🌿🌸 صبح، با لبخند تو
آغاز میشود
پنجره را باز کن
خورشید منتظر است ...
سه روز مانده تا عروج🕊
🌷شهید ابراهیم هادی🌷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👉 eitaa.com/DefaeMoqaddas
👉 rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
💠 #بهترینها_از_نگاه_بهترین ....
▫️عصر روز نیمه شعبان، ابراهیم وارد مقر شد. همان روز بچهها دور هم جمع شدیم. از هر موضوعی صحبت به میان آمد تا اینکه یکی از ابراهیم پرسید: بهترین فرماندهان در جبهه را چه کسانی میدانی و چرا؟! ابراهیم کمی فکر کرد و گفت: تو بچههای سپاه هیچکس را مثل محمد بروجردی نمیدانم. محمد کاری کرد که تقریباً هیچ کس فکرش را نمیکرد. در کردستان با وجود آن همه مشکلات توانست گروههای پیش مرگ کرد مسلمان را راهاندازی کند و از این طریق کردستان را آرام کند.
🌿 در فرماندهان ارتش هم هیچکس مثل سرگرد علی صیاد شیرازی نیست. ایشان از بچههای داوطلب سادهتر است. آقای صیاد قبل از نظامی بودن یک جوان حزب اللهی و مومن است. از نیروهای هوانیروز، هرچه بگردی بهتر از سروان شیرودی پیدا نمیکنی، شیرودی در سرپل ذهاب با هلیکوپتر خودش جلوی چندین پاتک عراق را گرفت. با این که فرمانده پایگاه هوایی شده آنقدر ساده زندگی میکند که تعجب میکنید! ... همان روز صحبت به اینجا رسید که آرزوی خودمان را بگوئیم. هرکسی چیزی گفت. همه منتظر آرزوی ابراهیم بودند. ابراهیم مکثی کرد و گفت: آرزوی من شهادت هست ولی حالا نه! من دوست دارم در نبرد با اسرائیل شهید شوم!
👆▫️خاطره ای به یاد فرمانده جاویدالاثر شهید ابراهیم هادی
منبع: سایت نوید شاهد
🕊🕊 داش ابرام در ۲۲/بهمن/۱۳۶۱ از فرش به عرش پرواز کرد.
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
کتاب-سلام بر ابراهیم.pdf
حجم:
3.5M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: #سلام_بر_ابراهیم
💠 زندگینامه و خاطرات عارف وارسته، شهید ابراهیم هادی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم | خاطره ای عجیب و شنیدنی از شهید ابراهیم هادی🌷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
💠 ذکر خاطره ای از اسرای شهید و حُرِّ ارتش بعث!
﴿برگرفته از کتاب: «سلام بر ابراهیم، صفحه ۱۱۲﴾
🌷خاطرهای از شهید ابراهیم هادی
✍ یک جیپ عراقی از پشت به سمت ما آمد. آنقدر نزدیک بود که فرصتی برای تصمیمگیری باقی نگذاشت! بچهها سریع به سمت آن شلیک کردند. بعد از لحظاتی به سمت خودرو عراقی حرکت کردیم. یک افسر عالیرتبه و راننده او کشته شده بودند. فقط بیسیمچی آنها مجروح روی زمین افتاده بود. گلوله به پایش خورده بود و مرتب آه و ناله میکرد.
🔹یکی از بچهها با اسلحهاش به سمت او رفت. جوان عراقی مرتب میگفت: الامان الامان. شهید ابراهیم هادی ناخودآگاه داد زد: میخوای چیکار کنی؟! گفت: هیچی، میخوام راحتش کنم. ابراهیم جواب داد: رفیق، تا وقتی تیراندازی میکردیم او دشمن ما بود، اما حالا که اومدیم بالای سرش، اون اسیر ماست!
🔹بعد هم به سمت بیسیمچی عراقی آمد و او را از روی زمین برداشت و روی کولش گذاشت و حرکت کرد. همه با تعجب به رفتار ابراهیم نگاه میکردیم! یکی گفت: آقا ابرام، معلومه چیکار میکنی!؟ از اینجا تا مواضع خودی ۱۳ کیلومتر باید توی کوه راه بریم! ابراهیم هم برگشت و گفت: این بدن قوی رو خدا برای همین روزها گذاشته!
🔹در پایین کوه کمی استراحت کردیم و زخم پای مجروح عراقی را بستیم بعد دوباره به راهمون ادامه دادیم. پس از هفت ساعت کوهپیمایی به خط مقدم نبرد رسیدیم. در راه ابراهیم با اسیر عراقی حرف میزد. او هم مرتب از ابراهیم تشکر میکرد. موقع اذان صبح در یک محل امن نماز جماعت را خواندیم. اسیر عراقی هم با ما نمازش را به جماعت خواند و آنجا بود که فهمیدم او هم شیعه است!
🔹بعد از نماز،کمی غذا خوردیم. هرچه که داشتیم بین همه حتی اسیر عراقی به طور مساوی تقسیم کردیم. اسیر عراقی که توقع این برخورد خوب را نداشت، خودش را معرفی کرد و گفت: من ابوجعفر، شیعه و ساکن کربلا هستم و اصلاً فکر نمیکردم که شما اینگونه باشید!
🔹هنوز هوا روشن نشده بود که به غار«بانسیران» در همان نزدیکی رفتیم و استراحت کردیم. رضا گودینی برای آوردن کمک به سمت نیروها رفت. ساعتی بعد رضا با وسیله و نیروی کمکی برگشت و بچهها را صدا کرد. پرسیدم: رضا چه خبر!؟ گفت: وقتی به سمت غار بر میگشتم یکدفعه جا خوردم! جلوی غار یک نفر مسلح نشسته بود! اول فکر کردم یکی از شماست. ولی وقتی جلو آمدم با تعجب دیدم ابوجعفر، همان اسیر عراقی در حالی که اسلحه در دست دارد مشغول نگهبانی است!
🔹به محض اینکه او را دیدم رنگم پرید. اما ابوجعفر سلام کرد و اسلحه را به من داد. بعد به عربی گفت: رفقای شما خواب بودند. من متوجه یک گشتی عراقی شدم که از این جا رد میشد. برای همین آمدم مواظب باشم که اگر نزدیک شدند آنها را بزنم! با بچهها به مقر رفتیم. ابراهیم به خاطر فشاری که در مسیر به او وارد شده بود راهی بیمارستان شد. چند روز بعد ابراهیم برگشت. همه بچهها از دیدنش خوشحال شدند.
🔹ابراهیم را صدا زدم و گفتم: بچههای سپاه غرب آمدهاند از شما تشکر کنند!
با تعجب گفت: چطور مگه، چی شده؟! گفتم: تو بیا متوجه میشی! با ابراهیم رفتیم مقر سپاه، مسئول مربوطه شروع به صحبت کرد: ابوجعفر، اسیر عراقی که شما با خودتان آوردید، بیسیمچی قرارگاه لشکر چهارم عراق بوده! اطلاعاتی که او به ما از آرایش نیروها، مقر تیپها و راههای نفوذ داده بسیار بسیار ارزشمنده، تمام اطلاعاتش صحیح و درسته! از روز اول جنگ هم در این منطقه بوده و حتی تمام راههای عبور عراقیها، تمامی رمزهای بیسیم آنها را به ما اطلاع داده! برای همین اومدیم تا از کار مهم شما تشکر کنیم.
🔹ابراهیم لبخندی زد و گفت: ای بابا ما چی کارهایم، این کار خدا بود. فردای آن روز ابوجعفر را به اردوگاه اسیران فرستادند. ابراهیم هرچه تلاش کرد که ابوجعفر پیش ما بماند نشد. ابوجعفر گفته بود: خواهش میکنم من را اینجا نگه دارید. میخواهم با عراقیها بجنگم! اما موافقت نشده بود.
🔹مدتی بعد شنیدم جمعی از اسرای عراقی به نام گروه تَوّابین به جبهه آمدهاند و همراه رزمندگان تیپ بدر با بعثی ها میجنگند. عصر بود، یکی از بچههای قدیمی گروه به دیدن من آمد و با خوشحالی گفت: خبر جالبی برایت دارم! ابوجعفر همان اسیر عراقی در مقر تیپ بدر مشغول فعالیت است! بعد از عملیات به همراه رفقا به محل تیپ بدر رفتیم. گفتیم: هر طور شده ابوجعفر را پیدا میکنیم و به جمع بچههای گروه خودمان ملحق میکنیم.
🔹قبل از ورود به ساختمان تیپ، با صحنهای برخورد کردیم که باورکردنی نبود! تصاویر شهدای تیپ بر روی دیوار نصب شده بود و تصویر ابوجعفر هم در میان شهدای آخرین عملیات تیپ بدر مشاهده میشد! سرم داغ شد! حالت عجیبی داشتم! مات و مبهوت به چهره اش نگاه کردم! تمام خاطرات آن شب در ذهنم مرور میشد. حمله به دشمن، فداکاری ابراهیم، بیسیمچی عراقی، اردوگاه اسراء و تیپ بدر و بعد هم شهادت،خوشا به حالش!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
📷 👆عکسی جنجالبرانگیز که تیر خلاص را به رژیم پهلوی شد
⏳ ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ ، بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره) در مدرسه علوی و انتشار عکس آن در روزنامه «کیهان»، چرخش خیرهکنندهای به گردونه انقلاب اسلامی بخشید و موجب تجلی وفاداری ارتش به آرمانهای انقلاب و نبرد علیه متجاوزان ملت شد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
💠 عامل ماندگاری و اثرگذاری آن حادثه تاریخساز و تحولآفرین، همان قاب تصویر هنرمندانهای بود که با امکانات رسانهایِ محدود آن روز منتشر شد و این نشاندهنده اثر بیبدیل روایتگریِ درست از حوادث است.
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
امام خامنه ای:
🔺 حادثه ۱۹ بهمن۵۷ از ایامالله است. جدا شدن بخش مهمی از ارتش و پیوستن آنها به امام و مردم شبیه معجزه بود زیرا تکیه اصلی رژیم طاغوت به ارتش و ساواک بود و در نهایت از آنجایی ضربه خوردند که هیچگاه تصور نمیکردند.
