باز خوبه گوشهی ناخن و پوست لب هستن وگرنه باید از استرس دیوارو گاز میگرفتیم .
یه وقتها یه حسهایی توی دلم شکل میگیرن که نمیتونم حتی براشون کلمه و جمله ای پیدا کنم که بیانشون کنم!
یه لایه از احساسات که نه میشه توضیحشون داد، نه میشه نادیدهشون گرفت، دقیقا مثل ی تخته بزرگ رومه .