چهل و پنج سال پیش در چنین روزی
📃#بریده_جراید - #کیهان 30 خرداد 1360
▫️ ایران در غرب و جنوب استحکامات نظامی عراق را در هم کوبید
▪️ عراق در تدارک تهاجم وسیع به تاسیساتنفتی و دریایی ایران است ...
دفاع مقدس
☠️ مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین (سازمان مجاهدین)💀 🔴 این گروهک از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ مبار
🗓۳۱ خرداد ۱۳۶۰
💠رأی مجلس درباره عدم کفایت سیاسی بنی صدر
🔹مهمترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی بنی صدر، موضعگیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد نامقدس با کلیه نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضاییه و عدم درک صحیح از بدیهیترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا عنوان گردید. در نتیجه، این طرح با 177 رأی موافق، 1 رأی مخالف و 12 رأی ممتنع به تصویب رسید و یک روز پس از تصویب طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر، حضرت امام خمینی(ره)، وی را از ریاست جمهوری اسلامی ایران نیز عزل کردند. این در حالی بود که حضرت امام، پیش از این وی را در بیستم خرداد 1360، از فرماندهی کل قوا نیز عزل کرده بودند. پس از برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری، فعالیتهای خرابکارانه و براندازانه بر ضد حکومت و دولت آغاز شد که عمدتاً از طرف منافقین موسوم به سازمان مجاهدین خلق سازماندهی میگردید. از جمله در هفتم تیرماه 1360، دفتر حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و طی آن، آیتاللَّه بهشتی و شماری از وزرا و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند. همچنین در هشتم شهریور 1360، دفتر نخست وزیری منفجر شد و در آن، رجایی، رییس جمهور و باهنر، نخست وزیر و تعدادی از شخصیتها شربت شهادت نوشیدند. این وقایع میتوانست به سادگی منجر به سقوط یک نظام سیاسی شود، اما بازتاب آن در مردم، نتیجه معکوس داشت چرا که با سخنرانیها و پیامهای امام که به نحو هوشمندانهای به مردم امید میدادند، آنان را انسجام میبخشیدند و گروههای سیاسی ضدِ نظام را بی اعتبار میساختند، اثری وصف ناشدنی در ملت مسلمان برای مقاومت بیشتر ایجاد میکرد. از این جهت بود که نظام اسلامی از این دوران پرخطر و پرآشوب با توکل بر خدا، رهبریهای حضرت امام و مقاومت و پایدار مردم گذشت و به مسیر خود ادامه داد.
🌷 29 خرداد 1365 - سالروز شهادت سیدحسین دستواره، برادر کوچکتر سردار شهبد محمدرضا دستواره
🌴منطقه مهران
💠 مزار: بهشتزهرا (س) قطعه 26 ردیف 90 شماره 50
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲ "
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🔺 کانال #تلگرام دفاع مقدس
https://t.me/Defa_Moqaddas
▪️ کانال #ایتا دفاع مقدس
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🌷 29 خرداد 1365 - سالروز شهادت سیدحسین دستواره، برادر کوچکتر سردار شهبد محمدرضا دستواره 🌴منطقه مه
▫️خبر شهادت پسر همسایه
تابستان 1364 - تهران
یکی از روزها که برای مرخصی آمده بودیم تهران، رفتیم دم خانه محمدرضا تعقلی در نازی آباد. حرف محمد دستواره و بازیهایش به میان آمد. محمدرضا گفت که یک سر برویم دم خانهشان.
سوار بر موتور، رفتیم به کوچههای تنگ علیآباد در جنوب تهران و خانه آنها را پیدا کردیم. سیدحسین، کوچکترین پسر خانواده در را باز کرد. حسین که مقداری حالت داشمشدی داشت، مثلا خواست قیافه بگیرد و خیلی سنگین و با تکبر داد زد
- داش ممّد، بیا دم در ریفیقات کارت دارن.
که من خندیدم و گفتم: بهبه داداشمون یه پا لاته ها.
که نگاه تندی انداخت و رفت داخل.
محمد که آمد دم در، گیر داد برویم تو. هرچه گفتیم نه، قبول نکرد. خانهای نقلی و داغان که ظاهرا طبقه پایین آن متعلق به حاج رضا دستواره بود که با زن و بچهاش آنجا زندگی میکرد.
به طبقه بالا رفتیم که پدر و مادرشان هم آمدند نشستند. حسین با همان قیافه سنگین آمد کنار محمد نشست. حاج خانم میان صحبتهایش، نگاهی به محمد انداخت و گفت:
- اینم که آبروی ما رو توی محل برده.
وقتی پرسیدیم چی شده؟ خود محمد گفت:
- هیچی بابا. حوصلهام سررفته بود، گفتم یه کاری کنم یه کم بخندیم. رفتم دم خونه عباس همسایه روبهروییمون و گفتم: میبخشید حاج خانم، عباس خونه است؟ که ننهاش گفت: "نه، عباس آقا جبهه است"
که منم گفتم:
"نه آبجی. عباستون شهید شده، فردا هم جنازهش رو میآرن تهران."
همه محل از این شوخی محمد ریخته بود به هم، ولی او خونسرد گفت:
خب حالا خواستیم یه ذره بخندیم.
سیدمحمدرضا دستواره متولد: 1 بهمن 1338 شهادت: 13 تیر 1365 عملیات کربلای 1 مهران. مزار: بهشتزهرا (س) قطعه 26 ردیف 89 شماره 50
سیدمحمد دستواره متولد: 6 اردیبهشت 1343 شهادت: 20 دی 1365 عملیات کربلای ۵ شلمچه. مزار: بهشتزهرا (س) قطعه 26 ردیف 90 مکرر شماره 50
سیدحسین دستواره متولد: 28 فروردین 1348 شهادت: 29 خرداد 1365 منطقه مهران. مزار: بهشتزهرا (س) قطعه 26 ردیف 90 شماره 50
محمدرضا تعقلی متولد: 6 اردیبهشت 1348 شهادت: سهشنبه 27 اسفند 1364 عملیات والفجر 8 در جاده فاو. مزار: بهشتزهرا (س) قطعه 26 ردیف 98 شماره 3
(حمید داودآبادی)
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲ "
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🔺 کانال #تلگرام دفاع مقدس
https://t.me/Defa_Moqaddas
▪️ کانال #ایتا دفاع مقدس
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 فلسفه سرخ بودن پرچم گنبد حرم حضرت عباس(ع) چیست؟ از منظر دکتر شریعتی
ا┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌴 کانال "دفاع مقدس"
@ARCHIVENADERSAHEBدکتر علی شریعتی - درس شهادت (2).mp3
زمان:
حجم:
2.7M
📢 صوت| #دکتر_علی_شریعتی
🌸🍀حسین درس بزرگتر از شهادت به انسانها آموخت
دفاع مقدس
«خونِ خود را بر زمین میریزم تا شاید کسی به هوش بیاید، تا مگر وجدانی بیدار شود، ولی افسوس! که منافعِ
✍️ بهرام محمدیان، عکاس دفاع مقدس در صفحه شخصی خود به مناسبت سالروز شهادت شهید چمران نوشت:
🔹اردیبهشت ۱۳۶۰ ما هنوز آنقدر سرباز نشده بودیم که بتوانیم دست طمع عراق را بخوانیم.
🔹 چمران تقریبا همه جا را رها کرده بود و با نیروهای متنوع و مختلفش از بسیجی و ارتشی تا لات و تحصیلکرده و خارجرفته، فقط و فقط حواسش به اهواز بود.
