🔺جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
🎙گفتوگوکنندگان:
کوین ام. وودز ویلیامسون، مورای، الیزابت ای. ناتان
تاریخ: ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹م [۲۱ آبان ۱۳۸۸ش]
✍ معرفی ژنرال عبید محمد الکعبی
سپهبد سابق نیروی دریایی عراق، عبید محمد الکعبی، در سال ۱۹۶۲م [۱۳۴۱ش] مدرک کارشناسی علوم نظامی را از دانشکده نظامی بغداد اخذ کرد. وی در سال ۱۹۶۴م [۱۳۴۳ش] به نیروی دریایی عراق پیوست و در طول خدمت، بهتدریج در این نیرو ارتقاء یافت.
دورههای آموزشی خارجی:
- مصر: آموزش جنگافزارهای زیرآبی (۱۹۶۸م [۱۳۴۷ش])
- هند: دوره علوم دفاعی در دانشکده ستاد (۱۹۷۲م [۱۳۵۱ش])
▪︎سوابق مسئولیتی:
- رئیس اداره آموزش نیروی دریایی (۱۹۷۸م [۱۳۵۶ش])
- معاون عملیات نیروی دریایی (۱۹۸۰م [۱۳۵۹ش])
- فرمانده نیروی دریایی عراق (۱۹۸۲م–۱۹۸۷م [۱۳۶۱–۱۳۶۶ش])
- رئیس دفتر وزارت دفاع (۱۹۸۷م [۱۳۶۶ش])
- مشاور ارشد وزارت دفاع تا سال ۲۰۰۳م [۱۳۸۲ش]
▪︎گفتوگوی راهبردی
وودز: ژنرال، میدانم که اکنون با دولت عراق همکاری دارید. ممکن است درباره ماهیت این همکاری برایمان توضیح دهید؟
الکعبی: بله، در موضوعاتی مانند مرزهای عراق و کویت و حقوق دسترسی به آبراهها، مشاور دولت هستم. عراق در رابطه با اروندرود مشکلات پیچیدهای با ایران و کویت دارد.
وودز: مشکل عراق با کویت چیست؟ مگر گذرگاههای آبی عراق از طریق جزیره بوبیان قابلدسترسی نیستند؟
الکعبی: بسیاری از کشورهایی که دسترسی محدودی به آب دارند، باید از نقاط مشترک بدون ادعای مالکیت استفاده کنند. نیازی نیست حیطه دسترسی یکدیگر را زیر نظر بگیرند؛ اما کویتیها ممکن است بهانههایی داشته باشند. اعتماد سابق بین دو کشور، این بار به دلایل روشن، وجود ندارد.
وودز: هدف ما بررسی تاریخ راهبردی و عملیاتی جنگ ایران و عراق است. تمایل داریم بدانیم:
- طرحهای عملیاتی و فرایندهای تصمیمگیری نیروی دریایی عراق چگونه بودهاند
- همکاری بین نیروهای دریایی و هوایی عراق
- تحلیل توانمندیهای دریایی ایران، ابتکارات موفق و اشتباهات آنها
- تجربههایی مانند عملیات پشتیبانی از فاو در سال ۱۹۸۸م [۱۳۶۷ش]
- جنبههای اقتصادی جنگ، بهویژه "جنگ نفتکشها" در خلیج فارس
- روابط بین فرماندهان ارشد دریایی و دولت بغداد
- شناسایی فرماندهان کارآمد و ناکارآمد
تاریخ صرفاً نباید بازگویی حقایق باشد؛ ما به دیدگاه شخصی و تجربی شما نیز علاقهمندیم. اگر پرسشهای ما کامل نیست، خوشحال میشویم که شما آنچه را از قلم افتاده، مطرح کنید.
الکعبی: مقالهای را بهصورت فصلبندیشده تنظیم کردهام و پیشنهاد میکنم گفتوگو بر اساس همان فصول پیش برود. اگر بعداً پرسشهایی باقی ماند، میتوانیم دربارهشان گفتوگو کنیم.
▪︎محورهای مقاله به ترتیب عبارتند از:
- اهمیت اقتصادی، راهبردی و سیاسی خلیج فارس
- صحنه عملیاتی و اهداف راهبردی
- ماهیت و مقایسه نیروهای دریایی عراق و ایران
- جنگافزارهای دریایی در آغاز جنگ
- راهبرد دریایی عراق
- درگیریهای اروندرود
- حملات به مسیرهای کشتیرانی شمال خلیج فارس
- حملات به جزیره خارک، نفتکشها و میادین نفتی
- بازسازی و آینده نیروی دریایی عراق
آمادهام درباره اهمیت اقتصادی، سیاسی و راهبردی دریاها و اقیانوسها گفتوگو کنیم.
ادامه 👇👇
🔻با ما همراه باشید
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ مورای: میتوانید قدری دربارهٔ روند شکلگیری نیروی دریایی عراق توضیح دهید؟ منابع اطلاعاتی چندانی از دوران پادشاهی و سلطهٔ بریتانیا در این زمینه وجود ندارد. عراق چه زمانی توجه بیشتری به منافع راهبردیاش در حملونقل دریایی از طریق خلیج فارس نشان داد؟
کعبی: این توجه از دوران عبدالکریم قاسم آغاز شد؛ زمانی که او قراردادی با اتحاد جماهیر شوروی برای خرید ۱۲ قایق اژدرافکن و ۳ ناو ضدزیردریایی امضا کرد. پس از آن، حزب بعث که در سال ۱۹۶۸ [۱۳۴۷ش] به قدرت رسید، قرارداد جدیدی برای خرید ۱۲ قایق موشکانداز با شوروی منعقد کرد. هر کدام از این قایقها ۴۱ متر طول داشتند و به چهار موشک استایکس کشتیبهکشتی و دو توپ ۳۰ میلیمتری در پاشنه مجهز بودند.
مورای: نخستین افسران نیروی دریایی عراق از چه رستهای بودند؟
کعبی: از رستهٔ توپخانهٔ نیروی زمینی انتخاب شدند.
وودز: افسران مصری آموزش اولیهشان را برعهده داشتند، درست است؟
کعبی: بله. اما برای آموزش تخصصی فرماندهان و خدمهٔ قایقهای موشکانداز، آنان به روسیه اعزام شدند. با آغاز جنگ، تجهیزات ما شامل موارد زیر بود:
- ۱۲ قایق موشکانداز
- اسکادرانی از بالگردهای سوپر فرلون مجهز به موشکهای اگزوسه ۴۰ میلیمتری
- دو آتشبار موشک ساحلی کرم ابریشم
- ۶ قایق گشتی، ۵ مینروب، ۴ کشتی آبیخاکی
- یک هنگ توپخانهٔ ۱۳۰ میلیمتری و یک تیپ دریایی
در میانهٔ دههٔ ۱۹۸۰ [دههٔ ۱۳۶۰ش]، تیپ دومی هم تشکیل شد و امکانات آمادیِ پشتیبانی تکمیل شد. در سال ۱۹۸۰ [۱۳۵۹ش] شمار کارکنان نیروی دریایی حدود ۲۰ هزار نفر بود.
وودز: با نگاه به گذشته، وضعیت آموزش و آمادگی این نیرو پیش از جنگ چگونه بود؟
کعبی: تمرینات منظم دریایی داشتیم و خدمهٔ قایقها بسیار ورزیده بودند.
وودز: آیا تا آغاز جنگ، پشتیبانی فنی شوروی ادامه داشت؟
کعبی: بله، ولی پس از آغاز جنگ این خدمات قطع شد.
مورای: با شروع عملیات نظامی در سپتامبر ۱۹۸۰ [شهریور ۱۳۵۹ش]، ناکارآمدی طرحریزی نظامی عراق آشکار شد. آیا در طرحهای اولیه استفاده از نیروی دریایی پیشبینی شده بود؟
کعبی: خیر، از دید فرماندهی عالی، نیروی دریایی ضعیفترین حلقه در میان نیروهای مسلح بود. بیشتر مأموریتهای اولیهاش حالت دفاعی داشت.
وودز: یعنی مأموریت اصلیاش دفاع از تأسیسات، پایش تحرکات دشمن و جلوگیری از پیادهسازی نیرو بود، درست است؟
کعبی: دقیقاً. وظایف ما محدود بود و فرماندهی کل انتظار فعالیت چشمگیری از ما نداشت.
وودز: احتمالاً چون فرماندهان عالیرتبه همگی از نیروی زمینی آمده بودند، آشنایی خاصی با عملیات دریایی نداشتند.
کعبی: کاملاً درست است. ستاد مشترک ارتش و معاونانش تقریباً هیچ دانشی در این زمینه نداشتند و علاقهای هم به یادگیری نشان نمیدادند.
وودز: البته همانطور که اشاره کردید، فرهنگ دریایی در عراق سابقهٔ چندانی ندارد.
کعبی: بله، اساساً فرهنگ دریایی در جامعهٔ عراق جایگاهی نداشت.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۳
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ مورای: با توجه به اینکه فرماندهان ارشد نظامی عراق شناخت چندانی از نیروی دریایی نداشتند و تمایلی به یادگیری هم نداشتند، آیا صدام نیز چنین نگرشی داشت؟
کعبی: صدام فردی زیرک بود. پس از آنکه دریافت نیروی دریایی قادر به انجام چه عملیاتهایی است، به این نیرو علاقهمند شد. من که عضو فرماندهی عالی نیروهای مسلح عراق بودم، میدانم که خود صدام شخصاً به توانمندیهای نیروی دریایی پی برد. به همین دلیل این نیرو به شکلی خوداتکا عمل میکرد و تقریباً مستقل بود؛ هیچکس در امور آن مداخله نمیکرد. نیروی دریایی خودش مشکلاتش را حل میکرد، عملیاتها را طراحی و اجرا مینمود.
وودز: از اواخر ۱۳۵۷ تا آغاز جنگ در ۱۳۵۹، آیا ایرانیها در دریا نیز شما را تحریک میکردند؟ بهطور کلی، رویکرد آنان نسبت به نیروی دریایی عراق تهاجمی بود؟
کعبی: درگیریها عمدتاً در مرزهای زمینی رخ میداد. البته تنشهایی در دریا هم وجود داشت، اما هیچ تبادل آتشی صورت نمیگرفت.
وودز: در تابستان ۱۳۵۹، درباره طرحریزی جنگی عراق با سه ژنرال دیگر—حمدانی، طرفه و مگی—صحبت کردیم. آنان به جلسهای در تیرماه اشاره داشتند که در آن درباره احتمال جنگ با ایران بحث شده بود. آیا نیروی دریایی نیز در آن جلسه نمایندهای داشت؟
کعبی: در آن زمان رئیس اداره آموزش نیروی دریایی بودم و چند ماه بعد به معاونت عملیات منصوب شدم. زمانی که فرمانده نیروی دریایی بودم، بحثهایی درباره احتمال جنگ با ایران مطرح بود و من نیز در آن مباحث مشارکت داشتم. جلسه مورد اشاره در اداره طرحریزی وزارت دفاع برگزار شد و افسران زیادی از نیروهای سهگانه عراق در آن شرکت داشتند.
وودز: منظورم دقیقا پیش از آغاز جنگ است. آیا درباره اینکه اگر عراق وارد جنگ با ایران شد، چه اقدامی باید صورت گیرد، با همتایانتان گفتوگو داشتید؟ یا چون نیروی دریایی مستقل بود، بهطور جداگانه روی راهبردها فکر میکردید؟
کعبی: تا جایی که به نیروی دریایی مربوط میشد، پیش از آغاز جنگ هیچگونه طرحریزی جدی انجام نشده بود.
مورای: به نظر میرسد که نیروی زمینی عراق نیز در زمینه طرحریزی بلندمدت و درک ضرورتهای یک جنگ طولانی، وضعیتی مشابه نیروی دریایی داشت. درست است؟
کعبی: بله، در آن زمان مشاهده میکردم که سطح طرحریزیها حتی در نیروی زمینی هم پایین بود. برای مثال، زمانی که تجاوز به ایران آغاز شد، نیروهای زمینی هیچ نقشه بهروز و دقیقی در اختیار نداشتند.
وودز: شما که پیش از جنگ از افسران نیروی دریایی بودید، آیا اساساً به احتمال وقوع جنگ با ایران فکر کرده بودید؟ نگرانیهای اصلیتان چه بود؟
کعبی: آن زمان رئیس اداره آموزش بودم. بیشترین نگرانی ما مربوط به قایقهای موشکانداز جنگی ایرانی بود. ایرانیها شش فروند از این قایقها داشتند و برای خرید ۱۲ فروند دیگر نیز با فرانسه قرارداد بسته بودند. این قایقها به موشکهای آمریکایی هارپون (Harpoon) مجهز بودند که بردشان بسیار بیشتر از موشکهای استایکس ما بود. البته در ادامه جنگ، با افزایش حجم سوخت موشکهای استایکس، توانستیم برد آنها را به حدود ۵۴ کیلومتر افزایش دهیم.
وودز: چه اصلاحاتی بر روی موشکهای ساخت شوروی انجام دادید؟
کعبی: کشف هدف راداری وابسته به ارتفاع، اندازه و فاصله هدف با سامانه هدفياب است. بین ماههای بهمن تا شهریور سال بعد، برد راداری در خلیج فارس بهدلیل پدیدهای ناشناخته تقریباً دو برابر شد. همچنین انحنای کف خلیج فارس کمتر از سایر نقاط است که همین ویژگی نیز باعث افزایش برد راداری میشود.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۴
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ مورای: گفتید سطح آموزش خدمه قایقهای موشکانداز عراق بالا بود. آیا در آن دوره خدمه قایقهای موشکانداز ایران هم آموزش میدیدند یا مانند نیروی زمینی ایران، دچار فروپاشی و تخریب دوران امام خمینی شده بودند؟
کعبی: نیروی دریایی ایران پس از انقلاب تغییری نکرده بود. حکومت ایران برخی از امیران نیروی زمینی را پاکسازی کرده بود، اما بسیاری از افسران نیروی دریایی در سمتهای خود ابقا شدند.
مورای: آموزشهایتان با همان روشهای پیش از جنگ انجام میشد؟
کعبی: بله، البته در این دوره تمرینهای زیادی هم داشتیم.
وودز: آیا با کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس، مثلاً کویت یا سایر کشورهای منطقه، در زمینه آموزش دریایی همکاری داشتید؟
کعبی: ابداً. هیچکس به ما کمک نمیکرد.
وودز: چرا فکر میکنید در آن دوره هیچ کشوری با شما همکاری نکرد؟
کعبی: کویتیها نمیخواستند خودشان را با ایران درگیر کنند. از ایران میترسیدند و تصور میکردند این کشور میتواند بهراحتی بر عراق غلبه کند.
وودز: اگر بخواهیم طبق پیشنهاد شما، بحث را بر اساس مقالهتان ادامه دهیم، ما آن مقاله را مبنای گفتگو قرار میدهیم.
کعبی: در آن مقاله، نیروهای دریایی دو کشور را از نظر جنگافزارهایی که در اختیار داشتند مقایسه کردهام. برد موشکهای هارپون آمریکاییِ ایران حدود ۹۰ کیلومتر بود، در حالی که برد موشکهای روسی استایکس (SS-N-2 Styx) ما تقریباً ۴۰ کیلومتر بود.
مورای: کیفیت تجهیزات الکترونیکی موشکهای استایکس روسی از موشکهای هارپون آمریکایی پایینتر بود؟
کعبی: موشکهای استایکس ما از نظر فناوری و برد از هارپون پایینتر بودند، اما سر جنگی موشکهای روسی بزرگتر بود. توپهای نصبشده بر روی قایقهای دو کشور نیز متفاوت بودند. حداکثر قطر لوله توپهای قایقهای عراقی ۳۰ میلیمتر بود، در حالی که قایقهای ایرانی در پاشنه به یک توپ ۷۶ میلیمتری و در جلو به یک توپ ۴۰ میلیمتری مجهز بودند. بنابراین از این لحاظ قایقهای ما ضعیفتر از قایقهای نیروی دریایی ایران بودند. همچنین ایرانیها تعداد زیادی کشتیهای گشتی و هواپیماهای تجسسی اوریون (P-3 Orion) در اختیار داشتند.
وودز: نیروی دریایی عراق برای عملیات پایش از چه تجهیزاتی استفاده میکرد و چگونه دید عملیاتیتان را در این مأموریتها توسعه دادید؟
کعبی: در آغاز جنگ، اجرای عملیات پایش در خلیج فارس برایمان دشوار بود، چون هیچ طرح تدوینشدهای در این زمینه نداشتیم و نیروی هوایی عراق نیز تجربهای در پرواز بر فراز آبها نداشت. البته این مربوط به زمان شروع جنگ است. اما بعدها نیروی هوایی عراق بهتدریج توانایی پرواز در عمق خلیج فارس را افزایش داد.
مورای: آیا در سال ۱۹۸۰ میلادی (۱۳۵۹ شمسی) نیروهای دریایی و هوایی عراق با یکدیگر همکاری داشتند؟
کعبی: خیر، هیچگونه همکاری میان آنها وجود نداشت.
مورای: آیا این همکاری در طول جنگ گسترش یافت؟
کعبی: در نوامبر ۱۹۸۰ (آبان ۱۳۵۹)، درگیری شدیدی میان نیروهای دریایی ایران و عراق رخ داد. در این نبرد، نیروی هوایی عراق نتوانست پوشش هوایی لازم را برای کشتیهای ما فراهم کند. در نتیجه، ناوهای دریاییمان هدف حملات نیروی هوایی ایران قرار گرفتند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۵
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ مورای: در نوامبر ۱۹۸۰ (آبان ۱۳۵۹)، بین نیروهای دریایی ایران و عراق درگیری شدیدی رخ داد. چرا در این نبرد کشتیهای عراقی هدف حملات نیروی هوایی ایران قرار گرفتند؟ آیا نیروی هوایی عراق قرار بود پوشش هوایی لازم را تأمین کند؟
کعبی: خیر، نیروی هوایی عراق تا اواخر ۱۹۸۲م (اواسط ۱۳۶۱ش) پوشش هوایی عملیاتها را بهطور جدی آغاز نکرده بود. تا آن زمان، ناوهای ما در معرض حملات هوایی بدون حمایت مناسب باقی میماندند.
وودز: چرا این تغییر رویه رخ داد؟ چه نهادی یا فردی زمینهساز همکاری بین نیروهای هوایی و دریایی عراق شد؟
کعبی: نیازهای مبرم نیروی دریایی باعث شد درخواستهای ما برای پوشش هوایی در جلسات مشورتی بین نیروها بیشتر شود. ما به فرماندهان میگفتیم ادامه این وضعیت ممکن نیست و بدون راهحل، توان ادامه عملیات نداریم.
وودز: آیا در بغداد کسی از نیروی دریایی حمایت میکرد؟
کعبی: بله، شخص صدام بهعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح دستور داد تا راهحلی برای همکاری پیدا کنیم. در آن مقطع، ناوهای ما در نزدیکی ساحل و بین دو پایانه نفتی مستقر بودند و فقط شبها امکان عملیات داشتیم تا از حملات هوایی ایران در امان بمانیم.
کعبی (ادامه): شرایط سخت بود. خلبانهای بالگردهای ما آموزش کافی برای عملیات بر سطح دریا ندیده بودند. بالگردها هم فاقد سامانههای تشخیص دوست از دشمن بودند و گاهی کشتیهای خودمان هدف قرار میگرفتند. در آغاز جنگ هیچ نوع هماهنگی بین نیروی دریایی و اداره بنادر عراق وجود نداشت.
مورای: سفارش خرید موشکهای اگزوسه فرانسوی برای تجهیز بالگردهای عراق از چه زمانی آغاز شد؟
کعبی: احتمالاً از اواخر دهه ۱۹۷۰م (دهه ۱۳۵۰ش)، شاید سال ۱۹۷۸م (۱۳۵۶ش). فرانسه این موشکها را تنها در طول جنگ تحویل داد.
مورای: بدون پوشش هوایی، آیا حاضر بودید بالگردهایتان را در روز به پرواز درآورید؟ پرواز شبانه هم که خطرناک بود، درست است؟
کعبی: دقیقاً. گاهی مجبور بودیم قایقهایی را غرق کنیم تا از پایانهها دفاع شود. روی هر پایانه، یک گردان تفنگدار دریایی مسلح به توپهای ۵۷ میلیمتری و تیربارهای سبک مستقر میکردیم. یکی از پایانهها خورالامیه بود که ۲۰ مایل دریایی (بیش از ۳۲ کیلومتر) از ساحل فاصله داشت. دیگری ۲۵ مایل (حدود ۴۶ کیلومتر) دورتر بود. اینها را در نقشه شماره ۱۲۳۵ مقالهام مشخص کردهام.
