2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ « إنا لله و إنا إلیه راجعون»
إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
🎥 #فیلم | نماز آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در کنار مزار پدرشان آیت الله آخوند ملا محمد جواد صافی گلپایگانی
💠 در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها - قم
🏴 رحلت آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع عظام تقلید شیعه و اولین دبیر شورای نگهبان پس از انقلاب
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
=🎞 دو بیت شعری که سید مجید بنیفاطمه از زبان مرحوم آیتالله العظمی صافی گلپایگانی در محضر ایشان خواند و ماندگار شد...💦
یک عمر تو را خطاب کردم "مولا"
یکبار تو هم به من بگو "نوکر من"
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شیون و عزاداری مرجع تقلید مرحوم آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در #ظهر_عاشورا 💦
◾️ به مناسبت سالروز وفات آیت الله العظمی صافی (۱۲ بهمن ۱۴۰۰)
📚 چند اثر از ایشان با موضوع :
سیدالشهدا علیه السلام و نهضت حسینی
👇👇👇
اشعة من عظمة الإمام الحسین 👈 دانلود
با عاشورائیان 👈 دانلود
پرتوی از عظمت امام حسین 👈 دانلود
رسالت عاشورایی 👈 دانلود
شب عاشورا 👈 دانلود
شهید آگاه 👈 دانلود
صبح عاشورا 👈 دانلود
گفتمان عاشورایی 👈 دانلود
نیایش در عرفات 👈 دانلود
📲 در ثواب نشر مکتب اهل بیت شما هم سهیم باشید
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۱۲ بهمن ۱۳۷۱ ــ سالروز درگذشت شاعر متعهد و انقلابی، «سپیده کاشانی»
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
👆🎞 دیدار با رزمندگان اسلام.
🌿 دوران دفاع مقدس
🎼 اجرای سرود «من ایرانیم....»
🎙 با صدای: محمد گلریز
✍ سراینده: زنده یاد، سپیده کاشانی
دوران جنگ تحمیلی
𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
👇👇👇
دفاع مقدس
۱۲ بهمن ۱۳۷۱ ــ سالروز درگذشت شاعر متعهد و انقلابی، «سپیده کاشانی» ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ 👆🎞 دیدار با رز
🌿 زندهیاد سپيده كاشاني ( شاعر )
سرور اعظم باکوچی معروف به سپيده کاشانی در ۱۳۱۵ هـ .ش در کاشان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «هفده دی» و دوره متوسطه را در دبیرستان «شاهدخت» گذرانید. سپس به تهران مهاجرت کرد. چون پدر ومادرش به شعر علاقهمند بودند، او نیز از اوان کودکی با اشعار شعرای متقدم چون حافظ ، سعدی و مولانا آشنا شد و بیش از همه تحت تأثیر حافظ قرار گرفت . از آنجا که از همان ایام با قرآن کریم مأنوس بود و به رسول اکرم(ص) نیز ارادت داشت ، هنگامی که به سرودن شعر روی آورد، این انس و الفت را در اشعارش هویدا ساخت. اعتقاد و ایمان راسخ به نجابت و عفاف که در سایه تعالیم اسلامی به دست آورده بود، موجب شد که در دوران بی بند و باری و لجام گسیختگی نظام طاغوت، از مشاهده آن اوضاع سخت آزردهخاطر و غمگین گردد تا آنجا که در برخی از اشعار خود به شکوه و شکایت از اوضاع زمانه بپردازد. با اوج گیری مبارزات امام خمینی (ره) بر ضد رژیم ستم شاهی و به دنبال آن پیروزی انقلاب اسلامی، سپيده کاشانی به عنوان یک زن مسلمان و انقلابی قدم به میدان نهاد و در فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی و ادبی شرکت کرد و به تبیین و ترویج معارف اسلامی، ارزشها و اهداف انقلاب اسلامی پرداخت. او بارها در جبهه حق علیه باطل حضور یافت و ضمن تشویق فرزندان و برادران رزمندهاش، حماسه جاویدان آنان را سرمایه بیان خود کرد و نخستین آثار ادبیات مقاومت پایداری و جهاد و شهادت را در شعر انقلاب به بار نشاند . از آنجا که اشعار سپیده کاشانی سراسر از ايمان، ايثار، جهاد، حماسه، مقاومت، فداكاري، عشق به خدا، صداقت، پاكي و ستيز با دشمن دين است ، میتوان آن را یکی از راههای شناخت برخی از زوایای تاریخ جنگ تحمیلی برشمرد. او افزون بر اشعاری که در باب جنگ و شهادت سروده است، دهها شعر حماسی و عاطفی نیز در کارنامه خود دارد. یادداشتهایی از دو سفر به جنوب با نام « خرمشهر از اسارت تا رهایی» را نیز در کارنامه فعالیت فرهنگی خود به ثبت رسانده است. سپيده کاشانی مدتی نیز عضو «شوراي شعر و ادب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» و «شوراي شعر بنياد فرهنگي ۱۵ خرداد» بود. این شاعر معاصر انقلابی سرانجام در ۱۲ بهمن ماه۱۳۷۱هـ .ش در انگلستان درگذشت و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از این شاعر برجسته آثار متعددی باقی مانده است که از آن جمله میتوان به «پروانههای شب»، «هزار دامن گل سرخ»، «سخن آشنا»، «آنان که بقا را در بلا دیدند» و «گزیده آثار» اشاره کرد.
