eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30هزار عکس
19.9هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 استاد شهید حضرت آیت‌الله مرتضی مطهری: ✅《سیزده بدر واقعی ما این است که از خانه‌های تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان به صحرای دانش و بینش خارج شویم.》 📚 منبع: کتاب یادداشتها، ج۶، ص۱۳۱
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوهنوردی حاج قاسم: 💐انتشار به مناسبت روز سیزده بدر () ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | حضور حاج قاسم سلیمانی به همراه خانواده و اهالی روستای پدری (قنات ملک) در آغوش طبیعت... 💐انتشار به مناسبت روز سیزده بدر () ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضور شهید حاج قاسم سلیمانی به همراه خانواده و اهالی روستای پدری (قنات ملک) در آغوش طبیعت 💐انتشار به مناسبت روز سیزده بدر () ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌹یادی از سردار شهید حاج محمدرضا [علی] زاهدی (شهادت ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، مصادف با ۲۱ رمضان، سالروز شهادت مولا امیرالمومنین حضرت امام علی "علیه‌السلام" -- در حمله‌ی هوایی رژیم جنایتکار صهیونی به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق سوریه) 🌿 با هم شوخی می‌کردیم. می‌گفتیم:《شما با این خوش‌خنده بودنت، در تاسوعا و عاشورا و رمضان دنبال شهادت نباش! برو ﷼سیزده_بدر حاجتت را بگیر!》 حواسمان نبود یک روز سیزده بدر، مصادف با شهادت مولا(علیه‌السلام) شهید می‌شود. راوی: برادر شهید
⚪️ خاکریز خاطرات 🌿 سیزده بدر در جبهه 《پنج شنبه ۱۳۶۰/۱/۱۳ الان ساعت ۹:۴۵ بعد از ظهر است در کنار برادر موغاری مشغول تخمه شکستن هستیم و درد دل می‌کنیم. امروز پل تدارکاتی ما را عراقی‌ها دیده بودند و درست ۳۵ خمپاره پشت سر هم زدند، ولی از آن جایی که خدا خواست هیچکدام به هدف نخورد و همچنین خانه تدارکات ما را زدند بطوری که بچه‌های تدارکات آمدند در سنگر‌های اجتماعی ما جمع شدند و می‌خندیدند هی گفتند و سیزده بدر خودمان آمدیم پیش شما و سیزده را بدر کنیم و دسته جمعی نشسته بودیم. عراقی‌ها به فاصله پنجاه، صدمتری ما را می‌کوبیدند و شب چند نفر از برادران را برای تهیه غذا فرستادیم و بر اثر کوبیدن خمپاره آن‌ها برگشتند و از جمله عرب بود آنقدر ناراحت شده بود وقتی برگشت آمد پیش من چند تا فحش داد و به سنگر رفت؛ و الان ساعت ۱۱:۵ بعد از ظهر (شب) است برادران خوابند من به دعای کمیل که از رادیو پخش شد گوش می‌دادم؛ و یاد آن شب که با مادر و داداش و محمود و هادی و زن داداش به مهدیه رفته بودیم افتادم کار ندارم آبغوره خوبی گرفتیم در این سنگر مقابل دشمن خدا و حالا خیلی خسته هستم، ولی سبک شدم، چون اشک ریختم و با خدا راز و نیاز کردم.》 راوی: شهید مهدی محمدباقری (ولادت: ۱۳۳۷، تهران ☆ شهادت: ۲۸ بهمن ۱۳۶۱، عملیات والفجر مقدماتی، فکه) منبع: دفترچه خاطرات شهید مهدی محمدباقری 🌷نثار روح مطهر شهید "مهدی محمدباقری" صلوات🌷
خاکریز خاطرات 🌿 سیزده بدر با امام خمینی"رحمة‌الله‌علیه" 《تا قم بودیم سیزده بدر را در بعضی از سالها با فرزندانم به اطراف قم می‌رفتیم و چند ساعتی را خوش بودیم و باز می‌گشتیم و آقا در منزل مشغول کار خودشان بودند.》 در این اواخر وقتی حاج سید حسن آقا از ایشان می‌پرسند: «آیا با امام سیزده بدر هم می‌رفتید؟» می‌فرماید: 《نه، همین سال گذشته به آقا گفتم امروز سیزده بدر است باید می‌رفتیم صحرا. آقا گفت: "بیا برویم بیرون." رفتیم در حیاط. کنار باغچه نشست و گفت: "این سیزده بدر." گفتم: سیزده بدر، سبزه می‌خواهد که بچینیم، کلوخ می‌خواهد که در آب روان بیندازیم. به گل و گیاه باغچه اشاره نمود و گفت: "این گل و سبزه" و بعد خاک گلوله شده‌ای را از باغچه برداشت و در آب انداخت و گفت: "این هم کلوخ." و این هم سیزده بدر آن روز ما بود.》 منبع: کتاب "بانوی انقلاب، خدیجه‌ای دیگر"، ص ۱۵۵. 🌷نثار ارواح مطهر حضرت امام خمینی(ره) و "همسر محترمه‌شان بانو مرحومه خدیجه ثقفی" صلوات🌴
