eitaa logo
💘دلتو بسپـار به من💘
39.1هزار دنبال‌کننده
54هزار عکس
1.3هزار ویدیو
13 فایل
منتظر دریافت پیامهاتون هستم🥰 @Sayehwahite . . . تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/2078212208C12847e46a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📺 چندتا برنامه و کارتون قدیمی بود که دیگه هیچ‌وقت مثلشون تکرار نشد... چه در گروه کودک و نوجوان و چه در گروه اجتماعی؛ 🔻 کارتون «لاندرماندر» 🔻 «پیمپا» 🔻 «تام، گربه کثیف» 🔻 «۱۲ آدم برفی» 🔻 «زمزمه گل‌ها» 🔻 «بچه‌های محله» (تله‌تئاتر) 🔻 «واتو واتو» 🔻 ویژه‌برنامه «گلاب بپاش» در ایام دهه فجر 🔻 «بارباپا» 🔻 «ماجراهای من و کلاهم» 🔻 «آقای سکسکه» 🔻 «برنامه نظم» 🔻 «بچه‌ها مواظب باشید» 🔻 «محله بهداشت» 🔻 «محله برو و بیا» 🔻 «سبزه، دوست بچه‌ها» 🔻 «پالام، پولوم، پیلیم» 🔻 «هوشیارم، بیدارم» 🔻 «من، کار و اندیشه» 🔻 مجموعه عروسکی «مثل‌آباد» 🔻 «قلی و باباعلی» 🔻 «بازی، شادی، تماشا» 🔻 «هزار برگ، هزار رنگ» 🔻 «بهترین داستان‌های دنیا» 🔻 «قصه‌های عامیانه» 🔻 «سفرهای مارکوپولو» 🔻 سریال «روایت عشق»؛ همون سریالی که ظهر عاشورا رو هم نشون می‌داد 🔻 «پاییزان» 🔻 «جدی نگیرید» 🔻 «عبدلی و اوستا» که ایام دهه فجر پخش می‌شد 🔻 «جنگ هفته» که عصرهای جمعه پخش می‌شد و بعدش فیلم سینمایی شبکه یک می‌رسید... چند سریال و برنامه دیگه هم بود که الان حضور ذهن ندارم. ببینم کی یادشه؟! پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 تجربه خونه خریدن : 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 توی نظرات خوندم که یه نفر گفته بود خونه خریدیم توی ۶ سال و بقیه گفتن محاله بدون کمک خونواده نمیشه یا با حقوق کارمندی نمیشه ولی نه محال نیست میخواستم تجربه خونه خریدن خودمو بگم چند سال پیش با وام ازدواجمون یه زمین خریدیم داخل یه روستای اطراف چندسال طول کشید و ما هرچی حقوق میگرفتیم خرج زمین کردیم و به شناج و سقف رسوندیم و خب به تورم خوردیم قیمت زمین هم یکم رفت بالا زمین رو فروختیم و تقریبا نصف بیشتر مبلغ خونه رو داشتیم سرویس طلای عروسی و حلقه هامونو فروختیم یه گردبند هم داشتم از قبل که بازم به تورم خورد و چند برابر شده بود توی این چند سال امتیاز وام مهربانی ملی رو خریدیم از یه نفر دقیق مبلغشو یادم نیست ولی حدود ۲۰۰ میلیون دستمونو گرفت دوباره از روی سند خونه پدرم وام تعمیرات گرفتیم چند صد میلیون و بالاخره تو شهرمون خونه خریدیم درسته آپارتمانه ولی متراژش به نسبت خوب بود و برای ما بهتر از مستاجری بود پول کرایه ای که قبلا میدادیم برامون موند و با یکم قرض و قوله الان فقط داریم قسط وام هارو میدیم درسته گرونیه ولی غیر ممکن نیست خونه خریدن شهر کوچیک باشی و بتونی طلا پس انداز کنی میشه البته اینم بگم با حقوق کارمندی واقعا سخت بود و ما چند سال از خیلی تفریحات و مسافرت ها و حتی لباس خریدنمون گذشتیم و خرج هارو کم کردیم تا بتونیم صاحب خونه بشیم و یکمم شانس اوردیم وخب این قضیه برای پارساله و الان شرایط کشور بدتر شده🥲 ولی بازم امیدوارم برای شماهام بهترین اتفاق ها بیوفته اگه واقعا چیزیو بخواید و براش تلاش کنید خدا هم کمکتون میکنه و غیر ممکن هارو ممکن میکنه💕🌱. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یه خاطره تلخ دارم از روزی که با ذوق رفتم خونه داداشم، ولی با یه دل شکسته برگشتم. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه خاطره تلخ دارم از روزی که با ذوق رفتم خونه داداشم، ولی با یه دل شکسته برگشتم. اون روز دلم برای داداشم تنگ شده بود. از قبل هم بهش گفته بودم میام خونشون که یه ناهاری کنار هم بخوریم و کمی گپ بزنیم. با خودم فکر می‌کردم بالاخره خونه برادرمه و می‌تونم راحت باشم، ولی از همون اول زن‌داداشم یه جوری رفتار می‌کرد که انگار از اومدنم خوشحال نیست. وقتی رسیدم، حتی درست و حسابی جواب سلامم رو نداد. نشستم توی پذیرایی، ولی اون مدام با گوشی‌اش مشغول بود و هر بار هم که چیزی می‌پرسیدم، با بی‌حوصلگی جواب می‌داد. موقع ناهار هم وقتی خواستم به داداشم از یه موضوعی بگم، وسط حرفم پرید و گفت: «حالا که اومدی، بذار ما هم به زندگی خودمون برسیم!» باور کنین همون لحظه دلم شکست. من که غریبه نبودم، خواهر شوهرش بودم و برای دیدن برادرم رفته بودم. انتظار پذیرایی آنچنانی هم نداشتم؛ فقط دلم می‌خواست با احترام باهام رفتار بشه. داداشم هم تمام مدت سکوت کرده بود. همین سکوتش بیشتر از حرف‌های زن‌داداشم ناراحتم کرد. دلم می‌خواست حداقل یه چیزی بگه تا احساس نکنم توی اون خونه هیچ جایگاهی ندارم. بعد از یه مدت بهونه آوردم که کاری دارم و باید برگردم. وقتی از خونه‌شون اومدم بیرون، توی راه اشکم سرازیر شد. نه به خاطر اینکه بهم غذا نداده بودن یا پذیرایی نکرده بودن؛ به خاطر اینکه خونه برادرم احساس غریبی کرده بودم. از اون روز به بعد دیگه مثل قبل بی‌خبر به خونشون نمی‌رم. هنوز داداشم رو دوست دارم و نمی‌خوام رابطه‌مون خراب بشه، ولی فهمیدم برای حفظ آرامش خودم هم باید یه حد و مرزی داشته باشم. آدم از غریبه انتظار محبت نداره، ولی وقتی از نزدیک‌ترین آدم‌های زندگیش بی‌مهری می‌بینه، دردش خیلی بیشتره. 💔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یه چیزی هست که مدت‌هاست دلم رو به درد آورده و اونم رفتار مادربزرگ بچه‌هام با نوه‌های دختری 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه چیزی هست که مدت‌هاست دلم رو به درد آورده و اونم رفتار مادربزرگ بچه‌هام با نوه‌های دختریشه. مادرشوهرم چند تا نوه داره، ولی همیشه حس کردم محبتش به بچه‌های پسراش خیلی بیشتر از بچه‌های دخترشه. اوایل سعی می‌کردم به روی خودم نیارم و با خودم بگم شاید من زیادی حساسم، ولی هرچی گذشت، این تفاوت رفتار بیشتر به چشمم اومد. مثلاً وقتی نوه‌های پسریش می‌رفتن خونش، از قبل براشون خوراکی و اسباب‌بازی