..مادر هنوز هم
آن تک ستارهای که به آن خیره میشدیم
شب، بر فراز خانه ما جلوه میکند
و بر سکوت و غربت من، خیره میشود
من بارها، بر صفحه آن، چهره تو را، منقوش دیدهام
بسیار در خیال
آن را، به یاد روی تو در بر کشیدهام…
.. هرجا که بگذرم
هرجا که بنگرم
پر میکشد به تربت پاکت نگاه من!
***
به خون گر كشي خاك من، دشمن من
بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزي، به تيرم بدوزي
جدا سازي اي خصم، سر از تن من
كجا ميتواني، ز قلبم ربايي
تو عشق ميان من و ميهن من
مسلمانم و آرمانم شهادت
تجلّيِ هستيست، جان كندن من
مپندار اين شعله افسرده گردد
كه بعد از من افروزد از مدفن من
نه تسليم و سازش، نه تكريم و خواهش
بتازد به نيرنگ تو، توسن من
كنون رود خلق است درياي جوشان
همه خوشه خشم شد خرمن من
من آزاده از خاك آزادگانم
گل صبر ميپرورد دامن من
جز از جام توحيد هرگز ننوشم
زني گر به تيغ ستم گردن من
بلند اخترم، رهبرم، از در آمد
بهار است و هنگام گل چيدن من
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
مرا بگذار و بگذر ...
آن شب ۸ بهمن ۱۳۶۵، در سه راه مرگ شلمچه، تو در کنار احمد بوجاریان، پریدید و رفتید.
۴ روز بعد، ۱۲ بهمن اولین روز دهه فجر،
ما امّا،
شما را گذاشتیم و رفتیم.
برگشتیم به خانه.
پدر پیرت، عکس دونفره من و تو نوجوان ۱۶ ساله، کوچکترین فرزندش را قاب کرده و به دیوار اتاقش زده بود.
هرچه می گفتم:
- پدر جان، پیکر سیدمحمد چهار روز کنار ما بود ... ولی نشد بیاریمش عقب.
لبخند تلخی می زد و می گفت:
- خدا را چه دیدی، شاید سیدمحمد زنده مونده باشه ...
چندین سال پدرت چشم انتظارت ماند و همواره منتظر صدای زنگ در بود که بیایی.
و آرزو به دل رفت.
۱۰ سال بعد سال ۱۳۷۵ که استخوانهایت را بازآوردند،
پدرت امّا،
نبود که زیر تابوت سبُکت را بگیرد و غریبانه تشییعت کند!
من،
بودم امّا
هم در کنارت در قلاویزان مهران که باهم عکس گرفتیم.
هم در شلمچه شبی که وداع کردی و رفتی.
هم در کنار پدرت که بوی تو را از من استشمام می کرد.
هم در تشییع پدرت
و هم در معراج الشهدا بر بالینت پس از ۱۰ سال که آمدی!
سیدمحمد هاتف!
عزیز دل،
خودت خوب می دانی لاف رفاقت نزدم.
دوستت داشتم
خیلی هم
رفیق نیمه راه هم نبودم
بعد از تو، همچنان راهت را ادامه دادم و رفتم جبهه.
الان هم که ۳۷ سال از آشنایی و جدایی مان می گذرد، همچنان به یادت هستم و برایت می سوزم.
بیا و تو رفیق نیمه راه نشو!
یادت است آن شب در ارتفاعات قلاویزان که "عقد اخُوّت" بستیم؟
قول دادی هر که زودتر رفت، آن قدر دم در بهشت منتظر بماند تا آن یکی بیاید.
آن شب آخر در شلمچه که اشک از گونه هایت جاری بود و من قطرات اشکت را می چشیدم
باز همان را با هم تکرار کردیم.
حالا ۳۷ سال است که رفتی.
انگار همین دیشب بود که موشک کاتیوشا، تو و بوجاریان را خدایی کرد.
حالا من منتظر هستم.
نه، نمی خواهم به خوابم بیایی.
رفاقت را تمام کن.
شفاعتم کن.
نمی خواهم منتظرم باشی.
بس است ۳۷ سال.
بهشت را نمی طلبم
که بهشت من، در کنار شما بودن بود:
مصطفی، سعید، علی، نادر، کیوان، جعفر، سیدمحمد و ...
وصل را می جویم.
چون خود شما که فقط به وصال راضی می شدید.
هرچه باشد، از دوستان آموخته ام رسم رفاقت را.
بیا و با دست های قلم شده استخوانی ات، دستم را بگیر و با خود ببر.
یادت است وقتی کنارت می نشستم،
چقدر احساس آرامش و سبکی می کردم؟
خیلی وقت است که نیستی.
حق بده خسته باشم و بی آرامشِ تو!
آقاسید!
تو را به جان مادرت حضرت زهرا (س)
بیا و آرامشم بخش
آرام جانم بشو
تنهایی ام را درمان کن.
۳۷ سال انتظار و سوختن و ساختن
بس نیست؟!
یا فاطمه الزهرا (س)
خاک پایت
حمید داودآبادی
سیدمحمد هاتف، متولد ۱۳۴۹
مزار: بهشت زهرا (س) قطعۀ ۲۹ ردیف ۶۵ شمارۀ ۸
احمد بوجاریان متولد: ۱۳۴۸
مزار: بهشت زهرا (س) قطعه ۲۸ ردیف ۴۳ مکرر شماره ۲۰
شهادت: چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۶۵ خاکسپاری: ۱۷ تیر ۱۳۷۵
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس