13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبرنگار زن که در زمان جنگ با اسیرا توی اردوگاه عراق مصاحبه کرده ، پیداش کردن و آوردنش ایران و با همان بچهها ملاقات کرده
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃♦️چریک مبارز مسلمان...
روایت حضرت آقای شهیدمان از ۱۴سال مبارزه مخفیانه یک چریک مبارز مسلمان به نام سید علی اندرزگو
🗓دوم شهریور سالروز شهادت
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹انتقاد شهید لاجوردی از لیبرالیسم فوکول کرواتی و روشنفکران غربزده
🌹خدایا با تمام وجودم به این انقلاب عشق میورزم وبه همان مقدار که دوستدار انقلابیونم،نسبت به حامیان ضدانقلاب نفرت دارم
👆برشی از وصیتنامه شهید لاجوردی
🌹شهادت: 1شهریور ۱۳۷۷
🌹بیانات امام خامنه ای در دیدار خانواده شهید لاجوردی:
♦️این سرنوشت افتخارآمیزى که آقاى لاجوردى پیدا کردند،سرنوشتى است که مایهى حسرت و غبطهى همهى کسانى است که در این راه بودهاند
♦️ایشان از اوّلِ انقلاب تا همین شهادتشان همیشه در راه مستقیم، در صراط مستقیم حرکت کردند و ذرّهاى انحراف پیدا نکردند از طریق مستقیم و خطّ صحیح. کار را ایشان براى خدا میکرد.
♦️بعضىها در کار، ممکن است ملاحظهى وجهه را بکنند، ملاحظهى شأن و آبرو را بکنند، [امّا] بعضىها هستند که نه، این ملاحظه را نمیکنند و شهید عزیزِ ما، شهید لاجوردى، ازاینقبیل بود.
♦️آدمى نبود که ملاحظهى گفتن این و آن، وجاهت پیش این و آن را بکند، محض «خدمت» براى ایشان مطرح بود.
♦️حقیقتاً اخلاصى که ایشان داشتند، خیلى اخلاص بالایى بود
📝اول شهریور سالروز شهادت
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 برشی از مستند «روایت فتح» با صدای آسمانی شهید آوینی
🔸اگر شیطان شما را هم بسیار اذیت میکند خوب به این صحبت های سید گوش کنید.
از خستگی تلوتلو میخوردیم،
شوخی نبود ...
بیش از ۷-۸ ساعت راه رفته بودیم.
آن هم روی صخرهها و ارتفاعات.
موقع برگشتن وقتی که بچه ها
نه نایِ حرف زدن داشتن و نه پایِ رفتن،
سرگـروهمان گفت:
«برادرا با یک صلوات در اختیار خودشان.»
همه خندهشان گرفته بود، چون دیگر
برایِ کسی اختیاری و توانی نمانده بود.
یکی از بچه ها گفت:
«برادر! اگر در محاصرهٔ دشمن بودیم
چه می گفتی؟! »
و او که در حاضر جوابی کم نمیآورد،
پاسخ داد: « هیچی، می گفتم:
برادرا با یک صلوات در اختیار دشمن!»😅
#لبخندهای_خاکی
#دفاع_مقدس
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
تزریق امید در بنبستهای عملیات
و معجزه کلام شهید والامقام میثمی
روایت سپهبدشهید حاجقاسم سلیمانی
از نقـش محـوری شهید عبدالله میثمی
در ایجاد امید و روحیه میان فرماندهان
دفاع مقدس
#شهید_عبدالله_میثمی
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
برای مادرت ؛
که دلتنگ توست
همهی روزها پنجشنبه است
و همه لحظات، دردِ دوری ....
📸 اهواز ، بهشتآباد ۱۳٦٤
عکاس: محمود باقری جندابه
#مادرانه
#یاد_شهدا_باصلوات
پرسید : مـادر!
دوستداری من چطوری شهید بشوم؟
گفت: من چه میدانم که تو دوست داری
چهطوری شهید بشوی؟
ناصر گفت:
دوست دارم فوری شهید نشوم
چند ساعت توی خونِ خودم بغلطم
و درد بکشم تا رنج و سختیه
جانبازان را هم درک کنم..!!
خمپاره که آمد،
۱۱ ترکش به بدنش نشست.
وقتی رساندنش به بیمارستان،
داشت ذکر میگفت:
یا حجت بن الحسن (عج)
#حنظله_شهدای_کرمان
#شهید_سردار_ناصر_فولادی
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
دفاع مقدس
دوم شهریورماه سال ۱۳۶۴، روز شهادت سرداری از سپاهیان پاسدار حریم اسلام و انقلاب است. سردار شهید سیدکاظم کاظمی در چنین روزی همزمان با سالروز شهادت مولا و جد بزرگوارش امام محمد باقر (ع)، در حال بازدید از خطوط مقدم جبهه جنوب در منطقه طلائیه بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ دشمن بعثی به معشوق پیوست.
سرداری که حیات پربارش از کتابخانه کوچک «حر» در آرادان گرمسار تا سنگر کردستان، از لانه جاسوسی تا تشکیل واحد اطلاعات سپاه و برچیدن طومار ۷۴ گروهک چپ و از مبارزه با اشرار در سیستان و بلوچستان تا پایهگذاری «سپاه قدس»، تصویری تمامعیار از نسل تربیتیافتگان مکتب جهاد و شهادت است.
از کتابخانه «حر» تا شکنجه در کمیته ضد خرابکاری
شهید سیدکاظم کاظمی در سال ۱۳۳۶ در بخش «آرادان» شهرستان گرمسار دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران کودکی در زادگاهش، در سن شش سالگی به همراه خانواده به شهرستان گرگان نقل مکان کرد. پدرش به شغل شریف کشاورزی اشتغال داشت و سید کاظم از همان ابتدا با مشکلات و سختیهای زندگی آشنا شد و در کمک به خانواده کوتاهی نکرد.
او در خانوادهای مؤمن و متقی پرورش یافت و از همان دوران کودکی و نوجوانی اهمیت خاصی برای ادای فرایض دینی و مذهبی قائل بود. در دوران تحصیل نیز دانشآموزی کوشا، فعال و اهل مطالعه بود.
شهید کاظمی علاقه شدیدی به مطالعه کتاب داشت و از سن شانزده سالگی برایش از قم مجلات مذهبی میفرستادند. او با تشکیل کتابخانه کوچکی به نام «حر»، بسیاری از کتابهای مذهبی ممنوعه (از نظر نظام شاهنشاهی) مانند کتاب حکومت اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و رساله ایشان را همراه زندگینامه ائمه اطهار (ع) جمعآوری و در اختیار جوانان قرار میداد. در این دوران عوامل ساواک به وی مشکوک شده و به منزلشان یورش بردند و او را دستگیر کردند.
شهید کاظمی علاقه خاصی به روحانیت داشت و در گرگان با بعضی از علمای آن خطه در تماس بود و بیشتر اوقات فراغت خود را در مسجد و حوزه علمیه این شهر میگذراند.
شکنجه دوم و ممنوعیت تحصیل
در سال ۱۳۵۴ موفق به اخذ دیپلم ریاضی شد. با توجه به وضعیت جسمانی، در همان سال به نظام وظیفه مراجعه و با دریافت معافیت پزشکی از خدمت سربازی معاف گردید. سپس جهت کار و آمادگی برای ورود به دانشگاه، به تهران عزیمت کرد. ابتدا دوره کوتاهمدت نقشهکشی ساختمان را پشت سر گذاشت و بعد از آن در سازمان تربیت بدنی استخدام شد.
در این ایام از طریق یکی از دوستان، با تعدادی از دانشجویان فعال دانشگاه مرتبط بود و در فعالیتهای مخفی دانشجویی شرکت داشت، تا اینکه دومین بار توسط ساواک دستگیر شد و به مدت ۱۰ روز در کمیته ضد خرابکاری نگه داشته شد و مورد آزار و شکنجه قرار گرفت.
او با همه رنجها و مشکلاتی که متحمل شد، با جدیت و پشتکار موفق به قبولی در کنکور سال ۱۳۵۵ گردید، اما به دلیل وجود سوابق در سازمان امنیت، از ادامه تحصیل وی جلوگیری به عمل آمد.
مهندسی مکانیک در آمریکا
پس از چندی با کمک و تشویق پدر، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و موفق به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شد. بعدها از طریق دوستان قدیمی به انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا راه یافت و در فضای جدید، فعالیتهای سیاسی – مذهبی خود را ادامه داد.
با توجه به شرایط خاص خارج از کشور، او همزمان با قیام امت اسلامی ایران، در تظاهرات دانشجویی علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت میکرد و از هر فرصتی در افشای ماهیت رژیم و پخش اعلامیه بهره میجست. با اوجگیری نهضت، تمام اوقات خود را صرف مبارزه کرد که در نتیجه دوبار توسط پلیس آمریکا به دلیل همین فعالیتها دستگیر شد.
شهید کاظمی از جمله کسانی بود که در جذب و آگاه کردن جوانانی که برای ادامه تحصیل به آمریکا میآمدند، نقش مؤثری داشت. به دلیل زحمات و تلاش مخلصانه و شبانهروزی، وی را به عنوان معاون انجمن اسلامی ایالت محل زندگی انتخاب کردند که بعدها مسئولیت همین انجمن به عهده او گذاشته شد.
از نکات بارز زندگی مبارزاتی وی، بینش عمیق فکری و شناخت حرکتهای سیاسی اوست. او در کنار مبارزه با رژیم شاهنشاهی، از مبارزه با گروهکهای منحرف چپ، راست و التقاطی نیز غافل نبود و با توجه به ارتباط نزدیکی که با آنها داشت، دقیقاً به ماهیت ضداسلامی و منفعتطلبی آنان پی برد.
وی در نامهای از آمریکا خطاب به خواهر و برادران مینویسد: «مواظب گروهکها باشید، مبادا در دامان آنها بیفتید، با تمام توان از امام خمینی (ره) پیروی کنید که اسلام راستین در وجود این مرد خدا نهفته است.»
اولین سنگر مبارزه با ضد انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دوازدهم اسفند سال ۱۳۵۷، تحصیل در خارج از کشور را رها کرد و به میهن اسلامی بازگشت و با شور و شعف وصفناپذیری در خدمت انقلاب شکوهمند اسلامی قرار گرفت. در بدو ورود، همزمان با تحصیل در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به عنوان دانشجوی فعال و انقلابی شناخته میشد.
دفاع مقدس
سید کاظم در فروردین سال ۱۳۵۸ با گذراندن دوره آموزش عمومی سپاه در پادگان امام علی (ع) به عضویت سپاه درآمد و پس از اتمام دوره، با توجه به اینکه کردستان توسط ضدانقلاب دچار آشوب شده بود به نقده اعزام شد. او در این مأموریت تجربیات ارزشمندی در ارتباط با کار اطلاعاتی و مبارزه با ضدانقلاب کسب کرد و بعدها با همین تجارب، مسئولیتهای خطیری را به عهده گرفت.
جهاد در سنگر علم و آگاهی
با بازگشایی دانشگاهها، ایشان در اولین کنکور سراسری بعد از انقلاب (سال ۱۳۵۸) شرکت کرد و در رشته علوم اجتماعی (جامعهشناسی) دانشگاه تهران پذیرفته شد. یکی از همکلاسیهایش شهید عمران پستی، از بچههای انجمن اسلامی دانشگاه بود که در دوران دفاع مقدس به عنوان فرمانده گردان به شهادت رسید.
او با حضور در محیط دانشگاه، اوضاع را نامساعد یافت و احساس کرد که دانشگاه جولانگاه مشتی فریبخورده شده است؛ لذا دست به کار شد و تلاش همهجانبهای را در جهت افشای چهره گروهکهای از خدا بیخبر خصوصاً پیشگام، پیکار، توده، راه کارگر، منافقین و ... با کمک دانشجویان مسلمان و مؤمن شروع کرد.
یکی از دوستان دوران دانشجویی او نقل میکند: «در شرایطی که گروهکها با ائتلاف قبلی به منظور به دست گرفتن جو دانشگاه قصد داشتند اعضای شورای دانشکده را از طریق انتخابات مشخص کنند، ایشان با شجاعت و صلابت برخاست و با قاطعیت گفت: ما نه شما را قبول داریم و نه این انتخابات را! بدین ترتیب آنها را در به اجرا گذاشتن نقشه شوم و از قبل طراحی شدهشان ناکام گذاشت.»
در جریان اشغال لانه جاسوسی، این شهید بزرگوار با کمک دانشجویان انجمن اسلامی دانشکده، شبها تا صبح در هوای سرد اطراف جاسوسخانه بیتوته کرده و رفتوآمدها را تحت نظر داشت.
ورود به واحد اطلاعات سپاه
در نیمه دوم سال ۱۳۵۸، همزمان با شکلگیری تدریجی واحد اطلاعات سپاه، سیدکاظم کاظمی وارد واحد اطلاعات منطقه ۱۰ تهران شد. او اگرچه بیشتر وقت خود را در بخش بررسی واحد اطلاعات سپاه میگذراند، هنوز نقش نظریهپرداز اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران را هم ایفا میکرد.
یکی از جملات مهم شهید نذیر درباره چگونگی ورود به سپاه این است: «ما گزینشی و ثبتنامی نبودیم. از ما خواستند و رفتیم.»
قدم بعدی سیدکاظم کاظمی این بود که به خاطر گسترش فعالیتهای اطلاعاتی و عملیاتی، از اطلاعات منطقه ۱۰ به ستاد مرکزی واحد اطلاعات سپاه منتقل شد.
تشکیل واحد اطلاعات سپاه و انهدام گروهکهای چپ
پس از مراجعت از مأموریت کردستان، شهید نذیر با تعدادی از برادران جانبرکف و مخلص انقلاب و سپاه، واحد اطلاعات را با تشکیلات منسجمی پایهریزی کرد. او مسئولیت بخش چپ واحد اطلاعات سپاه را به عهده گرفت و مدیریت ضربهزدن به سازمان پیکار را شخصاً هدایت میکرد.
ویژگی مدیریتی او این بود که خودش نوارهای صوتی شنود گروهکها را میشنید و بخش تعقیب و مراقبت را بهطور لحظه به لحظه هدایت میکرد. به این ترتیب و با استفاده از تحقیقات میدانی، اطلاعات جامعی از گروهکها ازجمله سازمان پیکار به دست آورد.
ضربه اصلی سپاه به پیکار روز ۱۱ بهمن ۱۳۶۰ زده شد و این گروهک برای همیشه نابود شد. شهید نذیر پس از این ضربه، بررسیهای بسیار دقیقی انجام داد تا بقایای گروهک هم از بین برود.
پس از ضربه به سازمان پیکار و غیرفعال شدن تقی شهرام، اولویت اطلاعات سپاه به سازمان رزمندگان، اتحاد مبارزان کمونیست (سهند) و سپس گروه راه کارگر و چریکهای فدایی خلق (اقلیت) معطوف شد. همه این گروهکها یک به یک ضربه خورده و از رده خارج شدند.
شهید نذیر باور داشت تقی شهرام و چهرههای شبیه او در سازمان مجاهدین خلق، چپ واقعی نبودند. آنها فقط قدرت را در سازمان منافقین میخواستند، اما طبعاً مارکسیست نبودند. تحلیل حمید اشرف (از بزرگان گروه چریکهای فدایی خلق) درباره آنها درست بود که آنها را نپذیرفت و به گروه فداییان خلق راهشان نداد.
شهید نذیر میگفت: «برآورد و تحلیل حمید اشرف درست بود و اگر اینها وارد چریکها میشدند، علیه آنها هم کودتا میکردند. اینها دنبال قدرت هستند.»
ضربه مهلک به حزب توده در آستانه کودتا
شهید نذیر با مطالعه، پیگیری و بررسی اسناد مختلف، اشراف ویژهای روی گروههای چپ پیدا کرده بود. به گواه دوستان و همرزمانش، نذیر همیشه میگفت «حزب توده خطرناکترین گرایش چپ در ایران است» و چریکهای فدایی خلق و دیگر چپها آنقدرها که حزب توده خطرناک است، خطرناک نیستند. در برههای که از آن صحبت میکنیم، ۷۳ تا ۷۴ گروه چپ در ایران فعالیت میکردند.
ضربه اطلاعات سپاه به حزب توده درست در آستانه یک کودتای مخفی و عظیم که این حزب تدارک دیده بود، انجام شد و موفقیت بزرگی برای نظام اسلامی و سپاه محسوب میشد. شهید نذیر در این عملیات اطلاعاتی نقش محوری داشت و با مدیریت او، طومار حزب توده برای همیشه برچیده شد.