می‌خرید، کلی ذوق می‌کرد و مدام قربون‌صدقه‌شون می‌رفت. اما وقتی دخترم با ذوق می‌رفت دیدنش، گاهی حتی سرش رو از گوشی بلند نمی‌کرد که درست و حسابی باهاش حرف بزنه. یه بار همه نوه‌ها دور هم جمع شده بودن. برای نوه‌های پسریش هدیه گرفته بود، ولی وقتی دخترم پرسید «پس کادوی من چی؟» با خنده گفت: «تو که دخترِ دختری، برو از مامانت بخواه برات بخره.» شاید برای بزرگ‌ترها این حرف یه شوخی ساده باشه، ولی من دیدم چطور لبخند از روی صورت بچه‌م محو شد. اون شب توی ماشین ساکت بود و وقتی رسیدیم خونه، آروم ازم پرسید: «مامان، مامان‌بزرگ منو کمتر دوست داره؟» با شنیدن این حرف، دلم آتیش گرفت. بچه من چه گناهی کرده بود که باید تفاوت محبت بزرگ‌ترها رو احساس کنه؟ من هیچ‌وقت از مادرشوهرم انتظار ندارم برای بچه‌های من بیشتر از بقیه خرج کنه یا هدیه گرون‌تری بخره؛ فقط دلم می‌خواد همون‌قدر که به بقیه نوه‌هاش توجه می‌کنه، به بچه‌های دخترش هم محبت کنه. بچه‌ها شاید خیلی چیزها رو فراموش کنن، ولی حس دوست داشته شدن یا نشدن رو خوب می‌فهمن. کاش بزرگ‌ترها حواسشون باشه که با یه رفتار ساده، چه زخمی ممکنه توی دل یه بچه کوچیک بذارن. من می‌تونم از بی‌محبتی ناراحت بشم و ازش بگذرم، ولی وقتی می‌بینم بچه‌م خودش رو با بقیه مقایسه می‌کنه و فکر می‌کنه دوست‌داشتنی نیست، واقعاً نمی‌دونم چطور باید آرومش کنم. 💔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 درمورد دختر خانمی که خواستگارخوب دارند بخاطر قدشون درگیرن 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام عزیزم درمورد دختر خانمی که خواستگارخوب دارند بخاطر قدشون درگیرن بنده هم دقیقاً همقد شما وهمسرم هم قد خواستگار شماست اوایل ازدواج بعضی وقتا از انتخابم پشیمون میشدم ولی هرچه زمان گذشت واخلاق ها ورفتارها ودرک وفهمی که همسرم داره رابا بقیه مقایسه کردم به شدت راضی بودم از انتخابم وخدارا شکر میکنم چون اطرافم مردهای خوش تیپ وقد بلندی رادیدم که بویی از انسانیت نبردند ویا ازلحاظ اخلاقی مشکلات زیادی دارند که جون زن وبچه شون رابه لب رسوندند به شدت اعتقاد دارم سیرت نیکو درزندگی مهمتر از صورت نیکو است حالا شما هم با چشم باز عاقلانه تصمیم بگیر اگه مهرشون به دلت نشسته وملاکهای اخلاقی وانسانی خوبی دارند انتخاب کن ان شالله خوشبخت بشین 🌹 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 دخترم با ی پسر یزدی دوست شده ماخودمون ترک هستیم 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه مهربانم خواهش میکنم پیام منو تو گروه بذار دخترم با ی پسر یزدی دوست شده ماخودمون ترک هستیم میخواستم ببینم تو گروه کسی اهل یزد هست تادر مورد رسم ورسومات عروسی و حنابندون جهیزیه وخلاصه همه رسماشون توضیح بده ممنون پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سلام سایه جان عزیز امیدوارم حال دلتون خوش باشه خواستم از رسم عروسی خودمون بگم 🍃