🎙حاج صادق آهنگران، در حضور شهید آوینی، خاطرهای را از شهید حسین بهرامی نقل میکند
🌿 شهیدی از دیار مازندران
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩸 راز خون
🎞 تصاویری دیدنی و خاطرهانگیز از جبهه های حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس با گفتاری شنیدنی از سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی
🌴 زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست ، اما پرندهی عشق ، تن را قفسی میبیند كه در باغ نهاده باشند.
🌷راز خون در آنجاست كه همهی حیات به خون وابسته است.
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
☀️ بازار داغ شهادت🌷
⏳سهشنبه 7 بهمن 1365 - عملیات کربلای 5 شلمچه - سه راه مرگ
▫️ ...در برگشت، دوان دوان به طرف پست امداد رفتم. جلوی در ورودی، حاج آقا تیموری را دیدم که روی مجروحی دولا شده بود و سعی میکرد به او کمک کند. مجروح همچنان دست و پا میزد و آخرین لحظاتش را میگذراند.
جلوتر که رفتم، کردستانی را شناختم. سرم گیج رفت. آخر، دقایقی قبل پهلویش بودم و حالا داشت جلوی چشمم جان میداد.
چشمانش زل شد در چشمانم که زبانم را بند آورد. مانند کبوتری که هدف گلوله قرار گرفته باشد، دست و پا میزد.
سریع دوربین را درآوردم و خواستم از آخرین لحظات حیات محسن عکس بگیرم، ولی دوربین یاری نکرد. دکمهی دوربین پایین نمیرفت و رضایت نمیداد تا آخرین نگاه سوزانندهی محسن را ثبت کنم.
به دوربین التماس میکردم. هر چه بر دکمههایش کوبیدم، فایدهای نداشت.
لحظهای بعد، محسن آرام از حرکت ایستاد. بر بالینش خم شدم و بر چهرهاش که هنوز حرارت وجودش را با خود داشت، بوسهای جانانه زدم. بدنش هنوز گرم بود که آن را به بیرون از پست امداد منتقل کردیم، چون امکان داشت نتوانند جنازهاش را به عقب منتقل کنند، سیامک دست در جیب پیراهن محسن برد و نامهای را که احتمال میداد وصیتنامهاش باشد، درآورد.
به محض اینکه داخل پست امداد شدم، مجروحی را دیدم که سرش را میان باند پوشانده بودند و خونابه از روی باند خودنمایی میکرد. به طرفم آمد و با صدایی گرفته سلام و علیک کرد.
با تعجب جوابش را دادم و گفتم: تو کی هستی؟
از روی انبوه باندها و گازهای خونین، اصلا نتوانستم بشناسمش.
گفت: من ولیان هستم.
وقتی قضیه را جویا شدم، گفت: همین که از سنگر رفتی بیرون، چند دقیقه نگذشت که یه خمپاره درست خورد بغل سنگر.
دیگه نفهمیدم چی شد. فقط دیدم کردستانی داره دست و پا میزنه ... ببینم اون شهید شد، نه؟
ولیان را از کنار پتویی که پیکر بیجان محسن زیر آن خفته بود، رد کردیم و سوار آمبولانس کردیم و فرستادیم عقب.
پس از عملیات وقتی به تهران آمدم، در صفحهی دوم روزنامه عکس ولیان را دیدم که برایش مجلس ختم گذاشته بودند. از بچهها شنیدم که هنگام انتقال به عقب، تمام کرده است.
—(راوی: حمید داودآبادی)
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
👇👇
دفاع مقدس
☀️ بازار داغ شهادت🌷 ⏳سهشنبه 7 بهمن 1365 - عملیات کربلای 5 شلمچه - سه راه مرگ ▫️ ...در برگشت، دوان
🌿 یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
🌷 در میان لاله و گل آشنایی داشتم
زمستان 1365
بچه های باصفای گروهان یک گردان حمزه از لشکر 27 محمد رسول الله (ص)
سوار بر اتوبوس، هنگام عزیمت از پادگان دوکوهه به منطقه عملیاتی کربلای 5
کمتر از 10 روز بعد، 6 نفر از آنهایی که در این عکس هستند، در شلمچه جاودانه شدند و پر کشیدند!
شهیدان:
سلیمان ولیان – احمد بوجاریان - ستار امینی – محسن کردستانی – چگینی – علی قزلباش
🕊🕊🕊 7 بهمن 1365 - سالروز شهادت محسن کردستانی
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
🌷یادی از شهید کردستانی
✍ دی ماه 65 بود
گردان حمزه که ما در آن بودیم، در خط مقدم ارتفاعات قلاویزان در مهران، مستقر بود
آنروز دوربین را آوردم رفتم دم سنگرشان تا با هر کدام از بچه ها عکس بیندازم
از هر3نفرشان خواستم از سنگر بیرون بیایند که آمدند
گفتم:
- یه عکسی ازتون می گیرم که هر کی دید و فهمید، خنده اش بگیره
امینی با تعجب پرسید: "بخنده؟ واسه چی؟ مگه ما چمونه؟"
که گفتم:
- خنده دارتر از این می خوای که هر سه تایی تون متولد 1348 هستید؟ تو با این ریشت و محسن با این جثه کوچیک و احمد با این هیکل درشت
ده روز بیشتر نگذشت که ما را از مهران به پادگان دوکوهه بردند و از آنجا به منطقه عملیاتی کربلای 5 در شلمچه
دو سه روز بیشتر از مستقر شدن مان در خط مقدم نگذشته بود که هر سه جوان 17ساله که در مهران ازشان عکس گرفته بودم، بشهادت رسیدند
محسن کردستانی متولد: 1348 شهادت: 7 بهمن 65 مزار: بهشت زهرا (س) قطعه 27 ردیف 88 شماره ت
احمد بوجاریان متولد: 1348 شهادت: 8 بهمن 65 - مزار:بهشت زهرا (س) قطعه 28 ردیف 43 مکرر شماره 20
ستار امینی متولد: 1348 شهادت:دوشنبه 6 بهمن 65 مزار: بهشت زهرا قطعه 29 ردیف 23 شماره 5
راوی: حمیدداودآبادی
دفاع مقدس
☀️ بازار داغ شهادت🌷 ⏳سهشنبه 7 بهمن 1365 - عملیات کربلای 5 شلمچه - سه راه مرگ ▫️ ...در برگشت، دوان
👆📷 وقتی عکسها جان میگیرند ...
واقعا از ما جان میگیرند !
دقایقی قبل از شهادت
﴿عکاس: حمید داودآبادی﴾
🌷شهیدمحسن کردستانی
(گردان حمزه ،ل ٢٧)
🕊🕊شهادت: ۷ بهمن ۱۳۶۵ شلمچه// عملیات کربلایی ۵
🌴 إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
🏴 حکایت مادری که در سالروز شهادت فرزندش، آسمانی شد ...
🌷 شهیدِ دوران دفاع مقدس "حمیدرضا سعید عرب"
او که در ۷ بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید🕊🕊
#مادر_شهید
#شهید_حمیدرضا_سعید_عرب