ای کاش به ما بال و پری می‌دادند جان حال و هوای کویِ یاران دارد ... بهار ۱۳۶۱ ، ایلام منطقه عملیاتی سومار از راست : شهید حسن سماواتی جانباز یوسف هادی پور ، شهید محمد ترکمان ، شهید سردار علی چیت‌ سازیان شهید صمد یونسی و رسول باقری (ع) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
تصویر مقر در که در روز ۱۳ فروردین ۶۷ توسط هواپیماهی بعثی شده و عده زیادی مصدوم شدند 👇👇
مقر در که در روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۷ توسط هواپیماهی بعثی شده و عده زیادی مصدوم شدند 👇👇
۱۳ فروردین ۶۷ ✍️✍️✍️ راوی: روز بیاره من هم اونما بودم. خبر ها در مقر نزدیک خط رسیده بود و حاج مجید و احمد خسروبابایی رفته بودند برای پیگیری کارهای آنها. ما در در بیاره مستقر بودیم. نماز ظهر و عصر تمام شده بود ولی هنوز ماشین غذا نرسیده بود. برخی بچه ها خودشان با بعضی خورا کیها که از چادر تدارکات و بقیه چادرها گیر می آوردند سیر می کردند. من خودم یک مقدار از نوعی سبزی های بهاری که قابل خوردن بود خوردم احنمال میدادم که هواپیماهای دشمن برای بمبارون پیداشون بشه. رفتم داخل ساختمان و ماسک شیمیایی رو به صورت زدم ودراز کشیدم با این کار میخواستم دیگران رو هم تشویق کنم که برای احتیاط هم که شده ماسک هاشون رو به صورت بزنند. هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که صدای شیرجه هواپیمای دشمن و صدای مهیب اصابت بمب روی زمین آمد،ولی انفجاری صورت نگرفت. همه از داخل ساختمان بیرون ریختیم. که مقابل ساختمان بود به درختی آویزان بود و پیکری غرق خون که بعدا فهمیدیم است اونجا روی زمین افتاده بود . و از بمبی که کنار چادر تدارکات به زمین اصابت کرده بود مواد سمی سفید رنگی فوران میکرد. بدون معطلی بچه ها را به ارتفاع کنار ساختمان هدایت کردم. وقتی از رفتن بچه ها مطمئن شدم با یکی دو نفر آمدیم پایین سمت ساختمان. هنوز بچه های ش.م.ر سر بمب نرسیده بودند. تعدادی از بچه ها از جمله حاج آقا تاج آبادی هم مجروج شده بودند. اینها را برداشتیم و به بهداری رسوندیم. حاج تاج آبادی را خودم و بچه های دیگر را هم دوستان دیگر به بهداری رسوندند. اکیپ خنثی سازی بمب آمدند و چاله بمب را با مواد پر کردند. رو هم داخل پتو پیچیده و به فرستادیم .. فرمانده گردان تخریب از راه رسید و اسامی 20 نفر رو داد که برای ماموریت مین گذاری اعزام شوند بچه هایی که قرار شد ماموریت بروند جدا کردم و لحظاتی بعد مینی بوس آمد و ما سوار شدیم و حرکت کردیم. ظاهرا طوریمان نبود. ولی یک مقدار که با مینی بوس رفتیم حال بچه ها خراب شد و همه شروع کردن به استفراغ و... تا اونجا یادم هست که با هر بدبختی بود خودمان را به بهداری رسوندیم ابتدا لباس های آلوده بچه ها رو درآوردند و همه رو زیر دوش آب فرستادند تا خودشون رو بشورند. بعد از دوش گرفتن یه لنگ دادن و همه رو داخل اتوبوس هایی که صندلی نداشت سوار کردند و به عقب فرستادند. ماها رو یه راست بردند (ع) ...
🌸🌼🍀 طبیعت هم، 🌿💦 دلتنگ طراوت و زلالی شماست دوران 💕 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas