32.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 فیلم قدیمی از مداحی سعید حدادیان
در بین رزمندگان
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
☝️☝️ اینجا بیت شهداست
Hossein Fakhriحسین_فخری_ای_علمدار_نام_آور_من_امیر.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
📢 صوت | نوحهخوانی در رثای حضرت ابالفضل(ع) - با صدای حسین فخری
🌴ای علمدار نام آور من امیر لشکر من
🌿آه پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من
Hossein FakhriAUDIO-2021-08-11-13-40-42.mp3
زمان:
حجم:
7M
🔴 خون خدا
📢 صوت | نوحهخوانی در رثای حضرت سیدالشهدا(ع) - با صدای حسین فخری
🌴 مطلع نوحه
توئي آن غرق به خون
⏳ سال اجراي مراسم؛١٣٧١
✍️ شاعر؛
استادزنده يادحاج حبيب الله معلمى(معلم)
Hossein Fakhri23 - Ya Abata.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
🌷 شهادت علي اكبر 🕊🕊
📢 #صوت | نوحهخوانی در رثای حضرت علی اکبر(ع) - با صدای حسین فخری
🌴 مطلع نوحه
داد علي اكبر شيرين کلام
⏳ سال اجراي مراسم؛١٣٧١
✍️ شاعر؛
استادزنده يادحاج حبيب الله معلمى(معلم)
Hossein Fakhriحسین_فخری_شاه_دین_گفت_به_عباس_دلاور.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
📢 صوت | نوحهخوانی در رثای حضرت ابالفضل(ع) - با صدای حسین فخری
🌴شاه دین گفت به عباس دلاور
🌿 ز جا برخیز ببین حالم برادر
🔹 مرثیهسرایی به سبک دشتی
بابا_قربان_نعش_بی_سرت+_قاسم_رزمنده.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
زبان حال حضرت سکینه با جسم صدچاک پدر
▪️▪️▪️
بابا قربان نعش بی سرت
عریان افتاده در خون پیکرت
▪️▪️▪️
#در_وصف_حضرت_قاسم ابن الحسن (ع)
▪️▪️▪️
قاسم رزمنده ام، دل ز دنیا کنده ام
نوجوانی صف شکن، پر دلی کوبنده ام
مجتبي را نونهالم، از نژادِ هاشمم
سرور خوبان حسین را، از دل و جان خادمم
غنچه نو رسته باغ ولایت قاسمم
تا شهادت بر سر عهد خود پاینده ام
وارث میرِ دليران، شير يزدان، حيدرم
از سلاله پاک زهرا نو گل پيغمبرم
گر چه از رزمآوران كربلا كوچكترم
يكه تازی قهرمان، گوهری ارزنده ام.....
▪️▪️▪️
حاج صادق آهنگران
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌸 گلی از بوستان بهشت
🌷شهید سیدمحمدحسین بهاء الدینی
پاسدار دهه هفتادی که سه روز بعد از شهادت رهبر شهید، پای لانچر موشک پر کشید🌿🕊
در این روز عظیم عاشورا، یادی کنیم از سید عزیزی که بمانند عمویش، حضرت ابالفضل(ع) پس از شهادت، پیکر مطهرش در قبری کوچک جا میشد!!
👇👇👇
🎤مصاحبه با پدر شهید سیدمحمدحسین بهاء الدینی
🎤نام و فامیل شما و شهر قم که در آن زندگی میکنید، با مرحوم آیتالله بهاءالدینی مشترک است؛ نسبتی با این روحانی گرانقدر دارید؟
🎙ایشان عموی من بودند و اتفاقاً خطبه عقد من و همسرم را خود آیتالله بهاءالدینی خواندند. ما یک خانواده سنتی و مذهبی داشتیم و به واسطه وجود این عالم گرانقدر، انجام و تقید به مسائل مذهبی در این خانواده بسیار رعایت میشد. به واسطه حضورمان در شهر قم، این سعادت را داشتیم که نام محمدحسین را آیتالله بهجت در گوش این بچه نجوا کردند. قبل از شهید، خدا به من و همسرم یک پسر دیگر داده بود. محمدحسین دومین فرزند خانواده بود. برادر بزرگ شهید دوست داشت که فرزند دوم ما اگر پسر بود نامش را حسین و اگر دختر بود زینب یا رقیه بگذاریم. وقتی که محمدحسین به دنیا آمد، دو روزه بود که او را پیش آیتالله بهجت بردم. ایشان پرسیدند نام نوزاد چیست؟ گفتم محمدامین. ایشان درنگی کردند و گفتند محمد همان امین است. نامش را محمدحسین بگذاریم. بعد همین نام را در گوش نوزاد نجوا کردند. ظهر که به خانه آمدم به همسرم گفتم آیتالله بهجت نام محمدحسین را برای نوزاد انتخاب کردند. همسرم هم پذیرفت. کمی بعد خوابیدم و در عالم رؤیا دیدم که ظهر عاشورا است و در یک بیابانی قرار داریم. مقام معظم رهبری داشتند روزه وداع امام حسین (ع) را میخواندند. بعد که روضه تمام شد، حاج منصور روضه میخواند و یادم است که این شعر قرائت میشد که «اگر کشتند چرا آبت ندادند...». بعد که از خواب بیدار شدم، رؤیا را برای آیتالله بهجت تعریف کردم. ایشان سه بار فرمودند: غیر از این نیست. غیر از این نیست. غیر از این نیست.
🎤خود شما در دوران دفاع مقدس هشت ساله در جبهههای جنگ حضور داشتید؟
🎙بله، من متولد سال ۴۷ هستم و توفیق داشتم که در دوران نوجوانی چند بار به صورت بسیجی به جبهه بروم و الان جانباز هستم. بعد از جنگ ازدواج کردم و حاصل این وصلت همان طور که عرض کردم، چهار فرزند پسر است.
🎤محمدحسین چطور بچهای بود؟
🎙خدا این توفیق را به من داده که از حدود ۲۵ سال پیش در دستگاه امام حسین (ع) و خصوصاً ایام ماه محرم آشپزی میکنم. وقتی که پسرم به سن ۴ تا ۵ سالگی رسید، او را همراه برادرانش با خودم در مراسم ماه محرم یا دیگر مراسم مذهبی میبردم. به من در پخت و پز غذا یا توزیع آن کمک میکردند و به همین ترتیب این بچهها در فضای هیئت رشد کردند و بزرگ شدند. این رسم از بزرگترهای ما به ما ارث رسیده و ما هم سعی میکنیم رعایت کنیم که کودکانمان را از همان سن کم به هیئت ببریم تا در هوای آنجا نفس بکشند و انس بگیرند. پدرمان ما اینطور رفتار میکردند و ما هم همین کار را کردیم. خلاصه کمی که گذشت، محمدحسین حوالی سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی، همراه دوستانش یک هیئت به نام «کاشفالکرب» راهاندازی کردند. این را هم عرض کنم که ما خودمان از قبل یک هیئت داشتیم که همچنان دایر است و آقای سلحشور در آن حضور دارند. خیلی هم شلوغ میشود و جمعیت حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفری جمع میشوند. محمدحسین هم هیئت خودمان میآمد و هم هیئتی که با بچههای هم سن و سالش راه اندازی کرده بودند، میرفت. از این هیئت به آن هیئت و از این مسجد به آن مسجد، دوران نوجوانیاش در این طور فضاها سپری شد و یک بچه شیعه هیئتی و مسجدی بار آمد.
👇👇👇
🎤گفتید که در نوجوانی به جبهه رفته بودید؛ محمدحسین علاقهای به شنیدن خاطرات دوران دفاع مقدس شما نشان میداد؟
🎙معمولاً در هر خانوادهای که فضای ایثار، شهادت، بسیج و جبهه وجود داشته باشد، این طور مباحث و بیان خاطرات پیش میآید. خب شکر خدا ما یک خانواده مذهبی و انقلابی داریم و من به هر چهار پسرم گفته بودم که اگر زمانی به شهادت رسیدند، برای آنها لباس مشکی تن نمیکنم. محمدحسین متولد سال ۷۸ بود و موقع شهادتش ۲۶ سال داشت. این بچه تمام سالهای عمرش را در یک فضای مذهبی و انقلابی رشد کرده بود. وقتی که سه روز بعد از شهادت حضرت آقا، محمدحسین به شهادت رسید، لباس مشکی که به تن من بود، به نیت شهادت حضرت آقا پوشیده بودم. بعضی دوستان به طعنه میگفتند چرا لباس مشکی پوشیدید، من میگفتم که این پیراهن سیاه در عزای مقام معظم رهبری است. واقعاً هم از ته دل این باور را داشتم که لباس را نه برای پسرم که برای رهبر شهید پوشیدهام.
