دلتنگ؛
گاهی فکر میکنم دل، مثل پرندهایست که برای پرواز آفریده شده؛
اما ما خودمان نخ به پایش میبندیم...
دلبستگی یعنی دلات را بسپاری به چیزی که تو را بالا میبرد؛
به خدا، به حقیقت، به نوری که آرامت میکند.
اما وابستگی یعنی ترس از دست دادن،
یعنی گره خوردن به چیزی که اگر برود، تو هم فرو بریزی.
طلبگی یعنی یاد بگیری دل ببندی،
اما فقط به آنچه اگر همه عالم هم رفت،
باز بماند...
دل اگر به خدا گره خورد،
دیگر هیچ رفتنی، ویرانت نمیکند.
قاروق؛
دلتنگ؛
گاهی فکر میکنم دل، مثل پرندهایست که برای پرواز آفریده شده؛ اما ما خودمان نخ به پایش میبندیم...
گاهی دل،
نه از رفتنِ کسی میشکند،
نه از کمبودِ چیزی...
از این میشکند که
فهمیده وابسته بوده،
نه دلبسته.
دلبستگی،
دل را روشن میکند؛
وابستگی،
دل را اسیر.
و خوشا به دلی
که به خدا گره بخورد،
نه به هر چیزی که روزی
میآید و روزی میرود.
فاروق؛
دلتنگِ ایوان طلای نجف…؟🤎☕️
اینجا پناهِ دلهای بیقرار است…
جایی برای خواندن، دیدن و ماندن درفضای حرم.
دلتنگ؛
روایتگرِ عطر حرم و بوی طلبگی؛
https://eitaa.com/Del_Tang_110