هدایت شده از -چهار ساعت بمونه | گندم✨🎀
رستا از بچگی عاشق پسر عمش امیریلی هست که یه پلیس همه چیز تمامه اما هیچ وقت از طرف این مرد
جذاب و بی نهایت جدی مورد احساسی دریافت نکرده جز غیرت خرکی و گیرای سه پیچش... اما یه تصمیم بزرگ می گیره که غیرت خرکی آقا رو زنده کنه و ببینه این رگ بزرگ شده گردنش تا کجا جا داره واسه ترکیدن....
ولی ای دل غاقل کاری می کنه که امیر یل ضربتی وارد ماجرا میشه و اونوقته که..... 😂♨️
https://eitaa.com/joinchat/2125529114Cdc33bb954c
هدایت شده از -چهار ساعت بمونه | گندم✨🎀
اینجا یه سید محمد داریم آقا سرگرد سربه ریز، یه رسال داریم سلیطه، شیطون.😁
دقیقاً مثل تام و جری🐈⬛️🐭🤣
اهل محل اینا رو کفتر عاشق میدونن این هم میشه شروع کلکل و دعواهای این دوتا.
تا اونجایی که بالاخره دلو به هم میدن و عقد میکنن و آقا سیدمون میمونه با زنش که از غیرتی بودن دست هرچی مرده از پشت بسه😂
نگم از روزی که نامزد سابق اقا محمد سروکلش پیدا میشه و رستا خانوم غیرتی به همین موازات دختره رو فراری میده🙂😂😂
https://eitaa.com/joinchat/2125529114Cdc33bb954c