eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 ۲۰ بهمن - سالروز عملیات غرور آفرین والفجر هشت 💢 📽 شامگاه آغاز عملیات غرورآفرین و شگفتی ساز به روایت سید اهل قلم (بیستم بهمن ۱۳۶۴ ، نخلستان های حاشیه رودخانه اروندرود) 🎙 شهید آوینی : ... بچه‌ها آماده و مسلح ، با كوله‌پشتی و پتو و جليقه‌های نجات ، در ميان نخلستان‌های حاشيه‌ی اروند ، آخرين ساعات روز را به سوی پايان خوش انتظار طی ميكنند. اينها بچه‌های قرن پانزدهم هجری قمری هستند ؛ هم آنان كه كره‌ی زمين قرن‌هاست انتظار آنان را ميكشد تا بر خاك بلاديده‌ی اين سياره قدم گذارند و عصر ظلمت و بی خبری را به پايان برسانند... •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ‌ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ☝️اینجا بیت شهداست🌷 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ - سالروز عملیات والفجر ۸ 🎥 اعلام رمز عملیات والفجر ۸ توسط محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه 🎤 و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه 🟢 یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها ✅ آقا محسن به حسین علایی (از فرماندهان ارشد جنگ) پشت بی‌سیم می گوید" هفت سال قبل امام در چنین شبی دستور داد حکومت نظامی شاه باید لغو بشه به بچه ها بگید حکومت نظامی صدام رو هم لغو کنید! •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی ‌ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
💠 ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ - سالروز عملیات والفجر ۸ 🎥 اعلام رمز عملیات والفجر ۸ توسط محسن رضایی، فرمانده وقت
🌷بسم رب الشهدا🌷 🌴 عملیات بزرگ والفجر ۸ نمایش اراده و ادای تکلیف یاران امام ▫️عظمت حماسه والفجر ۸ را باید در شکوه عبور از تنها رودخانه وحشی جهان جست و جو کرد که امواج و جریانات بسیار شدید درونی، غواصی و شنا را در آن غیر ممکن می سازد. 🔹فرزندان خمینی کبیر که با تأسی به اراده لایزال الهی‌ هر غیر ممکنی را ممکن و میسور می ساختند، عزم خویش را جزم کرده بودند که بر طبیعت وحشی این رودخانه عظیم فائق آیند و کارستانی کنند که چشم نوابغ جنگی و اساتید کالج های معتبر نظامی را به حیرت و تحسین وادارد. به طوری که فرماندهان نظامی دنیا درخواست تدریس و تشریح چگونگی طراحی و اجرای این عملیات پیچیده و عبور از اروند را دارند. ➖خصوصیات عملیات والفجر ۸: عملیات والفجر ۸، جنگ در آب، باتلاق، نیزار، نخلستان و جنگ شهری بود. عملیات والفجر ۸ را باید قله رفیع "حفاظت اطلاعات" نامید که بر اساس اصل غافلگیری انجام شد و دارای سه رکن بود. ۱. آموزش ۲. شناسایی ۳. پشتیبانی ۱. آموزش: آموزش های غواصی، قایقرانی، جنگ شهری، جنگیدن در آب، جنگ در جنگل و نخلستان، عبور از موانع، باتلاق، جنگ تن به تن و جنگ ش.م.ر به صورت تخصصی و فشرده و تمرینات سخت در سرما، گرما، روز و شب، در رودخانه ها، دریاها و سدها، تا ۱۸ ساعت از شبانه روز، ماه ها ادامه داشت. ۲. شناسایی: تیم های دو سه نفره مجرب شناسایی (نیروهای اطلاعات و تخریب)، بیش از هفتصد بار از عرض رودخانه به صورت غواصی عبور کردند و یک یا دو شب در مواضع دشمن می ماندند و برمی گشتند، بدون آن که حتی یک بار هم لو بروند. به طوری که شناسایی های فاو، رکورد طولانی ترین، دقیق ترین و موفقیت آمیزترین شناسایی های جنگی دنیا را داراست. تاریخچه جریان آب اروندرود را در یک بازه زمانی بیست ساله به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و امیر کبیر سپردند و آنها تمام