خطای محاسباتی دولت دموکرات آمریکا در آن زمان، در ارزیابی شرایط کشور و مردم یک قضیه درسآموز است.
این خطای محاسباتی هنوز ادامه دارد. یک نمونه از این خطای محاسباتی در فتنه ۸۸ بود که رئیسجمهور دموکرات آمریکا به خیال آنکه کار را تمام خواهد کرد، رسماً از فتنه حمایت کرد - . ۹۹/۱۱/۱۹
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👉 eitaa.com/DefaeMoqaddas
👉 rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | روايت رهبرانقلاب از نقش نیروی هوایی در دفاع مقدس
🔹 پرواز های نیروی هوایی بود که به ملت روحیه داد.
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
💠 انتشار به مناسبت 19 بهمن 1357 - بیعت پرسنل نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره)
.✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
4_723784306721280089 (2).mp3
زمان:
حجم:
4.3M
🎶 سرود انقلابی || «ملوانلار، خلبانلار»
⏳ دوران جنگ تحمیلی
نیروی همواره در اوج...
نوزدهم بهمن
روز نیروی هوایی
☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫
👉 eitaa.com/DefaeMoqaddas
👉 rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فیلم تاریخی و ناب از تلویزیون عراق که تنها گوشه ای از رشادت خلبانان نیروی هوایی کشورمان را به رخ میکشد؛ در کنار زیبایی تصویر که زمان اصابت بمبها از جنگنده فانتوم ایرانی را مشاهده میکنید، تنها چیزی که بیشتر ذهن ببینده را درگیر این فیلم میکند یک خلبان جوان که سنی بین ۲۵ تا ۳۰ سال دارد.
یک لحظه تصور کردن این موقعیت هم سخت است، با یک جنگنده از مرز کشور خود عبور کنی در دل آتش پدافند روز دنیا که روسیه مجهز کرده قرار بگیری و از طرفی اسکرامبل عراق که در بدو ورود آمده و به دنبال شکار شما هستند، در دل خاک دشمن اینطور جولان بدهی و چند دفعه مواضع دشمن را بمباران کنی!
یک جوان خلبان شجاع ایرانی سوار بر ارابه مرگ!
🔴 لحظه بمباران ارتفاع پایین این فیلم منتسب به قهرمان دلاور ایران زمین، امیر سرتیپ خلبان فرج الله براتپور لیدر عملیات حمله به H3 است.
⏳ دوران جنگ تحمیلی
🎞 انتشار به مناسبت نوزدهم بهمن— روز نیروی هوایی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
#خاطرات_جبهه
🚁 پیروزی هوایی
در سال۶۲ و در عملیات #خیبر نیروی گردان یازهرا از تیپ۴۴ قمر بنی هاشم بودم.گردان یازهرا و گردان رسالت مأموریت داشتند که از هورالعظیم عبور کرده و با تصرف سیل بند اول دشمن، آماده پیشروی تا رودخانه دجله و روستای روطه باشند.مرحله اوّل با کمترین تلفات اجرا شد.چندروز اول درهمان سیل بند منتظر دستور بودیم.هلی کوپترها و هواپیماهای «7pc (قارقارکی) عراقی خیلی ما را اذیت میکردند.چونکه ما برای مقابله با آنها هیچگونه سلاح نیمه سنگین و سنگین ضدّ هوایی نداشتیم.روزدوّم عملیات یک هلی کوپتر #شنوک ایرانی بهمراه ۲هلیکوپتر #کبری برای پشتیبانی و تدارکات ما بخط پدافندی تیپ۴۴ قمر آمدند. در همین حین سر و کلّهی چند هلی کوپتر توپ دار عراقی در آسمان پیدا شد و چندموشک بطرف باند فرود هلیکوپترهای ایرانی شلیک کردند که الحمدالله حادثه آفرین نبود
دریک لحظه هلیکوپتر کبری از پشت سیل بند بالا آمد بطرف هلیکوپتر عراقی یورش برق آسایی برد و یک فروند موشک بسمت آن شلیک کرد که با کمی اختلاف از بالای سر آن عبور کرد و بهدف نخورد.متقابلاً عراقیها هم موشکی بطرف هلی کوپتر کبری شلیک کردند که با مانور کبری، موشک در آب منفجر شد.هلیکوپتر عراقی بعد از شلیک موشک اقدام به چرخش و دور زدن نمودکه بلافاصله هلیکوپتر کبرای ایرانی با شلیک موشک دوم هلیکوپتر عراقی را هدف قرار داد و منهدم کرد.در بازگشت،چون هلیکوپتر ایرانی در سطح بسیار پایین پرواز میکرد درحالیکه خلبان لبخندی بر لب داشت،برای بچههای گردان دست تکان میداد.بچهها هم با شادی و فریاد تکبیر آن دلیرمرد تیزپرواز را مشایعت کردند
📝 (راوی: رضا اسماعیل زاده)