت ترکش به ناحیه گردن شهید شد.
مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.
┄┅☫🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷☫┅┄
برادرِ این شهید، به نام سیدعطا نیز در سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر بشهادت رسید🕊🕊
👇👇👇
دفاع مقدس
۱۹ مهر -- سالروز شهادت سیداکبر میرمحمدی🌷 این شهید عزیز در ۵ مهر ۱۳۳۸، در تهران چشم به جهان گشود. پد
🌷شهید "سید عطا الله میر محمدی"
🌿 از افراد انقلابی انقلابی در زمان شاه، و محافظ شخصیت ها در اوایل انقلاب بود. او در دوران دفاع مقدس، وظیفه مربیگری اسلحه را به پاسداران و بسیجیان در پادگان آموزشی امام حسین(ع)-تهران بر عهده داشت و همچنین در عملیاتهای مختلف در جبهه نیز شرکت میکرد.
او که در بین نیروها از محبوبیت خاصی برخوردار بود، سرانجام در ۷ اسفند ۶۲ در عملیات خیبر در جزیره مجنون از ناحیه سر مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و در سن ۲۹ سالگی به شهادت رسید.🕊🕊
برادر او «سیداکبر میرمحمدی» نیز که یک سال و نیم قبل ﴿در ۹ مهر ۶۱﴾ در جبهه سومار (عملیات مسلم بن عقیل) بر اثر اصابت ترکش شهید شد🕊🕊
💠 مزار شهید سید عطا الله میرمحمدی: بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۶ ردیف ۳۲ شماره ۲۹
💠 مزار شهید اکبر میرمحمدی : بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۶ ردیف ۴۷ شماره ۲۹
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
📄فرازی از وصیتنامه شهید سید عطا الله:
✍️ما سربازان حسین(ع) زمانیم که برای جنگ و پیکار با دشمنان حق و بشریت، به مبارزه با ستم و ستمگری بپا خواسته ایم تا با جهادمان نهال عدالت و آزادی و انسانیت را بکاریم.
ما باید همیشه شکر خدا را به جا آوریم که نعمتی عظیم چون رهبر عزیز امام خمینی را به ما عطا کرد که با قیام خود ظلم و فساد را از مملکتمان ریشه کن کرد.
شکرگزار خداوندیم که ما را لایق دانست و این سعادت عظیم را به ما عطا نمود که در راه او بر علیه دشمنان اسلام مبارزه کنیم
┄┅☫🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