2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کرانه ی بی نهایت ( با صدای شهید مرتضی آوینی )
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
www.Aviny.comaviny-08.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
🎙 برش صوتی از مستند «روایت فتح» با صدای آسمانی شهید آوینی
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
۲۱ شهریور ۱۳۲۶
سالروز ولادت سید شهیدان اهل قلم، #مرتضی_آوینی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
و عجبا که آدمی زادگان
به لحاظ ظاهر همه در یک عالم واحد
میزینند، اما به لحاظ باطن هرکس
در عالمی زیست میکند که
در درون خویش بنا کرده است...❤️
-سید مرتضی آوینی♡
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 شهید آوینی از زبان خودش
🌿 ۲۱ شهریور ماه ۱۳۲۶ - سالروز تولد شهید سید مرتضی آوینی
•┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔰سالروز تولد فرزند #شهرری، سید مرتضی آوینی (سید شهیدان اهل قلم) را گرامی می داریم.
🔹تولد ۲۱ شهریور ۱۳۲۶ در #شهرری شهادت ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ در #فکه
🔹آوینی کارگردان فیلم مستند و روزنامه نگار حوزهٔ فرهنگی بود که مجموعه فیلم های مستند تلویزیونی او دربارهٔ جنگ ایران و عراق با نام روایت فتح شناخته شده است.
🔹جمله ای از #شهید:
مردمان مسافر کاروان مرگند ، اما خود نمی دانند، مرگ کاروان دار سفر زندگی است و کجاوه ثابت می نماید اما کاروان در سفر است.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
♦️واکنش جالب رهبر انقلاب پس از دیدن عکسِ قبل از انقلابِ شهید آوینی
✍️رهبر انقلاب نقل میکنند: یکی از مدیران دستگاههای فرهنگی درباره یک نفر از همین چهرههای معروفِ فرهنگیِ خوب که امروز جزو شهدای عالیمقام ماست و من خیلی به او علاقه داشتم و همیشه به دستگاههای مختلف فرهنگی توصیه میکردم که از وجودش استفاده کنید، چند عکس به من نشان داد که مربوط به قبل از انقلابِ او بود و او را در مناظری (که آن زمان برای جوانان خیلی پیش میآمد) نشان میداد. آن آقا به من گفت: بفرما! این [مرتضی آوینی] همان کسی است که شما اینطور از او تعریف میکنید! من عکسها را که نگاه کردم گفتم ارادتم به این شخص بیشتر شد، چون او در این محیط بوده و حالا اینگونه شده است؛ حتماً باید از ایشان استفاده کنید!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 ۹۰ ثانیه برای شناخت نابغه مستندسازی، شهید آوینی
🌷 سید شهیدان اهل قلم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
áÍÙå ÔåÇÏÊ ÔåíÏ Âæíäí ÇÒ ÒÈÇä ÓÚíÏ ÞÇÓãí14_Qasemi_ShahidAvini_ (2).mp3
زمان:
حجم:
20.5M
🌴 #آوینی که بود و چه کرد؟؟
📢 صوت | هنر شهید مرتضی آوینی از زبان سعید قاسمی
در این کلیپ صوتی قاسمی که خود از فرماندهان دوران دفاع مقدس بود و پس از پایان جنگ چند صباحی در تهیه مستندهای روایت فتح با آوینی همکاری داشت؛ خاطرات خود را از نحوه شهادت آوینی بیان می کند. او در هنگام انفجار مین در فکه نزدیکترین فرد به سیدمرتضی بود و حتی از ترکش های انفجار مین بی بهره نماند.
▫️ علاوه بر آن سعید قاسمی به بیان ویژگی های همشاگردی خود در دانشگاه یعنی شهید یزدانپرست (همکار نزدیک شهید آوینی که به اتفاق در بیستم فروردین 72 در مقتل شهدای فکه پرکشیدند) می پردازد. شهیدی که شاید تا کنون زیر سایه نام سید مرتضی آوینی دیده و یا شنیده نشده باشد
⚪️ تحلیل سعید قاسمی از جو وادادگی فرهنگی و دور شدن برخی از مسئولین از ارزش های جهاد و دفاع مقدس پس از جنگ - بایکوت شدن آوینی توسط شبه روشنفکران - رانده شدن او از صدا و سیما -به فراموشی سپردن حال و هوای جبهه ...
🎤تاریخ مصاحبه" فروردین92
•┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم| جهان در آستانه تحولی عظیم قرار گرفته است..
🌷شهید #سید_مرتضی_آوینی:
وقتی مومنین بر محور #ولایت اجتماع کنند، به آنچنان منبعی عظیم از قدرت دست خواهند یافت که #هیچ_نیروی دیگری در جهان با آن یارای رودررویی ندارد !!
💠 قدرت حقیقی اینجاست..!
قدرتمند ترین ارتش دنیا این است..!
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🔵 "جهان در آستانه تحولی عظیم قرار گرفته است" - این گفته شهید آوینی در زمان ما و بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی چه خوب مصداق عینی یافته است!
🌿 سالروز تولد مرتضی آوینی -- سید شهیدان اهل قلم
•┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🎞☝️ عبارت عجیبی که شهید حاج علی محمدی پور در وصیت نامه خود، خطاب به قاتلش نوشت: ✍️ ای برادر عرب ک
📜 دستخط آسمانی
🍃فرازی از وصیتنامه سردار شهید عارف حاج علی محمدی پور از دقوق آباد نوق رفسنجان:
🍃" ای برادر عرب که به دنبال من می گردی تا گلوله ات را در سینه ام بنشانی و مرا شهید کنی بدان که تو، حالا دنبال من می گردی اما روز قیامت من به دنبال تو خواهم گشت با این تفاوت که تو دنبال من می گردی که مرا بکشی و من به دنبال تو خواهم گشت تا تو را شفاعت کنم
@hdavodabadi
سه روایت از شهید آوینی
روایت اول
نترسید، هنوز آنقدر کم نیاوردم که به "خاطرهسازی" روی بیاورم.
نه با شهید آوینی رفیق بودم، نه دوست، نه همکار و همرزم، که مثل ماههای آخر حیاتش، به او ظلم کنم و اشکش را دربیاورم!
منهم مثل اکثر شما، فقط او را از صدای دلنشین و نَفَس حقّش میشناختم، وگرنه او که اصلا مرا نمیشناخت.
کلا 4 بار او را دیدم.
بار اول فقط سلام وعلیک بود و بس.
بار دوم آن خاطرهی تلخ پیش آمد.
بار سوم هم، چندروز قبل از شهادتش، توفیقی شد با او همنشین و همصحبت شوم و باهم دیداری داشته باشیم با پیرمردی که ...
بار آخر هم زیر تابوتش بود و حضور آقا ...
خاطرهی اول: مظلومیت آقا سیدمرتضی آوینی
صدایش خیلی دلنشین و آرامبخش بود. بهقول آن عزیز دل:
"حتی اگر از عملیاتی ناکام و شکست خورده برنامه میساخت و سخن میگفت، همچنان شیرینی فتح را در ذائقهی خود احساس میکردیم."
خیلی دوست داشتم صاحب آن صدای زیبا را بشناسم و ببینم.
فکر کنم پاییز 1371 بود، ولی هنوز آتش حملهها، آنچنان پرحجم نشده بود.
هنوز حاجآقا "زم" ـ رئیس آن روز پالایشگاه و حوزهی هنری و میلیاردر و قهوهخانهدار و ... امروز ـ آوینی را از حوزهی هنری اخراج نکرده بود.
هنوز روزنامهی "سه قطره خون" مسیح ـ مثلا روزنامهی جمهوری اسلامی ـ دست به تکفیر سید نزده بود و به هزار ویک اسم و عنوان، علیه او بیانیه صادر نمیکرد.
هنوز قهرمان رالی کامیونرانی کانادا، "محمد هاشمیرفسنجانیبهرمانی" رئیس وقت جعبهی جادو، دستور ممنوعیت پخش روایتفتح و بهخصوص صدای او را از تلویزیون، نداده بود.
دم غروب بود که با دو سه تا از دوستان اهل ادب و هنر! روی تختهای حیات حوزهی هنری نشسته بودیم و چای سر میکشیدیم.
از دور کسی پیدا شد که با دیدنش خیلی ذوق کردم. دومین باری بود که میدیدمش. چندروز قبل، همینجا برای اولینبار دیده بودمش.
جلو که آمد، طبق عادت، با همه سلام و احوالپرسی کرد. به ما که رسید، به احترامش برخاستم و با لبخند، با او دست دادم. بغل دستیام اما، همچنان دودسیگار از همهی سوراخهایش بیرون میزد، برنخاست و در برابر سیدمرتضی آوینی که دستش را دراز کرده بود، با بیاهمیتی فقط دست داد، ولی رویش را برگرداند.
سید، چندقدمی دور نشده بود که مثلا دوست ما، شروع کرد به هَتّاکی و هر چه فحش ناموسی از دهان ناپاکش خارج میشد، نثار سید کرد. هر چه گفتم:
ـ مرد مومن، اگه حرفها و نظراتش رو قبول نداری، به خودش فحش بده. به ناموسش چیکار داری.
که او وقتی دید من ناراحت شدهام، لج کرد و بدتر و رکیکتر فحش داد.
وقتی فروردین 1372 سیدمرتضی در بیابانهای فکه رفت روی مین و آسمانی شد، یکی از اولین کسانی که در وصف سیدمرتضی زور زد و مقاله نوشت، همو بود.
وقتی دیدم عکسی بزرگ از سید در اتاقش زده و دربارهی وَجَنات و حَسَنات سید منبر میرود، یاد آن غروب تلخ افتادم و فقط سوختم.
حمید داودآبادی
👇👇👇