eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.8هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
www.tebyan.net/SoundGallery1-tarkeshhaye_velghard.mp3_95335.mp3
زمان: حجم: 1.3M
📚 ترکش‌های ولگرد 1⃣ قسمت اول 🔹 ... معتمد محلۀ ما ‼️ 🎙با صدای: محمدرضا سرشار ﴿گوینده قصه ظهر جمعه﴾ 👈 قسمت دوم اینجا ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
. مادرش میگفت :یک روز اومد گفت مامان می خوام به جبهه برم .گفتم برادرات رفتند چندبار جای تو، هیچ فرقی نمیکنه رفتن و نرفتنت. گفت:« مامان اونها برای خودشان رفتند. تو چه مادری هستی که اینجا نشسته ای؟ چای جلوی رویت است و بقیه بچه هات دورت هستند و در حالی که بچه های مردم در جبهه هستند.»گفتم: خدایا تو به من امانت دادی من هم آن را در راه تو می دهم بعد سعید یک کاغذ آورد گفت:«مامان رضایت نامه مو امضا میکنی؟» من هم با دست خودم برگه رو امضا کردم بعد صورتم را بوسید و گفت:« مامان پیش حضرت فاطمه روسفید شدی.» . ۵ بهمن ۱۳۶۲ عازم عملیات والفجر 6 شد در دهلران به عنوان امدادگر. اولین و آخرین اعزامش بود. از سپاه رامسر اعزام شد.۱۲ سال بعد استخوان های پسرم و برام آوردند.۱۵ سال بیشتر تو این دنیا زندگی نکرد.اما رو سفیدم کرد. . ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 . ▫️ شهید محمدتقی مظلومی کناری. متولد ۱۳۴۹ فریدونکنار.از سال ۱۳۶۱ تا زمان شهادت ۵ بهمن ۱۳۶۵ دائما در جبهه ها حضور داشت.تک تیرانداز ، آرپی جی زن، فرمانده دسته ، فرمانده گروهان.نترس بود و شجاع.چندین بار در جبهه ها مجروح شد.یکبار در تاریخ 16/6/64 در منطقه مریوان از ناحیه چشم راست و 21/11/64 در منطقه فاو و عملیات والفجر 8 از ناحیه دست راست و 4/10/65 در خرمشهر عملیات کربلای 4 از ناحیه پای چپ و دست راست مجروح شد.و در نهایت در سن ۱۶ سالگی در شلمچه بشهادت رسید.و ۱۲ سال بعد پیکرش به خانه بازگشت . پدر شهید : یک روز من دیر به نانوایی رفته بودم و نان به من نرسیده بود و مادر محمد تقی ناراحت شد از این که من نان نگرفتم. من گفتم نان صبح را می خوریم. مادرش از این که نان سرد صبح را بخورد راضی نشد و محمد تقی برای این که به مادرش بگوید که شاکر باشد گفت: در عملیاتی که ما شرکت داشتیم سه شبانه روز به ما غذا نرسید. 2 نفر داخل سنگر بودیم یکی از بچه ها از سنگر بیرون رفت لا به لای ماسه ها گشت تا بالاخره نانی که معلوم نبود از چه وقت آن جا افتاده پیدا کرد و آن را تکان دادیم تا ماسه اش ریخته و بعد خوردیم. به خاطر خوردن آن نان خشک سه، چهار روز دهانمان زخم بود نمی توانستیم چیزی بخوریم. شما باید صبور و بردبار باشید و قدر این نعمت ها را بدانید. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱 ۵ بهمن ۱۳۳۳ -- سالروز ولادت رییس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) .... شهید حاج عباس ورامینی🌷 ▫️کلام شهید: 💠انقلاب، کاخ‌های ظلم را درهم خواهد کوبید ⚪️ عباس ورامینی در محله پاچنار دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی را در مدرسه جعفری پاچنار و دوران راهنمایی و متوسطه را در مدرسه علمیه طی کرد. 🔸عضو کمیته استقبال از امام در سال ۱۳۵۷ بود. اگرچه او جزو دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی نبود، اما از روز دوم تسخیر در آنجا حاضر شد و به عنوان جانشین عملیات لانه فعالیتش را شروع کرد. 🔹عباس، مسئول آموزش نظامی دانشجویان پیرو خط امام وآموزش تاکتیکی بسیج تهران، فرمانده گروهان یک گردان حبیب در عملیات فتح‌المبین، معاون گردان مقداد در عملیات بیت‌القدس، رئیس ستاد سپاه ۱۱ قدر در عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر یک و رئیس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در سال ۱۳۶۲و عملیات والفجر ۴ بود. ▪️این فرمانده دلاور لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) در ۲۸ آبان ماه ۱۳۶۲ پس از رشادت‌های فراوان در مرحله سوم عملیات والفجر ۴ در قلعه ۱۸۸۶ ارتفاعات پنجوین، بر اثر اصابت خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد.  💢فرازی از وصیت نامه شهید: 🌿انقلاب، با شتابی سرسام‌آور به پیش می‌رود؛ ان‌شاءالله تمام کاخ‌های ظلم را درهم خواهد کوبید و باعث نجات تمام مستضعفین جهان خواهد شد و از همه مهم‌تر زمینه برای ظهور امام زمان (عج) آماده می‌شود. 💠 مزارشهید: بهشت زهرا(س) تهران --قطعه۲۴ ردیف۷۶۵ شماره۲۵ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌷عباس ورامینی، شهیدی که مرد عمل بود.... ▫️او می‌گفت : سعي مي‌كنم وقتي به خانه مي‌روم، نمازهايم را تقريبا جمع و جور و بدون مستحبات بخوانم. زيرا مي‌خواهم فقط سه چهار روز با خانواده باشم و بعد دوباره وارد كار شوم. 🔸واجبات را در كنار زن و فرزندانش انجام مي‌داد ولي به مستحبات در جبهه عمل مي‌كرد و مستحبات را در جبهه انجام مي‌داد. اين براي ما مهم بود. معلم زبانی نبود، معلم عملی بود. 🔹عباس به افراد بزرگ‌تر از خودش خیلی احترام می‌گذاشت. سه پیرمرد در گروهان ما حضور داشتند. خب به دلیل جهش یکباره من در کارها، دید خاصی به آن سه نفر داشتم. یعنی آنها را ضعیف تر از خودم می‌دانستم. ▪️یک روز به عباس گفتم: این سه پیرمرد را از گروهان بیرون کن، چون دست و پا گیر هستند و یک مرتبه می‌بینی اسیر دشمن می‌شوند. ▫️عباس گفت: برادر شیبانی اجازه بدهید در گروهان ما چند حبیب بن مظاهر داشته باشیم تا خداوند به احترام آنها ما را در این عملیات موفق کند. 🔻بسيار متواضع بود و متکبر نبود. به دنبال مادیات نبود چون اگر بود بالاخره او در یک ارگانی کار می‌کرد و همه امکاناتی در اختیار داشت ولی مستضعف زندگی می‌کرد. ●خیلی هم به ياد مستضعفين بود . یعنی می‌خواهم بگوییم عباس معنی شام داشتن یا نداشتن و لباس داشتن یا نداشتن مستضعفین را مي فهميد. (ر‌اوی:باقر شیبانی) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
🌱سالروز ولادت شهید عباس ورامینی 💠 به روایت حاج همت: 🌷شهید ابراهیم همت، فرمانده لشگر۲۷ در این مورد می‌گفت: حاج عباس همیشه دائم الوضو بود و روزهای دوشنبه و چهارشنبه را حتما روزه می‌گرفت، نماز شبش به خصوص در سالهای آخر حیاتش ترک نمی‌شد و همواره با گریه و تضرع همراه بودعباس می گفت: چقدر باید سر خود را به دیواره این دنیا بکوبم تا از این زندان خلاص شوم و به جایگاه ابدی خود بپیوندم. واقعا زندگی برایم مشکل شده، فقط یک آرزو در وجودم موج می‌زند و آن عشق به شهادت است🕊🕊 💠 مزار: بهشت زهرا-قطعه۲۴ ردیف۷۶۵ شماره۲۵ 🔰فرازی از وصیتنامه شهید" مـادر! آنقدر باید در آفتاب های سوزان و زیر رگبار مسلسل های کُفار بِدَوم تا آن گوشت هایی را که از غفلت بر بدنم روییده است، آب شود خدایا! خدایا! تو شاهدی که سراندرپایم را مملو از گناه می دانم و اضطراب این را دارم که اگر تو اینها رو بر من نبخشی ،من در آن دنیا چه بکنم؟ پس مادر عزیزم ،از تو می خواهم که مرا دعا کنی خصوصا در آنجایی که در برابر خدا دلت می شکند. ‌‌‍‌‌‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
بسم الله الرحمن الرحیم… . تعریف میکنه از شهید عباس ورامینی عزیز❤️که، برای عباس حرف، حرفِ امام بود! حتی اگه در موضوعی حجت رو برای خود تمام می دید، ولی در مقابلش نظر امام چیز دیگه بود، می گفت : حرف حرفِ امامه! همین شهید عباس ورامینی عزیز❤️ در نامه که به فرزند کوچکشون میفرماین، خدمت ميثم کوچولو سلام عرض ميکنم و از خدا ميخوام که تو يادگارم رو زير سايه خود حفظ نمايد و خود او نگهدار تو باشه! آره ميثم جان! بابا رفت به صحرای کربلای ايران، خوزستان داغ، تا شايد درد حسين(ع) رو با تمام گوشت و پوستش حس کنه! بابا رفت تا شايد بوی خون حسين(ع) به مشامش برسه! بابا رفت تا شايد بتونه بر رگ بريده حسين(ع) بوسه بزنه! بابا رفت تا شايد بتونه با خون ناقابلش راه کربلا رو بر روی تمام دلهايی که هوای کربلا دارن باز بکنه! بابا رفت تا شايد ديگه بره و پهلوی تو نباشه، اما اينو بدون که همه چيز ناپايداره، چه برای تو و چه برای من! تنها چيزی که باقی ميمونه و قابل اتکاء هستش، خداست! ميثم جان! سال گذشته در چنين روزی ساعت چهار صبح به دنيا اومدی! يکسال از عمرت گذشت، چه بسا در چنين روزی که روز به دنيا آمدن تو هستش، بابا پهلوت نباشه، اما هيچ عيبی نداره ، خدای بابا که تو رو دوست داره که هست ، پس ناراحت نباش و هميشه به خدا فکر کن تا دلت آرام باشه! پس بابا رفت! خداحافظ… ‌‌‍‌‌‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2