کعبی (ادامه): بهخاطر کنترل کامل ایران بر شط العرب (اروندرود)، تردد در این آبراه ممکن نبود. قایقهای موشکانداز ایرانی از بندرهای امام خمینی و ماهشهر وارد عمل میشدند؛ کاملاً مجهز و در نزدیکی جبهه مستقر. ایرانیان بر قدرت این قایقها تکیه داشتند. ما هم با استفاده از بالگردها، واحدهای موشکی و موشکهای SS-N-2 Styx با برد ۱۰۰ کیلومتر سعی در کند کردن حرکت کاروانهای دریایی ایران به بنادر داشتیم
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۶
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: نیروی دریایی عراق یکی از آتشبارهای موشکی «کرم ابریشم» را در منتهیالیه شبهجزیره فاو مستقر کرده بود. از چه زمانی استفاده از این سامانه را آغاز کردید؟
کعبی: از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) استفاده از موشکهای «کرم ابریشم» را آغاز کردیم.
مورای: چه نوع اطلاعات و پوشش راداری در اختیار داشتید؟
کعبی: از سه ایستگاه راداری دوربرد استفاده میکردیم که تا بیش از ۱۰۰ کیلومتر را پوشش میدادند. در سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی) یک ایستگاه جدید در یکی از پایانههای نفتی مستقر کردیم. علاوهبر آن، یک ایستگاه راداری دیگر به سامانه موشکی کرم ابریشم اضافه شد. همچنین در «امالقصر» نیز یک ایستگاه راداری داشتیم که مجموعاً امکان رصد کامل بخش شمالی خلیج [فارس] را برایمان فراهم میکرد.
وودز: با اینکه امکان پوشش دفاعی بخش شمالی خلیج [فارس] را داشتید، اما نمیتوانستید در مناطق دورتری از خلیج [فارس] عملیات اجرایی داشته باشید، درست است؟
کعبی: با استفاده از قایقهای موشکانداز به بوشهر حمله کردیم. از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) به بعد، با بهرهگیری از بالگرد حدود ۲۰ فروند نفتکش را هدف قرار داده و غرق کردیم.
مورای: پس در سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی)، علاوهبر مأموریتهای دفاعی اولیه، مأموریتی تهاجمی نیز به نیروی دریایی عراق واگذار شد؟
کعبی: در آغاز جنگ، وظایف نیروی دریایی مشخص نبود و فرماندهی عالی عراق شناختی از توانمندیهای این نیرو نداشت. بنابراین مأموریتها در قالب نقش دفاعی باقی ماندند. در طول جنگ، دو ناو موشکانداز، نه فروند قایق گشتی توپدار و سامانه موشکهای «کرم ابریشم» به امکانات نیروی دریایی اضافه شدند.
مورای: قایقهای موشکانداز را از کجا تهیه کردید؟
کعبی: این قایقها را حدود سال ۱۹۸۴ میلادی (۱۳۶۳ شمسی) از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کردیم. از طریق سوریه و آبهای مجاور کویت وارد خلیج [فارس] شدند. طی جنگ هم سه سامانه راداری از چین و تعدادی مین صوتی از ایتالیا خریداری کردیم.
مورای: پس تا سالهای ۱۹۸۳ یا ۱۹۸۴ میلادی (۱۳۶۲ یا ۱۳۶۳ شمسی)، چشمانداز نیروی دریایی عراق بهتدریج گسترش یافت. آیا شخص صدام باعث این گسترش بود؟
کعبی: صدام در ابتدا متوجه اهمیت جبهه دریایی نبود؛ بهخصوص که ایران در دریا، به ویژه در جزیره خارک با پایانههای نفتیاش، منافع گستردهای داشت. ایرانیها حدود ۸۲ درصد از نفت خود را از طریق خارک صادر میکردند. بهگمانم، صدام از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) بهتدریج به اهمیت نیروی دریایی پی برد و دریافت که باید پایانههای نفتی ایران در اطراف خارک را بهعنوان اهداف اصلی تلقی کند و به آنها حمله کند. نهایتاً، رهبران عراق متوجه شدند که باید به جنگ دریایی نیز توجه کنند و در آن دوره صدام از نیروی دریایی حمایت کرد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۷
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ژنرال، ممکن است درباره راهبرد عملیاتی نیروی دریایی عراق در دوران جنگ توضیح دهید؟
کعبی: البته. پیشتر هم اشاره کردم که نیروی دریایی عراق مأموریتهای مشخصی برعهده داشت:
1. حفاظت از تأسیسات نفتی در فاو، امالقصر، مینای البکر (پایانه بصره) و خورالامیه یا اطراف آنها
2. پایش عملیاتهای نیروی دریایی ایران در بخش شمالی خلیج فارس
3. جلوگیری از پیادهشدن نیروهای ایرانی در سواحل عراق
مورای: لطفاً درباره حملات نیروهای ایرانی به پایانههای نفتی توضیح دهید. شدت عملیاتها چگونه بود؟
کعبی: دو عملیات قابل ذکر است. اولین عملیات در آغاز جنگ، در نوامبر یا دسامبر ۱۹۸۰ (آبان یا آذر ۱۳۵۹)، انجام شد. ایرانیها نیروهای خود را با بالگرد در یکی از پایانهها پیاده کردند و تلاش داشتند عملیات خرابکاری محدودی انجام دهند. دومین عملیات در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) انجام شد.
در آن زمان، من فرمانده نیروی دریایی بودم و در بغداد حضور داشتم. حوالی ساعت ۲ بامداد، رئیس ستاد نیرو اطلاع داد که پایانهای مورد حمله قرار گرفته. فوراً حرکت کردم و تا ساعت ۸:۳۰ صبح به قرارگاه نیرو در منطقه رسیدم. افسران حاضر در قرارگاه گزارش دادند که پایانه توسط نیروهای ایرانی اشغال شده است.
کعبی ادامه میدهد: هر مأموریت نیروی دریایی عراق شامل چند مرحله بود. مرحله اول از ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ تا ۲۱ نوامبر ۱۹۸۲ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۳۰ آبان ۱۳۶۱) طول کشید و ماهیتی پدافندی داشت. در این مرحله:
- پایش شمال خلیج فارس انجام شد
- از حملات نیروهای ایرانی به سواحل عراق و پیادهسازی آنان جلوگیری گردید
- حفاظت از پایانههای مینای البکر و خورالامیه صورت گرفت
- آتش پشتیبانی نیروهای زمینی در محور بصره-آبادان تأمین شد
- به کشتیهای ایرانی در آبراه خورموسی حمله شد؛ این آبراه به خرمشهر و بندر امام خمینی منتهی میشود
مورای: درباره نقش نیروی دریایی عراق در محاصره آبادان بگویید. میدانیم نیروی زمینی عراق ارتباط پادگان آبادان را از طریق خشکی قطع کرده بود و ایرانیها ناچار بودند از دریا پشتیبانی کنند.
کعبی: دو ناو آبی خاکی در بندر بصره مستقر کرده بودیم. هر کدام مجهز به دو قبضه موشکانداز کاتیوشا بودند که برای پشتیبانی نیروهای زمینی به کار میرفتند. این ناوها به اهدافی حمله میکردند که خارج از تیررس توپخانه زمینی بود.
وودز: آیا این ناوها پیش از شروع جنگ بهسازی شده بودند یا پس از آن؟
کعبی: در آغاز جنگ، همزمان با حمله به خرمشهر، بهسازی ناوها انجام شد. بنا بر درخواست نیروی زمینی مبنی بر نیاز به پشتیبانی توپخانه، پاسخ دادیم که امکان انجام این کار وجود دارد ولی ناوها تنها در شب قابل استفاده هستند.
کعبی ادامه میدهد: مرحله دوم عملیاتهای نیروی دریایی از ۲۱ نوامبر ۱۹۸۲ تا ۸ فوریه ۱۹۸۶ (۳۰ آبان ۱۳۶۱ تا ۱۹ بهمن ۱۳۶۴) ادامه داشت و ماهیتی آفندی داشت. در این مرحله، با بهرهگیری از موشکاندازهای کاتیوشا و قایقهای موشکی، به کشتیهای ایرانی در نزدیکی خارک، بوشهر و نواحی جنوبی خارک حمله میشد.
👇👇