🎤محمدحسین از چه زمانی وارد سپاه شده بود؟
🎙دقیقاً یادم نیست چه زمانی عضو سپاه شد. همین قدر میدانم که چند سالی در سپاه خدمت کرد و نهایتاً در کسوت پاسداری و در دفاع از کشورمان در مقابل دشمن امریکایی- صهیونیستی به شهادت رسید. از زمانی که پسرم وارد بسیج (کانون میثم تمار) و متعاقب آن وارد سپاه شد، حسن اخلاقی که از قبل داشت تقویت شد. ایشان خطی را در زندگیاش دنبال میکرد و تا پایان عمر هم همان راه را رفت؛ اول اینکه در خط رهبری بود و بسیار به مقام معظم رهبری علاقه و اعتقاد داشت. سه روز پس از شهادت ایشان هم شهید شد و به رهبر و مقتدایش پیوست. دوم اینکه بسیار مؤدب بود و حسن خلق داشت. نه تنها در برابر پدر و مادر و خانواده، بلکه در برابر دیگران هم ادب را بسیار رعایت میکرد. سوم تعلق خاطری نسبت به مال دنیا نداشت. اولین حقوقی که از سپاه گرفت را به موکب امام حسن علیه السلام داد تا برای خرید غذا و توزیع آن استفاده کنند. یکی از دوستانش طعامی تهیه کرد و بین مردم توزیع شد. جالب است که سالها بعد محمدحسین در شب تولد امام حسن مجتبی (ع) به شهادت رسید.
🎤شهید در بین ائمه اطهار به کدام یک از این خاندان نورانی بیشتر ارادت داشت؟
🎙دوستانش میگفتند که وقتی اسم امام حسین (ع) میآمد، خیلی به هم میریخت. همچنین نام نامی خانم فاطمه زهرا (س) که میآمد، متحول میشد. به حضرت ابوالفضل (ع) هم خیلی عشق و ارادت داشت. شهدا از قافله سرخ امام حسین (ع) هستند و اغلبشان هم به سرور و سالار شهیدان علاقه دارند. خصوصاً که پسرم از کودکی خادم عزاداران و دستگاه امام حسین (ع) بود و انس و علاقه خاصی به این امام شهید داشت.
🎤چه نوع سبک تربیتی را در خانواده پیاده کردید که ماحصلش شهیدی، چون سید محمدحسین بهاءالدینی شد؟
🎙حضرت امام (ره) جملهای دارند به این مضمون که از دامن زن، مرد به معراج میرود. مادر شهید همیشه سعی میکرد بدون وضو به فرزندانمان شیر ندهد. یا نوع و شیوه تربیتشان را با تربیت قرآنی و مذهبی عجین کند. همان طور که قبلاً عرض کردم، شکر خدا تقید مذهبی در خانواده ما وجود داشت. یعنی زمینهها فراهم بود و ما سعی کردیم این داشتههای معنوی ارزشمند را به بچهها منتقل کنیم. همان نوکری امام حسین (ع) که عرض کردم، کم چیزی نیست. وقتی یک کودک از بچگی در فضای هیئت و مسجد بزرگ شود، عشق به اهل بیت (ع) در وجودش ریشه میدواند. این اتفاق برای محمدحسین هم افتاد و این بچه طوری تربیت شد که نهایتاً با سعادت شهادت از دنیا رفت.
🎤با روحیاتی که محمدحسین داشت، فکر میکردید یک روزی با شهادت از این دنیا برود؟
🎙این بچهها (هر چهار پسرم) در وادی شهید و شهادت هستند. خصوصاً محمدحسین که وارد سپاه شده بود و در واقع راهی را شروع کرد که احتمال شهادتش میرفت. آن خاطرهای که قبلاً عرض کردم در مورد نپوشیدن لباس مشکی در صورت شهادت هر کدام از بچهها، به خاطر این است که در خانواده ما چنین جوی وجود داشت و خودمان را برای چنین روزهایی آماده کرده بودیم.
🎤پسرتان در چندمین روز از جنگ تحمیلی رمضان به شهادت رسید؟
🎙سه روز بعد از شروع جنگ و شهادت حضرت آقا بود که محمدحسین به شهادت رسید و به رهبر شهیدش پیوست. پسرم پای لانچر شهید شد و از چند و، چون شهادتش خیلی خبر نداریم. ۱۲ اسفند که محمدحسین به شهادت رسید، ما از قبل خودمان را آماده شنیدن این خبر کرده بودیم. چهار روز مانده به شهادتش، برادر شهید خواب دیده بود که محمدحسین شهید شده است. یک روز قبل از شهادتش هم خودم خواب دیدم که مقام معظم رهبری شهید شدهاند و دارند به سمت بالا اوج میگیرند. پرسیدم آقا کجا دارید میروید؟ گفتند که دارم میروم کربلا. خوب که نگاه کردم دیدم چند نفر دیگر دور ایشان حضور دارند. با دقت به آن جمع نگاه کردم و محمدحسین را بینشان دیدم. فردای همان روز پسرم به شهادت رسید و خبر شهادتش را در مسجد چهارده معصوم علیهم السلام قم به ما اطلاع دادند.
👇👇👇