🔹 او سوسنگرد را رها نمیکرد چون تیزهوشیاش به او میگفت: اگر عراق از سوسنگرد بیاید سمت اهواز تا تنگههای خرمآباد پیش میرود و عقب زدنش کار سختی خواهد شد. رهاکردن آب در بیابانها را برای هدایت دشمن، او راه انداخت و ما از او ذره ذره میآموختیم و عمل میکردیم.
امان از ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ که قهرمانمان را از ما گرفت.
🔹 امان از گرمای خردادی که هر سال مرا یاد سال شصت میاندازد و هنوز که هنوز است عرقش بر پیکر ما خشک نشده است.
🔹این را از من به نصیحت بشنوید که ما هم در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ مردیم و فقط پیکر بیروحمان را با خود به شهر آوردیم، چرا که هر وقت اسطوره بمیرد، حواریونش هم خواهند مرد...
والسلام
📷 حوالی دهلاویه، روستای فرسیه/ اردیبهشت ۱۳۶۰
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲ "
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🔺 کانال #تلگرام دفاع مقدس
https://t.me/Defa_Moqaddas
▪️ کانال #ایتا دفاع مقدس
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سکانسی از فیلم: "چ" - ساخته ابراهیم حاتمی کیا
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
💠 کهنه چریک محرومان لبنان
#چپى_ها مىگفتند
« #جاسوس_آمریکاست، براى #ناسا کار مىکند »
#راستى_ها مىگفتند « #کمونیست است »
هر دو براى کشتنش جایزه گذاشته بودند.
#ساواک هم یک عده را فرستاده بود #ترورش کند.
یک کمى آن طرفتر دنیا،
استادى سر کلاس مىگفت «من دانشجویى داشتم که همین اخیراً روى #فیزیک پلاسما کار مى کرد.»
مهم این است که تمام شود
#دنیا و #مقام برایش مهم نیست
#نام و #نان برایش مهم نیست
به نام کی تمام شود هم برایش مهم نیست
مهم این است که تمام شود
#خوب تمام شود
گاهی برای اینکه خوب تمام شود باید از پشت میز درس و #علم جُم نخوری،
گاهی هم باید #تفنگ از دستت تکان نخورد
#اصل #تکلیف همیشه #ثابت است
اما همیشه تکلیف #تو ثابت #نیست
مهم این است که #ثابت_قدمی در انجام تکلیفت از
#کرسی_ناسا و
#فرماندهی_لبنان و
#وزارت_ایران
مهم تر باشد...
سرباز اسلام
کهنه چریک محرومان لبنان
افتخار ایران
الهیی که فاتح این بحران
آقا #مصطفی_چمران....
🌴 ۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر چمران
🌴 کانال "دفاع مقدس"
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📅 ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ - سالروز شهادت #دکتر_مصطفی_چمران
#ببینید
🎥 فیلم | مروری بر زندگی و مبارزات شهید چمران
ا┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس"
📄 وصيتنامه دکتر چمران به امام موسی صدر
💠 متني كه در زير ميخوانيد، وصيتنامهاي از سردار رشيد اسلام، شهيد دكتر مصطفي چمران است كه خطاب بهامام موسي صدر نگاشته شده است.
اين وصيتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظيم شده يعني در روزگاری که لبنان در سياه ترين روزهاي جنگ داخلي بسر می برده. از يكسو نيروهاي فلسطيني و احزاب چپ لبنان با سوريه درگير شده بودند؛ و از سوي ديگر احزاب دست راستي و در رأس آنها فالانژيستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملي و اسلامي لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنين روزهايي كه از آن به عنوان دومين دوره جنگ داخلي نام برده ميشود، امام صدر به دكتر چمران مأموريت داد تا براي سازماندهي مقاومت شيعيان، راهي شهرك نبعه گردد. و اين وصيتنامه قبل از عزيمت تنظيم شده👇👇
✍️ وصيت ميكنم …
وصيت ميكنم به كسي كه او را بيش از حد دوست ميدارم! به معبودم! به معشوقم! بهامام موسي صدر! كسي كه او را مظهر علي ميدانم! او را وارث حسين ميخوانم! كسي كه رمز طايفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبي و بالأخره شهادت است! آري بهامام موسي وصيت ميكنم …
براي مرگ آماده شدهام و اين امري است طبيعي كه مدتهاست با آن آشنا شدهام. ولي براي اولين بار وصيت ميكنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت ميرسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريدهام. همه چيز را ترك گفتهام. علايق را زير پا گذاشتهام. قيد و بندها را پاره كردهام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفتهام و با آغوش باز به استقبال شهادت ميروم.
از اينكه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتي سخت دست به گريبان بودهام، متأسف نيستم. از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنياي لذات و راحتطلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متأسف نيستم …
از آن دنياي مادي و راحت طلبي گذشتم و به دنياي درد، محروميت، رنج، شكست، اتهام، فقر و تنهايي قدم گذاشتم. با محروميت همنشين شدم. با دردمندان و شكسته دلان هم آواز گشتم.
از دنياي سرمايه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومين و مظلومين وارد شدم. با تمام اين احوال متأسف نيستم …
تو اي محبوب من، دنيايي جديد به من گشودي كه خداي بزرگ مرا بهتر و بيشتر آزمابش كند. تو به من مجال دادي تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهاي بي نظير انساني خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زير پا بگذارم و ارزشهاي الهي را به همگان عرضه كنم، تا راهي جديد و قوي و الهي بنمايانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا ديگر خود را نبينم و خود را نخواهم، جز محبوب كسي را نبينم، جز عشق و فداكاري طريقي نگزينم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قيد و بندهي مادي آزاد شوم…
تو اي محبوب من رمز طايفه اي، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش ميكشي، اتهام و تهمت و هجوم و نفرين و ناسزاي هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل ميكني، كينههاي گذشته و دشمنيهاي تاريخي و حقد و حسدهاي جهان سوز را بر جان ميپذيري، تو فداكاري ميکني، تو از همه چيز خود ميگذري، تو حيات و هستي خود را فداي هدف و اجتماع انسانها ميكني، و دشمنانت در عوض دشنام ميدهند و خيانت ميكنند، به تو تهمتهاي دروغ ميزنند و مردم جاهل را بر تو ميشورانند، و تو اي امام لحظهاي از حق منحرف نميشوي و عمل به مثل انجام نميدهي و همچون كوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوي حقيقت و كمال و قدم بر ميداري، از اين نظر تو نماينده علي (ع) و وارث حسيني… و من افتخار ميكنم كه در ركابت مبارزه ميكنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت مينوشم…
اي محبوب من، آخر تو مرا نشناختي!
زيرا حجب و حيا مانع آن بود كه من خود را به تو بنمايانم، يا از عشق سخن برانم يا از سوز دروني خود بازگو كنم…
اما من، مني كه وصيت ميكنم، مني كه تو را دوست ميدارم… آدم سادهاي نيستم! من خداي عشق و پرستشم، من نماينده حق و مظهر فداكاري و گذشت و تواضع و فعاليت و مبارزهام، آتشفشان درون من كافيست كه هر دنيايي را بسوزاند، آتش عشق من به حدي است كه قادر است هر دل سنگي را آب كند، فداكاري من بهاندازهاي است كه كمتر كسي در زندگي به آن درجه رسيده است …
به سه خصلت ممتاز شدهام:
1. عشق كه از سخنم و نگاهم و دستم و حركاتم و حيات و مماتم ميبارد. در آتش عشق ميسوزم و هدف حيات را جز عشق نميشناسم. در زندگي جز عشق نميخواهم، و جز به عشق زنده نيستم.
2. فقر كه از قيد همه چيز آزاد و بي نيازم. و اگر آسمان و زمين را به من ارزاني كنند، تأثيري در من نميكند.