💠 افسانۀ سه برادر
🌿 اهل دیار تنکابن مازندران تنکابن
🌷شهید علیرضا رودسر ابراهیمی
🌹شهید محمدرضا رودسر ابراهیمی
🌷شهید غلامعلی رودسر ابراهیمی
آنها که به فاصله چهار سال (۱۳۳۵ تا ۱۳۳۹) به دنیا آمدند ...🌱🌱🌱
و به فاصله چهار سال (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵) به شهادت رسیدند🕊🕊🕊
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇
دفاع مقدس
💠 افسانۀ سه برادر 🌿 اهل دیار تنکابن مازندران تنکابن 🌷شهید علیرضا رودسر ابراهیمی 🌹شهید محمدرضا رود
🌷 ۷ بهمن ۱۳۶۵ -- سالروز شهادت «علیرضا رودسر ابراهیمی»🕊
▫️فرمانده گردان امام حسین (ع) لشکر ویژه ۲۵ کربلا // شلمچه // عملیات کربلای ۵
👆🎥 #کلیپ دیده نشده از رزمندههای لشکر ۲۵ کربلا ...
🎤 و مصاحبه با «سردار شهید علیرضا رودسر ابراهیمی» (چند روز قبل از #شهادت )
﴿نگاه کنید, حین مصاحبه, خمپاره میآید و شهید همچنان استوار ایستاده و به سخنان خود ادامه میدهد...﴾
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
🎞 در فیلم دیگر || همسر شهید علیرضا رودسر ابراهیمی، خاطره خود را از دیدار خانوادههای شهدا با رهبر انقلاب نقل میکند..
#دفاع_مقدس
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
#همسر_شهید
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️
پ.ن:
✍ سردار شهید علیرضا رودسر ابراهیمی
مدام در جبهه بود، غرب با جنوب // از سال ۶۰ تا ۶۵ . در طی این مدت، مسئولیتهای مختلف را بر عهده داشت. هرچه میگذشت، خواب او کمتر، فعالیتش افزونتر و خلوص و معنویتش بیشتر میشد.
در عملیاتها، بدنش جراحتهای عمیق برداشت ولی هیچگاه نمیگذاشت مادر و همسرش مطلع شوند. در عملیات والفجر ۸ به دلیل اصابت خمپاره ۶۰ به قایق اش، کمر و پشت او پر از ترکش شد و با این حال نمی خواست به عقب برود ...که بناچار بدستور فرماندهی لشکر مجبور شد برای مداوا به پشت جبهه برود
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇👇
دفاع مقدس
▫️به نقل از همرزم شهید رودسر ابراهیمی👇👇
🌗... آن شب علی رضا با رشادت تمام با آرپی جی، تیربارو ... خط را نگه داشت. فردا صبح با بی سیم به شهید نوبخت اطلاع داد که باید خط را تخلیه کنیم و به عقب برگردیم. سپس اعلام کرد کارتهای شناسایی و پلاک هایمان راجایی زیر خاک دفن کنیم تا اگر اسیر شدیم، هویتمان مشخص نشود. شهید نوبخت خود را به خط رساند و به علی رضا گفت: (( سریع نیرویت را جمع کن وبرو به منطقه ای که اشاره کرده بود. )) این در حالی بود که عراق نفوذ کرده بود وما کاملأ تانک هایشان را می دیدیم؛ حتی نفرات پیاده شان را. علی رضا به شهید نوبخت گفت: (( من نیرو ندارم همه یا مجروح اند یا شهید. اگر می خواهید شما بروید ولی من برمی گردم. )) اصلا نمی توانستیم قبول کنیم در آن شرایط جلو برویم تا اینکه شهید نوبخت گفت: (( من به عنوان فرمانده به شما دستور میدهم، برگردیدو به مکانی که گفتم بروید. )) در کمال ناراحتی برگشتیم. یادم نمی رود، علیرضا بادگیری به تن داشت و پوتین هایش را هم درآورده بود. به دستور شهید نوبخت به سمت دشمن حرکت کرد. یک سری کمک هم برایش رسیده بود. دیگر از او خبری نداشتیم تا اینکه خبر شهادتش را در آن منطقه به ما دادند. ))
فراق وشهادت علی رضا، غمی بزرگ به جان گردان تازه نفس انصار الحسین و لشکر بود. به ویژه که مفقود هم شده بود. بعد از 13 سال انتظار، در سال 1378 پیکر پاکش را در گلزار شهدای تنکابن به خاک سپردند.
#سردار_شهید_علیرضا_رودسر_ابراهیمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