جریانات اروند را بررسی و گزارش کردند. ۳. پشتیبانی: برای انتقال ادوات، تجهیزات، تدارکات و نیرو، از ماشین های حمل گوشت و لبنیات استفاده می شد. ➖ محورهای عملیات والفجر ۸: در عملیات والفجر ۸ تلاش اصلی، تصرف شهر فاو بود و تلاش پشتیبانی، تصرف جزایر بُواریَن و امُّ الرَّصاص و دو عملیات فریب هم در هورالهویزه و شلمچه (زید) انجام گرفت. ➖ شروع عملیات والفجر ۸: ساعت ۲۲:۱۰ دقیقه بیستم بهمن ماه ۱۳۶۴، با رمز یا زهرا(س) در حالی که مدّ آب کامل بود، حدود ۲۵۰۰ نفر غواص آموزش دیده ولایتمدار جان بر کف، برای ادای تکلیف، در یک غافلگیری مثال زدنی و بی نظیر، عرض ۹۰۰ متری رودخانه وحشی اروند را فین زدند و طی کردند و پس از عبور از ساحلی که استحکامات و موانع آن (موانع ضد غواص، موانع ضد کشتی و قایق، موانع ضد هاورکرافت، سیم خاردار، مین، بشکه های آتش زای فوگاز و...) هر کارشناس نظامی را به عدم توانایی نفوذ و عبور از آنها مُجاب می کرد، پا به خاک دشمنی نهادند که در خواب عمیق فراموشی قدرت الهی و تکیه بر ساخته های دست بشر، فرو رفته بود. بعثی ها وقتی چشم باز کردند، هیبت سیاه غواص های شجاع ایرانی، لرزه بر اندام ناپاکشان انداخت و تا به خود آمدند، همراه سپیده صبح، شاهد اهتزاز پرچم مقدس گنبد حرم مطهر رضوی بر فراز مناره مسجد جامع شهر فاو بودند. ➖ نتایج عملیات والفجر ۸: ۱. تصرف شهر فاو عراق که ۸۰% نفت عراق از آنجا صورت می گرفت و تنها راه ارتباطی عراق با خلیج فارس بود. ۲. تسلط بر جنوب اروند ۳. انهدام سکوهای پرتاب موشک ۴. بیش از ۵۰ هزار نفر تلفات (کشته و زخمی) از دشمن و ۲۱۰۰ نفر اسیر ۵. آزادسازی ۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق -جهانگیر فیض آبادی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی ‌
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سخن حاج قاسم سلیمانی در مورد عملیات والفجر۸ 🎥 خاطره فرمانده لشگر ثارالله(ع) از عملیات والفجر هشت: 🌿 من حضرت زهرا (س) را دیدم ا🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱 💠 حاجی تو را قسم به یازهرا گفتن هایت در شب عملیات والفجر هشت با آن دست جدا شده ات، دست ما جامونده ها هم بگیر... 😭😭 🌷 سردار شهیدم💕 ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی ‌ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
www.tebyan.net/SoundGallery6-tarkeshhaye_velghard.mp3_95331.mp3
زمان: حجم: 1.4M
‌‌ ‌📚 ترکش‌های ولگرد 5⃣ قسمت پنجم 🔹 ... اسیر شکم 😍 🎙با صدای : محمدرضا سرشار ﴿گوینده قصه ظهر جمعه﴾ 👈 قسمت چهارم اینجا 👈 قسمت ششم .... ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی ‌
دفاع مقدس
🌷بسم رب الشهدا🌷 🌴 عملیات بزرگ والفجر ۸ نمایش اراده و ادای تکلیف یاران امام ▫️عظمت حماسه والفجر ۸ ر
🌴 ۲۰ بهمن سالروز بزرگترین عملیات نظامی جهان، والفجر ۸ گرامی باد ♦️شهید آوینی: «در میان نخلستان‌های حاشیه‌ اروند، پیشاپیش عید فرا رسیده است، و هرچه به شب نزدیک‌تر می‌شویم، دل‌ها را اشتیاقی عجیب، بیش‌تر و بیش‌تر در خود می‌فشارد. ♦️بعضی از بچه‌ها گوشه‌ خلوتی یافته‌اند و گذشته‌ خویش را با وسواس یک قاضی می‌کاوند و سراپای زندگی خویش را محاسبه می‌کنند و وصیت‌نامه می‌نویسند. حق‌الله را خدا می‌بخشد، اما وای از حق الناس! و تو به‌ناگاه دلت پایین می‌ریزد: آیا وصیت‌نامه‌ات را تنظیم کرده‌ای؟» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» ☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫ 🪖 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪖 روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🔴 مـــرجع‌ نشـــر آثار شـ‌هـــدا و دفاع‌ مقدس ✅ روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی ‌‌
aviny_03.mp3
زمان: حجم: 125.2K
▫️ توصیف شهید آوینی از اروندرود و عملیات والفجر ۸
33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 به مناسبت ۲۰ بهمن سالروز عملیات تاریخی والفجر ۸ 🔸برشی زیبا از مستند «روایت فتح» در خصوص عملیات والفجر ۸ با صدا و دوربین شهید آوینی
💠 نگهبانی با خشاب‌های خالی ‼️ 🔹 رزمنده نوجوان سید محمد موسوی‌ تاکامی لشکر ۲۵ کربلا از عملیات والفجر ۸ 👇👇 ⚪️ همراه با شهیدان سید علی موسوی، سید عباس موسوی و امرالله آذری و برادران سید حسین غفاری، حاج سید مرتضی موسوی و مرحوم جانباز حاج سید تقی موسوی از روستای‌مان ـ تاکام ساری ـ به ستاد خاتم‌انبیاء (ص) رفتیم و در قالب کاروان محمد رسول‌لله(ص) از ساری به تهران و با سازماندهی در مقر فعلی سپاه محمد رسول‌لله (ص) به پادگان شهید جعفرزاده لشکر ۲۵ کربلا در شهرستان اندیمشک خوزستان منتقل شدیم. تعداد نیرو آنقدر زیاد بود که نیروهای قدیمی مثل شهید سید علی و حاج مرتضی موسوی در گردان‌های خودشان «مالک اشتر»، سازماندهی شدند ولی ما تعدادی از بچه‌محل‌ها در گردان‌های منتسب به نیروهای استان کهگیلویه و بویراحمد که آن زمان در قالب لشکر ۲۵ کربلا بودند، سازماندهی شدیم اما با پیگیری‌های زیاد به گردان مالک اشتر ۲ رفتیم. در آن زمان با توجه به شناختی که سردار علیجان میرشکار «از فرماندهان لشکر ویژه 25 کربلا» با برادرزاده‌های شهید سید مجتبی موسوی و از همه تاکامی‌ها داشت می‌گفت صلاح نیست شماها در یک گردان بمانید، باید متفرق باشید. مدت زیادی آنجا بودیم. آموزش‌های زیادی دیدیم، همه این‌ها برای یک عملیات بسیار بزرگ بود، بیشتر اوقات‌مان در آموزش و پیاده‌روی و تمرین می‌گذشت. نزدیکی‌های عملیات والفجر هشت بود که بچه‌محل‌ها در پی اصرار فراوان در گروهان 3 گردان مالک اشتر یکجا شدیم. با مایلرهای بزرگ استتار شده شبانه به سمت منطقه چوئیبده آبادان حرکت کردیم، در کنار رودخانه بهمنشیر به آموزش و آمادگی رزم پرداختیم، به زمان عملیات نزدیک می‌شدیم، هرگونه نامه‌نگاری، تلگراف و تلفن ممنوع شده بود. یک ماه بود که هیچ‌گونه اطلاعی از خانواده‌های‌مان نداشتیم و از دنیا بی‌خبر بودیم، بعد از سپری شدن مدت انتظار یک‌ماهه، شبی از شب‌های زمستان در بهمن ماه سال 64 ما را با کامیون و مایلر به کناره اروند منتقل کردند. هیچ‌کس حتی فرماندهان هم حق تردد در آبراه‌ها را نداشتند، چون احتمال لو رفتن عملیات زیاد بود، به همین خاطر، پست‌های ایست و بازرسی متعددی را در منطقه و راه‌های خروجی ساحل اروند ایجاد کرده بودند. صبح روز قبل از عملیات، دستور آمد که هر گردان، محورهای خود به ساحل اروند را مسدود کند، سردار شهید حشمت‌الله طاهری فرمانده گروهان ما، من و شهید برزویی که هر دو کم سن‌ و سال بودیم را به همراه یک قبضه اسلحه کلاش با خشاب خالی در محل ورودی یکی از آبراه‌های منتهی به ساحل اروند قرار داد. در یکی از ساعات اول صبح بود که حاج جعفر شیرسوار به همراه عده‌ای از نیروهای گردان حمزه سیدالشهدا قصد خروج از پست نگهبانی ما را داشتند که با ممانعت ما مواجه شدند. هر چه اصرار کردند ما مانع شدیم و گفتیم باید از فرمانده محور نامه داشته باشید. شیرسوار با شنیدن این جمله از فرط عصبانیت، یک سیلی محکم به صورت من و برزویی زد و ما هم به جهت سن و سال کم و جثه ضعیف‌مان شروع به گریه کردیم اما آنها بی اعتنا به حرف ما شروع به ادامه مسیر به سمت اروند کردند. با مشاهده این صحنه به یکباره از جای‌مان بلند شدیم، اسلحه خودمان را مسلح کرده و با اطمینان از خالی بودن خشاب به طرف آنها گرفتیم و تهدید کردیم. شیرسوار و همراهانش دستان‌شان را بالا بردند در حال دلجویی از ما بودند که همزمان سردار شهید حشمت‌الله طاهری نزدیک شد و ضمن تشویق، به ما دلداری داد. شب، فرا رسید، توزیع مهمات و جیره غذایی و توجیه عملیات انجام شد، منتظر شروع عملیات بودیم. زمان به‌سرعت می‌گذشت، هنگامی که در داخل قایق‌های موتوری روبه‌روی سنگرهای عراقی‌ها در داخل آبراه منتظر رمز عملیات بودیم، خداوند چشمان دشمن را کور کرد و توان دیدن ما را نداشتند. هر از چند گاهی گلوله‌ای ناشناس و بی‌هدف از سمت دشمن می‌آمد، رمز عملیات اعلام شد، یا فاطمه زهرا (س) یا فاطمه زهرا (س) یا فاطمه زهرا (س)، هم‌زمان که خط توسط غواص‌ها شکسته شد، باران شدیدی از گلوله در اروند فرود آمد. در زمان عملیات، آب اروند مد بود و به همین دلیل مجبور شدیم به داخل آب بپریم، به‌دلیل کوتاهی قد تا سر زیر آب فرو رفتم، بچه‌ها زیر بغلم را گرفتند و مرا کمی جلوتر آوردند و ابتدا وسایلم را از دوشم گرفتند و مرا از آب خارج کردند. دیگر خود را در خاک عراق می‌دیدیم، به سمت شهر فاو حرکت کردیم، از این نقطه به بعد شهید سید علی، حاج سید مرتضی و سید حسین و حاج سید تقی و شهید امرالله از هم جدا شدیم. من به تنهایی در یک دسته دیگر بودم، هر کدام به یک طرف رفتیم، پس از پیاده‌روی طولانی به پشت مخازن نفت فاو و کنار جاده فاو، به سمت کارخانه نمک رسیدیم و در همان جا مستقر شدیم. عراقی‌ها در پی فشار رزمندگان اسلام، متحمل تلفات بسیاری شدند، تعداد زیادی کشته و مجروح شده و تعدادی هم به اسارت درآمدند. ادامه 👇👇👇
دفاع مقدس
💠 نگهبانی با خشاب‌های خالی ‼️ 🔹 #خاطره رزمنده نوجوان سید محمد موسوی‌ تاکامی لشکر ۲۵ کربلا از عملی
روبه‌روی ما یک ساختمان بزرگ و چند ساختمان کوچک‌تر قرار داشت که حدس می‌زدیم باید یک پادگان نظامی باشد، هر از چند گاهی گلوله‌هایی از داخل آن ساختمان به سمت ما می‌آمد، ما هم جواب آنها را می‌دادیم. یک گلوله دوزمانه یا ترکش از پشت به کوله آرپی‌جی من خورد و به یکی از خرج‌های موشک اصابت کرد، خرج در حال سوختن بود که به یک‌باره سوزش عجیبی در پشتم احساس کردم. همرزمم گفت: «موسوی! موشک آرپی‌جی آتیش گرفت». دست پاچه شدم!! هر کار کردم وسایل پشتم را باز کنم، نشد، چون بند کوله‌پشتی، کوله ماسک و سینه خشاب و کوله آرپی‌جی با هم گیر کرده و باز نمی‌شدند. هر لحظه، آماده انفجار موشک‌ها بودم، تصور می‌کردم که لحظه‌های آخر عمرم را پشت سر می‌گذارم، به‌سرعت خود را از بچه‌ها دور کردم، روی جاده می‌دویدم و صدا می‌زدم منصور‌نژاد، منصورنژاد، از بچه‌های سپاه آمل، مسؤول گروهان ما بود. در همین حین به باب‌الحوائج متوسل شدم و گفتم یا حضرت عباس (ع) و با بندها کلنجار رفتم، پس از ثانیه‌هایی تلاش، بند‌ها آزاد شده و از هم جدا شدند. موشک و خرج‌های در حال سوختن را روی جاده انداختم و خودم را پشت خاکریز رساندم، لحظاتی بعد موشک‌ها منفجر شدند. شهید سید علی و دیگر دوستان که موضوع را شنیدند، تصور کردند که من شهید شدم، چرا که کمی بعد از آن واقعه مجروح شدم و مرا به اهواز و دزفول و سپس به بیمارستانی در تبریز انتقال دادند. پس از بازگشت رزمندگان حاضر در این عملیات به روستای تاکام، برخی از محلی‌ها به‌خاطر رشادت‌های بچه‌ها با دعوت از آنها در منزل‌شان از آنها تجلیل کردند. ▪️ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas