eitaa logo
دفاع مقدس
5.5هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
20.5هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌷 شهیدان «محسن الله داد» و «ناصر فرج الله» ، از یاوران شهید چمران در ستاد جنگ های نامنظم - اوایل جنگ 📆 دهم شهریور ۱۳۶۰ – سالروز شهادت «محسن الله داد» ، همرزم شهید دکتر چمران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇👇
📷 سمت راست تصویر: شهید «محسن الله داد» در حال هماهنگی و هدایت نیروها از طریق بی سیم - اوایل جنگ - جبهه جنوب ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🌷 «محسن الله‌داد» ، همرزم دکتر چمران ▫️در خارج از کشور تحصیل می کرد. با آغاز جنگ تحمیلی، دانشگاه را رها کرد و به ایران آمد و به جبهه خوزستان رفت. او به گروه ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران پیوست و همواره یار و مددکار چمران بود. پس از شهادت چمران به تهران آمد و وقتی شنید که عملیاتی در منطقه شحیطیه در مسیر الله اکبر به بستان در جریان است، خود را به جبهه جنوب رساند. سرگرد فرتاش درباره «محسن الله داد» چنین می‌گوید: وقتی پیش من آمد گفت: خواب دیده‌ام شهید چمران یک چشم ندارد. من همان چشم او هستم، آمده‌ام که پیش او بروم من که با شهادت ده‌ها نیرو بعد از فقدان دکتر مواجه بودم با التماس گفتم که خواهش می‌کنم از این حرف‌ها نزن! ما این روزها شهید زیاد داده‌ایم به همین خاطر در جریان عملیات، الله‌داد را پیش خودم در محل ستاد عملیات نگه داشتم تا اینکه خبر دادند نیروهای ما در درگیری با دشمن، زیر آتش شدید قرار گرفته و در حال عقب نشینی، تلفات سنگینی داده‌اند. محسن با اصرار از من خواست که او را برای عقب کشیدن نیروها بفرستد و ایشان در جریان عقب آوردن نیروها با ترکش توپخانه ارتش صدام در ۱۰ شهریور ۱۳۶۰ به شهادت رسید🕊🕊 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس 👇👇
🌷 👆📷 شهید «ناصر فرج الله»؛ از دیگر دوستان و‌ همرزمان دکتر چمران ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 💠 رابطه دکتر چمران با تیپ‌های داش مشدی یک بچه محل داشتیم بنام ناصر فرج‌الله، ایشان موتور سوار بود،آقای چمران از او خوشش آمده بود.یکروز جلوی مسجد صفاری ایستاده بودیم ناصر بشوخی به دکتر گفت؛ مردش هستی با موتور بیایی جنوب؟دکترگفت هستم،سوار ترک موتور شد وتا اهوازرفتند.چمران طوری با اطرافیانش برخورد میکرد که انسان احساس خودمانی وصمیمیت با او داشت.و داش مشدی‌های تهران هم که مرام شناسند شیفته ومریدش شده بودند. جاذبه دیگر او که همه را جذب خودش کرده بود اینکه پای کار بود و همپای نیروی عادی می‌دوید و همه جا میرفت. چاز آن تیپ فرماندهانی نبود که عقب بایستند و نیرورا جلو بفرستند.بلکه گاهی خودش از نیرو جلوتر بود.وقتی می‌گفتیم آقا دشمن یک خط در رقابیه ویا در دب حردان زده وآماده هجوم است،می‌گفت باشد فردا برویم تا ببینیم خودش می‌آمد خط موقعیت را می‌سنجید و اگر لازم بود بهمراه نفرات معدود همراهش بدرون جبهه دشمن نفوذ میکرد هرجور آدمی دوروبر چمران بود ارتشی، بسیجی، داش مشدی و...طبع بلند وسعه صدر عجیبی داشت جاذبه دیگر چمران که همه را جذب خودش کرده بود این بود که پای کار بود و همپای نیروی عادی می‌دوید و همه جا می‌رفت.از آن تیپ فرماندهانی نبود که عقب بایستند و نیرورا جلو بفرستند تعدادی از جاهل هایی که بجبهه آمده بودند بدلیل اینکه با فرهنگ نماز آشنا نبودند هنگام نمازجماعت با کفش بنماز می‌ایستادند.اما همین افراد در شکار تانک‌های دشمن بسیار مؤثر واقع شدند و ۱۷نفر از همین‌ها بشهادت رسیدند راوی:ابوالفضل کاظمی
مرد میدان علم و عمل بود .... زمستان ۱۳۵۹ ، جنوب سوسنگرد دکتر چمران در حال رصد کردن دشمن از پشت خانه‌های روستای مالکیه در جلوی تصویر شهید ناصر فرج‌الله دیده می‌شود.
⌛️به سالروز آغاز جنگ تحمیلی ۸ ساله نزدیک می‌شویم 🔴 نبردی که صدام عفلقی، دیکتاتور عراق، با پشتیبانی استکبار بر علیه ملت ایران آغاز کرد ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ آنچه در زیر می‌آید: گفتگوی ۲۲ قسمتی با «سپهبد عبيد محمد الكعبي» از فرماندهان ارتش بعث عراق است 👇👇
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا